The first 200 lines.
میدونیم که زوجهای دیگهای هم هستن که هنوز داری بهشون فکر میکنی
پس طبیعتاً انتظار نداریم همین الان تصمیم بگیری
آره، ولی، اوم
خب، ما یه جورایی امیدوار بودیم که هنوز ما رو هم مد نظر داشته باشی
شوخی میکنی؟ این فوقالعادهست
اوم
احتمالاً
درسته. احتمالش هست. آره
آره. آره
اوم، میدونی، هر چقدر که لازم باشه آروم پیش میریم
ممنون. آره
احتمالاً کلی سوال از هر دوی ما داری، نه؟
آره. چند تایی هست. آره
و تو و جک هم باید همدیگه رو بشناسین
فکر خوبیه. آره. آره
مارلی در واقع میره دانشگاه ایالتی ساکرامنتو. واقعاً؟
آره! خب، معلومه که فعلاً مرخصی گرفتم
ولی یه سال دیگه برام مونده
خب، من همون پایینِ خیابون بزرگ شدم. شرق ساکرامنتو
نه بابا! آره، بابای من اونجا استاده
در واقع، اونم اهل یوتاست، درسته؟ آره
آره، پروو
و خب، وقتی ۱۲ سالم بود، خونوادهم اسبابکشی کردن اونجا
و بعدش دوستپسر سابقم رو توی دبیرستان دیدم، و
و اون پدرِ بچهست ولی با هم به تفاهم نرسیدیم، واسه همین
درسته
به هر حال
اوه، بریه. جواب میدم. خواهرمه
اوه
ببخشید
سلام! چه خبر؟
آره. اوه... وای نه، خیلی متاسفم
آره، الان میام اونجا
اوم، بری و مایک به هم زدن
آره، اوضاعش اصلاً خوب نیست. باید بری. انگار بهت نیاز داره
آره، باشه. شماها... باشه
حرف میزنیم. فعلاً مل
خداحافظ
خب، اوم
خب، اوضاعِ کاروان چطوره؟ اوه، عالیه
باز هم ممنون که گذاشتی اینجا بمونم. خواهش میکنم
اه، هرچند، راستش، آبِ گرمش یه ذره ولرم شده
عالیه! آره! اه
منظورم اینه که واسه تو عالی نیست. واسه من عالیه که میتونم درستش کنم
میتونم درستش کنم. آره. عالیه
پس برم ابزارم رو بیارم
باشه، خیلی هم خوب. باشه
انقباضها فاصلهشون ده دقیقهست
میتونی تا وقتی فاصلهشون به پنج دقیقه برسه، تو خونه بمونی
باشه. هی. داری عالی پیش میری
نه، نیستم! ما آماده نیستیم! من آماده نیستم! پدر و مادرم اینجا نیستن
منظورم نفس کشیدنت بود
پس قبول داری که آماده نیستیم. من واسه مامانت پیغام گذاشتم
کی درست قبل از به دنیا اومدنِ نوهش میره سفرِ تفریحی؟
نگران نباش! ما پیشت هستیم
فکر کردم قرار بود واسه اولین روزِ شیمیدرمانیِ موریل پیشش باشی
جو الن و لیدی پیششن. هوپ، اون کارِ مهمیه
اینم مهمه! حالا، چیکار میتونم بکنم؟
شاید بتونی ساکِ زایمانش رو جمع کنی. آره! میتونم اون کار رو بکنم
توی ساکِ زایمان چی میذارن؟
لباسِ راحتی، جوراب، دمپایی، مسواک، اوم... سوتینِ ورزشیم هم لازم دارم
واسه ورزش کردن دیگه یه کم دیر شدهها
واسه وانِ زایمان میخوام
البته. فرض کن جمع شده و توی ماشینه
صندلیِ کودک رو نصب نکردیم! من انجامش میدم
