The first 126 lines.
آیوفیلم تقدیم میکند
بگو ببینم ، آلک . . . نظرت درباره موسیقیای که میخوام در ضیافت شب مقدس اجرا کنم چیه ؟
. یه لیست از آهنگهای مناسب هست
ولی دارم محدودترش میکنم ( لیست رو ) شما چه آهنگی دوست دارید ، کریس ساما ؟
همیشه خیلی خونسردی ، کریس ساما . ولی فکر نکنم امسال بتونی اینطوری باشی
همین که سال جدید برسه ، ازدواج تو هم نزدیک تر میشه و کلی کار سرت میریزه ، مگه نه ، کریس ساما ؟
آلان ، انقدر رو اعصاب . عالیجناب پاتیناژ نرو
. چشـــــــــــــم
! اوضاع خیلی وخیمه
. آلک ، پیشنهاد کمپانی درود رو رد کن
اینطوری ، پای اِرل داونر هم وسط کشیده میشه . ممکنه . برامون چالش برانگیز بشه اگه زمینه سازی نکنیم
. اولویت با پل روی رودخانه تِسِن هست
اِرل داونر ازمون برای استخراج آهن . درخواست بودجه کردن
. . . اِم . . . گفتم که
. ترو خدا ، یکی به من گوش بده
چی شده مگه ؟
، در رابطه با جشن شب مقدسه
یه سری چهره سرشناس از قلمرو دوک میزِرال . هم قراره به مهمانی بیان
خب چیه این قضیه مشکل داره ؟
. مثل همیشه مینتز قرار نیست بیاد
ممکنه خبره خوبی باشه ها ؟
! مبارکه ، گلن
! شوخی شم زشته ! این یعنی یه دختر با ده سال اختلاف سنی قراره بیاد
بعدشم ، مادرم خیلی از این بابت هیجان زده است . همش بهم میگه که چقدر دلش یه دختر کاوایی میخواد
اگه انقدر دلش دختر میخواد . بهتره خودش و بابا دست به کار بشن
ترمز بگیر ، گلن . لازم نیست برنامه . خانوادگیت رو توی دفتر ولیعهد شرح بدی
. گلن ، آلان ، ببندید
هاه ؟
چند وقت پیش بود که ، بانو آیزناخ داشت . از تاریخچه عشق و عاشقیه گلن به مادرم گلگی میکرد
. حالا هم داره از عواقبش زجر میکشه
وقت کمه و مسائل مهم تری . برای بحث کردن داریم
. پس آخر عاقبت زن ذلیلی اینه
شما بچهها از اون رابطه بچگیمون که بهش میگن " دوستی" چیزیش یادتونه ؟
، اگه بیای توی مرتب کردن اسناد کمک کنی . منم خوشحال میشم که بهت مشاوره بدم
. منم تا وقتی که خوش بگذره پایهام
مثل اینکه قرار دوران سختی رو به عنوان . یه خانوم سپری کنم تا دوستیه بین آقایون رو یاد بگیرم
فارق از شوخی ، یکم عجیبه که . این وقت از سال بخواد بیاد( منظورش دختره است )
. الیانا ساما ، یک نفر به ملاقاتتون اومده
. اگر اجازه بدید ،مرخص میشم
الی ، چیزی داره اذیتت میکنه ؟
. خب ، خوشحالم که همه چیز خوبه
اون " همه چیزی " که عالیجناب . . . بهش اشاره کردن
بیشتر به وضعیت مشکل سازی میخوره . که اصلا باهاش آشنایی ندارم
و راسته که نمیتونم از محکم . برداشتن قدمهام برای رشد کردن کوتاه بیام
! بابت تاخیرمون پوزش میطلبیم الیانا ساما
. لطفاً شروع کنید
الیانا ساما ، امروز برای شما . مروارید های طلایی چشم نوازی رو آوردم
و من هم جدیدترین لباس . مُد روز رو براتون آوردم
. لطفاً به این پارچهها هم نگاه بیندازید
. و همینطور اینها
! و این یکی
! این رو هم مَد نظر قرار بدید
مشکلم اینه ، کدوم یکی از . . . اینهایی که خدمه آوردن رو انتخاب کنم
الیانا ساما ، نظرتون چیه ببینید رو تنتون چه شکلی هستند ؟
نظرتون با این چیه ؟
یا شایدم این یکی ؟
این یکی به سلیقهتون هست ؟
. . . خب ، ام
. امیدوارم حال بانو خوب باشه
همینطوریش هم موندن توی کاخ تا مهمانی . شب مقدس بیش از حد خستهشون میکنه
الیانا ساما ، کدومشون مورد پسندتون هست ؟
. . . .ـِــِــِــِــِ
. اگه پیشنهادی دارید لطفاً ، در جریانم بگذارید
این طرح با گلهای تازه طراحی شده بر پایه گلهای گلایل هست ، درسته ؟
. درست میفرمایید
