The first 200 lines.
.خيلي خُب،همگي گوش بديد
،تا 5 روز ديگه
...به يه کشتي اجازه ميديم بياد اينجا
...و اونايي که خواستن برن رو...
.برگردونه به کشور...
...اين کشتي غذا هم مياره
...که خيلي...
.از لوبيا و برنج ماست...
!ايول
...همينطور مذاکره کرديم که شما بتونيد
.به مدت 24 ساعت با خانوادتون باشيد...
!آره
،چند تا جزئيات ديگه هم هست
ولي مطمئن باشيد خيلي هاتون .خانوادتون رو دوباره ميبينيد
،آندرز"،ميدونم قرار نيست بري خونه"
.ولي حداقل زنت رو ميبيني
.سواره اون کشتي نميشه
خُب،چي فکر ميکني؟
نميدونم،به نظر يه جاي کار ميلنگه،مگه نه؟
...دولت داره تمام تلاشش رو ميکنه
.تا براي خودش محبوبيت بخره...
.ميدوني که نميزارن "کريستين" بياد
.از خانواده "گريس" هم کسي رو اجازه نميدن بياد
...درسته،خُب،ميخوان بين
افسر ها و اونايي که ميخوان... برن اختلاف بندازن،آره؟
.آره،معلومه
...اونا دارن از اين موقعيت استفاده ميکنن
.تا يادشون بندازنن که چه چيزي رو دارن از دست ميدن...
.حرکت هوشمندانه اي هستش و حسابي دست منو بستن
.اگه بگي آره،اونا خوب جلوه ميدن
...اگه بگي نه،مثل يه حرومزاده ديوونه جلوه ميدي
.که به خدمه اش اهميت نميده...
.دقيقا
.قربان
.هنوز کليد شليکمون گم شده
.اگه کسي بفهمه بيچاره ميشيم
.هرکسي که بخواد از اينجا خارج بشه ميگرديمش
،ممکنه يکي از کليد هامون رو نداشته باشيم
.ولي نميزارم کسي اينو به دشمن خبر بده
.باشه
دوستمون از سازمان "سيا" چطوره؟
.تو اين 6 روز فقط منو ديده
...و خيلي دوست داره صحبت کنه،پس
.خيلي خُب،همينطوري باهاش حرف بزن .ببين ميتوني اطلاعاتي پيدا کني
.صد سال پيش،ما روي پاي خودمون بوديم
.فرهنگمون پاک بود
.براي همين خصوصيت به اين جزيره برگشتم
...تو اون کشتي اينقدر غذا هست
.که حداقل براي يه ماه هممون رو سير کنه...
يه ماه؟ ."تاني"
اين روز ها يه پوند آدر چقدره؟
.شرمنده،بابا،نميزارم منو قاطي اين قضيه بکني
ميخواي تو سر و کله زدن با "سرات" کمکت کنم؟
.سرات" کاري با مردمم نداره"
...همه ي مشکلمون با اون
.بستن راه کشتي راني هاست...
...هرکاري که بتونم ميکنم
.تا اين قضيه رو درست کنم...
.ميدوني که نميتوني خودت رو درست کني
،و شايد نيت شما خير باشه
...ولي در آخر،شما هم مثل همون فرانسوي هايي
ميمونيد که اين جزيره رو تصاحب کردن... ...و براي ارزشش
.بهش حمله کردن...
.درسته
.همينه که هستيم
.و الان اينجاييم و ممکنه اين قضيه تغييري نکنه
...پس
.شايد محبور بشي تو تغيير کني
.اين قضيه براي اونا هم سخته
...فکر ميکني تا کِي ميتوني هم طرف اونا باشي
هم طرف ما؟...
.يه موج کوتاست،پيدا کردنش خيلي سخته - -
...پس فقط ميدونم توي جزيره است - -
.ولي نميدونم دقيقا کجاست... - .باشه -
- کاره ديگه اي داري؟ -
- ...نه،فقط وقتي -
.بيشتر درمورده اين سيگنال فهميدي بهم خبر بده... -
- .باشه -
...ما تو کشورمون يه مناسبت داريم
.که پيوستن دو فرهنگ رو جشن ميگيره...
...با سختي های اخير،اين دو گروه کاملا متفاوت
...تونستن باهم جوري ترکيب بشن که بهش ميگن جامعه...
.که معني زنده ماندن رو ميرسونه...
،و با سنت و رسم هاي زيادي که ما داريم
.ما روز شکرگزاريمون رو از دست داديم
،ولي امشب
...بخاطره اين مناسبت مقدس
.هرچي که مال ماست مال شماست...
