The first 200 lines.
آنچه گذشت
تو و سيلور ميخواين با هم بچه دار بشيد؟
توضيح دادنش يه جورايي سخته
فکر ميکنم اين چيزيه که بايد درباره ش صحبت کنيم
فکر ميکني فقط به اين دليل مع به من خيانت کردي ميتوني
شرکت جديدمون رو ترک کني؟
تو يه قرارداد رو امضاء کردي . من بهت بدهکارم
من 2 سال پيش فارغ التحصيل شدم
خب فکر ميکردم يه برنامه
نمايشي درست و حسابي رو الان تموم ميکنم؟
من اگر اين دوره رو نکذروندم يه بازنده نيستم
دختر خاله اميلي؟ !سورپرايز
وکيلم فکر کردم اين موضوع خوبيه براي وبلاگم
تو وکيل داري و يه تور مطبوعاتي و يه وبلاگگ . واو
اولين باري که پترسون منو با هليکوپتر اختصاصيش به
يه پيک نيک خصوصي برد
ميدونستم که عشق يه قيمتي داره
يه دختري اومد که درباره پدرش صحبت کنه ، و من فهميدم
که پدر اون همون راننده کاميون تصادفي بوده
ميخواستم سرش فرياد بزنم و بهش بگم
" پدر تو زندگي منو داغون کرد"
راجع به پدرت ، يه چيزي هست که بايد بدوني
اون نبايد خوش رو سرزنش ميکرد
يه حادثه بود
اونا راي به اخراج من دادن . برايس هيئت مديره جديد رو متقاعد کرد
شرکت خيلي به من بها داده
تو اون استخدام کردي
در واقع ، تو اينکارو کردي
ليام ، به من پول ميدن
که از تو حمايت کنم پس ميتوني
يه زندگي نرمال داشته باشي
...متاسفم ، فقط
هنوز احساس ميکنم يکي همش دنبالمه
آماده ست که بهم حمله کنه
تو واقعاً از کي داري مخفي ميشي؟
ونسا
اون مُرده
يه حادثه بود ، من مطمئن بودم هيچکس اينو نميدونه
فکر ميکنم يکي هست که ماههاست مراقب منه
آرزو ميکردم يه تعطيلات خوب داشته باشم
اما هيچوقت فکرشو نميکردم شوهرم
با تخيل بيکاري مواجه بشه
آه ، من ميدونستم که مکس کارش رو از دست داده
اما فکر نميکردم اين به معني اينه که تو مشکل مالي داري
مشکل مالي؟
خداي بزرگ ، نه
ازاون موقعي که برايس هيئت مديره رو مجبور به اخراج مکس کرد
اون دپرس شده و اينا همش تقصير منه
تو که نميدونستي اون قصد داره همچين کاري رو بکنه
چطور ممکنه تقصير تو باشه؟
تقصي نائومي کلارکه واسه اينکه
اون سرنوشت آدما رو کنترل ميکنه
تو ميخندي ، اما اين دقيقاً چيزيه که من احساس ميکنم
من بايد براي مکس
يه هديه براي کريسمس بخرم که اونو از اين حال و هوا دربيارم
تو تنها کسي نيستي که نميدونه جي بايد بخره
چرا من فکر کردم شروع يه رابطه با رايلي اونم دريت قبل از کريسمس
ايده خوبيه؟
اوه ، يه اشتباه نپخته دقيقاً
منظورم اينه که ، احساس ميکنم بايد بريم جايي
اما هنوز نميدونم کجا
ميخوام يه چيزي بهم بگه
ميخوام ببينم چه اتفاقي ميفته"
"اگر بخوام برم جايي
بري؟
کجا بري؟
فکر کردن براي رفتن
يه برنامه نويسندگي در اسکاتلند هستش
اگر براي مدرک درخواست بدم برا 2 سال به اونجا ميرم
من حتي نميدونستم تو ميخواستي مطلب بنويسي
آره ، منم همينطور
من ... منظورم اينه که ، خب اينکارو ميکردم
و ميکنم . اينکارو ميکنم
ميتونيد بگيد که هنوز نميدونم درباره چيزايي که مينويسم چه احساسي دارم؟
اوه
اين لباساي کوچولو رو ببين
حالا ميدونم براي هديه کريسمس برات چي بخرم
نه . نه ، خواهش ميکنم اينکارو نکن نميخوام برام بدشانسي بيارن
تقريباً دارم به چيزي که ميخوام نزديک ميشم
همه چيزي که مونده اينه که تدي پاي اون رضايتنامه رو امضاء کنه
فکر ميکردم تدي پاي همه رضايتنامه هاي لازمه رو امضاء کرده
اين براي زمان بعد از تولد بچه ست
که درباره ش صحبت کرديم
همه کارا با منه . من خانواده اون بچه ميشم
کلينيک بايد اينو کتبي قبل
از اينکه انتقال آي وي اف شروع بشه داشته باشه
خب ، خوبيش اينه که تدي هنوز توي شهره
آره ، بعد اون کاغذها رو امضاء ميکنه
جنين رو يخ زدايي ميکنن ، ميذارنشون توي اجاق
و کريسمس مبارک
اوه ، فکر ميکني مکس يکي از اونا بخواد؟
کريسمس ميتونه اين روزا خيلي باحال تر باشه
جداً ، تنها چيزي که نياز داري مقداري کاغذ رنگي
روش يه مقدار چسب بمالي ، و بنويسي " پدر و مادر ، کريسمس مبارک"
و کارت تموم ميشه
آره ، از کي ديگه اينکارا برايت جواب نداد ؟ از وقتي که 10 سالت بود؟
خب ، من فقط دارم حرفش رو ميزنم
