The first 200 lines.
:تــرجــمــه « آریـن درامـا و ســـروش » :.:.: SuRouSH_AbG & Arian Drama :.:.:
!ایول
موفق نشدی
اینطوری نیست
تفنگ تو دست منه
فکر کردم گرفتمش
.ببخشید پدر دفعهی بعدی میتونم
هیچوقت چیزی رو بدیهی فرض نکن
وگرنه خدا ازت میگیرش
خدا بده؟
خدا عادله
نزدیک بود بگیریمـا، مگه نه، پسر؟
من موی سفیدم رو از تو به ارث بردم
یا از مامان؟
از مادرت
باورم نمیشه هیچ عکسی ازش نداریم
همهچیز توی آتشسوزی نابود شد
خودت که میدونی
فقط تونستم تو رو نجات بدم
زن زیبایی بود؟
باهوش بود
مثل خودت
چندتاش درست بود؟
همهشون
پس اجازه دارم امروز برم شهر دیگه؟
امتحان بقا رو رد شدی
سه ماهه نرفتم
بعدشم الان موهات رو خیلی خفن کوتاه کردم
بهم اعتماد کن
باید اول در تمام امتحاناتت قبول بشی
،خیلیخب. بجز سفارشهای همیشگی
،پنج عدد گیاه سرخس
،دوتا نهال انجیر
و دوتا کولومنیا گراندیوسا میخوام
گلوریوسا
گلوریوسا، حله
فینیکس امروز باهام میاد؟
امروز نه
خیلی وقته نیومده
گفتم نه
یا کمتر بهش سخت بگیر
یا دیر یا زود خودش ولت میکنه
با هرناندز برو
!قبل غروب برگردی
چشم
سلام هرناندز
سلام عزیزم
چهقدر قشنگ
شعر خودته؟
فکر کنم وقتی بچه بودم مامانم برام میخوندش
فقط همین قسمت اولش رو یادم میاد
میخوای یه سر بهش بزنی؟
...ولی بابام اجازه نمیده - اگه تو چیزی نگی، منم نمیگم -
پلیس در سرتاسر ایالت بهدنبالِ این مرد، یعنی دکتر توماس هنیمن است
که گمان میرود سردستهی حلقهی قاچاق اعضای بدن
در ناحیهی دیترویت باشد
تعداد افراد ربوده شده در شهر به طرز هشداردهندهای بیشتر شده
.این خبر در حال تکمیل است به محض دریافت اطلاعات بیشتر
آن را با شما به اشتراک خواهیم گذاشت
حالا برسیم به پیشبینی آب و هوا در این آخر هفته
...صبح بهخیر
کمک کنین این رو بچرخونم
گیر کرده
میخواین یه چیزی رو امتحان کنیم؟
باشه
روشنش کن
!سریعتر! سریعتر
سرگیجه گرفتم
بچهها بیاین شام
ولی من نمیخوام بیام
!بدویین
«یتیمخانهی میثاق»
!هرکی زودتر رسید
!صبرکنین
خوش گذشت؟ - اوهوم -
خیلی خب بیا بریم
باید برم دستشویی
خب پس سریع باش
نمیخوام بابات رو عصبانی کنم
وای که چقدر خوشگلی
اسمت چیه قشنگم؟
من ریلن هستم
برام مهم نیست
.باید برم بابام منتظرمه
کافیه من لب تر کنم
تا تخمهات رو ببُره
وای
باشه
خب ببخشید که ترسوندمت
حالا کی گفت منو ترسوندی؟
بعدا میبینمت
بیا شادو
روبراهی؟
آره
فقط یه آدم عجیب غریب دیدم
...آره
این دور و بر تعدادشون کم نیست
تعقیبشون کن
ممنون هرناندز
امروز حسابی بهمون خوش گذشت
اگه مشکلی نداری میتونم هفتهی دیگه هم بیام دنبالش
نه
همین امروز کافی بود
...میدونم به من ربط نداره ولی - درست گفتی -
بهت ربطی نداره
تو آدم بدی هستی
آدمی که کارهای وحشتناکی انجام داده
حداقل میدونم همچین فکری میکنی
منم بعضی مواقع همچین فکری راجع به خودم میکنم
جنگ همهی ما رو عوض میکنه
هیچکس ازش در امان نیست
ولی این رو سر اون خالی نکن
ممنون
میشه لطفا ماشینتون رو جابهجا کنید؟
...این جاده
تنها مسیر برگشت به شهره
توی ارتش خدمت کردی؟
آره
ما هم همینطور
عراق؟ - آره -
و با بیآبرویی ما رو از یک جنگ بیآبرو اخراج کردن
پس یعنی ما یک جورایی آبرومند هستیم. موافق نیستی؟
نه
حالا میشه ماشین رو بزنی کنار؟
چشم عزیزم
امر از شماست
درسهای ماه بعد
باشه
میخوام سال دیگه برم مدرسه
...اینم مدرسهست - یک مدرسهی واقعی -
با بقیهی بچههایی مثل خودم
تحصیل در خونه امنتره
نمیخوام در امان باشم
.میخوام طبیعی باشم میخوام چندتا دوست داشته باشم
...میخوام بتونم - !کافیه -
کافیه
من یک بار یک دخترم رو از دست دادم
نمیخوام تو رو هم از دست بدم
ولی من تنهام
تو نمیدونی تنها بودن یعنی چی
من رو داری
ولی تو کافی نیستی
«یتیمخانهی میثاق»
«خونهی جدیدت در انتظارته»
شادو؟
شادو؟
شادو
اوه خدا
!جعبه! سریع
!برو
برو دنبال دختره
در رو باز کن
بازش کن
این چه وضعیتیه؟
تحمل کن داداش
دهنت رو باز کن
تکون نخور
نفس بکش برادر
یارو جزو یگان ویژه نیروی دریایی بوده
از الان یگان ویژهی مُردهست، داداش
بهتره از اونجا بیای بیرون، دختر
!اون پایین پیش توئه
!مرتیکه کور اون پایینه
زنگ بزن ریلن
جعبهی فلزی تقریبا پر از آب شده
...اگه میخوای دختره رو زنده ببینی
بیا اینجا
فکر میکنی شوخی دارم؟
نه
یک سیم لخت داره به آب میرسه
بیا بیرون وگرنه !دختره کباب میشه
لاشی باهوش
پس بدون تفنگ؟
مشکلی نیست
خیلی جون سختی
ولی کارت تمومه
چی شد؟
هی داداش
نفس بکش
یالا نفس بکش
نفس بکش
نفس بکش
این کار اون پیرمرد کوره؟
آره
راه بیوفتین
میتونم راه برم
گفتم میتونم راه برم
چی شده؟
خروجیها رو بگیرید
یعنی چی؟
هنوز این پایینن
چی شده؟
اونا کی هستن؟ - نمیدونم -
لازم نیست بترسی دخترکوچولو
اینا همهش یک سوءتفاهم بزرگ بوده
...نباید از من بترسی
باید از اونی که کنارته بترسی
من نمیدونم اون کیه
ولی میدونم کی نیست
بهش بگم یا خودت میگی؟
No comments yet. Be the first to leave one.