The first 200 lines.
...
خورشید زیر آسمان میخوابد
و دنیا وارونه میشود
هنگام شب، ما ضیافتمان را برپا میکنیم
برای قرن ها من برای آن ها رقصیدم، جمع کننده ی خون
و آورنده روح ها ( انسان ها ) بودم
،براشون افراد گمشده
مشکل دار و نا امید رو آوردم
اکنون من آزادم
و جهان دوباره وارونه میشود
آن ها تشنه ی انتقام اند
و هیچ چیز آن ها را متوقف نخواهد کرد
هیچ محدودیتی، هیچ مرزی
آن ها به دنبال من خواهند آمد
ولی من هم به دنبال آن ها میروم
امپراتوری خون آن ها فرو خواهد ریخت
و تا زمانی که کاملا از بین نرود ( نسوزد ) ، آرام نمیگیرم
از شب کارکردن متنفرم
من بهش عادت کردم
حرف نباشه
احمق، چی کار داری میکنی
حالا اون میخواد بهت شخصا پول بده
تا زمانی که پولش خوب باشه اشکال نداره
از شر اون خلاص شو
لازم نیست اونجا وایستی
روز پرداخت حقوقه، در مورد برنامه ی پاداشمون میدونی؟؟
لعنتی، تو بدن کوچولوی جمع و جوری داری
مثل بدن یک رقاص
شاید بتونی برام برقصی
...
این تخصص منه
انگلیسی حرف میزنی
یک رقص خصوصی برات گرون تموم میشه
میخوای کاغذ بازی های اونو ببینی؟؟
کاغذاشو ( مدارکشو ) دارم مرد
اوکی، همه سر جاهاشون
دریافت شد، من اماده ام
منتظر علامتم باش " دکس ؟؟ "
از اینجا کانکت شدم
داره مثل یک طلسم کار میکنه
دوربین هارو خاموش کن
دریافت شد
.
تو توی کامیون هات پول جا به جا میکنی، آقای
" بالتازار امبروز "
تو دیگه چی هستی؟؟ یک شخصیت از " هانا باربارا " ؟؟
ما اینجاییم که پول رو از دستت دربیاریم
تو یه پاپاسی هم برنمیداری
در واقع ، حرفت درسته
تو قراره به ما بدیش
(ازش خواستم که نمایشو پشت در بذاره ( یعنی اینکارو تو اینجا نکنه
اون کار قرار بود من رو بترسونه؟؟
من تمام عمرم اطراف مار ها بودم کولبرا لغت اسپانیایی به معنی مار
خب، تو رو نگاه
بهت اجازه میدن وارد کلوپ شی؟؟
من عضو قبیله نیستم، اگه منظورت همینه
من دوست دارم تابستونامو کنار ساحل باشم، خیلی ممنونم ازت
من مطمئنم که کاملا روش هاتو میدونم
من شما دوتا رو میشناسم و الان در عمل دیدمتون
تو همون دختر رقاصی هستی که فکر میکنه قراره یک امپراطوری رو نابود کنه
نه
نه من فقط قراره امپراطورو بکشم
تو کارت موفق باشی این جنگ تو نیست آدم هوسرون
کار رو برای خودت راحت کن
ما رو ببر پیش پولا
به آدمات بگو عقب واستن
همه چیز خوبه بچه ها، مشکلی نیس
فقط میخوام کامیون پول رو ببینم
میخوام بهنرین آدمام اینجا باشن تا به تخلیه ی بار کمک کنن
کدوم گوریه؟؟
داره میاد
هنوزم حالمو به هم میزنه بچه جون
اونا رو واسه بعدا نگه دار، برای انتقال پولا آماده شو
سرورمون میخواد اون خوشگله به صحنه ی رقص برگرده، سریعا
کارخانه ی بسته بندی گوشت - " درست بیرون شهر " هیوستون -
کاملا مطمئنم که بخشی از اتحادیه است
یک جستجو ( تحقیق ) کوچولو کردم ولی الان موقع انجام کار واقعیه
میخوام که با من باشی
لطفا بدون یک جاسوسی دیگه
پس
کل اون کار
جدید بود
ازش خوشت نیومد؟؟ - من اینو نگفتم -
خوبه
اوه پسر، اون با فیروزه برگشته
این آدم یک کلکسیون شمشیر داره
" مثل انبار ویدیو " عمو ادی
این یکی یراق های نظامی قشنگی داره
ریچارد " الان روزه، ما باید بخوابیم "
،مثل اون آدمه که تو اون عکس متحرکی بود که مجبورم کردی ببینم
کت شلوار داشت
" بلوشی ؟؟ "
"لوگوشی " بلا لوگوشی
دوست دارم مثل اون بخوابم، اگر میتونستم
ما باید اینکارو بکنیم، به این دلیل من برگشتم به تگزاس درسته؟؟
عملیاتش به شمال مرز مرتبطه
هیچ مرزی برای این مرد وجود نداره
فقط پیداش کن و بکشش
نمیتونیم مخفی گاهشو پیدا کنیم مگر اینکه کاری کنیم که اون یک حرکتی بکنه
ما باید به این جا دستبرد بزنیم
اگه ما به اون در جایی که زندگی میکنه ضربه بزنیم، میفهمیم که اون یکی کجا زندگی میکنه
دنبال مرد سیاه پوش با یک لبخند کثیف بگرد
آره درمورد یک کارتل مکزیکی که فقط شب ها میاد بیرون پرسیدم
ما یک کارتل نیستیم کارتل : شرکت های متحدی که در رشته ای خاص فعالیت میکنند
آره دارم شوخی میکنم
