Release info

왕은 사랑한다 The King Loves EP 15 (barcode)
A Commentary by Mary_fall

Tags

other
Published on: 2017-08-09
Downloads: 25
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

امروز

امرزو روزيه که برادرم

درخواست ازدواج رو به خونه وزير دارايي ميفرسته

لطفا جلوش رو بگيريد

واقعا لازمه جلوش رو بگيرم؟

حس خيلي بدي دارم

ولي کاري از دستم بر نمياد

لطفا جلوش رو بگيريد سرورم

باشه ، اينکارو ميکنم

بايد برم بيرون

بله سرورم

محافظ هاي بيشتري رو همراهم بيار

بايد مثل وليعهد به نظر بيام

چي شده؟

....اعلي حضرت

اجازه اين ازدواج رو صادر کردن

اگر جلوي اين قضيه رو بگيرين به اين معنيه که دارين نافرماني ميکنين

ميدونم ايشون خيلي عصباني ميشن

رين هم اينو ميدونه

...به خاطر همين

شش روز گذشته اين دور و بر ميچرخيد

...و سعي ميکرد

خودش جلوي اين ازدواج رو بگيره واسه همين انقدر لباش رنگ پريده ست

درست ميگم رين؟

تو لازم نيست بياي ممکنه برات دردسر ساز بشه

خودم به اين قضيه رسيدگي ميکنم

ميدونم کاري درستي نيست

که سرزده چنين روزي به اينجا بيام

امري داريد سرورم؟

بايد مراسم خواستگاري امروز

و اين ازدواج رو لغو کني

...ميدونستين

ارزش اموال وزير دارايي

چقدره؟

سرورم ، اجازه اين ازدواج توسط پادشاه

داده شده

اون 4000 ويلا و مزرعه در کشور داره

هرسال 10500 کيلو گندم از اون مزرعه ها برداشت ميشه

اون 2500 خدمتگذار اطراف کشور داره

شش کارگاه اهنگري ، پنج ناوگان دريايي

که هر ناوگان

داراي 20 کشتي هست

اين ليست اموال وزير دارايي ئه

مجبور بودم خيلي سريع بررسي شون کنم

به همين خاطر ممکنه چيزايي ديگه اي هم باشه که من نميدونم

و اين ها اموالي هستن که بعد از ازدواج

به وانگ جون تعلق ميگيره

شنيدم بسياري از دارايي هاي ايشون بعد از ازدواج به وانگ جون بخشيده ميشه

ناوگان رودخانه يه سونگ

دوازده تا ويلا

و 750 کيلو گندم

کسي شمارو تهديد کرده ؟

شما الان به اندازه کافي دارايي ندارين؟

صدر اعظم؟

چطور انقدر ناگهاني حريص شديد؟

....تعداد سربازاني که در کوه يوام آموزش ميديد

زياد شده

احتمالا از پس هزينه خورد و خوراکشون بر نمياين

به هر حال

چرا شما بايد انقدر سرباز نياز داشته باشيد؟

متوجه نميشم که چرا شما دارين چنين سخنان توهين آميزي رو ميزنيد

امروز من هداياي عروسي رو به همسر آينده ام تقديم ميکنم

...به اون سربازا گفتي که

با کي بايد بجنگن؟ وليعهد

يا پادشاه؟

...سرورم چرا شما

چرا کاري ميکني که بهت شک کنم؟

کاري ميکني که احساس نگراني کنم

...به همين خاطر

ميخوام که جلوي اين ازدواج گرفته بشه

اگر دارايي هاي پدرت به اون برسه

ممکنه براي من مشکلاتي رو ايجاد کنه

ميتوني از من متنفر بشي

اما بهت توصيه ميکنم از مردي مثل اون دوري کني

ازم خواست براش آب بيارم اما وقتي برگشتم

از اينجا رفته بود

خداي من

وقتي براي اولين بار اونارو ديدم

قرار نبود هيچ وقت ديگه دوباره ببينمشون

اين کاريه که

کسي که ميخواد هويتش رو مخفي کنه انجام ميده

به هرحال

...اون زمان ها منو خوشحال ميکردن

و هم بهم آسيب ميرسوند

و باعث شد که هربار بمونم

به هر حال که قراره اونارو ترک کنم

پس يک روز ديگه هم اشکالي نداره

ميخوام بازم هيمنجوري بمونم

يک روز ديگه

فقط يک روز ديگه

هم خوشحال بودم و هم برام دردناک بود

