Release info

A Poem a Day E03
A Commentary by f971
(تیم ترجمه پروموویز) F971, Parisa

Tags

other
Published on: 2018-04-05
Downloads: 31
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

160...

سلام، دکتر

چی باعث شده صبح به این زودی بیاین اینجا؟

لازم بود یه چیزایی رو بررسی کنم، فعلاً

بله، فعلاً، بعدا تو اتاق درمان می بینمتون

-بله، دکتر پارک - مقاله منو تموم کردی؟

برای کنفرانس استفیِ امروز؟

بله، تمومش کردم، اومدم کتابخونه تا یه سری منابع اضافی پیدا کنم

بله

عوضی! چرا من باید روی ارائه اون کار کنم؟

باهاش دربیفتم؟

چرا صبح به این زودی اینجایی؟

یا همش دیر میکنی یا سر وقت میای

میخوام از امروز سخت کار کنم

میخوام تا وقتی که تو این بیمارستان کار می کنم، کسیُ اذیت نکنم

واااو! از دیشب تا حالا بزرگ شدی!

واااو! بین شما دو تا چه خبره؟ انگار صمیمی به نظر میاین

خُب! از اونجایی که سوء تفاهمات رو حل کردیم

میخوایم با هم کنار بیایم! شین مین هو!

باشه! قبول!

یوهوهوهوهو! هی...

شوخی کردم

از اونجایی که سوء تفاهمارو حل کردیم، فک نکنی با هم دوست شدیم!!!

میخوام مثل همیشه همو نادیده بگیریم

ایش! همین حالا تمومش کن! اگه مساله رو حل کردی، فقط برو جلو!

بزار همین بمونه

باشه! همونطوری که میخوای نادیدت میگیرم

راضی شدی؟

متاسفم

چیکار داره می کنه؟

هی! آسون نیس مثل اون بامزه باشی!

-خستم -آسون بگیر اگه استرس داری

خب! قبل شروع امروز میخوام یه چیزی بهتون بگم

امروزتونو شروع کنین! دکتر یه جای منو پر میکنه!

و مسئول نیمی از کارهای مرکز بازتوانی میشه

پس شما چیکار میکنین؟ رئیس؟

چیه؟ ترسیدین بازنشسته بشم؟

رئیس! منظورم این نبود

این عوضیو ببین!

میرم یکم دراز بکشم، یه کیسه آب گرم برام بیارید، باشه؟

برا پشتم میخوام

کمردرد دارم

کاملاً معلومه داره بازنشسته میشه

امّا، به نظر میرسه دکتر یه

میخواد رئیس بعدی بشه

اگه همونطور که گفتی دکتر یه ورزشکاراری مشهورُ درمان کرده

این نمی تونه دردسر درست کنه؟

یه دردسر بزرگ میشه

امّا! دکتر نق نقو چرا هیچی نمیگه؟

خُب! چیزی ندارم بگم

چرا؟ نقشه کشیدی پشت اون قایم شی تا وقتی اون رئیس میشه، خودتو بالا بکشی؟

اینطور نیست

تو شواهد کافی نداری که ادعّاتو در مورد دکتر یه ثابت کنی!

این اولشه! خودم میرم مدرک جور می کنم!

دوست من...من الانشم مدرک دارم

من الانشم مدرک دارم که اون کارو نکردم دوست من

اومو، پس دارین میگین

با اون ورزشکار مشهورا صمیمی این؟

بله، من تو دبیرستان بیس بال بازی می کردم و اینطور شد که خیلی از ورزشکارا رو می شناسم

-آه! شما بیس بال بازی میکردین؟ -بله

اما وسط کار، راهمو عوض کردم

اما خُب! اگه اینطوریام باشه

بازم مدرک نداری که ازشون پول نگرفتی!

آه! واقعا که! تمومش کن!

ببخشید! دکتر یه

کی با اونا دورهمی میگیرین؟

میتونین منم دعوت کنین؟

میتونم یه نصیحت دوستانه بکنم؟

بهتره جاتو سفت بچسبی!

