True Blood

True Blood

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

True BloodS03E08
A Commentary by abcsajjad
ترجمه از رپيد بازه من فقط تنظيم و اپلود كردم

Tags

other
Published on: 2012-02-11
Downloads: 31
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

."سوکي"

.بکش کنار- .خودت رو وارد قضيه نکن-

.من از نيش درازها دستور نمي گيرم

ازش دور شو .گه عوضي

.تارا"، اون زندگيش رو نجات داد"

بعد از اينکه پدرسگ نزديک بود .به کشتنش بده

.تو زنده اي. يا مسيح مقدس- اونجا همه چيز مرتبه؟-

.آره، يه کابوس ديده بود-

سوک"؟"

.يه چيزي بگو مخت جابجا شده؟

...من

.من لازمه با "بيل" صحبت کنم. تنها

که بتونه کاري که شروع کرد رو تموم کنه؟ .عمراً نه

."تارا"

.همه، خواهش مي کنم

.همه که شنيدين. بيرون

.تو از من مي ترسي

يعني حق ندارم؟

.من هيچ وقت نخواستم بهت آسيب برسونم

.نتونستم جلو خودم رو بگيرم

.مي دونم

نمي تونم کاري که کردم رو .عوض کنم

.نه، نمي توني

.نمي دونم چطور بايد ببخشمت

.مطمئن نيستم که هرگز بتونم

.ديگه خيلي زياد شده

.من تقاضاي بخشش ازت ندارم

.من نمي خوام بخشيده بشم

،از روزي که همديگه رو ديديم

.فقط مشغول دعواهاي خونين بوديم

و من هي منتظرم که تموم بشه

،و ما خوشبخت بشيم

،و زندگيمون رو با هم شروع کنيم

.مثل يه زوج معمولي

اما همچين اتفاقي هيچ وقت براي ما نمي افته، مگه نه؟

.من مي خوام تو همه ي اينا رو داشته باشي

من مي خوام تو زير آفتاب .دراز بکشي

.بچه دار بشي

.کنار يکي پير بشي

مي خوام زندگي اي رو داشته باشي .که لياقتش رو داري

.و من نمي تونم بهت بدمش

."من عاشقت هستم، "سوکي استکهاوس

.و هميشه هم عاشقت مي مونم

.من هم عاشق تو هستم

.مراقب خودت باش

:ترجمه و زيرنويس از EraZer Head

،به اين که نمي گن اتاق

.اين يه گنجه ي لعنتي يه

کجا قراره پرنده هام رو بذارم؟ !"هدلي"

