Extracted

Extracted

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Extracted S01E03 The Hunt 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-FLUX
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 3 Extracted 2025 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-21
Downloads: 20
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

بریم!

"دکتر"

هیچی از هشت سال گذشته یادش نمیاد

یالا!

من اومدم اینجا کمکت کنم

"کابوس‌های آشپزخانه"

هستی؟

و "گویینگ داچ". آخ پِو، پِو، پِو

اینا اولین تفنگایی هستن که تو پایگاه دیدم

یالا، یالا! همه آماده‌ن الان

قبلاً در "اکسترکتد"

طبیعت از توان آنتونی خارج شد

رسیدیم به ۱۱ نفر

بازمانده‌ها برای سرپناه رقابت کردن

ووهو! - ...در حالی که رابطه‌ی فیت و لنس

شکراب‌تر شد

چرا حس می‌کنی باید حتماً نقشه رو دنبال کنی؟

چرا داری بهش غر می‌زنی؟

و در حالی که بازمانده‌ها برای روشن کردن آتیش تقلا می‌کنن

تو بیرون نرو

کلافه‌کننده

تنش‌ها توی مقر بالا گرفت

تو این لحظه حس خوبی ندارم

تقصیر توئه

و امشب... آخ!

بازمانده‌های گرسنه برای غذا رقابت می‌کنن

اه!

حس می‌کنم الان بالا میارم

در حالی که احساسات توی مقر فوران می‌کنه

نمیتونم

یه محموله کمکی خانواده‌ها رو روبروی هم قرار میده

بابام سرپناه نداره و آبی هم نخورده

باشه، الان یه جعبه رو از دست میدیم

در حالی که عزیزانشون تو طبیعت ضعیف‌تر میشن

من فقط فکر نمی‌کنم برای تنها انجام دادن این کار ساخته شدم

امیدوارم یه روز خوب دیگه باشه. اِم‌هوم

امروز تخم مرغ گیرت نیومد؟

من هیچ‌وقت تخم مرغ گیرم نمیاد. آه

من اصلاً تخم مرغ دوست ندارم

یه روز جدید شروع شده

و برای همه بازمانده‌ها

گرسنگی داره شروع میشه

شکمم داره صدا میده

اوه، وای، شکمم بدجوری داره قار و قور می‌کنه

بعضی از بازمانده‌ها انقدر از گرسنگی درمانده شدن

که هر کاری می‌کنن

میرم یه کم مورچه بخورم

آه!

اوه خدای من، الان داره یه حشره می‌خوره

وقتی از کلمسون فارغ‌التحصیل شدم

بلافاصله رفتم یه ون خریدم

زندگی تو ون قطعاً ازم می‌خواد که خودم رو وفق بدم

با یه عالمه چیز که همیشه اتفاق نمی‌افته

وقتی تو یه ساختمون زندگی می‌کنی، حتی پیدا کردن جای پارک

اینجوریه که خب امشب کجا می‌خوابم؟

اولین مورچه از خیلیاش

و فکر می‌کنم به خاطر همینه که من تو فضای باز راحتم

برای مدت‌های طولانی

بی‌صبرانه منتظرم صدای خِرت خِرت بشنوم

اون یکی مزه‌ی لیمو می‌داد

وای!

اوه، تخم مرغم

فقط حس بدی دارم. ممنونم زمین

ممنون، ممنون، ممنون

برگردیم به جای مورد علاقه‌م

حس می‌کنم این تنها جاییه که منو خوشحال می‌کنه

و من اینجا قاطی نمی‌کنم، نمی‌ترسم

چون بازه و من... آخ

حس نمی‌کنم تو این جنگل‌ها قایم شدم

رفیق، من خیلی بهش افتخار می‌کنم که تونسته این کارو بکنه، بچه‌ها

منم همینطور. داوینا واقعاً داره کولاک می‌کنه

و ما واقعاً بهش افتخار می‌کنیم

آخه هر روز، می‌دونی

همینطور بیشتر و بیشتر غافلگیرمون می‌کنه

عجیبه چقدر دیشب و امروز صبح سردم بود

بدترین شبی بود که از وقتی اومدم اینجا داشتم

اینجا قشنگه

منظورم اینه که این ماجراجویی یک عمره

اما من توش خیلی خوب نیستم

وقتشه صورتمو تو آب‌بند کوچیکم بشورم

اوه نه، کلی خزه ریختم توش

امیدوارم امروز بتونیم با آدمای جدیدی آشنا بشیم

فکر می‌کردم اگه با کسی نگردم، بهتر عمل می‌کنم

تعجب کردم. اون در واقع داره با همه‌ی اینا خیلی خوب کنار میاد

اِم‌هوم

حالش گرفته میشه

اون خیلی بامزه‌ست

اوه!

