The first 200 lines.
!جنوب شرق
!مقصد بعدیت جنوب شرقه
!شنیدم بابا
!شنیدم پس دست از سرم بردار و آروم بگیر
!تو رو خدا
!پیغام رو دریافت کردم، پس بیخیال
!لطفا
!لطفا! لطفا! لطفا
!تو رو خدا باهام ازدواج کن
!هر روز امکان مرگم هست
!برای همین ازت میخوام باهام ازدواج کنی
!پس لطفا! لطفا، دستم به دامنت
ج-جریان چیه؟
چه خبره؟
هان؟
!التماست میکنم
!کس دیگهای نیست
!فقط تو رو دارم
!که اینطور! فهمیدم
!یه کاریش میکنم
!لطفا کمکم کن! لطفا باهام ازدواج کن
التماس
داری وسط جاده چیکار میکنی؟
مگه نمیبینی که اصلا نمیخوادت؟
!برای گنجشکتم اینقدر دردسر درست نکن
!اون لباس فرم
!همون یارو از آزمون انتخابی نهایی هستی
!اونایی که میشناسم اصلا شبیه تو نیستن !نمیشناسمت
ولی همدیگه رو دیدیم، یادته؟ همدیگه رو دیده بودیم، یادته؟
!اونی که مشکل داره تویی !با حافظهات مشکل داری
.خیلی خب، ترتیبش رو دادم
.دیگه میتونید بدون نگرانی برید خونه
!باشه. خیلی ممنون
!هی
!برو کنار بذار باد بیاد !اون دختر با من ازدواج میکنه
چون عاشق منه، خیلی
!هی! آی! دردم گرفت !نکن! نکن! آی! آی! آی
!ه-هی، آروم بگیر
کی گفتم دوستت دارم؟
افتاده بودی گوشهی جاده و انگار حالت بد بود !و من فقط باهات حرف زدم
یعنی از سر عشق و بهخاطر نگرانی باهام حرف نزدی؟
!من نامزد دارم، معلومه که نه
حالا که اینقدر انرژی داری، دیگه نباید روبهراه باشی؛ درسته؟
!خداحافظ
!و-وایسا، برگرد
...بیا
!ببین، تمومش کن
چ-چرا مزاحمم میشی؟ !این هیچ ربطی به تو نداره
چرا این جوری نگاه میکنی؟
!نکن
چرا جوری بهم نگاه میکنی که انگار یه جونورم یا همچین چیزی؟
!هی! مسئولیتش با توئه
!چون تو باعث شدی فرصت ازدواجم رو از دست بدم
!یه چیزی بگو
!گوش کن! من به زودی میمیرم
!موقع کار بعدیم
مسئله اینه که من خیلی ضعیفم، خب؟
!شوخی نمیکنم
باید تا وقتی که بتونم ازدواج کنم از من محافظت کنی، باشه؟
!اسم من تانجیرو کامادوئه
!درست شد؟ عذر میخوام
!من زنیتسو آگاتسوما هستم !لطفا نجاتم بده تانجیرو
یعنی چی که نجاتت بدم؟
اصلا برای چی یه شمشیرزن شدی زنیتسو؟
چرا اینقدر بیحیایی؟
!زدی نابودم کردی
!یه زن گولم زد و کلی بدهی بالا آوردم
!کسی که بدهیام رو داد یه تعلیم دهنده بود
!باید هر روز تمرینهای جهنمی رو تحمل میکردم
!اونقدر بد بود که فکر میکردم بهتره بمیرم
!امیدوار بودم که بتونم موقع آزمون انتخابی نهایی بمیرم
ولی از اونجایی که اونقدر خوششانس بودم !که زنده موندم، بازم باید هر روز جهنم رو از سر بگذرونم
!خیلی میترسم! میترسم! میترسم! میترسم
!میدونم به زودی یه شیطان من رو میکشه و میخوره
!زنده زنده مغزم رو از گوشم میکشه بیرون
!نه! نه
!لطفا نجاتم بده
چی شده؟
خوبی؟
بهتری؟
.آره
.حالا که آرومتر شدم، گشنهام شده
غذا نداری؟
.نوچ
.بیا، این رو بگیر
میخوای بخوریش؟
.هی، ممنون
خودت نمیخوری تانجیرو؟
.نه، فقط همون رو داشتم
