The first 167 lines.
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
۱۸۹۷ بعد از میلاد
سال ۳۰ مِجی توکیو
این عصری متفاوت از عصر مِجی است
که میشناسیم
زیر پرچم غربزدگی،
یک اقدام سازماندهی شده برای گشتار گسترده وجود داشت
که یوکای های ماوراءالطبیعه، آیاکاشی ها و کوریوکای ها را هدف قرار داده بود
هوی اونیکش!
اونی: جانور شیطانی غولپیکر، با قدرت زیاد و ظاهر ترسناکه .و ما از این به بعد oni slayer رو اونیکش صدا میزنیم
ریدم بابا... بازم این برد.
که بهش میگفتن
تطهیر کبیر
خب خب خانم ها و آقایون چیزی که مشاهده کردین جذبه گروه ماست!
نمایش هنر های رزمی از اونیکش خوف ما!
هیجان انگیزه! اون اوقدرا خوفه که دست خالی هم همه رو حریفه!
خب خب! لطفاً تشویقش کنید!
خسته نباشی.
خیلی ممنون رئیس.
حالا اون کوفتی چی بود؟
یه شوکِرا.
بعد تطهیر کبیر چندتاشون تو چیچیبو ول میچرخیدن،
بعدشم من گرفتمشون.
ولی برام سواله چطوری
با نظارت مسئولین اونا رو نگه داشتی.
خب منم راه و روش خودمو دارم.
شاید هنرمندای ما بهترین نباشن
ولی ما بیشتر از هرکس دیگه ای تو توکیو هیولا داریم.
با توجه به شنیده هام که از اونور آب شنیدم
شاید ما مفرح ترین برنامه تو دنیا رو داریم.
شرمنده که انتظاراتتو براورده نمیکنم.
داری چی زر میزنی؟ تو که هنرمند نیستی.
تو یکی از هیولاهایی.
داری چه گوهی میخوری الدنگ؟!
اون کون گشادتو جم کن و گم شو صحنه!
اون میخواد با اِنما تو جهنم حرف بزنه
و برای راه بهشت بهش رشوه بده.
میشه؟ گمون نکنم.
این داستان در
این شرایط اجتماعی اتفاق میفتاد
چیزیه که میشه بهش گفت
نمایش مضحک
Lightness & AcknoV :مترجمین
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
@AioSub | @AioFilmcom
اونیکُش
قسمت یک
خب بفرما اینم مال امروز.
از سر راهم بکش کنار!
من اول اومدم!
هوی من سِن بیشتری میدم. سیب زمینیارو بده به من.
حرومزاده! من بیشتر از تو میدم.
الان میخورتمون!
بیا.
از اونور آب اومده.
هیچجا از اینجا ارزونتر نمیتونی پیدا کنی.
دا خوشانسی.
شاید به من ربطی نداشته باشه،
ولی اگه پول داری که ساکه بزنی، شاید بهتر باشه که بری دکتر.
و چرا؟
بخاطر بیماری مقاربتی.
لعنت! خواب موندم!
این چیزه آیاکاشیه!
زودباش بکشش!
این هیولا داره مقابله میکنه!
زودباش بکشش!
هوی تو!
تو اونیکشی؟
این هیولا رو خلاص کن!
نمیخوام به روت بیارما ولی این فقط یه گربه است.
این هیولا یا چیزی شبیه اون نیس.
دروغ میگی!
من هیچ وقت گربه ای مثل اینو ندیده بودم!
من خیلی معذرت میخوام ولی اونیکشی مثل من نمیتونه یه گربه بکشه.
اونی کش سگ کیه؟ این فقط دقل بازه.
بریم بابا. وقتتونو با این یارو هدر ندین.
بازم این...
از بیرون عالی بنظر میرسن،
ولی تفکر سیاسی ندارن.
اونا حقایق جهانو نمیبینن.
بذر آزادی را در قلبشان بکار.
امری داشتی؟
نمیتونم بگم که از تعقیب شدن خوشم میاد.
اون به کنار ببینم تو این قفسه پرنده چی داری؟
ظاهراً که چیز مهمیه.
ای بابا... آب جوی ارزونی هم نبود.
به این دو لب سرخ چشم بدوزید!
کدوم اون یکی رو میبلعه؟
دیگه کافیه.
اونیکش، این گستاخیو ببخش.
این فقط بخاطر این اتفاق افتاد که یهو خواستی به قفس دست بزنی.
در آینده بیشتر مراقب باش.
اول عذرخواهی میکنی بعدش رئیس بازی میکنی؟
وگرنه—
فقط وقتی روی صحنه ای میتونی بُکشی مگه نه؟
خب بنظر که یکی دو تا چیز از من میدونی.
