Zorro

Zorro

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Zorro 1957 S02E34 The Captain Regrets 1080p DSNP WEB-DL AAC2 0 H 264-XiBiU
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 34 Zorro.1957 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-22
Downloads: 11
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 154 lines.

به عنوان دخترش، اگر شما کاغذی را امضا کنید که او نالایق است

و نمی‌تواند خدمت کند

آن وقت می‌توانیم به او بگوییم نه، با اینکه او دوباره اصرار بر خدمت فعال داشت.

در غیر این صورت، حرف آخر را او می‌زند.

شما نگران سلامتی پدر من هستید یا جاه‌طلبی‌های سیاسی خودتان؟

فقط سعی می‌کنم برای خودم روشن کنم.

چه چیزی برای شما مهم‌تر است؟ پدری که فرماندار باشد؟

یا پدری که زنده باشد؟

برای اطلاع شما، فلیپه، پدرم هر دوی این‌ها خواهد ماند.

مراقب باشید کار احمقانه‌ای نکند.

و من هم باید مطمئن شوم که کار احمقانه‌ای نکنم.

مثل امضای کاغذی که او را نالایق خدمت اعلام کند.

خب، ببین این بار چند تا زدم.

زیاد نیست، اعلی‌حضرت.

فقط هفت تا.

مطمئنی؟ -بله.

شاید خسته‌اید، امروز را تعطیل کنیم؟

اوه، مزخرف است.

باید کمی ورزش کنم.

دون آلخاندرو! -صبح بخیر، اعلی‌حضرت.

آلخاندرو. گروهبان.

دون آلخاندرو، اعلی‌حضرت

ایشان می‌خواستند یک بازی شطرنج دیگر با شما انجام دهند.

نمی‌نشینید، لطفا؟

شما، ام... مطمئنید که می‌خواهید؟ من مفتخر شدم.

فکر کردم به شما فرصت بدهم تا تلافی کنید.

احساس گناه می‌کنم که شما را وادار به شطرنج می‌کنم.

مطمئنید نباید استراحت کنید؟ من و گروهبان می‌توانستیم شما را به تخت برسانیم.

اوه، مزخرف است.

با اینکه شکی ندارم که می‌توانم در خواب هم شطرنج بازی کنم

آنقدر خوب که شما را شکست دهم.

ظاهراً کسی به دیدن شما آمده.

اوه. گروهبان، ببین کیست. بفهم چه می‌خواهد.

بله، اعلی‌حضرت.

می‌خواهید اعلی‌حضرت را ببینید؟ -بله. شنیدم اینجا هستند.

اعلی‌حضرت مجروح شده‌اند.

دکتر به ایشان دستور داده که به هیچ کار رسمی رسیدگی نکنند.

دستیار ایشان، کاپیتان آره‌یانو چطور؟ می‌خواهم او را ببینم.

بله. او فرماندار موقت است تا زمانی که اعلی‌حضرت بهبود یابند.

از این طرف، سینیور.

کاپیتان، آنجایید؟ عالیجناب، لطفا!

یک لحظه.

می‌توانید وارد شوید.

مردی برای دیدن اعلی‌حضرت آمده است.

منظورم، عالیجناب دیگر، عالیجناب شماست.

برو سر اصل مطلب، گروهبان.

کاپیتان آره‌یانو، ممکن است سینیور را معرفی کنم...

اسم شما دوباره چیست، لطفا؟ گابریل لونا، لا کانیادا.

این شنل اعلی‌حضرت است.

چطور به اینجا آمد؟

من مطمئن می‌شوم که به کمد اعلی‌حضرت برگردانده شود.

خب، حالا، ماهیت کار شما چیست، سینیور؟

می‌خواهم با شما درباره این سوگند وفاداری که از ما می‌خواهید یاد کنیم، صحبت کنم.

واقعاً چیزی برای بحث وجود ندارد.

اگر وفادار باشید، سوگند را یاد می‌کنید.

وفاداری گاهی مثل یک یوغ دوتایی برای تیم اسب‌هاست.

اگر کسی دو اسب خوب داشته باشد، عاقلانه است که آنها را با هم ببندد.

اما احمقانه است

که یک اسب خوب را به یک اسب مرده ببندی.

منظورتان این است که احمقانه است کالیفرنیا را به اسپانیا متصل نگه داریم؟

نه تنها آن

گاهی برای یک مرد جوان مثل شما احمقانه است

که به مرد پیری وفادار بمانید که سر راه اوست.

ام... می‌تواند خیلی سودآور باشد

فرماندار کالیفرنیا بودن.

شما معماگونه صحبت می‌کنید، دون گابریل.

اجازه دهید کمی رک‌تر باشم.

من هیچ کاری با شما ندارم.

دوستانتان یا مزدوران سیاسیتان، اگر آنها نماینده رِبَتوها باشند.

و من شما را همگی در جهنم خواهم دید قبل از اینکه به مردی خیانت کنم که به من اعتماد کرده است.

حالا، بیرون برو. بیرون برو!

بله، کاپیتان؟

عالیجناب؟ -گروهبان گارسیا.

می‌خواهم هر احتیاطی را برای محافظت از فرماندار انجام دهید.

مطمئن شوید هیچ‌کس او را نمی‌بیند مگر اینکه شما بدانید کیست.

بله. و مطمئن شو که آن احمـ

و مطمئن شوید که سرجوخه رِیِس هم این را می‌فهمد.

من شخصاً برایش توضیح خواهم داد.