کسي که هميشه به من لبخند ميزد

لبخند غمگيني داشت

اين باعث ميشه قلبم به درد بياد

من نبايد به دنيا ميومدم

داري ميلرزي ، يکم به من تيکه بده

و کسي که در کنارش بود

سعي ميکرد به من نگاه نکنه

وقتي من بهش نگاه ميکردم

هميشه به جاي ديگه اي نگاه ميکرد

واين باعث ميشه قلبم به درد بياد

کدوم يکي شون باعث ميشه

قبلم درد بيشتري بکشه؟

چرا

تو اينجايي؟

نزديک خونه تون بودم

از اونجا

دنبالت کردم

چرا؟

نگرانت بودم

...احساس کردم ممکنه

به جايي بخوري

يا بيوفتي زمين

بايد يه بار خودمو مينداختم زمين

دلم ميخواست ببينم چه عکس العملي نشون ميدي

نميتونستم جلوي زمين خوردنتو بگيرم

ازت خيلي دور بودم

...اما

بله؟

اون وليعهد بود

بله

به نظر مياد اون هنوز نميدونه من کيم

...نميتونم هنوز

بهش بگم

اون نميدونست من کيم

اما بازم اومد

حتما تو ازش خواسته بودي

بله

اون دوستته

بله

دوست وليعهد

تو کي هستي؟

صدر اعظم پدر منه

...پس تو

سومين پسر صدر اعظمي؟

بله

من شمارو نميشناختم

و خيلي بي ادبانه باهاتون رفتار کردم

حالا چيکار کنم؟

ما تورو فريب داديم

منو ببخشيد

معذرت ميخوام

قبلا باهم خداحافظي کرديم...پس

يه سوال دارم

تو از همون اول با من مودبانه صحبت ميکردي

حتي زماني که فکر ميکردي نديمه ام

چرا؟

...چون تو زني بودي که

ارباب من عاشقش بود

از همون اولي که تورو ديد عاشقت شد

بريم فردا برگرديم؟

شما بايد سريعا ميومدين

باشه الان ميريم خودمم داشتم ميرفتم

کار اشتباهي که نکردم؟

ميتونم سرمو با افتخار بالا بگيرم

خودت ميدوني هونگ کيو کيه

اون جونشو به خطر انداخت

تا با شورشي هايي که عيله پدرم بودن بجنگه و اونارو کشت داد

اون جونشو براي من و پدرم

به خطر انداخت

منو در بازديد از مناطق همراهي ميکرد

و وقتي من سرما خورده بود تمام شب پشت در اتاقم نگهباني ميداد

زماني که حالم خوب نبود

تا زماني که من نتوستم غذا بخورم اونم لب به غذا نزد

اون مرد محترميه که

به جايگاه هايي بالايي رسيده

چطور جرات کردي دخترشو به عنوان باج بفرستي

چرا اينکارارو ميکني؟ چرا انقدر منو از خودت نااميد ميکني؟

دير اومدي وليعهد

منتظرتون بودم

من اينجا هستم

تو از اين موضوع خبر داشتي؟

کاري که مادرت با هونگ کيو

و دخترش کرده؟

اونو با شلاق اهني شلاق زدن حتي به سختي ميتونه راه بره

داريي هاشو ضبط کرد

و الانم ميخواد اونو تبعيد کنه

معلومه که ميدونستي

شما دوتا خيلي خوب باهم کار ميکنين

حتما سرت خيلي شلوغه و داري

کارايي که مادر عزيزت بهت گفته انجام ميدي

و عروسي مردم رو بهم ميزني

به اينجا اومدم چون ميخواستم در اين باره باهاتون صحبت کنم

...ديدم که مادر

تو وجدان داري؟

فکرميکنم دارم

تو به پسر صدر اعظم ميگي

بهترين دوست خودت

فقط به خاطر اينکه بتوني اونو تحت کنترل بگيري

هيچوقت به فکر موقعيت و احساسات دوستت نبودي

شگفت زدم کرديد

شما از کي به دوستي هاي وليعهد اهميت ميديد؟

حتي درباره ش ابراز نگراني ميکنين

مادر شيطان صفت

و پسر بي رحمش

منم ميترسونيد

خيلي وقت پيش به صدر اعظم هشدار داده بودم

شما به رين چيزي گفتين؟

نه به خواهرش وقتي يکبار اتفاقي اونو ديدم

دان؟ فکر کردم

More Farsi Persian subtitles for The King in Love

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left