Time Key

Time Key (Ключ времени)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The Time Guardians 2020 720p WEBRip x264 AAC-[YTS MX]
A Commentary by Phoenix Translation Team
تیم ترجمه ققنوس

Tags

webrip
web
x264
720p
720
BRip
TS
YTS
Published on: 2022-01-30
Downloads: 16
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

تيــــم ترجـــمه .:: قـقـنوس ::. .تــقــديم ميـــکـــند

من سالها پيش اين نسخه خطي را رها کردم

و هيچوقت قصد نداشتم دوباره بهش برگردم

ولي بعد کسيوشا وارد زندگي من شد

و به همين دليل تصميم گرفتم دوباره امتحان کنم

يکي بود يکي نبود

فقط يک رودخانه تاريک بود که از مردابها

به سمت سواحل درياي سفيد جاري بود

بعد تزار قدرتمند با لشگرش وارد شد

و دستور ساخت يک قلعه داد

اونها برجي ساختند که رويش يک ساعت بزرگ بود

و از کيلومترها دورتر ميشد آن را ديد

دقيقا زماني که ظهر شد آنها يک توپ شليک کردند

و اين زماني بود که مي خواستند ساختن شهر جديدشان را به دنيا اعلام کنند

و در اين شهر جادويي بود که از ابولهول و شير سنگي

زني به نام اينگريد متولد شد

اون بالا را نگاه کن

اونها اين بنا را براي گربه خاصي به نام اليسي ساخته اند

با گذشت زمان، اينگريد به يک زن جوان زيبا تبديل شد

تمام کساني که در شهر زندگي مي کردند او را دوست داشتند

و او را با لبخند گرمي که داشت مي شناختند

بالاخره در يک روز بهاري اينگريد با مرد جواني به نام پکو آشنا شد

او نگهبان زمان بود

نگهبان ساعت برج

هر روز قبل از شليک توپ در ظهر

پکو ساعت را کوک مي کرد تا شهر بتونه

از زمان مطلع بشه

طولي نکشيد که اينگريد و پکو عاشق هم شدند

اين شيژيک پيژيکه

اگر يک سکه بندازي پايين و آرزو کني

سکه انقدر اونجا ميمونه تا آرزوت برآورده بشه

شادي پکو و اينگريد زودگذر بود

اونها صاحب دختري شدند

اما اون خيلي زود مريض شد و درگذشت

اينگريد بخاطر اون انقدر غصه خورد که عقلشو از دست داد

پکو ، دلشکسته وسايلش را جمع کرد

و با کليد ساعت شهر از اونجا رفت

خيلي زود ساعت از کار افتاد

و شهر غرق در تاريکي شد

از اون زمان ، اينگريد در خيابانهاي تاريک شهر راه مي رفت

و دنبال بچه اي که از دست داده بود مي گشت

حالا فقط وارث نگهبان زمان مي تونست ساعت را بچرخونه

و شهر را به همون حالتي که قبلا بود برگردونه

ما براي اواخر اين هفته طوفان شديدي پيش بيني مي کنيم

.. با توجه به اين پيش بيني

من خونه را دوست داشتم براي کسيوشا يک سالن بزرگ

و شومينه و دو طبقه عالي داشت

خيليه

اگر آپارتمان را بفروشيم ميتونيم اينو بخريم

و تو بالاخره ميتوني رمانتو تموم کني

داره خيلي دير ميشه و اون هم توي خونه تنهاست

اگر اون جادوگر بفهمه چي ؟

اون همسايه پير ديوونه همه چيزو بهش ميگه

شرط مي بندم استخدامش کرده تا مواظب ما باشه

بايد مسمومش کنيم ؟

شايد بايد تو جادوگره را مسموم کني

اولگا . اول بايد درباره کسيوشا تصميم بگيريم

به هر حال، دوره آزمايشي تقريباً تمام شده

ايرنا فقط يک دوسته

ما دو تا با هم بزرگ شديم

خوب اون دوستيه که هيچوقت تنهات نميذاره

اصلا چي ميخواد ؟

اولگا

اولگا

مامان

من مامان تو نيستم

همين الان با من بيا

مامان ؟

بازم کابوس ديدي ؟

دليلش اينه که در مکان جديدي هستي

عادت ميکني . دراز بکش

اون روانشناس لازم داره ؟

بچه هاي مدرسه خيلي اذيتش مي کنند

داره همينطوري عکسهاي جادوگرها را ميکشه

و دروازه ها را مي بينه

اين ايرناي تويه که ازت ميترسه

فقط براي تنظيمش زمان بيشتري احتياج داره

ايرنا مال من نيست

صاحبش تويي

من تو رو انتخاب کردم

ايرنا . متاسفم که باهات تماس نگرفتم

تلاش کردم بهت اطلاع بدم

که کسيوشا به يک دختر توي مدرسه حمله کرده

باشه . اما کي اول دعوا را شروع کرده ؟ خودت ميدوني که اولين بارش

نيست که دعوا ميکنه

اون هنوز در حال مطابقت دادن خودشه و خودت خوب ميدوني

