The first 200 lines.
افتادن از-
آه
چون من يه فرشته ام
چرا تو انقدر باحالي؟
شايد بخاطر اينكه- فقط آدم خيلي شادي هستم
امروز تولده جيه-
بنابراين ميخواهم ببرمش به هاوايي براي تمام هفته
يه سوئيت بزرگ تو ماوي- فقط براي ما دوتا
ماني رو تو حياط خلوت حبسش ميكنيم
تو يه خمره بزرگ
شوخي ميكنم
اون قراره پيش كلير و فيل بمونه
همه چيز قرار بود كه- يه سورپرايز بزرگ باشه
همه كارها رو خودم كردم
گرفتن بليط رزرو هتل
از جيب من خرج شد اما ارزششو داشت
از جيب من رفت-
من تمام اين هفته بارها و بارها- ميخواستم اينو بهت بگم كه
ممنونم
تولدت مبارك-
چه خبره اينجا؟-
سورپرايز ، پدر-
همه خانواده قراره با ما بيان- آهان-
همه شون؟-
اوه-
بله ، ميچ و كامرون و ليلي- رو هم اضافه كن
آره ، و فيل- اون رفته وسايلو چك كنه
واو .اين-
واو
خب ، همه اينها- ايده گلوريا بود
اون بليطها رو خريد و همه چيزو جور كرد
واقعا؟ آره- براي همه؟
تولد توه- دليلي براي خساست وجود نداره
اوه ، خدايا-
مرسي ، عزيزم
همه اونها ، قراره با ما تو قسمت درجه يك باشن؟
آي ، نه. تو فكر ميكني كه- من دستگاه چاپ پول دارم؟
هم
البته كه نه-
گروه بيانكونري با افتخار تقديم مي كند " مهدي "
ما ميخواهيم بريم به لوا- شنا كنيم و دلفينها رو ببينيم
يه تور گرفتيم كه با
تييكي تيكي تيكي تيكي تيك ميبرن
هيلي كوپتر- هيلي كوپتر
آره
من از تحرك زياد- خوشم نمياد
من دوست داشتم كنار گلوريا باشم
و رمان رابرت لادلام رو بخونم
من هشت تا نمونه از كارهاشو تو اين كتابخونه جيبيم ريختم
منظورم اينكه من خانواده مو دوست دارم
زمان شام خوردن ، وقتي كباب ميخوريم ، دوست دارم كنارم باشن
اما وقتي ميرم هاوايي دلم ميخواهد ، اونها هم اونجا باشن؟
ممنون ، ديل-
ميدونم كه خيلي چمدون آوردم
اما نگران نباش من در حال درمانم
فقط شوخي بود من خوبم
هي
ديل ، من اين آدمها رو ميشناسم ميشه كلاهتو قرض بگيرم؟
خيلي خنده دار ميشه
نه- باشه-
سلام ، عمو فيل-
هي ، هي ،شما هم- براي اين سفر هيجان زده شديد؟
اوه ، ما خيلي هيجان زده ايم- ميدوني ، اين اولين بارمه
واقعا؟- آْره، ميدونم ، غافلگيركننده بود-
مردم هميشه ميگن كه من از هاوايي ميترسم
كي اينو ميگه؟- آدمها-
كدوم آدمها؟-
تو اونها رو نميشناسي-
سلام ليلي- سلام
اوه، نه. اوه ، نه- من كيف پولمو يادم رفته
اوه ، مشكلي نيست- من پول دارم
نه ، نه ، من نميتونم- تو هواپيما بدون كارت اعتباري باشم
واقعا ممنون ، كم
چرا اين تقصير منه؟-
چون اگه تو همه كارهاي كه بهت گفته بودم- صبح انجام داده بودي
من اونقدر دستپاچه نميشدم
و يادم نميرفت كه كيفمو بيارم
خيلي خوب ، ما هنوز بايد - اسباب بازيهاي ليلي رو جمع و جور كنيم
برگه هاي خروجمون رو ور داريم اوه
بردن روزنامه و مجله ممنوع
هي ، نه، صبر كن. داري چيكار ميكني؟ من اونها رو بسته بندي كردم
اوه ، اون فقط به نظر بايد بانمك بياد- اونم پيش هم بازيش
دوست دارم كه اون بهتر از جاسپر به نظر بياد
هيچي در اينباره نگو كه ميدوني- خيلي حساسم بهش
جاسپر و مادرش دارن- براي روز بازي ميان
ما اونو چند هفته پيش تو برنامه گذاشتيم
ما داريم درباره رفتن- از فرودگاه صحبت ميكنيم
يكساعتم طول نميكشه-
و اين تنها وقتيكه جاسپر ميتونه اينكارو انجام بده
واقعا؟- چطوري تقويم جاسپر پر شده؟
اين يه شاهکاره-
وقتي تو با جاسپر داخل ميشي درها باز ميشن
اون يه خاطره از دوران قشنگ در مهدکودکه
ما بايد دم يه بچه 10 ماه رو- ببينيم؟
من فقط ميخواهم كه اون- از ما خوشش بياد
خيلي خوب اونها اومدن