تو کی باشی؟
ازت خوشم میاد.
کارت خوب بود اونیکش. تونستی پا به پای شیزوکو بیای جلو.
این سفری که بر اساس شایعات به توکیو داشتم ارزششو داشت.
این واقعاً منحصر به فرده که میخوای بری اونجا،
ولی باید با رئیس گروه صحبت کنی نه من.
به نظر که عمرت رو به اتمامه.
منظورت چیه؟
حتی اگه تو برد استمرار هم داشته باشی باز خیلی زود میمیری.
کاری که تو میکنی نمایش نیست.
بالاخره که این نه نمایشه و نه فریب، اونیکُش.
یا باید بگم اونی دورگه نصف اونی و نصف انسان.
من نسبتاً به این موضوعات نگاه تیزی دارم،
بخاطر همینم میتونم بگم که فقط با نگاه کردنت فهمیدم.
خون یه اونی در رگـات جریان داره.
موجودی که میتونه هر هیولای شناخته شده توسط انسان ها رو بُکشه.
ولی باید بگم که نسبتاً ترکیب بی پروایی هستی.
باید واست سخت بوده که بخاطر دورگه بودن، سلامت روانتو حفظ کنی.
به ویژه که تو قدرت هاتو هر روز تو تئاتر مصرف میکنی.
به زودی توسط یه اونی نابود میشی و میمیری.
نه واقعاً تو کی هستی؟
دقیقاً چقدر ازم میدونی؟
بسته به جوابت، ممکنه که به رقص یکم پیشمون ادامه بدیم.
آروم باش.
در واقع من اینجام که باهات یه معامله ای بکنم.
معامله؟
نترس. ارزششو داره.
این یه معامله دوست داشتنی واسه طرفینه.
روشی دارم که عمرتو بیشتر میکنه.
اگه قول بدی که آرزوی منو برآورده کنی،
بعدش منم برای تشکر بهت میگم که چطوری میشه این کارو کرد.
میخوام که منو بُکُشی.
اسمم ریندو آیا ـه.
اینم هاسِی شیزوکوـه. خدمتکارمه.
فکر میکردم که داری یه طوری تکلم بطنی انجام میدی.
مطمئنی که نمیخوای چیزی بگی؟
یه زمان صداشو میشنوی.
تو چی هستی مگه؟ یه چیز جاویدان یا شبیه این؟
آره.
عه؟!
منظورت تنها موجود درنوع خودش در جهانه؟!
آره.
فکر میکردم که این چرت و پرت جعلی باشه.
این چرت و پرت نیست راسته.
همچنین من یه شخص هستم و نه موجود.
فک میکردم که جاودان ها پیر پاتال هایی مثل گوشه نشین ها هستن.
جاودانگی من اینطوریه که حتی پیرم نمیشم.
برای ۹۴۷ سال من ۱۴ سال و ۳ ماهه بودم.
۹۰۰ سال و خورده ای پیش...
میشه دوره هی آن.
دوره هیآن: در تاریخ ژاپن فاصله زمانی سالهای ۷۹۴ تا ۱۱۸۵ میلادی را در بر میگیرد. با دوره هِیآن دوران تاریخ باستانی ژاپن به آخر میرسد و عصر فئودالی آغاز میشود. نام .این دوره از پایتخت آن هِیآنکیو میآید که امروز کیوتو نامیده میشود
راس میگی.
ولی چرا تو فقط یه سر داری؟
حدود ۶ ماه قبل چندتا ابله بقیه بدنمو گرفتن.
شنیدم که اگه یه جاودان بدنشو از دست بده میتونه کل بدنشو دوباره رشد بده.
پس چرا الان خودتو بازیابی نمیکنی؟
جاودانگی فقط مقابل یه چیز بیچاره است...
آها منظورت اونیه.
اوه خوب میدونیا.
قبل اینکه هنرمند بشم، کار من همچین چیزی بود.
درسته که زخم ناشی از اونی زود خوب نمیشه،
و اگه اونی جاییتو ببُره به نوعی میمیری.
پس چطوری...
.جواب جلوی چشمته ولی تو نمیتونی ببینیش اونیکُش
آه فهمیدم.
اونی میتونه قابلیت های احیا کننده هیولا ها رو از بین ببره.
ولی اگه موجودی ناقص با موجود دیگه ای مخلوط بشه،
قدرتش نصف میشه.
در نتیجه گیر یه سر سخنگو میفتی.
پس یعنی کسی که به تو حمله کرده هم یه اونی دورگه است.
این تنها جوابه.
No comments yet. Be the first to leave one.