اگه از تعداد کافی ای از سربازای رده پایین سوال کنی ، بهت میگن
یک گروه ( اتحاد ) وجود داره، اونا انگشتاشون رو خیلی عمیق در هیوستون فرو کردند
هیچ کس اسمشون رو نمیدونه
اون ها بار های کوچیک، استراحتگاه ها، انبار های تجهیزات دارن، تو اسم ببر
ولی هیچ کدوم از محصولات واقعا مال خودشون نیست
اونا فقط محصولات رو نگه میدارن، جابه جا میکنن، تحویل میدن
و سهمشون رو برمیدارن
نه ریچارد، اونا سهمشونو برنمیدارن، بهشون داده میشه
قرن هاست که به این شکل بوده، یه باجه
باج؟؟ - آره باج -
، از بین نه تا فرمانروا مالوادو " بازرگان بود "
جمع کننده ی خراج
،وقتی ارتششون دهکده ی تو رو نابود کنه
همه چیز رو برمیدارن
چیزی که مال اونا بود رو برمیدارن
زن ها ، طلا ، اسلحه ها
بچه ها
وقتی تو رو برمیدارن، تو رو به طور کامل برمیدارن
کسی که با بیشترین اسباب بازی ها بمیره ، برنده اس ( منظورش اینه که کسی که با بیشترین ثروت بمیره برنده اس، که توجه کامل به زندگی این دنیا رو میرسونه )
آمانسیو مالوادو
هیچ چیزی مال خودش نیست
اون تصرفشون میکنه
....وقتی تو رو داشته باشه انگار
هوایی که تنفس میکنی یک هدیه اس
کسی که با بیشترین اسباب بازی ها بمیره ، برنده اس
اون هرگر نمیمیره
به چی نگاه میکنی؟؟
نمایش من رو گرفته
اگر کسی از دیدنش دست کشید بهم خبر بده
" جف "
اون اینجاست
چقدر خجالت آور
" جف "
تو اسم این رو میذاری نمایش؟؟
بهم توهین میکنی
تو به اون بی احترامی میکنی
تا زمانی که اون برگرده، این جا بسته است
جف " ، یک عطش وجود داره "
ما به روح ها ( انسان هایی ) که این مکان فراهم میکنه نیاز داریم
اینجا کاخ اون بود
و فقط مال اونه
تو هیچی جز یک آدم گستاخ نیستی
جف " من منظورم بی احترامی نبود "
بیا تو
هی نوری نباشه، بیا پایین
پلیس، در رو باز کن کسی اونجاست؟؟
اونا رفتن؟؟
کیت " ، تو اونجایی؟؟ "
میدونم که ترسیدی لطفا بهم بگو که حالت خوبه
حالم خوبه
مطمئنی؟؟
آره من فقط داشتم یه دوش میگرفتم
من صدای شر شر آب رو نشنیدم
مطمئنی که حالت خوبه؟؟
کیت؟؟ کیت؟؟
من خوبم، فقط داشتم انجیل رو میخوندم و دعا میکردم
اوکی ببخشید، باید مطمئن میشدم که تو در امانی
خدمتگزاران خدا به همه ی محافظتی که میتونن این اطراف بگیرن نیاز دارن
من اینو نمیدونم؟؟ ممنون
به چیز دیگه ای احتیاج نداری؟؟
نه
همه چیز خوبه
ممنون - خوبه -
خواب های خوب ببینی شاید خواب ببینی با فرشته هایی
اون چه کوفتی بود؟؟
اون تو بودی که گیج میزدی
منظورم اون نبود منظورم مغازه ی نقد کردن چک بود
چی شد؟؟ - هیچی -
همه چیز یکم غیر قابل پیش بینی شد، همین
اوه غیر قابل پیش بینی؟؟ فکرکردم گفتی همه چیز قراره خوب و سودمند پیش بره
نمیدونم که دقیقا این کلمات رو استفاده کرده باشم
کلمه ای که استفاده کردی " قدم زدن " بود
گفتی : " کیت " ، من مثل " پاول نیومن " اونجا قدم میزنم
تو توی ماشین منتظر میمونی و بعدش ما گازشو میگیریم میریم انگار که یک تستر مجانی گرفتیم
یه تستر بهت بدهکارم - بامزه نیست -
مدیر مغازه سعی کرد که یه قهرمان باشه، پس من باید یکم کتکش میزدم
یه احمقی به پسر عموش زنگ زد، یه پلیس
چطور تونست این کارو بکنه، مگه چشمت بهش نبود؟؟
من فقط دو تا چشم دارم
منظورم همینه، تو به بیشتر از دوتا چشم نیاز داری، تو به یک شریک احتیاج داری
اوکی میشه بس کنی؟؟ ما برنده شدیم
بفرما
ها؟؟
این ها چک های کنسل شده ان - چی؟؟ -
باورنکردنیه - ای حروم زاده -
سه ماه تو شهر های مزخرف ایم و همون چرت و پرت های قدیمی
از زمانی که " کوروت " دزدیده شد، اوضاع یه جورایی تو سراشیبی بوده
احساس میکنم که انگار به یک سیرک کوفتی ملحق شدم
اوکی میفهمم
شاید بهتر بود تنها میبودم
" احتمالا یک کشتار به راه مینداختم ، به عنوان دختر چاقو پرت کن " ریچی
هی ، حالا یک باخت کامل نیست، هنوز پولای نقد رو داریم
کافی نیست
تو خودت گفتی ما پاسپورت میخوایم، ما به اسم های جدیدی احتیاج داریم
میخوام از اینجا برم بیرون
No comments yet. Be the first to leave one.