The first 200 lines.
"طبق یک افسانه ژاپنی، مردم با یک نخ قرمز متحد شده اند.
رشتهای که ما را به فردی که مقدر است تا با هم باشیم ارتباط میده
من به سرنوشت اعتقادی ندارم.
باور داشتن به سرنوشت شما را آرام می کنه، شما را متقاعد می کند که صبر کنید،
به شما اجازه میده مقاوم بشی در حالی که منتظر آینده هستید
، من نمیخوام زنجیر بکشم دنبال کسی میگردم از خودم باشه.
با این حال، من به روابط اعتقاد دارم.
اون بندها یا شاخک که شما رو متحد می کنه به کسایی که قبلا میشناختی
کشش پیوندها سفت می شوند و گاهی اوقات می شکنند
زمان و مسافت می تواند آنها را از بین ببرد.
اما، به طور غیرقابل توضیحی، برخی از آنها باقی می مانند.
چه چیزی لازم است تا ما را با افرادی که می مانند گره بزنه؟
بر اساس رمان های الیزابت بنونت
سلام سلام
- والریا فریز؟ نامه تایید شده - منم. اوه، ممنون
- خواهش میکنم. - خدا حافظ.
طلاق با توافق متقابل
کشش پیوندها سفت می شوند
و گاهی اوقات می شکنند
اما، به طور غیرقابل توضیحی، برخی از آنها باقی می مانند.
چه چیزی لازم است تا ما را با افرادی که می مانند گره بزنه؟
هی میتوانی صحبت کنی؟
جمعه
گوش کن، ما بیشتر از یه ماهه که با هم زندگی میکنیم
چرا فکر میکنی پدر و مادرت
اتاقت رو خالی نکردن؟ . فکر کنم اونا هنوز امیدوار باشن که من برگردم
فکر میکنی وقتی بهشون بگیم ازدواج میکنیم بهتر میشن؟
تو فکر میکنی مادرم امیدشو از دست میده ، تنها و داغون برگردم خونه؟
نه نمیده
زود باش پاکو رو بذار تو جعبه پاکو کیه؟
میمون من
... عشق من، یعنی … لازمه که
- پاکو با ما بیاد؟ - و پپه روی صندلی.
- هدیه ای از طرف مادرم. - پپه؟
- اره پپه.. اون خیلی خوشگله
. فقط یه دقیقه
اینا چین؟
اینا شورت شنای من هستن یه لحظه صبر کن
تو ساحل شرت هفتی میپوشی؟ از زمانی که میرفتم شنا عادت کردم
اوه، آره؟ . نمیتونم تصور کنم که اونا رو پوشیدی
خب، این خیلی بده چون من فوقالعاده به نظر میام
شکی توش نیست
تو میتونی همه چیز رو ببینی واقعا؟
می خوای اونا رو بپوشم؟ اره
پس من باید لباساتو در بیارم . اوه، خدای من
. خب، اگه بخوای میتونم کمکت کنم
پس، تو هنوز پیانو میزنی؟ . آره
! اوه خیلی با استعداد
. سلام، عزیزم
اوه
اوه... نشنیدم
جمعه
... خب، من باید بگم امسال .
واقعا در مورد بابانوئل هیجانزده هستم
! خب، باشه
چی میتونه باشه؟ چی میتونه باشه؟ چی میتونه باشه؟
. خیلی هیجان زدم
اوه!
اوه!
. اوه، خدای من
این میتونه برای من عالی باشه اشکم در اومد
چی شده؟
تو خوشت نمیاد ... آه -
. نه، نه، نه، عاشقشم این طور نیست.... این فقط
. باشه... مادر بورجا اومد پیش ما و ما رو گیر انداخت و
خب
چرا میخندی؟
یه لحظه صبر کن اصلا خندهدار نیست. . شرمآور بود
اصلا خندهدار نیست . چرا، هست
مخصوصاً وقتی که با دوتا کیر روی سرت حرف میزنی.
اگه تو خونه بود چیکار میکردی?
قرار نبود اونجا باشه
قرار بود اون بیرون باشه برای کل آخر هفته
... بایدمیرفتیم اونجا و یه سری وسایل بورجا رو جمع و جور میکردیم و
- و... - خب... دیدم مایو تنگ داره...
- اوه... - نه نه!
. ممنون که اینکارو کردی خواهش میکنم اینکارو نکن
... من دارم تصویر "بورجا" رو تو شورت تصور میکنم - فاق تنگ!
. باشه، من نمیخندم خب، "پوری" چی گفت؟
از کجا بدونم؟ . فرار کردم من دیگه به اون خونه برنمیگردم
- کارمن! - اون مادرشوهرته
الان باید بری درستش کنی
اوه، حتما! و من به اون چی بگم؟
برو اونجا و بهش بگو که پسرش رو دوست داری اره
هرچند فکر نمیکنم که اون شک داشته باشه . بعد از اون چیزی که دیده
نمیدونم چرا به شما گفتم.