آه. به این زودی شطرنج را تمام کردید؟

آه، آن مرد. به نظر می‌رسد فکر می‌کند من کار دیگری ندارم

جز اینکه تمام روز با او بنشینم و شطرنج بازی کنم.

خیلی عجیب است، پدر. او دیگر هرگز از من نمی‌خواهد بازی کنم.

اما خب، من هر دو باری که بازی کردیم، او را بردم.

من چیزهای دیگری در ذهن دارم.

تمرکز بر روی یک بازی شطرنج دشوار است.

حق با شماست.

ما مسئولیت بزرگی داریم، دیگو.

اگر اتفاقی برای اعلی‌حضرت بیفتد، هرگز خودمان را نخواهیم بخشید

وقتی او مهمان خانه ماست.

آه، فلیپه، اینجایی.

به یک جلسه دیگر رفته بودی. چطور بود؟

فکر می‌کنم داریم پیشرفت می‌کنیم اعلی‌حضرت، اما، ام... آسان نیست.

خب، لازم نیست همه کارها را خودت تنها انجام دهی، فلیپه.

برایم مهم نیست دکتر چه گفت.

فردا، قرار است بخشی از وظایف رسمی‌ام را به عهده بگیرم.

حالا، پدر... اعلی‌حضرت.

مطمئنم که از عهده این کار برمی‌آیم.

و دکتر گفت که شما باید استراحت مطلق داشته باشید.

هیچ مسئولیتی، هیچ چیز معلقی بالای سرتان نباشد.

وقت خوابه، عالیجناب.

میگی هیچ مشکلی ندارم؟

خب، این خرس گنده شکم‌پر بالای سر من بوده

شب و روز، از وقتی اومدم اینجا. ولی من پیشکار شما هستم، عالیجناب.

"پیشکار"؟ به خودت نگاه کن! ژولیده!

اصلاح‌نکرده! اتونشده!

کجای تو به یه پیشکار شبیهه؟

اوه، اون لباس فرمت انگار توش خوابیدی.

بله، عالیجناب، همین کار رو کردم!

سرجوخه ریس، لطفاً حالا بیایید داخل؟

همه چی درست میشه، عالیجناب.

سرجوخه ریس، برناردو، لوگو و خودم

ما شما رو به اتاقتون می‌بریم.

نه، نه، نه! من آماده نیستم برم بخوابم! نه!

همه با هم، بچه‌ها! میگم منو بذارید پایین!

شما رو به دادگاه نظامی می‌کشم! لئونار، باهاشون حرف بزن!

این خودسری و خیانته! من نمی‌خوام برم بخوابم!

از این راه، نیزه‌داران. آفرین.

این خودسری و خیانته!

چرا به حرف من گوش نمی‌دید؟ شما نفهم‌ها!

بابای بیچاره. اون عادت نداره که از دستوراتش سرپیچی بشه.

با این حال، به نفع خودش، من...

فکر نمی‌کنم اون باید هنوز وظایفش رو از سر بگیره.

نباید اجازه بدیم. می‌تونی روی من حساب کنی، عزیزم.

مطمئناً، با هم می‌تونیم مجبورش کنیم کاری که به نفعشه رو انجام بده.

ممنون، فلیپه.

اتفاقاً، من داشتم قانون کالیفرنیا رو مطالعه می‌کردم

و سعی می‌کردم وظیفه‌ام رو به عنوان فرماندار موقت انجام بدم

و یه کاری هست که میتونی انجام بدی. - بله؟

به عنوان دخترش، اگه کاغذی رو امضا کنی که اعلام کنه اون بی‌کفایته

و قادر به خدمت نیست، اون وقت میتونیم بهش نه بگیم.

حتی اگه دوباره روی وظایف فعالش اصرار داشته باشه.

در غیر این صورت، حرف آخر رو اونه که میزنه.

شما به فکر سلامت پدرم هستید یا جاه‌طلبی‌های سیاسی خودتون؟

فقط سعی دارم توی ذهن خودم روشنش کنم.

چی برات از همه مهمتره؟ داشتن پدری که فرمانداره؟

یا پدری که زنده‌ست؟

برای اطلاع شما، فلیپه، پدرم هر دو خواهد بود.

تو بیشتر از من دلت این رو نمی‌خواد، عزیزم. من جونم رو براش میدم.

اون بهترین مردیه که می‌شناسم.

اوه، ممنون.

ما باید ازش مراقبت کنیم.

مطمئن شیم کار احمقانه‌ای نکنه.

و من باید مطمئن شم که کار احمقانه‌ای نمی‌کنم.

مثلاً امضای کاغذی که اونو برای خدمت بی‌کفایت اعلام کنه.

قبل از اینکه کارم تموم بشه، با التماس برمی‌گردی پیش من.

براوو، دیه‌گو. عالی بود.

و دوست دارم بیشتر بشنوم ولی وقت داروی پدرمه.

اگه من نباشم، اون تقلب میکنه. می‌دونم.

بوئنوس دی‌آس، کاپیتان.

خب، پس اینطوریه که یه کابالرو باشی، دیه‌گو؟

گیتار بزنی، آوازهای عاشقانه برای سنیوریتا (خانم) کس دیگه بخونی

بذاری پئون‌ها (کشاورزها) کار کنن و سربازا بجنگن.

داری اشاره می‌کنی که تو داری می‌جنگی؟

فقط یه گپ بی‌معنی بود، سینیور.

Zorro subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left