The first 138 lines.
چيکار ميخواي بکني اگه تو رو به حال خودت بذارم؟
بهم حمله ميکني؟
يا ميري دنبال پسره
و اميدواري که من دخالت نکنم؟
آه، مطمئناً اول به تو حمله ميکنم
.بابااا
آره، منم نمي خواستم مثل يه بيگانه اينو باور نکنم
!اشاره اي به افسانه هرزه نکردي
،من مادرمو ميشناسم .تو حتي خاک پاشم نميشي
واسه شروع، اون يه آدم عاقله
.و خيلي کم حرف
آه، به اندازه کافي مثل من بود
.وقتي که موافقت کرد باهام ازدواج کنه
باشه، خب، تو منو دراي
.غولم داري .بعدش چي؟ من ديگه همون نميشم
فرض کن 24 ساعت هر روز رو بگذروني
هر ثانيه از زندگيتو دنبال پيدا کردن يه نفر باشي
بعد بفهمي اوني که دنبالش ميگشتي خودت بودي
!تو يه قرن اشتباه ديگه
نا اميدي رو فرض کن
عصبانيت
به عنوان يه نخود سياه رفته !باشي دنبال يه تحقيق
...من از
،دهه اي به دهه ديگه رفتم به اميد پيدا کردن يه نقطه روشن
که بالأخره سرزمين درست رو تو زمان درست
و مکان درست
."با تو پيدا کردم "أشلي
.پدر من مرده
کي اينو بهت گفته؟
.يه دکتر خوب
.خدا من، کاراش هيچ وقت منو متعجب نمي کنه
اون ديگه کيه؟
هر دختري رو که تو راهش منحرف شده
بازي ميده؟
يا بيشتر از اين چيزا
تصميم اين بوده که تو نبايد راجع به گوشت و خون خودت ميدونستي؟
اون کيه که بگه
.من مادرشم، من اينم
"حرم مقدس"
اين دليلي بوده که رفتم به .دانشکده پزشکي
که تو تونل هاي کثيف اطراف شهر دنبال
.ناقص الخلقه ها بلولم
"خودتو نگه ار "ويل
هيولاها اون پايينن
.نه اين بالا
.فکر ميکردم ميخواي کنار ماشين منتظر بموني
...تو
.فوق العاده به نظر ميرسي
."بازي کردنو تموم کن "جان
.چيزي که ميخواستي رو داري
.واقعاً
.يه خانواده در گذشته
.تو با کارتهات خيلي صبورانه بازي کردي
.خوب تمومه
.مثل اينکه اينبار تونستم جلوتو بگيرم
مامان لطفاً به اين يارو بگو که
.اينجا يه سلول خوبه تو آيندش
."ساکت باش "اشلي
چطور تونستم بهش حقيقتو بگم؟
چطور نتونستي؟
.تو هشت تا زن بيگناه رو کشتي
.نه
.هنوز نه
.من هنوز منتظر قسمت بزرگ دروغشم
مامان، اون باباي من نيس، درسته؟
,لطفاً
.اين زمان و مکانش نيس
.هر کاري ميخواي بکني، انجامش نده
در واقع اين تو بودي که مي خواستي همه اين ."کارا رو بکني "هلن
چرا تو دخترمونو داشتي؟
.يه بچه ترسناک و مشتاق و پليد
اما در اصل
يه ختر کوچولوي نيازمند
.که پدرشو گم کرده بود
و اين
مخلوق محبوب تو
،جستوجوگر جهنمي .خيلي تلاش کردي تا زنده نگهش داري
...اينا
."همش کار توه "هلن
!انتخابتو بکن
چي ميخواي باشي؟
.نکن
.اين سرگرميه
."ميدونم که خيلي فرزي "جان
اما اگه هر چيم سريع باشي
.گلوله سريع تر از توه
.خاطره يه همراه بي وفاهه
.نه. نه
.اجازه بده
.صبر کن
حالا چي "جان"؟
منم مثل يکي از فاحشه هات ميميرم؟
بهم بگو چه انتخابي دارم؟
.تو ميخواي بهم صدمه بزني
.نه، نمي خوام
.مي خوام کمکت کنم
بقيه شايد از تو بترسن
.اما من نمي ترسم
چرا؟
...چون
...اينجا چيزي به
.عنوان هيولا نيس
."منو ببخش "جان
نمي توني تا ابد کنترلش کني
."هلن"
.تمومش کن، تو هيچ وقت زنده نمي موني
.آروم بچه ها
.تو زنده اي
...من
...ازت
.ميترسيدم
اما ميدونم اين فقط يه ايده از تو بود
.يه عقيده
ميدوني که اين فيلمو وقتي بچه بودم ميديدم؟
...و
و من يه قوه تخيل قوي داشتم
...و
.مهم نيس
.فقط خوب شو
تو داخلش زندگي کردي
."شهر "بنرام
.آره، وقتي که بچه بودم. تپه هاي شرق
1123 -
."خيابون "سنکا
...قبل از اينکه دکتر رو ملاقات کنم، من
.عصبي بودم
...از ترسوندن بچه هاي مردم
.لذت مي بردم
ميدونستم که اون فيلم اون شب داره .پخش ميشه
.متأسفم
اون تو بودي؟
...ميدونم
...اين خيلي ديره، اما
احساس بدي نداري؟
مطمئني خوبي؟
...من
.اونجا پشتيبان خوبي نبودم
...با توجه به اون موقعيت
No comments yet. Be the first to leave one.