The first 200 lines.
این سریال دارای صحنههای استعمال مواد مخدر یا الفاظ و حرکات نامناسب است و تماشای آن برای افراد زیر ۱۸ مناسب نیست
ترجمه و تنظیم @ Matin78124 Instagram,Telegram
نیومدیم که ازتون درخواست کنیم
اومدم تا اعتراف کنم
پاتریشیو بی گناه ـه
من شوهرم رو کُشتم
اون خودش رو مجرم نشون داد
تا ازم محافظت کنه،چون حامله ام
تا بتونم از خودم و بچمون محافظت کنم
اون بعد از ظهر
داشتم وسایلم رو جمع میکردم تا واسه همیشه برم
لوسیانو دو ساعت زودتر رفته بود
پروازش کنسل شده بود
و توی بدترین زمان ممکن رسید
-کدوم گوری میخوای بری؟ -لوسیانو لطفاً
-بذار توضیح بدم -کدوم قبرستونی میخوای بری؟
توضیح میدم، بیا بشین تا بهت بگم
-لطفاً -هیچ جا نمیری جنده خانوم
نه نه
جنده
نه
نه
اینجا رو
جنده! یه کیف دستی دیگه هم هست! دوتا کیف دستی آماده کردی
نه نه! برو بیرون
نه نه
کجا میخواستی بری تنهایی؟
-کجا میخواستی بری؟؟ -لطفاً بس کن
خیلی احمق و بدرد نخوری
نه
-بیا اینجا. -نه!
لطفاً ولم کن لطفاً
-داری با من چیکار میکنی؟ -کس دیگه ای توی زندگیته؟
-داری با من چیکار میکنی؟ -کس دیگه ای توی زندگیته جنده؟؟
نه
میکُشمت! همینجا میکُشمت
مثل بسیاری از مواقع شروع کرد من رو کتک بزنه
ولی این دفعه.. حس کردم واقعاً میخواد من رو بُکشه
پاتو! اون میخواد من رو بُکشه میخواد من رو بکشه
نمیدونم چیکار کنم! میخواد من رو بکشه
داره میاد
کجایی جنده خانوم؟؟
جنده!کجایی؟؟
بذارش کنار احمق
چیه؟ میخوای من رو بُکشی؟
حس کردم یا اون زنده میمونه،یا من
دفاع از خود بود... قسم میخورم
پاتریشیو منو متقاعد کرد که هیچکس حرفم رو باور نمیکنه
که این واقعاً برای ما خانوما ناعادلانه اس
پس شروع کرد که همه چی رو جوری برنامه ریزی کنه، که انگار اون اینکار رو کرده
و بعدش اعتراف کرد
که لوسیانو مچ ما رو باهمدیگه گرفت..
سلام،عصر بخیر
که اسلحه رو از توی کمد برداشت
اسم من پاتریشیو سالگادو است.
و اون رو کُشت..
و مرتکب قتل شدم
سریع باش! همه جا داره آتیش میگیره!
بیا بریم! بیا بریم!
آب
ای تود مادرجنده
حالا خودتون رو نشون میدید؟ حرومزاده ها
حرومی ها
ببین چیکار کردن مرد
آفرین.
ما شهر سکونتگاه رو نجات دادیم.
گاییدیمت مرد
ما با این بچها خونه رو نجات دادیم
آفرین!
آفرین!
چخبر کپیس؟
آمبولانس اومده تا تود کیروگورا رو ببره
تود چش شده؟ چه بلایی سرش اومده؟تشخیص چیه؟
سالگادو گفت که به یه دارویی آلرژی داشته
-سالگادو دکتر ـه؟ -آره.
کی نظر اون رو خواست؟
اون رفت و جون اون مادرجنده رو نجات داد
باید میذاشت بمیره! اینجوری بسیاری از مشکلاتمون حل میشد
توجه کن منو نگاه کن
هنگام بیرون آوردن از سالن کناری اون رو مخفی نکنید.
اون رو برهنه روی برانکارد بیار و توی اطراف سان اونوفره نشونش بده
اطراف حیاط و سالن اصلی.
نگران نباش. این مثل یک تشییع جنازه خواهد بود.
خودشه! گوش کن
حال اون زنِ چطوره؟ اسمش چی بود؟
-مددکار اجتماعی. -مولیناری. مولیناری
همونی که چشماش سبز ـه حالش چطوره؟
خوبه،پاش یه خراش کوچولو برداشته
اما توی مطب پرستار داره ازش مراقبت میشه
-بیارش اینجا تا حالش رو خوب کنم -باشه
پس این تود معروف است؟
فکر میکردم از این هم چاق تر باشه
من به تو مدیونم مرد.
یه لحظه فکر کردم که اونا متوجه شدن، فکر کردم بگا رفتم
چیو متوجه شدن؟
هیچی! به حرفام دقت نکن
جلوتر نیاید
کپیس
کپیس
-کیپس!لعنتی به پناهگاه! -هی
بجنبید حرومزاده ها
-به پناهگاه! -بیا دیگه! برو
-مادرجنده -عوضی
بگیرش کصکش
بیا دیگه!