نه! میتونیم توی کلینیک انجامش بدیم
بچه که واسه تا اونجا رفتن بهش نیاز نداره، نه؟
حالا، جعبهش کجاست؟
صندلیِ کودک رو نصب نکردیم! من میرم بیارمش
اوه، این واقعاً درد داره
خب، لیزی، بیا قدم بزنیم، باشه؟ باشه
این کمک میکنه عضلاتت شل بشن. دنی؟ آره
داشتم چیکار میکردم؟
اه، ساکِ زایمان
اوه، راست میگی! آره! باید به موریل هم زنگ بزنم
چرا نمیری پیشِ موریل؟
منم اینجا وسایل رو جمع میکنم قبل از اینکه بریم کلینیک
لیزی هم تازه مراحلِ اولیهی زایمانه. هنوز مونده تا بچه به دنیا بیاد
واقعاً؟
فقط به قدم زدن ادامه بده عزیزم
باشه
لیزی، اشکالی نداره؟
برو پیشِ موریل. مطمئنم به حمایتت نیاز داره
باشه، ولی وقتی نزدیک بود بهم زنگ بزنین
آره. هوپ، در موردِ چی میخواستی باهام حرف بزنی؟
انگار یه چیزی در موردِ بازجویی بود
میدونی چیه؟ اصلاً یادم نیست. فقط حواست به لیزی باشه
موفق باشین، مامان و بابای جدید
من دارم مامان میشم
من دارم بابا میشم
خیلی زود اتفاق افتاد
حالم خیلی بده. خیلی دلش شکست
منظورم اینه که وقتی اینقدر روی یکی حساب باز کردی، راهِ فرارِ راحتی وجود نداره
آره. منظورم اینه که اگه درست نباشه، نمیتونی به زور درستش کنی
نه، میدونم
فکر کنم وقتی ازش خواستم باهام زندگی کنه، داشتم همین کار رو میکردم
فقط میخواستم توی یه رابطهی امن و سالم باشم
با پسری که میدونستم بهم صدمه نمیزنه
آره، البته
تو لیاقتش رو داری
یا شایدم من اصلاً تواناییِ داشتنِ یه رابطهی سالم رو ندارم
بری، تو بیشتر از چیزی که فکر میکنی توانایی داری
خب، تو مجبوری اینو بگی. الان دیگه خواهرِ منی
خب، من که نیستم. پس مجبور نیستم چیزی بگم
ولی حق با مِله
تو از پسِ خیلی چیزها براومدی
و... یه روزی دقیقاً همون رابطهای رو که میخوای، خواهی داشت
آره. درسته
فکر کنم فقط لازم دارم روی تنها بودن تمرکز کنم
و روی کارم
یعنی کارِت خیلی زیاده؟ چون، اوم، مراقبت از خود هم بد نیست
ممنون، پرستار مل. حتماً بهش گوش میدم
ولی، آره، نه، چند تا پروندهی جدید دارم، و، اوم
و دفترِ دادستانی میخواد باهام حرف بزنه
در موردِ حکمِ عدمِ نزدیکی که واسه شارمین گرفتم
اوه، هنوز پیداش نکردن؟
نه، هنوز نه
ولی مایک پیگیرشه
پیداش میکنه. آره
خب، امیدوارم
خب، اه، "بارِ جک"، مالِ توئه؟
آره، دقیقاً همینطوره
بهترین خوراکِ لوبیا و خنکترین آبجو رو توی کلِ منطقه داره
ممنون
اوه واقعاً؟
اینطور میگن
پس تو اهلِ عکاسی هستی، نه؟
آره، من، اه، بیشتر منظره عکاسی میکنم ولی چهره هم میگیرم
اوه، چه جالب
اه
دوست دارم یه بار کارهات رو ببینم. یعنی اگه مشکلی نداری
آره حتماً. با کمالِ میل نشونت میدم
و تو چی؟
