The first 200 lines.
ساعت 1 بعد از ظهر در تمام آرژانتین
این یک پیام مستقیم از طرف رصدخانه نیروی دریایی ماست
ساعت 4 بعد از ظهر جهانی
طبق آخرین اطلاعات به دست آمده
تعداد افراد تخلیه شده به 700 نفر رسید
264 خانه تخلیه شدند
متاسفانه ... پیش بینی ها نشان میدهد که سطح آب دریاچه ها
انتظار افزایش ارتفاع 12 تا 15 اینچ دارند
و اگر اینطور بشود شاید شمار تخلیه شدگان به 1000 نفر برسد
در سال 1985 یک سیل اتفاق افتاد
که نتیجه اون ناپدید شدن اپکون زیر آب بود
که به آب های شور درمانگر این خلیج شهرت دارد
اما در دهه 1980 ، آبی که آن شهر را زنده نگه داشته بود .. تمام شهر را بلعید
با افزایش حجم سیل ..
یک منطقه مهتابی در پشت خودش برجای گذاشت
آن ها پیاده یا سواره به اینجا میان
تعداد زیادی رو به این منطقه جذب کرده
این بدترین بای سیلی بوده ..
که در تاریخ جمهوری آرژانتین رخ داده
چه کسی اپیکون را به خاطر دارد ؟ یک اتفاق بزرگ که خیلی ها اونو فراموش کردن
اونا به خاطر دارن .. اونجا قبلاً خانه آنها بوده .. امروز فقط ویرانه هست
اپیکون شبیه یک سکانس فیلم هست یک فیلم ترسناک
آه، اما این هیچی نیست باید بشنوید چه بلایی سر من اومد
من داشتم در جاده 25 حرکت میکردم در حالی که از کلمبیا به ونزوئلا وارد میشدم
مثل جهنم گرم بود
ناگهان .. دو تا دختر خوشگل دیدم که کنار جاده پیاده میرفتن
پریدم روی ترمز .. دو تا دختر خوشگل درست مثل تو واسکو
دو نفر که کوله پشتی داشتن .. یکی موطلایی اون یکی سبزه .. باورنکردنی بود
جنون آمیز بود
من ازشون پرسیدم کجا میروید ؟ ونزوئلا ؟
بهشون گفتم سوار بشید .. پس اونا با کوله پشتی خودشون سوار شدن
من دیدم که دختر موطلائی یک بسته عجیب حمل میکنه
عجیب بود .. اما آیا الماس داخلش بود یا دلار
ما حرکت کردیم و بعد از چند مایل ..
من به آیینه عقب نگاه کردم
و دیدم که دارن همدیگه رو میبوسن
من فکر کردم .. خوب اگر اینطوری قراره شروه کنیم
نمیتونم صبر کنم تا آخرش رو ببینم
وقتی رسیدیم به بازرسی مرزی
دخترها گفتن ما میریم دستشوئی و زود برمیگردیم
با اون دو تا کوله پشتی پیاده شدن
من همونجایی که بودم توقف کردم یک صف از ماشین ها به طول دو بلوک وجود داشت
صف شروع به حرکت کرده بود و دخترها هنوز برنگشته بودن
وقتی رسیدم به بازرسی مرزی به آیینه عقب نگاه کردم
و همونجا .. همونجا که تو نشستی واسکو ..
من اون پکیج رو دیدم
تا بغل من اومده بود بالا
یک پلیس با سگش اومد به طرف من و مدارک رو خواست
من مدارک رو بهش دادم
و اون فوراً پرسید اون پشت چی داری ؟
نمیدونم .. مال من نیست خبر ندارم
از من خواست پیاده بشم
وقتی داشتم پیاده میشدم دیدم که سگه داره قاطی میکنه
دوید و به یک پیرزن حمل کرد پیراهنش رو پاره کرد
اون 40 کیسه کوکائین داشت !
