Release info

So I Married an Anti-Fan E11 IQIYI 💙(@sisimovies)💙
A Commentary by SisiMovieTeaM
💙ترجمه اختصاصی سایت سی سی مووی💙

Tags

other
Published on: 2021-06-05
Downloads: 6
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

چوی ته جون

چوی سو یونگ

هوانگ چان سونگ

هان جی آن

کیم مین گو

من با یک آنتی فن ازدواج کردم

قسمت یازدهم

یه زمانی میرسه که باید انتخاب کنی طرف کی هستی

یکی داره بهت زنگ میزنه- برنمیدارم-

زود باش جواب بده

کی داره این ساعت زنگ میزنه؟

ناشناس

چیکار میکنی؟ جواب بده

باشه

یه لحظه

...الو- شما سرپرست اوه این هیونگ هستین؟-

اینجا بیمارستانه

بله فهمیدم

چیه؟ چی شده؟

این هیونگ تنها تو ماشین بیهوش شده بود و الان بیمارستانه

واقعا؟

این خوب نیست بیا بریم

میرسونمت خونه

تنهایی میری اونجا؟

بیمارستان شلوغه اونجا کلاه میپوشی؟

اگه مردم یه شایعه عجیبی راه بندازن چی؟

بیا بریم

باهات میام

مرکز فوریت های پزشکی داسوم

یه لحظه

اگه اینجوری بری داخل دردسر بزرگی درست میکنی

بازم- بعد اینکه فرستادنش به بخش-

باید به جی هیانگ زنگ بزنی

مرکز فوریت های پزشکی داسوم

وقتی یه بیمار تنها میارن ما معمولا با شماره گیری سریع تماس میگیریم

خیالم راحت شد بعضی وقتا اونا سرپرست بیمار نیستن

اون دختریه که نتونستم مواظبش باشم

من انتخاب کردم که مراقب همه باشم

با این حال نتونستم از کسی مراقبت کنم و به همه آسیب زدم

این هیونگ هنوز میخوای وو جون سرپرستت باشه؟

اوه این هیونگ

اوضاعمون از کجا اشتباه پیش رفت؟

به زودی به هوش میاد نگران نباش

ممنون

بیدار شدی؟

چطوری پیدام کردی؟

تنها تو ماشین بیهوش شده بودی

یادت نمیاد؟

درسته

خب شما دوتا چطور سر از اینجا درآوردین؟

مهم نیست

چه اتفاقی برات افتاد؟

من باید یه تماس بگیرم

بهم بگو این هیونگ چی شده؟

حتی یادم نمیاد چطوری به اونجا رسیدم

فکر نمیکردم از بیمارستان به تو زنگ بزنن

و انتظار نداشتم با گیون یونگ ببینمت

جه جون اذیتت کرده؟

اگه اذیتم کرده باشه چی؟

اگه اون اذیتم کرده باشه و بخوابم برگردم پیش تو

منو قبول میکنی؟

من صبر کردم

...چون فکر میکردم تو خوشحالی ولی

عصبانی نشو

من بخاطر این کار از خودم تا حد مرگ متنفرم

آره مطمئنم یه چیزایی دارن که میخوان تنهایی دربارش حرف بزنن

گیون یونگ- اومدی-

ووجون کجاست؟- داخله-

ووجون بیا بریم

هیونگ- من به جه جون زنگ میزنم-

نه جی هیانگ من بعدا بهش زنگ میزنم

خب از اونجایی که هوشیاری ما میریم. بیا بریم

حالش خوب نیست چطور میتونم تنهاش بذارم؟

خب که چی؟ میخوای اینجا بمونی و کل شب ازش مراقبت کنی؟

پس من میمونم

گیون یونگ نیازی نیست

اینطوری نگو نمیتونیم تنهات بذاریم

من میمونم- ...نه گیون یونگ من-

ببخشید گیون یونگ ولی امشب اینجا بمون

اون باید تو یه عکس برداری حاضر بشه- حتما شما برین-

ممنون- هیونگ-

بیا بریم

ببخشید

چطور میتونیم اونا رو تنها بذاریم؟

ایده دیگه ای داری؟ اون تنها گزینه بود

و اگه شماره ای که بیمارستان با اون تماس گرفته

یه شماره مخفی بین شما دوتاست قطعش کن

این هیونگ داره سخت تلاش میکنه که به من آسیبی نرسونه

ببینم فردا چی میشه و به جه جون زنگ میزنم

یا میذارم تنهایی مرخص شه

پس دیگه بهش فکر نکن

راحت باش اگه چیزی لازم داشتی بهم بگو

باشه- هوم-

به نظر میاد ما زیاد همو میبینیم