که بايد يک کاري در اين باره انجام بدي

مطمئني ؟ خوب . اگر اينطوري برات راحتتره ميتونم پسش بگيرم

خيلي خوب . فهميدم طبق برنامه تو پيش ميريم

چي لازم داري ؟ ميخوام فردا همتون ساعت 10 اينجا باشيد

ميام اونجا

لعنتي

ميشه بگي چه اتفاقي افتاده ؟

نگاه کن همون دختر يتيمه است

آخي ! يتيم بيچاره

مادرم ميگه اونو به جاي يک بچه ديگه گرفتند

اما قرار نيست زياد نگهش دارند

ميخوان به يتيم خونه پسش بدهند

حالا بچه هايي که توي سنت پطرزبورگ

به دنيا اومدند دستشونو بگيرند بالا

و چند تاتون بعد از تولدتون به همراه

خانواده تون به سنت پطرزبورگ آمديد ؟

تو چي ؟

اون از کجا ميدونه کجا به دنيا اومده ؟ اون که يتيمه

الان وقت ساکت شدنه

نگاهش کنيد ! شرط ميبندم ميخواد شکايت مارو به مامانش بکنه

اون که مامان نداره

بابا هم نداره

واقعا همچين حرفي زدند ؟

خوب بعدش تو چکار کردي ؟

هلش دادم

خانم ايرنا از من خواستند فردا براي ديدنشون بيام

ولي ديگه نميخوام برگردم اونجا

اون اتاق پر از ترس و جادوست

فکر نکنم قرار باشه جادوگر ببينيم

مطمئنم اونها توي مردابها زندگي مي کنند

اين دفعه آخره برميگرديم اونجا

قول ميدم

کاي

بعدش ميتوني داستان ساعت برج را برام تعريف کني ؟

اگر ساعت برج قديمي بايسته و به عقب برگرده

شهر ميميره

و مردم تبديل به موجودات بدون روح خواهند شد

پس بايد چکار کنيم ؟

چکار کنيم ؟

خيلي مهمه که با بقيه مهربون باشيم

اما مهمتر از هر چيزي

بايد براي زماني که داريم ارزش قائل بشيم

اما اگر همه چيز بد پيش بره و اتفاق بيفته

من ميبرمتون به شهر تاريک

و ساعت را با هم کوک مي کنيم

اين کليد مال نگهبان زمانه

بيا

هي . اينو ببين

خيلي خوب . بيان ايندفعه با الماس شروع کنيم

آُس

منم يکي دارم

اونها کسيوشا را برگردوندند ؟

سلام کسيوشا

خوش اومدي

چطوري ؟

از خونه جديدت لذت ميبردي ؟

مطمئنم که اينجا دلت براي دوستات تنگ شده

من با مدرسه اش صحبت کردم

اونها گفتند که کسيوشا به يک دانش آموز ديگه حمله کرده

راستش درباره اتفاقي که ديروز افتاد با هم صحبت کرديم

تقصير اون نيست

کسيوشا . ميتوني يک لحظه بري توي راهرو ؟

زياد طولش نميديم

لطفا بشينيد

اون کليدو داره

اون کليدو داره

از نظر من که اون بيشتر از اينکه براي شما چالش برانگيز باشه

براش آماده شده

.. آره . ولي ما حتي همسايه تون به من زنگ زد

اون هميشه فضول بوده دروغ ميگه

پس حرف کيو بايد باور کنم ؟

حرف اونو ؟ يا بايد حرف تو رو باور کنم ؟

درک ميکني که اين چرا به من ربط داره ؟

ببخشيد خانم مارکونا ؟ قرار بعدي شما اينجاست

عذرخواهي ميکنم . من بايد کسيوشا را پيدا کنم

آخرين کار قبل از رفتن اينه

لطفا تماس هاي منو اينقدر ناديده نگيريد

پس برگشتي ؟

همه برميگردند

الان اين اتاق مال کيه ؟

مال کسي نيست يک پسر اينجا زندگي مي کرد . اما جادوگر اومد و بردش

و خوردش

سولوويوا . بيا طبقه پايين مادرت اومده

وسايلتو آورده

اون مامان من نيست

نميفهمم

اونها يک بچه آوردند برو باهاش بازي کن

و بعدش بهشون برش گردون

سنگدل

کسيوشا

کسيوشا کجايي ؟

رمانــت به کجا رسيده ؟

خوب . دارم روش کار ميکنم

اما هنوز هم از همون ماشين تحريري که بهم دادي استفاده ميکنم

شنيدن اين حرف خيلي خوبه

اينو يادت مياد ؟

اون روز پيداش کردم

همون روزي که تو پاتو شکستي

اين تو و داشا بوديد

داشتي از روي اون نيمکت مي پريدي سر من دعوا مي کرديد

بعدش مجبور شدم تا اون طرف پارک حملت کنم

تا بالاي پل

آره بعدش زير پل

آره آره آره . همين بود همينطور نبود ؟

مامان کجا رفته ؟

مادرت بيرون منتظره

راستش . من توي اين رمان گير کردم

دوست داري کمکت کنم ؟

ايرا

نميخوام بين تو و اون قرار بگيرم

جاي نگراني نيست

من اسباب کشي کردم,

آدرس من اينجاست

بگير . ميتونيم يک نوشيدني بخوريم

Time Key subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left