خيلي خوب- اما زود ميان و ميرن
ميدوني كه ما هنوز هزار تا كار نكرده داريم
ميشه آروم باشي؟-
تو هميشه نگراني اما همه چيز درست ميشه
اوه ، و در ضمن ما متديستيم
بنابراين
آه،شايد فكر كنيد شوخي ميكنم؟- من... من اينو پروازو انجام نميدم
آه ، نه.من ميتونم تو رو ببرم خونه و- قبل از پرواز برگردونمت
بزن بريم
ببين اگه بشه كه ببريشون- جايگاه پرواز
من بعدا بيشتر بهت ميدم
من واقعا ... واقعا فكر نميكنم- كه زمان كافي داشته باشيم
نه، فقط ... من تو گيت پرواز- ميبينمتون. برو
باشه ، اما شما بدون من- سوار هواپيما نميشيد ، درسته؟
اوه ، خب-
جدا ؟ تو ميخواهي- سوار هواپيما بشي؟ كم
فقط برو-
نه- بزار اينو درست كنم
در، باشه-
من نميتونم ... آه-
خيلي خوب-
فقط برون فقط رانندگي كن
فقط برون من اثاثو ميبرم-
هي ، اون دوتا رو- نگاه كن چه باحالن
اون مثل تو نيست-
داره كتاب ميخونه
ميدونم-
امروز اينجا ، ميريم به ماوي- سلام-
فيل رو نديدي؟-
اوه ، اون ميچل رو برد خونه كه- كيف پولشو برداره
چي؟-
آره ، اون گفت كه- سر وقت برميگرده
اما من فكر نكنم كه بتونه از پسش بربياد
پس اون منو- اينجا گذاشت و رفت
هيلي هنوز خوابه-
و من اصلا نميدونم كه لوك كجاست
و تو اصلا حاضر نشدي؟
چمدون من تو اطاق- آماده است
همه چيز درست ميشه
خيلي خوب، باشه.متاسفم- من فقط يكم عصبيم
قهوه كمك ميكنه كه- آروم بشي
حق با توه-
ما از پسش برميايم- سفر هوايي به طور باور نكردني امنه
ميدونم ، ميدونم- اما تا آخر روز
اين مثل اينکه يه ساختمان بزرگ رو
از يه طرف به يه طرف ديگر جابجا کني
همراه با يه فيلم- کمکي نميکنه-
ميخواهي يه كاري كنيم كه- اعصابت يکم آرمتر بشه؟
نه .نه. من ميخواهم در دسترس باشم- اگه بچه ها بهم احتياج داشته باشن
چه ماماني-
بعضي وقتها آرزو ميكنم كه كاش ميشد تو مامان من بودي
اوه ، محض رضاي خدا ، فيل-
احساس ميكنم كه- يكم حالت تهوع دارم
از اين حس بدم مياد
متنفرم ازش و هي هم بدتر و بدتر ميشه
تا دم پرواز
هي-
همه چيز درست ميشه
عمو فيل اينجاست
كارت عاليه ، رفيق اولين نفري هستي كه حاضر شده
هيلي و آلكس زود باشيد
عافيت باشه
دارم ميام-
خيلي خوب ، زود باشيد دخترها- خيلي خوب-
خيلي خوب- الان ميفهميد كه چرا تمرين ميكرديم
اونطوري نه- درست بگير. پونزده دقيقه
همه آماده ان؟
فكر كنم آره-
وقت رفتنه- برو
خيلي خوب- آروم روي سطح صاف- و سطح صاف سريعه
بريد سمت ماشين- درست اونجا
خيلي خوبه- باشه ، بريم ، بريم-
هي . فكر كنم هنوز- وقت اضافه داريما
نه ، نداريم- بابا ، بيا-
هم-
من هيچ وقت از اينكار سير نميشم
منم همينطور-
ميدوني چي ميتونه خيلي جذاب باشه ، مامان؟
چي؟-
اينكه هواپيما تو يه طوفان- گرفتار شه
و بيافته تو يه جزيره، عين گمشده
اوه. اوه-
اوه
مشكلي اونجا- پيش اومده، كم؟
اوه ، خب ، فقط دارم سعي ميكنم به- كفشهاي پياده روي عادت كنم
اين هميشه اتفاق ميافته
همه مردهاي فاميل ما پاهاي پهني دارند
يه عمو دارم كه فقط ميتونه پوتينهاي پنجه پهن بپوشه
به خدا قسم
من بهت شك نكردم-
فقط ، چرا شما كفش پياده روي ميپوشيد؟
سورپرايز-
چي ، بازم؟-
هر روز صبح ، همه خانواده- ميرن پياده روي
و بعدش آخر هفته
ما قصد داريم كه يه كوه آتشفشان رو فتح كنيم
هر روز صبح ، آره؟- آره-
وقتي كم اينو پيشنهاد داد
ميدونستم كه تو از اين فكر خوشت مياد ، عزيزم
اوه ، پس اين- ايده تو بوده؟
تولدت مبارك ، جي-
او ، ممنون ، رفيق- اوه-
سلام ، عزيز دلم-
اون لبخند ميرنه- آره ، من ميخواهم پياده روي كنم-
No comments yet. Be the first to leave one.