.بیا
.نصفش رو تو بخور
مطمئنی؟
!ممنون
میدونم وقتی میگی از شیاطین میترسی منظورت چیه
.ولی نمیتونی برای گنشجکت دردسر درست کنی
دردسر؟ برای گنجشک؟
از کجا فهمیدی؟
خب خودش میگه همیشه غر میزنی که نمیخوای بری سراغ کار
و همیشه سعی میکنی مخ دخترها رو بزنی !و خیلی بلند خروپف میکنی
.اینا رو گفت
اون گفت؟
میتونی زبون پرندهها رو بفهمی؟
دروغ میگی دیگه؟ !فقط میخوای گولم بزنی
!بدوید! بدوید
!تانجیرو، زنیتسو، بدوید
!هر دوتون برید به سمت مقصد بعدی
!بدوید! بدوید، تانجیرو، زنیتسو
!کلاغه داره حرف میزنه
هی، تانجیرو
.حالا که فکرش رو میکنم، من نمیتونم
.حتی اگرم باهات بیام، به هیچ دردی نمیخورم
.رایحهی شیطان داره کمکم قویتر میشه
.یه چیزی اونجاست
اون چیه؟
.بوی خون رو حس میکنم
...ولی این رایحهی خاص
بوی چیزی به مشامت میخوره؟
.چیزی که تا حالاش بوش رو تجربه نکرده بودم
اون رو نمیدونم، ولی این صدا رو میشنوی؟
راستی، آخرشم من و تو باید همکاری کنیم؟
صدا؟
...ب-بچه
.یعنی چی شده
هی، بچهها، اینجا چیکار دارید؟
.انگار حسابی ترسیدن
میخواید یه چیز باحال ببینید؟
!اجی مجی
!یه گنجشک رامه
دیدین؟ ناز نیست؟
.بگید ببینم
اتفاقی افتاده؟
اینجا خونهتونه؟
.نه. نیست
...این
...این
...خ-خونهی
!یه هیولاست
.داداش بزرگمون رو با خودش برد
دیشب وقتی داشتیم تو جاده راه میرفتیم
.اون هیولا که تا اون موقع ندیده بودیمش پیداش شد
.اصلا بهمون نگاه نکرد
.فقط داداشمون رو برد
و رفتن داخل خونه، درسته؟
.آره
.آره
شما دو تا تعقیبشون کردید؟
!کارتون خوب بود
!خسته نباشید
.رد خونش رو دنبال کردیم
!آخه اون مجروح شده
...مجروح شده
!نگران نباشید
!آدم بده رو شکست میدیم و برادرتون رو نجات میدیم
واقعا؟ واقعا این کار رو میکنید؟
.آره
!حتما
...تانجیرو
هی، این صدای چیه؟
.این صدای مورمور کننده که اصلا متوقف نمیشه
صدای سوزومیه؟
صدا؟
.چیزی نمیشنوم
!نگاه نکنید
حالت خوبه؟
حالت خوبه؟
!طاقت بیار
.زخمش خیلی عمیقه
...این
...با وجود این که... اومدم بیرون
...با وجود این که اومدم بیرون
.اومدم بیرون
...بازم
قراره بمیرم؟
یعنی بازم قراره بمیرم؟
...دیگه مرد
.حتما خیلی درد داشته
.حتما خیلی زجر کشیدی
...تانجیرو، نکنه این یارو برادر این بچههاست
.نتونستیم نجاتش بدیم
اگه فقط یه ذره زودتر رسیده بودیم
.شاید میتونستیم نجاتش بدیم
هی
...این پسر
.ا-اون داداشمون نیست
.داداشمون یه کیمونوی خرمالویی پوشیده
.که اینطور
.پس بیشتر از یه نفر رو گرفته
.قول میدم وقتی برگردم دفنت کنم
.ببخشید
.ببخشید
.خیلیخب
!زنیتسو، یالا
.الان کسی جز من و تو نمیتونه به اونا کمک کنه
واقعا؟
.خیلیخب
!هی، بیخیال چرا قیافهات رو برام اون جوری میکنی؟
!باشه بابا میام
.اصلا دلم نمیخواد مجبورت کنم
!گفتم که میام
.این جعبه رو محض احتیاط میذارم اینجا
No comments yet. Be the first to leave one.