سریع باشید! بجنبید
تکون بخور
مرتیکه احمق! بجنب بجنب
-بیا دیگه! -بیا!بیا!
یالا ! نگاه نکن!برو به چی نگاه میکنی؟؟
-حروم لقمه -یالا
دور هم جمع بشید کونیا
درِ همدیگه بذارید کصکشا
رفیق منُ اینجا ول نکن، واسه من بد ـه
مادرجنده
گودوی
گودوی در رو باز کن!
آنتینِ حرومزاده
خوک
خفه شو و بشین هیوسو
ما با برادر همسرم با مواد منفجره پلاستیکی شروع کردیم.
ما از اونا با کامیون های زرهی استفاده کردیم.
اون زمان هیشکی اون رو نمیشناخت
تو مثل یه قهرمانی ماریو
کدوم قهرمان؟ سر به سرم نذار!قهرمانی در کار نیست
اما الان شهرت دارم.
من سختیام رو کشیدم، مواظب باشید. شما نسل جدید هستید.
و کلی چیز باید از شما یاد بگیریم
خب،وقتی کارمون با تود تموم شد، باهمدیگه کار میکنیم
باشه،ولی بیخیال ما نشو
چجوری میتونم بیخیالتون بشم؟ اونم بعد از کاری که واسه من کردید؟
امکان نداره،نه
-خداحافظ آقا. -خداحافظ
خداحافظ مرد
وای ماریو
همشون تحت تاثیرِ تو قرار گرفتن
اون به درد چه کاری میخوره؟
تو خیلی بی فایده ای
چیکار میکنی رفیق؟
بیشتر از این تحمل نداشتم
خیلی کثیفی کصکش مادرجنده
خب،همه میتونن توی استخر بشاشن ماریو
عجب احمقی
بنابراین...
چی فکر کردی؟
هیشکی ما رو گیر ننداخت
سالن ها همونطور که گفتی،خالی بودن
باشه باشه،بعداً بهم بگو
هدفگیریت عالی بود! تقریباً زدی به اون مددکارِ
خب،ما همه جا چیز پرت میکردیم
اگه فقط به اونا پرت میکردیم،متوجه میشدن
اونا میرفتن میگفتن ماریون
چی شده دوباره؟
چیه؟ من تنها احمقی ام که نمیدونه؟
همه بجز من میدونستن؟
حتی این کله کیری هم میدونست؟
وایسا یه لحظه، حالا متوجه شدی که چرا هیچی بهت نمیگم؟
تو نمیتونی حفه خون بگیری
منظورت چیه خفه خون بگیرم؟ تو خونه اونارو آتیش زدی
و خیلی هم ترکوندم! مگه کسی صدمه دیده؟
-بله خانم مولیناری. -لعنتی!
منو کیر نکن!! منظورم اینِ کسی که مهمه صدمه دیده؟
اون دختر خیلی نازک نارنجی ـه
خودتو به خریت نزن
کارلا
کارلا
کارلا،اونجایی؟
منو ترسوندی احمق
من تو رو ترسوندم؟؟ تو منو ترسوندی!اینجا چیکار میکنی؟
-دیدم که در خونه بازه و .. -دماغت چش شده؟
چی شد؟
سرم خورد به داشبورد
حواسم پرت شد و خوردم به داشبورد
شنیدم که توی حیاط صدمه دیدی
و جواب تلفنت رو هم نمیدادی، منم گفتم بیام یه سری بهت بزنم
-خب نه حالا حالم خوبه -بهتری؟
آره،ازم مراقبت کردن حالا بهترم
چه وضع بدی.. ازت دزدی کردن؟
نمیدونم
میخوای باهم بریم اداره پلیس گزارش تهیه کنی؟
نه
نه راستش،میخوام شرایط همینجوری بمونه، قضیه اینِ..
یکی رو که میشناختم شب اینجا موند و..
دختر،باید حواست باشه شب کیو راه میدی توی خونه ات
توی زندگیت..
-مطمعنی حالت خوبه؟ -آره
آره
میخوای یکم کمکت کنم تمیز کنی؟
باشه.
متاسفم.
بیا دیوسیتو
حق با تو ـه،من بی انصافی کردم حالا جلوی همه ازت معذرت میخوام
مسئله اینه که شما باید همه اونا رو برای یک هدف مشترک جمع کنی.
میفهمی منظورم رو؟
پس من و کلمبیاییِ سعی کردیم اونا رو بترسونیم
حالا..
اعتماد رایگان بدست نمیاد، باید بدستش بیاری
مهم نیست که چیکار کنی یا اصلاً کاری بکنی
خب،حالا برو به دوست دخترت بگو تا بریم سرخط اخبار
میدونی چیه ماریتو؟ خیلی کصکشی
No comments yet. Be the first to leave one.