The first 200 lines.
واقعاً؟
لازمه همین الان این کار رو بکنی؟
واو، این اولین باره که کسی به خاطر کار کردن زیاد
.ازم شکایت می کنه
چرا نمیری روی سکو این کار رو نمی کنی؟
...چون .اینجا خونه منه
هر جا دلم می خواد .می تونم تمرین کنم
در ضمن، اگه روی سکو ،یوگا کار کنم
بچه های توی ساحل .بهم میگن، گی
مطمئنی به این خاطر نیست که داری با یه مرد میانسال زندگی می کنی؟
.صبح بخیر
.صبح بخیر
یوگا کار می کنی؟
آره، دارم سعی می کنم .ذهنم رو خالی کنم
،صحبت از ذهن و کله شد
.بودا داره سرش رو از معبد میاره بیرون
می دونی؟ اگه تنها زندگی .می کردم این اصلاً مهم نبود
.درسته
.شرمنده. ناماسته
اصلاً "ناماسته" یعنی چی؟
!برو بیرون
.باشه
.من "ناما-نمی ایستم" اینجا
.بسیار خب، دقت کن
..من آرامش می خوام
...من آسودگی می خوام
.من یه آلت قتاله می خوام
!رفیق
.تو باید آروم باشی
.برو یه کم یوگا کار کن
این چیه؟
.این یه درمان کامل برای خماریه
،کلم پیچ، علف گندم .سه لیوان تکیلا
.به سلامتی
.می دونی چیه؟ کون لقش
.من می خوام مست بمونم
اوه، وای، فکر کنم دیشب یه کم
.زیادی زنجبیل خوردم
اوه، واسه ناهار سوشی داشتی؟
.آره، یه جورایی
دیوونگیه، مگه نه؟
،بالاخره از دست "جیک" خلاص شدیم
و حالا یکی مثل .اون افتاده رو دستمون
...آره، درباره همین
برنامه دراز مدت ما چیه؟
.نمی دونم
من همیشه فکر می کردم که
.سال های اوجمون رو با هم می مونیم
،در نهایت، شاید خونه ساحلی رو می فروشیم
،میریم توی بیابون
روزهامون رو توی باغچه .کاکتوس زحمت می کشیم
...آره، این عالی به نظر می رسه، ولی
وقتی برای ناهار میریم رستوران
...لباس چرمی هم شکل می پوشیم
ببین، من قرار نیست ...لباس چرمی بپوشم
می دونی چیه؟
.بیا اینو یه جور دیگه امتحان کنیم
،توی فانتزی رومانتیکت از آینده ما
جنی" کجاش قرار داره؟"
،اون کریسمس پیشمون می مونه
.ولی ما می خوام که با هم تنها باشیم
.باشه، بیا روی اون کلمه "تنها" تمرکز کنیم
.مهمون داشتن خیلی خوبه
،می دونی، خوشحال میشی که ببینیشون
،حوله تمیز براشون می گذاری
،جلوشون نمی گوزی ...همه چیز خوبه
،ولی، بالاخره .تو باید بگوزی
.این کاریه که باید بکنی
،میری بیرون روی سکو
و وانمود می کنی که داری ،به اقیانوس نگاه می کنی
صبر کن تا یه موج بزرگ بیاد
.وقتی صدای موج اومد، تو هم در بده
.الن"، من می خوام وسایل ورزشی بیارم خونه"
و اونها یا توی اتاق "جنی" میرن
."یا توی اتاق "الن
.تصمیم باتوئه
.اون جنده رو بنداز بیرون
ترجـــمـــه از ..: De PALMA احـســـان :.. ..: جويباری Juybari :..