.نوش،نوش
خُب...اينجا کدوم غذاش خوبه؟
.تقريبا همون غذاهاي ديروزه
.به نظر يه جور ماکاروني مياد
.فکر کنم تو از ماکاروني خوشت مياد
.لازم نيست اينکارو بکني
چيکار؟
.خوش و بش .لاس زدن
اوه،داشتم اينکارو ميکردم؟
"اينجا کدوم غذاش خوبه؟"
.يه سوال ساده است
.ببين،اتفاقي که بين ما افتاده ديگه افتاده
،و الان ديگه بهتره برگرديم به وضعيت قبلي
موقعي که تو يه عوضي بودي .و من که يه آدم وظيفه شناس بودم
.لازم نيست وضعيت رو عجيب کني
.درسته،چون وضعيت الانمون اصلا عجيب نيست
.ببين،فکر کردم تو با اون دختره از بار هستي
اسمش چي بود؟
."تاني"
.آره
.دختره خوبيه و به نظر مياد واقعا از تو خوشش مياد
.جفتمون ميدونستيم که اون اتفاق ميفته
.کاپيتان
.سوفي" مرکز ارتباط رو پيدا کرد"
...به نظر مياد جاسوس
.تو اين سه روز اخير دوبار ارتباط برقرار کرده...
.ايندفعه خيلي استفاده کرده
.هرکي که هست ترسيده
بوث" چي ميگه؟"
.هنوز هيچي
بهش اعتماد داري؟ - .نوچ -
.خوبه،حواست بهش باشه - .باشه -
...آدم گرسنه باشه
.کوفت هم مزه مغز ميده...
تاحالا مغز خوردي؟
...مثل اين ميمونه يکي يه تيکه گوشت
.رو چرب و چيل کنه..
...بهترين مغزي که خوردم
.تو يه اغذيه فروشي تو "مکه" بود...
.چيني ها خيلي غذاي فرانسوي دوست دارن
.اي بابا،"کندل"،فکر کردم ديگه بيخيالش شديم
."گوش بده،"بوث
.اون مرکز راديويي،فعاله
هرکي کليد شليکمون رو دزديده داره .با سازمان "سيا" صحبت ميکنه
و بعد حدس بزن چه بلايي سره ما مياد؟
.زياد اهل حدس زدن نيستم
.يک:بمب بارانمون ميکنن و هممون رو نابود ميکنن
...دو:جاسوس نا اميد ميشه
.و من و "مارکوس" رو ميکشه...
...و تو
،تو از گرسنگي ميميري .براي هميشه فراموش ميشي
...سه
.بهم اعتماد ميکني .باهم ديگه قضيه رو حل ميکنيم
...ميشيني اونجا و حرف هاي پيش پا افتاده ميزني
.و ميگي به من نيازي داري...
...تو اصلا يه چيزي به من نگفتي
.که بدردم بخوره،حتي يه دونه...
.و عيبي نداره،ميفهمم،ميفهمم
.ميخواي کنترل دستت باشه
.ميخواي از راه سخت بازي کني
.ولي الان،هيچ دليلي به من نميدي که بهت اعتماد کنم
...تو هنوز يه قاتلي که داره سعي ميکنه
.منو متقاعد کنه که دستبند ها رو باز کنم...
.هي
."بايد يه کاري کني بهت اعتماد کنم،"بوث
!زودباش!زودباش
!آه
.نه،ببين،من هنوز کارت هام رو نکشيدم
.خُب،ديشب نيومدي
کجاست؟ !بگيرينش
ميتونم کمکتون کنم؟
.وايسا،اونا قاضي هاي اين جزيره ان
چه اتفاقي افتاده؟
.خودشه
...واو.نه،نه -
.بهش صدمه نزنيد
.ولم کنيد
تو طرف کي هستي؟
!کاري نکردم !کمک
!کمک
!هي،اسلحه هاتون رو بياريد پايين،همين الان
!اسلحه هاتون رو بياريد پايين
!اسلحه اتون رو بياريد پايين
کي ميخواد بهم بگه اينجا چه خبره؟
...اونا ميگن يکي از افرادتون "اريتا" رو برده
.توي جنگل و بهش تجاوز کرده...
.بهم بگو که حقيقت نداره
!اينکارو نکردم،کاپيتان .قسم ميخورم،دروغ ميگه
...طبق قوانین محلي،با صد بريدگي
.مجازات ميشه...
اگه نجات پيدا کنه،يه علامت ...روي گردنش ميسوزونن
.که همه بدونن چه جرمي مرتکب شده...
يه علامت؟ - .اوه،خداي من،نبايد بزاري اينکارو بکنن -
.بياريدش پايين،همين الان
.تصميم با تو نيست،کاپيتان
.مربوط به جزيره ميشه
!بياريدش پايين
.ما قانون داريم
.اين درست نيست
.ممکنه درست باشه
،ممکنه قانون هاي خودتون رو داشته باشيد .ولي منم افراد خودم رو دارم
معتقد نيستي يه متجاوز بايد مجازات بشه؟
.معتقدم
.ولي بدون مدرک اينو قبول نميکنم
،من که اين زن رو نميشناسم
.و اتهام هاش رو نشنيدم
.من شنيدم .راست ميگه
.خُب،هرکسي نظره خودش رو داره
.و تا جايي که من ميدونم،اين پاپوشه "سرات" هستش
...ما با قضاوت هاي مختصر
.و مجازات بدون پيگيري مجازات نميکنيم...
.طريقه و روش ما صدها ساله کارساز بوده
No comments yet. Be the first to leave one.