Release info

 Legend of Chu and Han E29 🌹AsianMoviee ir🌹
A Commentary by asiamovie
🌹AsianMoviee.ir ترجمه از🌹

Tags

other
Published on: 2020-11-10
Downloads: 27
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

چرا خودتو تغییر نمیدی؟

من خیلی گرسنم

نمیتونم دیگه صاف وایسم

چطوری برقصم؟

من یه بیوه ام

شوهرم تازه فوت کرده

اگه مرد مسئولیت پذیری هستی

میشه ازم بخوای برقصیم؟

دیگه درباره رقص حرف نزن

شوهرت سرباز بود؟- نه-

چجوری مرد؟

با تیر زدنش

میدونی کی کشتش؟

مگه فرقی هم میکنه؟

ژنرال

یه شب دیگه گذشت. هنوز به هوش نیومده؟

نمیدونم چرا

چندین بار اومدین تا ببیننش

خیلی مهربون هستین

از طرف بانو یو ازتون تشکر میکنم

هر روز 3 بار پانسمانشو عوض میکنی؟

بله همونطور که دکتر گفت میکنم

وقتی بیدار شد سریع بهم خبر بده

بله

ژنرال نگاه کنین. پلکاشو تکون داد

وقتی بیدار شد بهش نگو من اومدم دیدنش

نمیخوام بدونه

عشق میتونه باعث خوشبختی یا بدبختی بشه

... برای کسانی که دنیا رو فتح میکنن براتون آرزوی موفقیت میکنم

عشق میتونه خوشبختی بیاره

یا میتونه باعث بدبختی بشه

اون موقع من واقعا ترسیده بودم

میترسیدم بیاد تنبیهم بکنه

انتظار نداشتم که بخواد برادر قسم خورده هم بشیم

اون موقع اینجا ایستاده بودم و اونم اینجا بود

و گریه می کرد

اون گفت: ما با هم به دنیا نیومدیم ولی قول میدم باهم میمیریم

درست مثل این،مثل برادر بزرگ بهم احترام گذاشت

خیلی خوبه. برامون خیلی عالیه

ارباب، اگه برادر بزرگتر اونین

پس همه ما هم برادر اونیم- درسته-

باید بهمون به عنوان برادر بزرگترش احترام بذاره

فان کوآی، زخمت چطوره؟

مهم نیست. ارباب من مرد قوی هستم. الآن میتونم چند تا شلاق رو هم تحمل کنم

به لطف شلاق های تو

منو بقیه نجات پیدا کردیم

اون شلاق ها منو برادر قسم خورده کرد

معامله خوبی بود- واقعا یه چیزی عالی بود-

ارباب، درسته که اون ظاهرا بی خیاله ولی خیلی دقیقه

بذار بهت بگم، سائو سان خیلی بهت آسون گرفت

وگرنه درست مثل یونگ چی تو هم خیلی کتک میخوردی

میدونم. لیو جی بود که ازش اینو خواست

گوش کنین. حتی اگه برادر قسم خورده اش باشم

همه مون باید مراقب باشیم

دردسر درست نکنین

وگرنه مجبوریم بریم

هر چی که تو بگی همونو انجام میدیم- باشه مشکلی نیست-

هی، زل نزن

خدای من، چه زن زیبایی

لعنتی، دستای نازک و پا های بلند، چقدر خوشگله

واقعا خوشگله- درسته-

شنیدم میگن رقاص خوبیه- واقعا؟-

یه خوشگل مثل اون، میتونه از خودش محافظت کنه؟

حتی اگه بتونه از خودش محافظت کنه همه مردای اینجا اذیتش میکنن

ارباب، شما باید اونو مال خودتون کنین

آره، آره، آره

هی لیو جی، چند وقته با یه زن نخوابیدی؟

منظورت چیه؟- اگه دوسش داری برو بگیرش-

شما ها ادامه بدین

ارباب- کجا میرین؟-

به تو ربطی نداره

ارباب کجا میرین؟- چیکار میخواین بکنین؟-

لیو جی کجا میری؟- ارباب کجا میرین؟-

نمیتونم دستشویی هم برم؟

دستشویی؟ احتمالا میخواین سر صحبتو باز کنین

این فرنیه؟ من یدونه برنجم توش ندیدم

پدر، باید تحمل کنین

ما دیگه برنج نداریم

چطور ممکنه؟ مگه هنوزم تو مزرعه هامون برنج برداشت نشده مونده؟

برنج برداشت کنیم؟ کی جراتشو داره؟

بعلاوه، یا دزدیدن یا از بین رفتن

دیروز یه نفر یه فراری ارتش رو دید

اون خیلی گرسنه بود و هر چه که میدید میدزدید. وحشتناک بود

فراریا اومدن اینجا؟

بله

عروس

به شوهرت بگو از سرداب بیاد بیرون و یکم هوا بخوره

پدر، تو این موقع حساس نمیتونیم بیاریمش بیرون

الآن چین دنبال فراریای ارتشه و وی هم سرباز میگیره

اگه بهش بگیم بیاد بیرون و اونو بگیرن

بعدش... بعدش باید چیکار کنیم

بذارین همونجا بمونه

اوضاع کی بهتر میشه؟

نمیتونم... نمیتونم اینو بخورم. این فقط آبه

برو یکم گیاه وحشی پیدا کن

باشه پدر، الآن میرم

لیو ژی؟

این چیه؟

پدر گرسنه است. میخواد یکم گیاه وحشی براش پیدا کنم

ولی خواهر

اجاق آشپزخانه مون نشتی داره