.بفرما
.یه اپلتینی در روز باعث میشه دکتر ازت دور بمونه
.جالبه
و چی باعث میشه "الن" ازت دور بمونه؟
.تو
.خوب اومدی
من چرا اینجام؟
.فکر کردم می تونیم بیایم پیش هم
شاید در مورد زندگیمون .با هم حرف بزنیم
."هیچ وقت توی زندگی تو که خبری نیست، "الن
.باشه، تو شروع کن
...بسیار خب، بزار ببینم
"خب، دوست پسرم "مارتی .به خونم اسباب کشی کرده
اسباب کشی؟
.این خیلی زوده
.اون ۹۱ سال و نیمه
.اون هیچ کاری رو زود انجام نمیده
پس شما دو تا توی یه اتاق می خوابین؟
اگه می خوای بفهمی که ما .سکس می کنیم، بله، می کنیم
.پشت سر هم و بدجور
!خدای من
.مرده روی ویلچر هست
فکر کردی چطور افتاد روی ویلچر؟
نه، من می خواستم بپرسم
اتاق مهمانت آمده هست؟
عزیزم، خوشحال می شدم
،که بیای پیش من
،"ولی حالا با وجود "مارتی .این غیر ممکنه
."اوه، من نه. "جنی
.اوه، "جنیفر" می تونه بیاد
.وایسا
چرا اون می تونه بیاد ولی من نه؟
،عزیزم، اگه تو بچه بودی
این از اون موقعیت ها بود
.که بهت پنج دلار می دادم تا خفه بشی
.خب، من دیگه بچه نیستم، مامان
بیست دلار چطوره؟
.نه، من می خوام به این گفتگو ادامه بدم
.چهل تا
.گفتگو تمومه ...خب
،بسیار خب .من دارم میرم
."غریبه نشی با ما، "جنی
البته، می دونم که غریبه ای
ولی این باعث نشد جلوت رو
.برای اینجا موندن بگیرم
و این جلوم رو نگرفت
...که روی چیزاتون استفراغ نکنم
،می دونی چیه .خودتون می فهمین
همه چیزت رو جمع کردی؟
.آره، فکر کنم
،یه دختری توی اتاقم هست
،تارا
...تانیا
.دقیقاً نمی دونم اسمش چیه
.بالای کونش خالکوبی شده
،به هر حال، وقتی بلند شد
اینو برای پول تاکسی بهش میدین؟
... ،و آه
،"بهش بگین که من، به اسم "مکنزی
وقتی از کنگو برگشتم
.باهاش تماس می گیرم
.می بینمتون
.بای .مواظب باش
می تونی باور کنی؟
.می دونم
.یکی از هارپرها داوطلبانه از خونه خارج شد
.و حتی بهم پول داد
."سلام، "الن
."لیندزی"
.چه غافلگیر کننده
.می دونم، متاسفم
.فقط می خواستم که باهات حرف بزنم
.اوه، باشه .بیا تو
ما تنها هستیم؟
!هرگز
."سلام، "والدن
میشه خصوصی صحبت کنیم؟
.اوه، البته، بریم اتاق من
.اوه، یه ثانیه صبر کن
.بسیار خب، مشکلی نیست
.آه، رفیق، بیخیال
خب چی شده؟
!آه، نوک پستونم
.من از دستت خیلی عصبانی هستم
چرا؟
.چون من الان با "لری" هستم
،اون باهوشه، خوشتیپه ...موفقه
.آره، از این مدلی ها خوشت میاد
.نه
وقتی که با اونم، نمی تونم درباره .تو فکر و خیال نکنم
.باشه، من گیج شدم
،دارم شق می کنم .ولی گیج هم شدم
پس می خوای که برگردیم پیش هم؟
.اوه، البته که نه
من فقط می خوام که .باهات سکس کنم
چرا؟
و چرا اصلاً دارم می پرسم؟
.نمی دونم
.فقط می دونم که می خوام
.البته
.میوه ممنوعه خیلی شیرین تره
.بفرما، میوه ممنوعه من رو بچین
.گیلاسم رو بزن
.موزم رو پوست بکن
.هلوی پشمالوم رو فشار بده
...توی فکر و خیالم
.تو حرف نمی زنی...
."بای، "والدن
."بای، "لیندزی
هوا اینجا گرمه یا اینکه من تازه سکس کردم؟
شما دو تا برگشتین پیش هم؟
.بهتر از اون
اون هیچی ازم نمی خواد
.به غیر از نیزه قدیمی هارپر
!وو-بم
می فهمی چی میگم؟
چطور ممکنه
که تو سکس داری و من ندارم؟
،خب، ظاهراً "دوست پسر عالیش "لری
...پاشنه آشیل داره
.اونم روی آلتش
!وو-بم
No comments yet. Be the first to leave one.