بعد این همه اراجیفی که پشت سرم گفتی، چطور میخوای بیای تو جمع ما؟

همش تقصیر توئه! دکتر پارک!

فک میکردم درسته!

پس چرا اومده به بیمارستانمون؟

-پس دلیل دیگه ای داره! -باز میخوای شروع کنی؟

میخوای بدون مدرک بهش تهمت بزنی؟

تمومش کن! برو پی کارت!

بله، دکتر یه جه ووک! پارک جه هیون رئیس باشگاه ورزشی ریفو هستم

فک کنم در موردم بهت اطلاعات غلط دادن

من هیچ درمان شخصی ای انجام ندادم

اون هدیه تو پس بگیر! دیگه هم بهم زنگ نزن!

بله؟

اینها مدارک کیفی (کیو آی) مربوط به بخش بازتوانیه، رئیس گفتن بدم بهتون

بله، متوجه شدم

شما حالتون خوبه؟

منظورتون چیه؟

نگران بودم بخاطر چیزایی که بقیه راجع بهتون فک میکنن، دلتون شکسته باشه

بخاطر اینه که خیلی شما رو نمی شناسن دکتر

خیلی بهش فک نکنین

-میتونم بهت نصیحت دوستانه ای بکنم؟ -بله؟

از این به بعد نگران این مساله نباش!

من کسی نیستم که بخاطر حرف مردم، زانوی غم بغل بگیرم

اون موفق شده چون نزاشته حرفای بقیه روش اثر بذارن

میخوام از حالا به بعد الگوم باشه و خودمو شبیهش کنم

-اوه، هان جویونگ -هی! خیلی وقته ندیدمت

بله، سلام

واقعا دربارت کنجکاوم، با دکتر دائه بانگ چه میکنی؟

دو به شک بودن سونبه بامزس؟

"این کارو بکنم؟ اون کارو بکنم؟ این؟ اون؟ این؟ اون؟"

-میخوای هر دفعه بهش سخت بگیری؟ -بله؟

خب، فک نکنم بد باشه

نخیرم! چرا هر کسی سونبه رو نادیده میگیره؟

میدونی طرد شدن سر کار یعنی چی؟ این همونه

اینقد بده؟

هرچی؟ میخوای امشب بیای ام آر آی دورهمی جمع شیم؟

-جویونگ، ما یه خدافظی درست درمون باهات نکردیم -نه ، لازم نیس

میخوام درس بخونم!

میدونین که میخوام یه استاد بشم

میخوام یه استاد بشم تا زود بتونم از این جای سخت فرار کنم

پس، من میرم

هان جویونگ، اون عوضی هنوزم مثل همیشه رفتار میکنه

میدونی که؟ هممون دلمون خنک شد هان جویونگ از دپارتمانمون گذاشت رفت

اما بازم بعد رفتنش یکم ناراحت شدم، میخواستم براش نوشیدنی بخرم

-اما ببین چطور گذاشت رفت -واقعا!

یه نفرم تو بیمارستان مثل اون پیدا نمیشه!

اونه که طردشده ی واقعیِ بیمارستانه!

چیه؟ جویونگ جویونگِ منو طردش میکردن؟

یه بیمار برای سنجش میزان معلولیتش داره میاد، همین الان گونیومتر رو آماده کن

-فهمیدم -هان؟

فیزیوتراپها میتونن درجه ی معلولیتم بدن؟

معلومه! سر کلاسا چی میخوندی؟

بار آخر که بهت گفتم! ول می گشتم!

اما خوبه که امتیاز معلولیت بالاتری بگیری؟

هر چی درجه معلولیت بیشتر باشه، پول بیشتری میگیرن؟

آیگو! جدی هیچی نمیدونی؟

- اونجا می بینمتون -هوم

جداً...

هی! اونو بدش به من! زود باش!