میدونم کاروان تعمیر میکنی و انبار و خونه میسازی، ولی
چیزی هست که نتونی انجام بدی؟
پیتزا درست کردن. اوه
آره، افتضاح میشه
میدونی، وقتی تفنگدارِ دریایی باشی یاد میگیری خیلی کاربلد باشی
توی ارتش بودی؟
آره، ۲۰ سال
وقتی مرخص شدم گروهبان بودم
متوجه شدم
خب، به چیزی که براش میجنگیدی باور داشتی؟
باور، اه
میدونی، این مسائل در حدِ من نبود
هوم
وظیفهی من این بود که دستورات رو دنبال کنم و تا جایی که میتونم به بهترین شکل انجامشون بدم
درسته
آره
خب، اه، کارت دیگه باید راه افتاده باشه
اگه میخوای شیر رو باز کن بذار آب بیاد
اوه، عالیه. بفرما
اوه، نه من خوبم. ولی بازم ممنون
آره، آب داغه داغه
ممنون. خیلی هم خوب
گوش کن، اگه پایهای، فکر کردم شاید بتونیم بریم بار
یه چیزی بخوریم و به گپ زدنمون ادامه بدیم
اوه، میدونی، خیلی خستهم، ولی شاید یه وقتِ دیگه؟
درسته
خب، سرآشپز یه ساندویچ بی-ال-تیِ معرکه درست میکنه. میتونم برات بگیرم بیارم
من وگانم
مطمئنم یه چیزِ خوشمزهای برات ردیف میکنه
میدونی چیه، تو همینجا بمون و استراحت کن، و
من برات یه چیزی میگیرم میارم
باشه. ممنون، جک
آره
خب، رسیدیم
سلام! سلام
سلام لیزی. امروز همون روزه. چه حسی داری؟
کسی از خاله کانی خبری نداره؟
آره. آره، همین الان زنگ زد و گفت که تو راهه
و فاصلهی انقباضها شش دقیقهست. عالیه
میخوای کرکرهها باز باشن یا بسته؟
فکر کنم بسته، چون تا چند وقتِ دیگه نیمهبرهنه میشم
درسته. حریمِ خصوصی منطقیه
کاملاً بسته یا یه کم نورِ سایهروشن میخوای؟
برام فرقی نداره دنی
سایهروشن. همون سایهروشن خوبه
و باید لیستِ آهنگهای زایمان رو تموم کنم
اوم، میخوای با ملایم شروع کنیم؟ دارم به بُن ایوِر فکر میکنم، یا شایدم دِ ویکند
خب لیزی، با چک کردنِ علائمِ حیاتی شروع میکنیم
باشه. خیلی خب. و بعدش، اوم، دنی؟
دنی؟ بعد از اینکه کارم تموم شد، میتونی کمکش کنی لباسش رو بپوشه
باشه؟ صبح بخیر، مل
امروز واسه مصاحبهمون روزِ خوبیه؟
اه، میدونی چیه؟ راستش، نه زیاد
یه بیمارِ در حالِ زایمان دارم و کلینیک هم دستِ منه، پس
منطقیه. آره
دکتر مالینز، انگار خیلی اینجا پیدات میشه
واسه کسی که فعلاً اجازه نداره طبابت کنه
خب، ببین، مل امروز داره نوه-نتیجهی منو به دنیا میاره
پس من فقط در جایگاهِ پدربزرگ اینجام
آه! تبریک میگم
یه وقتِ دیگه پیدا میکنیم. باشه، عالیه
خیلی خب. فشارت ۱۱ روی ۸ـه
پس اوضاعت خیلی خوبه. باشه
اه، لیزی، من فقط باید یه سر برم کلینیک و وضعیتِ یه بیمار رو چک کنم
باشه. ولی زودی برمیگردم
من همینجا میمونم که اگه چیزی لازم داشتن کمک کنم. غیرپزشکی
باشه
No comments yet. Be the first to leave one.