شگفت انگیزه .. آره ؟
یک پلیس دیگه که جلوتر بود به من علامت داد که برم اونجا
من از مرز رد شدم و وارد ونزوئلا شده بودم
من نجات پیدا کرده بودم هیچ اثری از دخترها نبود
و اون پکیج ؟
همینجاست !
اوه .. تو حسابی زده به سرت
من واقعاً نمیدونم با کی کار میکنم
مضحکه
عالی بود
هی پسر .. میشه یه کمی صدای موسیقی رو کم کنی ؟
ما اینجا سعی داریم یک مستند بسازیم نمیدونم که متوجه شدی یا نه
امکان نداره
باشه . .کارلا ..
خاطرات تو از قبل از سیل چیه ؟
واقعاً زیاد نیست .. اون موقع بچه بودم یه سری تصاویر تار توی ذهنم هست
مثل چی ؟
من پناهگاه ساحلی رو به خاطر دارم من همیشه با مادرم میرفتم اونجا
دوست نداشتم برم کنار دریاچه چون شنا بلد نبودم
اما یه روز تصمیم گرفتم بپرم توی آب من شناور مونده بودم
اتفاقی که افتاده بود این بود که به خاطر شوری زیاد آب امکان نداشت غرق بشی
یک دریاچه شور ؟
بله، اپیکان از این نظر منحصر به فرد بود
داری از من فیلم میگیری، اریکا ؟
بله، تکون نخور .. پشت دوربین باشکوه میشی
تحت تاثیر قرار گرفتم
اوه .. وای وای وای !
ببخشید .. از شب سیل چه چیزی به خاطر داری ؟
من در اتاق خودم بودم .. خوابیده بودم
یادم میاد با صدای یک آژیر بیدار شدم
و صدای فریادهای زیادی شنیدم
وقتی از تختخواب اومدم پائین آب تا زانوهام بالا اومده بود
مادرم با اضطراب خیلی زیاد اومد داخل اتاق و منو بغل کرد
یادم میاد مرتب میگفت ..
باید از اینجا بریم .. باید بریم مرتب تکرار میکرد
و ما رفتیم بیرون .. اون در رو قفل کرد تا کسی نتونه چیزی بدزده
زن بیچاره .. فکر میکرد میتونیم برگردیم
ببخشید حرفت رو قطع میکنم خیلی راه مونده ؟ من باید برم دستشوئی
میشه لطفاً سوالات مزخرف نپرسی ؟
نمیتونی ببینی داریم ضبط میکنیم ؟
چرا به اطراف خودت توجه نمیکنی ؟
ما داریم ضبط میکنیم ! مشکل شما چیه ..
ممنون عزیزم
عجب جائیه
دخترها .. با من میاین دستشوئی ؟
باشه .. حتماً عزیزم من میرم دستشوئی
نگاه کن ..
من یک عکس اینطوری میگیرم .. یکی از اینجا یکی از این طرف .. حسابی رو ماتحتش زوم کردم
عجب ماتحتی داره ! مایه تاسفه که چاک رو ترجیح میده ..
چاک ؟
آره .. میدونی .. دختر با دختر .. همجنس گرایی
چرا نمیری از منطقه فیلم بگیری ؟
پرنده ها .. ملخ ها .. اونا رو لازم داریم .. زود باش
سلام
به نظر میاد کسی اینجا نیست
سلام
دارم میام ..
حالتون چطوره ؟
سلام . چطوری ؟
چی دوست دارید ؟
میشه از دستشوئی استفاده کنم لطفاً ؟
بله .. اون طرفه .. پشت اون در همون پشته
ممنون
شما اهل این اطراف نیستید .. مگه نه ؟
نه نه .. ما از پایتخت اومدیم
آه .. از پایتخت ..