-شونه چپتون آسیب دیده؟ -بله

تمام عمرمو از این فیزیوتراپ به اون فیزیوتراپ زندگی کردم! خیلی نا امیدم

امیدوارم درجه معلولیت بالاتری بگیرم تا اینقد دیگه عذاب نکشم

بله! پس تست رو شروع می کنم

دستتونو آروم بیارین بالا و و گوش راستتون رو لمس کنین

-نمیتونم بالاتر ببرمش - بیشتر ببرینش

تا جایی که تونستم بردم، نمی تونم دیگه بالا ببرم

آه! واقعا؟

-گونیومترو بده به من -دکتر! میتونیم ادامه اش ندیم؟

خیلی سخته

ما مدرک کافی مداریم، پس این برای طی پروسه لازمه

-یه لحظه نگهش دار -بله

خیلی درد میکنه

ببخشید، یه بار دیگه تلاش کن

نه! نمی تونم

نمیتونم بلندش کنم

بله! خوب تلاش می کنی

آروم آروم حرکتش بده

درد میکنه!

دارم آرومتر حرکت میدمش

آیگو! درد میکنه!

-شکمتو سفت کن -استیکر برچسب میخوای؟

استیکر میخوای؟

اینجا بچسبونیمش! آیگو! چه پسر خوبی!

آیگو! ناراحت شدی؟ آیگو! کارت عالی بود

یه کوچولو درد میکنه؟ آیگو! ترسیدی؟

یه بار دیگه تلاش کنیم، معذرت میخوام

نفستو بده تو

پایین تنه تو بده بالا

-اومدیم عکس بگیریم -اوه! بله

خب، اومدیم از بیمار عکس بگیریم

حالا یه کاست سفت میزاریم زیرت، ممکنه اذیتت کنه

بیا

سفت نکن! راحت باش! اینطوری!

-خوبه -آه! خدایا!

هر وقت شمارو می بینیم دکتر، واقعا خیلی با محبّتین!

شرط میبندم بین ارشدا شما محبوب ترینین

محبوب؟ بله! من واقعا محبوبم

محبوب به یه ورم

لطفا وقتی عکس میگیرم، بیرون تشریف داشته باشین

چشم

بیمار لطفا نفستو بده تو و نگهش دار

الان عکس میگیرم

بله، حالا میتونی نفس بکشی شما میتونی بیای داخل

-بله -تموم شد

آروم

آیگو! شما خیلی با محبّتین!

شرط می بندم شما خیلی محبوبین

بله؟ خُب...

محبوب به یه ورم!

-بیچاره سونبه دائه بانگ -بیچاره جویونگ جویونگ

-چقد غم انگیز! -چقد غم انگیز!

خُب! بریم نهار بخوریم

میخوام یه چیزی بهتون بگم! فکر نمیکنم تخصیص وظایفتون عادلانه باشه

بله؟ منظورتون چیه؟

دکتر وو به تنهایی خیلی از بیماران رو درمان میکنه

هر کسی 6-7 تا بیمار داره، اما دکتر وو 13 تا بیمار داره

دو برابر!

خُب! امروز اینطوری شد، بقیه روزا من بیشتر بیمارا رو می بینم

بعضی روزام دکتر پارک، تصادفیه

بهتون یه نصیحت دوستانه بکنم؟ دروغ نگو!

من یه نگاهی به ای ام آر (پرونده الکترونیکی بیماران) انداختم همیشه همین بوده

و همیشه بیماران سخت به دکتر وو داده میشن

اما این چیز بدی نیس!

اما گرفتن این بیماران مشکل به طرز دیوونه واری مهارتشو بالا میبره!

میتونم یه نصیحت دوستانه بکنم؟

وانمود نکن طرفشو داری!

منطقی نیست باتجربه ترها بیماران مشکل رو بگیرن؟

صب کن

من بیماران رو بین شما سه نفر تقسیم می کنم

-صب کن... اون... -اونطوریام نیس

هر کاری دکتر یه میگه بکنین!

چرا وقتی حق با اونه، باهاش بحث می کنین؟

A Poem A Day (You Who Forgot Poetry / Shireul Izeun Geudaeege / 시를 잊은 그대에게) subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for A Poem A Day (You Who Forgot Poetry / Shireul Izeun Geudaeege / 시를 잊은 그대에게)

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left