باید درستش کنم وگرنه نمیتونیم شام بخوریم

شاید بتونی بهم کمک کنی

بیا با هم درستش کنیم و بعدش میتونم برم گیاه جمع کنم

... این

خیلی سخته من نمیتونم

لیو ژی تو اول باید بری گیاه جمع کنی

میترسم اگه هوا تاریک بشه نتونی چیزی رو ببینی

نمیبینی من وسط کارم؟

نمیتونی یکم سریعتر انجام بدی؟

اگه گیاها رو الآن میخوای برو خودت جمع کن

پدر خواست تو این کارو بکنی

به نظر میاد خیلی هم سرت شلوغ نیست به همه چی گوش میدی

حق با توئه پدر از من خواست

ولی سرم درد میکنه نمیتونم تکون بخورم

لیو ژی ازت خواهش می کنم

این لطفو در حق من انجام بده

... خواهر، همه کار های خونه

کاری هست که من انجام نمیدم؟

فکر میکنم میتونی بری گیاها رو جمع کنی، درسته؟

فکر میکنی ازت خواهش میکنم؟

فقط خواستم با استعداد به نظر بیای

بیا تو- وقت غذاست؟ چرا هیچ کس بهم نگفت؟-

بیا تو. به موقع اومدی- فراموش کرده بودم-

بشین. یه کاسه بهش بده- کل روز تو سردابه بودم گشنمه-

هی هنوزم تو مو هات کاه مونده

چی... این دیگه چیه؟- این چیه؟-

این تلخه. یه گیاهه تلخه. چرا از اینا آوردی؟

گیاهای تلخ؟ نمیتونم بگم

خدای من، اینا اشتباهی ان

میخوای ما رو بکشی؟

تو گیاها رو جمع کردی درسته؟

چرا از تلخا آوردی؟

... پدر شما اشتباه می کنین. گیاهای امروز

رو من نیاوردم

پدر امروز من رفتم

من تو خونه سرم شلوغ بود

هوا تاریک شده بود و من اشتباهی آوردم

دفعه بعد بیشتر دقت میکنم

دفعه بعد با دقت نگاه کن

ولی دیگه تو روستا گیاهای زیادی نمونده

بله- همه اونا رو جمع کردن-

به نظر من، تو فقط تنبلی میکنی

اگه گیاه پیدا نکردی برو یکم اونور ترو بگرد

چند قدم اضافه برداشتن زیادی هم سخت نیست

کافیه. آروم باشین. غذاتونو بخورین

امروز خودم باید میرفتم و گیاه جمع می کردم

ولی سرم داره میترکه نمیتونم راه برم

برای همین ازت خواستم بری درسته؟

اگه نمیخواستی میتونستی بهم بگی و منم حرفی نداشتم

ولی چطور این مزخرفاتو آوردی؟ منظورت از این کار چیه؟

میخواستی منو خراب کنی یا همه مونو بکشی؟

خواهر، دیگه داری بی انصافی میکنی

اگه فرنی دوست نداری و دیگه نمیخوای بخوری

یه قابلمه دیگه برات درست میکنم- نمیخوام. این کارو نکن-

امروز همینو بخور

تو زمانایی مثل الآن خوش شانسیم که میتونیم فرنی بخوریم

دخترم، بهت گفتم

خیلی سخت نگیر ما همه مون یه خونواده ایم

فکر میکنم این خوبه، یه کاسه دیگه میخوام

انقدر بخور تا بترکی

همسرم با این تیر کشته شده

این یه تیر از اردوگاه ماست

ولی هر چی که تو ذهنت باشه، قول میدم

افراد من هرگز مردم رو نمی کشن

معنیش اینه که شوهر من خیلی بد شانس بده

تو دنیای امروز

کی خوش شانسه؟

منم خوش شانس نیستم

یه روزی هم ممکنه منم از اینا تیر ها بخورم و بمیرم

... نمیدونم

چطوری برات توضیحش بدم

قربان، نیازی نیست

من امیدوارم بتونم یه زندگی آروم برای مردم فراهم کنم

زندگی آروم؟

غذای کافی؟

غذای کافی برای هر وعده

لباس؟

لباس گرم

تا هر روز خوب بخوابن

تو آرامش خاطر

میتونم کمکت کنم

میخوام بدونم بلدی بخندی؟

از وقتی اومدم خونه ندیدم که بخندی

بانو یو، بالاخره بیدار شدین

یه مار سمی شما رو نیش زده بود و چند روز تو کما بودین

من از مرگ نجات پیدا کردم؟

خوشبختانه کمک گرفتیم

وگرنه همونطور که انتظار داشتین، میمردین

ما تو اردوگاه چو هستیم، درسته؟

بله، هنوز تو اردوگاه چو هستیم

وگرنه کجا میتونستیم بمونیم؟

بعلاوه، ژنرال شیانگ یو جون شما رو نجات نداد

و حالتونم نپرسید. چه رسد به اینکه نگرانتون باشه

و شب و روز هم ازتون مراقبت کنه

ژنرال شیانگ ازم نخواست که حقیقتو بهتون بگم

ژنرال

من فکر نمیکنم که این مشکلات

تو سرنوشت ماست

ژنرال

King's War (Legend of Chu and Han / Chu Han Chuanqi / 楚漢傳奇) subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for King's War (Legend of Chu and Han / Chu Han Chuanqi / 楚漢傳奇)

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left