فکر میکردم .. میدونی معنی پایتخت چیه ؟ اعدام
خوب .. چی میتونم براتون بیارم ؟
اینجا چه خبره ؟ کسی دوام نیاورده ؟
اون چیه واسکو ؟
آه .. ابزار کوچولوی خوبی داری اون جی پی اس داره ؟
آره ... اون حمال ها رو تشخیص میده
ببین ! اون به من میگه که الان یه حمال خیلی عوضی نزدیک منه
جالب بود ..
میتونم چند تا پیراشکی گوشت براتون بیارم
نه نه .. ممنون خانم تشکر
چیه ؟ شما نمیخواهید چیزی بخورید ؟
نه عزیزم ... شما باید غذا بخورید
من اینجا نیستم که گندکاری توریست ها رو پاک کنم
پس به این فکر کنید که چند تا میخورید .. باشه ؟
پس شما از شهر اومدید
من یک دخترعمو داشتم که در پایتخت زندگی میکرد، اسمش اولگا بود
هر تابستان میومد اینجا
یک بار با جوانچیتو خوابید ..
یک بار دیگه رفت با پدریتو خوابید
تا وقتی که یک تابستان با یک مرد متعهل حوابید
و میدونی چه بلایی سر اون بدبخت اومد ؟
جسدش رو توی دریاچه پیدا کردن
اولگا کوچولوی بیچاره
اولگا کوچولوی بیچاره
هرچند اون خانم همه چی بلد بود
دختر !
تو درست شبیه اولگا هستی !
این باورنکردنیه
این حقیقت داره ..
اون واقعاً شبیه اولگا کوچولوئه
خوب ..
چند تا میخورید .. لعنتی ؟
چیکار داری میکنی ؟
چی گم کردی ؟
دنبال چی میگردی ؟
ما دنبال رئیس میگردیم
داخل پیت روغن ؟
بزار یه نگاهی بندازم ..
رئیس !
رئیس !
میدونی اون پائین هیچ کس نیست
من شبیه یه الاغم ؟ رئیس من هستم !
خیر آقا .. تو چی برداشتی ؟
بهم بگو چی دزدیدی ؟ هیچی آقا ! هیچی !
فقط شوخی کردم
دنبال چی میگردی ؟
بنزین
بنزین ؟ بنزین .. باید باک ماشین رو پر کنیم
باشه .. بزار کارم رو تموم کنم و میام اونجا
عالیه .. ممنون
تو اینجا چیکار میکنی ؟
بیا بریم اونا منتظر ما هستن
دخترها ، نمیدونید اون دستشوئی چه بویی داره
نه .. و تو نمیدونی این پیراشکی های گوشتی که برای ناهار شما خریدم .. عزیزم
ببخشید .. میشه لطفاً شیشه ماشین رو تمیز کنید ؟ یه کمی کثیف شده
اگر ممکنه ..
چطوری احمق ؟
باشه باشه .. کافیه .. تموم شد
نگران اون نباش
چی شده ؟ هیچی هیچی ..
ویکی .. به نظر میاد یک ستایشگر جدید داری
خواهش میکنم .. چقدر منزجرکننده !
متوجه شدی به خاطر اون مرد نرفتم داخل ؟
خیلی خب .. بریم ؟
بله .. نزدیک شدیم
تو نمیخوای پول بدی ؟
ببخشید .. فراموش کردم چقدر میشه ؟
برای شما ..
با این قیافه .. هزار پزو
هزار پزو ؟
گوش کن پسر چاق ..
اولش من فکر کردم داری از گاراژ دزدی میکنی
بعد به من گفتی شیشه ماشینت رو تمیز کنم انگار من نوکرت هستم
و حالا به من میگی چقدر باید ازت پول بگیرم ؟
بیا شروع کنیم
چرا توی اون گاراژ نمیمونید و من با اون هرزه ها مهمونی میگیرم
بهش پول بده و بیا بریم
بهش پول بده ناچیتو
میبینی آدم ها چطور با صحبت کردن منظور همدیگه رو میفهمن ؟
No comments yet. Be the first to leave one.