So Long, Marianne

So Long, Marianne

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

So Long Marianne S01E04 Oslo 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-Kitsune
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 4 So.Long.Marianne زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-21
Downloads: 21
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 140 lines.

آکسل (به نروژی حرف می‌زند)

ماریان (به نروژی حرف می‌زند)

امم

ماریان (به نروژی حرف می‌زند)

باشه؟

من کجام؟

چرا؟

نه، آروم، اینو باید بپوشی.

باید اینو بپوشی!

برات خوبه.

صدای بوق ماشین.

خدایا!

من همینجام، عشقم.

شما آدما چتونه؟

هیس. کی؟ یهودی‌ها؟

نه، مردا!

مردا چه مرگشونه لعنتی؟

خب، چقدر وقت داری؟

چی شده؟

هیس.

اول، ام... مراقب معشوقه بودم.

معشوقهٔ پدر بچه‌ام.

و بعد بهم میگه که مالکیت رو انتقال داده.

ماشینش رو به من داد چون به دولت یونان بدهکاره

اوف

و حالا باید ماشین رو تا نروژ برگردونم.

خب، با ماشین چقدر راهه تا اونجا؟

اوه، دو هفته.

می‌دونی، دو هفته که اصلاً خیلی طولانی نیست.

فکر کنم بتونیم این کارو بکنیم.

راحته

ام، ما؟

منم میام باهات، معلومه.

چقدر پول داری؟

خب، من دویست دارم.

آخه چرا باید این کارو بکنی؟

آخه چرا... لازم نیست.

خب، من عاشقتم.

من دارم، اِم...

۲۰۰ تا هم

فکر کنم ۲۰۰ به اضافه ۲۰۰ میشه ۴۰۰

و، ۴۰۰ دلار، اون باید ما رو برسونه اونجا

با بنزین و، و غذا و...

میدونی، این پول فقط یه طرف راهو میبره

اوه، نه، ولی من تو سکس دهانی خیلی خوبم

کل قضیه همینه

آه. این جزو معامله بود

که من تو خیابون کار کنم

که من تو کانادا توش خیلی خوب بودم

ممنون

خوبی؟

کاری از دستم برمیاد؟

منو از اینجا ببر بیرون.

باشه، کجاییم؟

خب

هنوز تو آلبانی.

فکر کنم.

باید چند مایل جلوتر یه دهکده باشه.

پس شاید بتونیم توقف کنیم و من یه تلفن پیدا کنم.

چون اونا الان باید فرود اومده باشن.

من فقط باید...

ایهلن

(اینگبورگ به نروژی صحبت می‌کند)

(اینگبورگ به نروژی صحبت می‌کند)

حالش خوبه.

تو چی؟

اوم

می‌خوام مست کنم.

عالیه. اوم‌هوم.

من می‌تونم تو این کار کمکت کنم.

باشه، پس تا روستا پنج مایل دیگه راهه.

باشه، میریم شهر و یه چیزی برای خوردن پیدا می‌کنیم.

یه جا برای خوابیدن پیدا می‌کنیم.

از عهده‌اش برمیایم؟

نه. نه.

پس یا، اوم، تو رستوران غذا می‌خوریم.

یه غذای خوب می‌خوریم و تو ماشین می‌خوابیم.

یا بقیه عمرمون نون می‌خوریم.

و تو یه متل می‌خوابیم.

من رای به رستوران و ماشین میدم.

بله، خانم.

ممنون. ممنون.

(پیشخدمت می‌خندد)

تو مال خودتو تموم کردی؟

آره.

وای، فکر کنم یه نوشیدنی قبل غذاست.

خب، می‌دونی، اگه نوشیدنی قبل غذا بود،

باید سرو می‌کردن

قبل از اینکه غذا سر میز بیاد.

من از یه خانواده خیلی سختگیر میام.

و اگه بعد از غذا سروش کنن، یه شاته.

واقعاً چقدر خونتون سختگیره؟

فکر کنم هفت سالم بود یا همچین چیزی.

و مادرم می‌خواست آداب غذا خوردن رو بهم یاد بده.

واسه همین منو نشوند سر میز

با بهترین بشقاب‌های چینی‌مون زیر بغلم.

که موقع غذا خوردن آرنجمو نذارم روی میز.

راسته.

خیلی عجیبه، مثلاً...

یادم نمیاد آخرین بار کی بود که فقط

اینجوری نشستم

می‌دونستم هیچ‌کس منتظرم نیست.

مادرت چطور آدمی بود؟

هست، هنوز زنده‌ست.

اوم

خیلی غیرقابل پیش‌بینی.

نمی‌خوام یه تشخیص، اوه، سرسری بدم

ولی فکر کنم اون، ام، شاید، اوه، دوقطبی باشه.

چطور بود؟

عالی بود.

اوه، فراز و نشیب خودش رو داشت.

نه.

شوخی نکن، واقعاً چطور بود؟

خب، اون یه پناهنده‌ست.

پس فکر کنم دوران بچگیش خیلی پیچیده بود.

تضاد صبح‌های دوشنبه که روی زمین گریه می‌کرد

اون حمله‌ها، و عصرای دوشنبه کیک پختن.

برای یه مرد جوون در حال رشد، وحشتناک گیج‌کننده بود.

ولی فکر کنم هر بار که میای تو

یه چیز متفاوته، واسه همین یاد می‌گیری که سازگار شی.

یاد می‌گیری آدما رو بشناسی.

یاد می‌گیری که، اوم، وفق پیدا کنی.

اوم

نه، دوستش دارم، عالیه.

هیچ حرف بدی در موردش نمی‌زنم.

نه.

فقط پیچیده

کلی اشک، کلی خنده

راستش، فکر نمی‌کنم که هیچ‌وقت...

خونه‌ای داشتم.

تنها خاطرات بچگیم از مادربزرگم بود.

خونه‌ی مادربزرگم.

اون عزیزترین آدم دنیا برام بود.

و تو اتاق من، کشوی محبوبم تو خونه

کشوی اون بود، با همه‌ی وسایل قدیمیش.

و پر بود، می‌دونی

از کرم‌ها و جواهرات زنونه‌ی قدیمی.

و مثل یه جعبه‌ی گنج بود.

و بوی عطر اون رو می‌داد.

مال یه دوران دیگه...

So Long, Marianne subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left