همینطوره

متاسفم

برای چی؟

از بین آشناهای ووجون من کسیم که تو رو میشناسم

اونم همینطور

منظورم لو رفتن آهنگ بود

ببخشید؟

من نمیخواستم کاری کنم مردم فکر کنن کار تو بود

صبر کن کار تو بود؟

چرا؟ چرا اون کارو کردی؟

من حتی خودمم نمیدونستم چی میخواستم

درک نمیکردی میکردی؟

بعد انتظار داشتی من درک کنم؟

به این فکر کردی که این کار ممکنه به دیگران آسیب برسونه؟

دیگران؟

نگران کی هستی؟

ووجون؟ یا جه جون؟

همه. اول من، جی هیانگ، جه جون و ووجون

همه به خاطر تو تو شرایط سختی قرار گرفتن

تو گفتی نمیدونی چی میخواستی

قبل اینکه بدونی چی میخوای

باید یاد بگیری فکر کنی و درک کنی

که خودتو جای دیگران بذاری

...مشترک مورد نظر

ببخشید

فقط لی گون یونگ

جون، این صحنه تموم شد

بریم- باشه-

متاسفم

چرا هی ازم عذرخواهی میکنی؟

تو حتی نمیدونی احساسم چیه

بیمارستان داسوم

غذاتون

نوش جان

می‌دونم نمیخوای غذا بخوری ولی باید بخوریش

هنوز ازم عصبانی؟ یا بهتری؟

پس درجریانی که اذیتم کردی

فکر کنم توی عصبانی کردن آدما مهارت دارم

هم توی اون هم توی برگردوندن آدما و خیره شدن بهشون مهارت داری

شاید چون خوشگلی؟

چطوری میتونی بخندی؟ شاید اینم یه مهارته

میخواستم بخاطر کارایی که کردم ازت عذرخواهی کنم

حتی نمی‌دونستم چطوری میتونم ازت عذرخواهی کنم

متاسفم

نمی‌دونم داستانت چیه

خودمم خیلی مثبت زندگی نکردم

اما اینو میدونم که

اگه میخوای به اهدافت برسی باید قوی باشی

پس اول غذاتو بخور

من به عنوان سرپرست اینجام

پس تا وقتی اینجایی باید به حرفام گوش بدی

خوب بلدی طرف مقابلت رو قانع کنیا

به حرفای دیروزت خوب فکر کردم

از خودم ناامید شدم

واقعا از زندگیم چی می‌خوام؟

چیزیه که خودت باید بهش برسی

فکر کردم کیم که میتونم نصیحتش کنم!؟

خیلی دست و پا چلفتیه چرا گوشی منو گرفت؟

عوضی

نگرانتم

مطمئنی نگران این هیونگ نیستی؟

مطمئنی که نگران این هیونگ نیستی؟

عوضی

گزینه ها-حذف

حذف پیام

الو؟

شما؟

لو رفتن آهنگ وو جون توجه همه را جلب کرده

اینو می‌خوای چیکار کنی؟

قبلاً یک خبر منتشر کردم که بگه این فقط یه نسخه آزمایشی بوده

هنوز وقت داریم رو آهنگ بیشتر کار کنیم

مطمئنی لی گون یونگ نبوده؟

مطمئنم- واقعا؟-

چطوری بهش اینقدر اطمینان داری؟

اگه خوب بهش فکر کنی اون کسی بود که

همش بد وو جون رو به خبرنگارا گزارش میداد

همش یه سو تفاهم بوده

مطمئنم حین فیلم برداری اعتمادش رو جلب کرده

ولی بازم مراقبش باش- چشم-

همیشه کاری کردم که این مشکلات واسه جون پیش نیاد

نمی‌خوام بذارم یه زن گند بزنه به همه چی

اجازه نده کارای عجیب بکنه- باشه-

با چندنا خبرنگار تماس بگیر و این قضیه رو جمعش کن

جون کجاست؟

چرا تو اینجایی؟ اون کجاست؟

الو؟

بله بفرمایید

...تو کجا بود

خوبی؟

حتما نگرانش بودی

منظورت چیه؟

هیچی

قیافه ات میگه خیلی نگرانش بودی

حالت چطوره؟

دوباره همچین کاری نکن

چیکار؟

انجام دادن این، اونم تنهایی؟

یا درز کردن اهنگت؟

می‌دونی

که بخاطر من این اتفاق افتاد،درسته؟

ممکنه بهونه باشه

اما وقتی این اتفاق افتاد

دوست داشتم مردم یکم هم به من علاقه نشون بدن

اما همه چی برعکس شد

اینطوری نگو، اتفاقا خیلی خوب خوندیش

از اونجایی که توجهت رو جلب کرده اونقدرا هم بد نبوده

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left