خوبه همین مسیرو پیش بگیرید تا برسید به عروسی
صبر کن. بهش نگفتی در مورد عروسی
نه اوه
- وای... - احتمالا بهترین زمان نبود،
وقتی که کیرش اون تو بود
و در حال رفتوبرگشت بود ... خیلی خب
. منظورم اینه که میشه مسخرهبازی در نیاریم، لطفا؟
! بس کن احمق حالا نوبت منه! ! بس کن
جمعه
شنبه
کارمن:از مادرت چه خبر؟
بورجا:فعلا فقط دعوتش کردم
کارمن!
وای
- هی! والریا و نریا کجا هستند؟ ها
... اونا ورودی تماشایی منو خراب کردن
، نمیدونم، ولی اگه بخوای من می تونم برقصم و سوت بزنم!
واو
شنبه
خانم ها آماده اید؟
-اره اوه
با من بیا بریم
. عاشقشم شام را در تاریکی میخوریم. من ترجیح میدم که بدونم
که من دارم یه دستمالسفره یا استیک میخورم . اوه نریا
اخ - چی؟
دستم رو سوزوندم و تو هم گرفتیش
چرا؟ . اون با فر - م آتیشش زد
جدی؟ من که چیزی نمیبینم . نکته همینجاست
میزت - چطور سوختی؟
... بهش گفتم که
شنبه
جمعه
. اینم یه بشقاب دیگه. این مال توئه
متاسفم
متاسفم، متاسفم، متاسفم خوش به حال من هنوز کلیدش رو داشتم
- آره - قبول کردم ما رو بلند کردی
در روز کریسمس, اما برای ناهار درست شده?
داشتم با وال صحبت می کردم یادم رفت. بعدا بهت میگ
. ما یه مرغ سوخاری خریدیم
این شبیه ترین وعده غذایی کریسمسه که ما تونستیم پیدا کنیم، اینطور نیست، دنی؟
اره
- صبر کن، هنوز نه. - بیا دیگه! من دارم از گرسنگی میمیرم
فقط اینکه یک نفر گمشده. منظورت چیه، یه نفر؟ واقعا؟
اره اوه
بهم بگو تقصیر "سرژیو" نیست یا بالا میارم
... بذار ببینم
این هدیه هم داریم؟
اونا فقط کارای احمقانه ای انجام میدن من چیزی نیاوردم
... ببین، بابا
. باشه -. . اوه، خدای من
مطمئنا ی پسره
اینطور فکر میکنی؟ . می دونم -
اوه خدای من
بیا تو باشه
مامان
واقعا اگر گرسنه هستین الان وقت غذا خوردنه
حالت چطوره؟
چقدر غذا
جمعه
. خب، باشه برای "سانتا" مخفی آمادهای؟
! اوه آه، خانم سانتا مرموز
! بابانوئل مخفی! اوه! اوه
بابا نوئل مخفی! اوه! اوه! بابا نوئل مخفی! اوه! اوه
نزدیک بود گیر بیفتم.
زودباش
صبر کن، صبر کن، صبر کن. یه لحظه صبر کن قوانین رو یادت باشه
باید از مغازه باشه و پنج دلار
. درسته - . باشه، بیخیال
باشه من اول میرم اون منو خوشحال میکنه.. شاید
من شک داشتم که تو بودی
اوه حتما اولی هستی لولا عزیز
- اوه لطفا! - دوست داری؟
- خیلی چسبناکه - اوه خدای من.
فکر کردم شاید برای قرارهای عاشقانه شما مفید باشه
عاشقشم
فکر کنم بتونم ببرم سفر
کدوم سفر؟ چی؟
من درخواست مدتی مرخصی از کار کردم،
و من قراره برای کریسمس مسافرت کنم واقعا؟
چطور؟ کجا؟
میخوام وین رو بگردم
اوه
اره
دیگه باید زخمامو درمان کنم
هوم
و پاهام رو باز کنم ! اوه، لولا. راستش رو بخوای
. اوه، لولا مادرم به ندرت اونجا رو ترک می کنه
فکر کردی من فقط دارم میرم برای قصر سلطنتی؟ نه.
. زودباش، نوبت منه .
اوه اوه
جمعه
ممنون که آوردی...
لولا تو چرا اینجایی؟
داشتم گربههای همسایه رو چک میکردم . که از جنازه تو تغذیه نمیکردن
سرم شلوغ بود
کار،. میدونم احساس بدی داری
خیلی خب, می شناسمت. ولی وقتی زنگ میزنم می تونی جواب تلفن رو بدی
اوه باشه
اوه، فکر میکردم پیتزا ماست لولا
سلام لولا
سلام حالت چطوره؟
خوب
نوشیدنی میل داری؟
. نه، من … من خوبم، ممنون باشه
انتخاب کردی؟ هنوز نه
چی؟ ما وقتمون تموم میشه. ... فقط اینکه من واقعا می خوام ببینم
- نه نه! - ... مولن روژ . لطفا
. عاشقشم . میدونم، میدونم
همه چی داره آهنگهای دهه ۸۰ هستش
و ایوان مک گرگور، درسته؟
کاملا
زود باش بذار ببینمش، لطفا
بیا، اینو بگیر. برو باشه
فقط اومدم وینیلتو پس بدم
No comments yet. Be the first to leave one.