داري ميگي که دست از تنبلي برنداشتي و براي
کسي هديه نخريدي و حالا از اين بابت شرمنده اي ، درسته؟
خب کي توي ليستته؟
...آم ، مگان ، نويد
ووا ، ووا ، ووا ، صبر کن
گفتي مگان؟
مگان همون دختر خوشگله توي گروه درمانيه ، که اسمش مگانه؟
واو . تو اصلاً وقتي رو از دست ندادي
که براي آدريانا گريه کني ، مگه نه؟
صبر کن ، اون فقط يه دوسته ، خيلي خب؟
اگر هنوزم با آدريانا هستي و براي مگان هديه گرفتي
خب آره ، شماها فقط دوست هستيد
اکا اگر مجرد شدي و ...براي مگان هديه گرفتي
خب
ببين ، تو و آني بيشتر از يه دوست بودن هستيد
تو براش چي گرفتي؟
خب ، به طور اتفاقي
من براش يه چيزي خيلي باارزش گرفتم
بليط بدون تاريخ براي دادجر
شوخي ميکني ، درسته؟ تا تابستون زمان زيادي مونده ، درسته؟
حالا ، چجور ئختري نميگه
اوه ، خداي من ، اون هنوزم" ميخواد که منتظر من بمونه
ان تمام اين ودت رو تا پايان بازيهاي ملي بيسبال ؟" درسته؟
من دارم خوشبختي رو بدست ميارم ، دوست من
اشتباه ميکنم
اون ... اون خواهرته
آره
خيلي خب ف من تازه متوجهت شدم
هي ، ديکسون
آخرين گزارشات رو از دکترت گرفتم
آه ، ممنونم
هي ريال رايلي
هيچوقت درباره يه جراحي
آزمايشي دکتر برونسون فکر کردي؟
منظورم اينه که ، اون فکر ميکنه تو بهترين داوطلب هستي
آره ، درباره ش فکر کردم ، اما تا حالا
هيچ مهجزه اي براي آدمي که نخاعش آسيب ديده وجود نداره
و يه جورايي زندگي الانم رو خيلي بيشتر
از اون چيزي دوست دارم که بخوام " شايد توي جراحي
آزمايشي " بميرم رو توي تقويمم اضافه کنم
پس ، نه ، ممنون
ميفهمم . هي
اگر نظر رو تغيير دادي با دکتر يه تماس بگير
اوه ، ممنون
ممنون
خب؟
خب ، فهميدم براي کريسمس چي براي آني بگيرم
دوباره نه
اين پيام ديکسون رو ببين
هم م ؟
براي فيلمبرداري تبليغاتي فردا موهات رو بالا ببند
و يه مقدار موهات رو هاي لايت کن که خسته به نظر نياي
از وقتيکه بهم زديم
اون براي ن اين وظايف قراردادي" روميفرسته"
اون از من متنفره ، نه اينکه اين حق رو نداشته باشه
فقط توي شروع کريسمس برام سخت ترش ميکنه
جدايي که توي تعطيلات باشه بدترين نوع جداييه
سعي ميکنم به سيلور فکر نکنم
اما همش دارم هدايايي که اون دوست داده رو ميبينم
من 3 ماه پيش براي ديکسون يه چيزي گرفتم
يکي از اون ماشينهاي دست سازي
که اون جمع ميکنه و نميتونست پيدا کنه
من توي سمساري ديدمش و سريع خريدمش
فکر ميکنم الان بايد اونو بهش بدم؟
شايد براي آشتي کردن پيشنهاد خوبي باشه
فردا شب بيارش و ببين چي پيش مياد
باشه
اينا رو از بار ساحل آوردم
بايد از طرف استوديو باشه
اونا هميشه ميتونن بفهمن من
کي پنير فرآوري شده م و کنسرو حلزونم تموم شده
بايد چند تا دوربين امنيتي مثل همونايي
که توي بار ساحلي گذاشتم نصب کنم ، اينطوري فکر نميکني؟
تو کارت حرف نداره ، اما يه مقدار استراحت کن
برو براي خريد کريسمست
چندتا از دوستات رو ببين
شکارچيان تعطيلات ندارن
آره ، اما تنها کساني که ميدونن من اينجا هستم تو و آني هستيد
حرف از بار ساحلي شد ، نويد فردا شب
داره يه مهموني کوچولوي کريسمس راه ميندازه
بايد بياي
ممنون
و اگر کسي برات مزاحما ايجاد کرد ...من همونجا هستم ، پس
ميدوني ، نيازي نيست بموني
کاملاً مطمئنم وسائلم به من حمله نميکنن
باشه
من در پشتي رو يه چک مجدد ميکنم
مکس؟
يه ماشين توي خيابون پارک شده بود
يه هديه خاص براي هديه کريسمسه
که پاپا نوئل سه بار به خاطر سرعت غير مجازجريمه شده
تا اينو برسونه خونه براي تو
آلک؟
کار خوبي نکردي که اومدي ، آلک
نائومي ، من توي تصميم گرفتن عجله نداشتم ، باور کن
اما شنيدم که چه اتفاقي براي مکس افتاده و مجبور شدم بيام
وقتيکه دوستي توي دردسر افتاده ديگه گذشته اهميتي نداره
حالا بذار براي همه چيزايي که اتفاق افتاده معذر خواهي کنم
من اينجام که همه چيز رو درست کنم
آلک ميخواد که يه شرکت جديد راه اندازي کنيم
ما يکبار اينکارو کرديم ، ميتونيم بازم اينکارو بکنيم
نه دعوايي هست
...نه سهمي ميخوام
No comments yet. Be the first to leave one.