تو هرگز نگفتي که زنه .قراره با ما زندگي کنه

."اون همسرمه، "تلبوت

ما ايالت "لوييزيانا" رو .بدست آورديم

فکر مي کردم بابتش .هيجان زده باشي

هيجان زده؟

مغز "فرانکلين" از روي .ملافه هاي اتاق مهمان پاک نميشه

مجبور بودم گرگنما ها رو .زير آلاچيق خاک کنم

و اون "سوکي" جنده .به "لورنا" تيرک فرو کرد

،ديگه احتياجي به هيجان ندارم .خيلي ممنون

همه چيز رو به هم ريختن، مگه نه؟

.خب، لااقل تو سالمي

.اينه که برام از همه چيز مهم تره

.همه اش حرفه

اوه، مسائل ممکنه .خيلي زود پيچيده تر بشه

متاسفانه وقتي که نبودم .کارهاي بي فکرانه اي کردم

چي کار کردي؟

.بگو ببينم

.مرشد رو کشتم

.حق اش بود

تو لعنتي عقلت رو از دست دادي؟

...مقامات هرگز تحمل نمي کنند که

.مقامات رو گاييدم

اونا نمي تونن .هيچي رو ثابت کنن

.از اين بابت مطمئن هستم

.داري مثل يه بچه ي صد ساله رفتار مي کني

!آروم باش

قبلاً يه چک نيم ميليون دلاري براي انجمن خون آشام هاي امريکا کشيدم

که باهاش از اصلاحيه ي ابلهانه ي .حقوق خون آشام ها حمايت کنن

تو نمي توني با پول خرج کردن .از همه چيز فرار کني

.البته که مي تونم !اينجا امريکاست

،عذر مي خوام که صحبتتون رو قطع مي کنم ،اعليحضرت

يه جنده ي گرگ نما تو اتاق مطالعه شماست

.برو، منم بچه داريِ زنت رو مي کنم

چي شده شيرينم؟

.اونها "کوتر" من رو کشتن

.اوه، اون مثل يه قهرمان مرد

.اون که قهرمان نبود

فقط مي خواست يه کم "وي" بترکونه .و يه کم خوش بگذرونه

.و اونا به قلبش شليک کردن

.بذار برم دنبالشون

کله هاي کيري شون رو !از جا مي کنم

.از انرژيت خوشم مياد

تو چي فکر مي کني، "نورثمن"؟

خب، من هم مثل هر خون آشام ديگه اي

.از کندن سرها لذت مي برم

،اما در اين موقعيت خاص هوشمندانه تر اينه که

ارزش بعضي سرهاي مورد بحث رو .در نظر بگيريم

منظورت اون دختره "استکهاوس"ـه؟

،آره، اون يه چيز خاصه مگه نه؟

اون به دوست پسر سابقم داده .و مجبورش کرد به نامزدم شليک کنه

.اون يه جنده است

.اما يه جنده ي خاصه

.آه، نگران نباش، عزيزم

.مي ذارم اول تو باهاش بازي کني

.برو

،با کمال احترام، اعليحضرت

،با توجه به وقايع اخير

وارد کردن "سوکي" به اين قضيه .ممکنه ايده ي خيلي خوبي نباشه

خب، دقيقاً به همين خاطره .که بهش احتياج دارم

من ممکنه امشب اشتباهاً .يه جنگ رو آغاز کرده باشم

"خانم "استکهاوس .مي تونه سلاح مخفي من باشه

"خب، توانايي هاي "سوکي .در بهترين حالت غير قابل پيش بيني هستن

،و مانند اکثر انسان ها .احساسات حقير بر ذهنش حکمفرماست

.من بودم بهش اعتماد نمي کردم

:هوم. سوال واقعي اينه که آيا من مي تونم بهت اعتماد کنم؟

.تو به ملکه ي خودت خيانت کردي

و حالا که اون اولاد کوچولوت رو هم آزاد کردم

از کجا بدونم که من رو هم نمي فروشي؟

چون من هزار ساله که .دنبال شما مي گردم

.يه رهبر واقعي

يکي که به حد کافي .براي متحد کردن همه ما قوي باشه

،"من اعتقاد داشتم که خالق خودم "گادريک

.همچين خون آشاميه .اما اون ضعيف بود

،اون تسليم انسانيتش شد .و به همين خاطر مرد

،قتل مرشد

بدون هيچ شکي ثابت کرد ...که جستجوي من

.بالاخره به پايان رسيده

.اون يه کار عجولانه و ابلهانه بود

.اون يه کار شجاعانه و مصممانه بود

خون آشام ها قرن هاست که براي به پا خواستنِ کسي

در برابر استبداد مقامات .مشتاق هستن

.فقط يه فرصت بهم بدين

و من بهتون نشون مي دم

.که عمق وفاداري من به شما تا چه حده

هيس کوچولوي من چيزي نگو

بابا برات يه پرنده ي خوشگل مي خره

و اگه اون پرنده برات آواز نخوند

بابا برات يه انگشتر الماس مي خره

.هوم

بابا اگه بلده اول واسه مامان .انگشتر الماس بخره

!اين جوري بهتره

و اگه اون انگشتر الماس تقلبي از آب در اومد

.بابا برات يه آينه مي خره

و اگه اون آينه بشکنه

بابا برات يه بز مي خره

."رنه"

."نگران نباش "شل

.من حسابي مواظب بچه مون هستم

.اوه، نه، تو مُردي

.اونا دفنت کردن

.مرگ هم نمي تونه من رو از پسرم جدا کنه

تو کاري که باباييت شروع کرد رو تموم مي کني

مگه نه، کوچولو؟

تو قراره درست مثل بابات .از آب در بياي

.نه

.اون هيچيش مثل تو نميشه

.از ما دور بمون

.من توي خون اش هستم، خوشگله

.اين رو ديگه کاريش نمي توني بکني

.آرلين"! بلند شو، بلند شو"

.داري خواب مي بيني، عزيزم

اوه، هيچ وقت فکر نمي کردم .دلم برات تنگ بشه، اما واقعاً شد

خيله خب. يه چيزايي هست که ،بايد بهت بگم

اما بايد بهم قول بدي که .عصباني نمي شي

جسيکا"، واسه اين چيزا" .وقت ندارم

بايد وسايلت رو جمع کني .و هرچه زودتر بري

کجا ميريم؟

.ما جايي نمي ريم

...اما- نگام کن-

.به عنوان خالقت، آزادت مي کنم

خب، حالا ايني که گفتي يعني چي؟

.يعني پيوند بين ما شکسته شد .آزادي که بري

خب، اما، اه، اگه نخوام آزاد بشم چي؟

.نمي توني با من بموني

.خب، من هيچ جا نميرم .عمراً

.بهم گوش بده

.نه، تو بهم گوش بده

.من خون يکي رو تا آخر نوشيدم

مي دونم، گرسنه و ناراحت بودم .و يه تصادف بود

اما نمي دونستم چطور .خودم رو کنترل کنم

.چون تو هيچ وقت يادم ندادي

.نه، من بهت احتياج دارم .تو تنها خالقي هستي که دارم

!من نمي تونم مواظبت باشم

!نمي تونم ازت محافظت کنم

.من برات فايده اي ندارم

.خب، منم فايده اي ندارم

.و برام مهم نيست چي مي گي .من نميرم

.من نمي خوام ديگه تنها بمونم

.نمي خوام درباره اش صحبت کنم

.باشه

اگه لازمه برگردي به .جکسون"، مي فهمم"

.من چيزيم نميشه

سوکي"، من مي دونم که تو" خيلي سرسختي

.اما من الان تنهات نميذارم

"بعلاوه، به نظرم امشب "جکسون .زياد جاي خوبي براي موندن نيست

.طبقه ي بالا يه اتاق مهمون هست

تا هر وقت که خواستي .مي توني اونجا بموني

.يه روزي دردت کمتر ميشه

"به خودت هم درباره ي "دبي همين رو مي گي؟

اندي"، تو اينجا چي کار مي کني؟"

"حالا چون اجازه دادم "بيل بهت خون بده

More Farsi Persian subtitles for True Blood

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left