گلایلها ، در اسطوره شناسی گیلگای کهن . نماد عشق پاکِ الهه بودن
، از اونجاییکه اون الهه نماد کمالگرایی بود . همیشه ترجیح میداد زیورآلات و رنگ های توی چشم بپوشه
پس ، نظرتون با بازتر کردن یقه لباس مثل لباس الهه چیه ؟
و این بخش رو با یراقی از گلهای گلایل تزئین کنید ؟
! که اینطور
الیانا ساما ، لطفاً کمپانیه . ناش هم با نظراتتون مستفیذ کنید
اوی ، مگه کمپانی شما از ایشون دیروز مشورت نگرفت ؟
شما هم همینطور ، شرکت ساینس شما نیستید که همیشه از ایشون ، درباره اصالت جواهرات میپرسید ؟
! چه رویی داری تو
!خودت چه رویی داری ؟
الیانا ساما ، فکر کنم این یکی ! بیشتر به شما میاد
. من بودم این یکی رو انتخاب میکردم
! اوه نه ، قرمز روشن بیشتر بهتون میاد
الیانا ، هنوز لباست رو انتخاب نکردی ؟
با اینکه چیز جدید نیست . ولی هنوزم مایه دردسره
الیانا . نقش شهبانو کسب شهرت ، با دادن اطلاعات مفید به کمپانی ها
. یا دو دل شدن با حرفای ندیمههاش
. چشم
. اون لباس یقه باز طلایی با گلها
! بله
، از جواهرات نقره نشان مدل جدیدی هم دارید ؟
. بله ، بفرمایید اینطرف
. این خوب نیست . اینم همینطور
یعنی یه روز میتونم شبیه اون بشم ؟
. خیلی خسته شدم
! ممنون از لطفتون ! چشم انتظارتون هستیم
الیانا . تو شهبانوی بعدیه . پادشاهیه سائوسیلندی
اگه به محافظت شدن توسط کریس . . . و خوندن کتاب هات ادامه بدی
در شرایط بحرانی تری خودت رو . توی دردسر میندازی
. درسته
، همین که تاریخ عروسیتون مشخص شد . نمیگذارم که مثِ چند وقت گذشته هدر بری
همین که عضوی از خاندان سلطنتی شدی ، باید درباره دروغهای آدما
. و همینطور هنر مشاجره با دقلکارها رو
به این منظور ، فکر کنم که دیگه خیلی برای اجتماعی شدن دیر شده باشه ، خودتم میدونی ، مگه نه ، الیانا ؟
. بله ، ملکه آنریِتا
اون رو بهت گفتم . وقتی خودمون دوتاییم ، چی صدام میکنی ؟
. مادر
الیانا ، علاوه بر این بهت گفتم که . لازم نیست هر دفعه " مادر " صدام میکنی خجالت بکشی
اینجوری به نظر میرسه که مجبورت کردم ، میفهمی ؟
. بله ، عمیقاً عذر میخوام
در هر صورت ، امروز درباره یه چیز مهمی . میخوام باهات صحبت کنم
. چشم
الیانا ، تو کابوس خاکستریه پانزده سال پیش رو یادته ؟
یه طاعون بود که در شمال شرقیه سائوسیلیند . شکل گرفت و کوهی از اجساد رو به جا گذاشت
. . . که شامل مادرت هم میشد
. درسته
همونطور که میدونی ، من هم دچار این بیماری شدم . و یه مدت به دور از قصر در قرنطینه گذروندم
. . . اون زمان ، کریس توی سن هفت سالگیش بود
از اونجایی که یه وقفهای بین ، ازدواجم با ولیعهد و به دنیا اومدن کریس وجود داشت
. خیلی چیزا آدمای دورم ، دربارهاش بهم گفتن
مقصدوم رو که متوجه میشی ، درسته ؟
مشکلی که خاندان سلطنتی فعلیه سائوسیلیند ، باهاش مواجه هستند
. تنها وارث حقیقی شاهزاده کریستوفر هستند
اوه ؟
، در اصل ، همین که عالیجناب تاج رو بر سر بگذارند
، برادر کوچکتر پادشاه ، عالیجناب تئودور . حق سلطنتشون رو واگذار میکنند
. اگر چه ، برادر کوچکتر پادشاه هنوزم در جایگاهشون هستند
: در حقیقت ، صحن اشراف به سه دسته تقسیم میشوند ، آنهایی که از عالیجناب تئودور حمایت میکنند
، اونهایی که از عالیجناب کریستوفر حمایت میکنند . و آنهایی که رأیشون رو متنع نگه میدارند
شاید خود تئودور ساما هم برای دور نگه داشتن خودشون از کشمکش های
قدرت ، مسئولیت بخش بایگانی ، ضعیف ترین مسئولیت . سلطنتی در قصر ، رو قبول کردند
No comments yet. Be the first to leave one.