من تو همینجوری پیش رفتن استادم

این کار زنمو دیوونه می‌کنه

سعی کن یه کم لباس زیر رو بچلونی

رایان فکر می‌کنه تو همه چی عالی عمل می‌کنه

اون هیچ آماده‌سازی‌ای برای این کار نداشت

اون و یه رفیقش قرار بود سه روز، دو شب

تو جنگل با حداقل وسایل با هم بمونن

بعد از یه شب با زخم تبر برگشت خونه

و کاپشن بارونیشو دور کمرش مثل دامن اسکاتلندی بسته بود

چون یه حادثه براش پیش اومده بود

اوه!

من شلوارمو...

این روتین زیبایی منه

امیدوار بودم اون تجربه‌ی توی جنگل

چشم‌هاش رو باز کنه

اما با همون اعتماد به نفس که رفته بود، برگشت خونه

ببینم می‌تونم لباس زیرم رو خشک کنم یا نه

وگرنه امشب باید با همینا بسازم

ولی می‌دونم اون یه ذهن قوی داره

و یه راهی پیدا می‌کنه

دیشب عین سگ خوابیدم

باید یه جوری راحتش کنیم

پس شاید، می‌دونی، یه راهی هست که بتونم درست کنم...

مثلاً، حداقل یه تخت کوچیک

می‌دونی، اون می‌تونه یه ننو هم درست کنه

و داشتم به این فکر می‌کردم چون طناب داره

تقریباً اصلاً نخوابیدم

فکر کنم هر استخونی توی بدنم درد می‌کنه

واقعاً به غذا احتیاج دارم

اون همیشه به غذا احتیاج داره. کلاً همینجوریه

غذا باید هر روز اولویت باشه

بعدش وسیله‌ها، خب...

اومم

فکر کنم دیدگاه همه در مورد من و بابام اینه که...

ما خیلی به هم نزدیکیم و با هم راحتیم

در حالی که در واقعیت، وقتی بزرگ می‌شدیم هرگز اینطوری نبوده

و حس می‌کنم در طول این سال‌ها

اون خیلی به برادرهام نزدیک‌تر شده

و من نتونستم اون پیوند رو باهاش پیدا کنم

اونطوری که برادرهام تونستن

امیدوارم لنس و فیت حداقل بتونن بیشتر به هم نزدیک بشن

و شاید حتی، مثلاً کمی وقت بذارن

که فقط با هم حرف بزنن

این باعث می‌شه همه‌ی نیش حشرات

همه‌ی درد و رنج‌ها ارزش داشته باشه

اوه، واقعاً؟ پس الان می‌تونیم بفرستیمت بری؟

اونطوری نگام نکن

این اصلاً... اصلاً یه ذره هم خنده‌دار نیست

خنده‌داره چون دلتنگشم. می‌خوام خونه باشم

منظورم اینه که، همین اینجا بودن هم داره اذیتم می‌کنه، خب...

خب، منم همینطور

منظورم اینه که، الان نمی‌تونم به خودم فکر کنم

این تجربه سخته

فقط اینکه، دارم اونو می‌شناسم

و خودم رو با اون می‌شناسم و مامانمون هم نیست

واقعاً تفاوت خیلی زیادی ایجاد کرده

توی نحوه تعاملمون

این یه فداکاری خیلی کوتاه‌تره

بعضی وقتا باید کارهایی رو که دوست نداریم، به خاطر بقیه انجام بدیم

فقط دلم می‌خواد این آتیش لعنتی رو روشن کنم

راستش رو بخوای، سر آتیش خیلی دلسرد شدم

و یه بار دیگه امتحانش می‌کنم

به تلاشم ادامه می‌دم

ولی، می‌دونی، هر روز و هر روز

حس می‌کنم دارم تمام چیزهای خوب رو به خودم یادآوری می‌کنم

اما یه مورد واقعاً بزرگش مشخصاً، عروسیه

نگاهش کن

این زندگی‌ایه که با هم شروع می‌کنیم

این پیوستن خانواده‌هاست

و هیجان‌زده‌ام که به خانواده‌ی آستین بپیوندم

هیچ‌کس فکر نمی‌کرد من یه روزی سروسامون بگیرم

و خودمم راستش فکر نمی‌کردم این اتفاق بیفته

و الان اینجا، من در آستانه‌ی ازدواجم

عجیبه

فکر می‌کردیم هیچ‌وقت اتفاق نمی‌افته

راستی چالش امروزشون چی خواهد بود؟

هیچ معلوم نیست

بریم

توجه، یک آزمایش بقا در راه است

یک گوزن افتاده در جنوب دریاچه کشف شده است

اوه، وای. اه

۱۲ اونس گوشت گوزن تقریباً ۶۰۰ کالری داره

و ۲۴ گرم پروتئین

گوزن برای کسیه که اول برسه

پس هر چی سریع‌تر بازمانده‌تون رو به لاشه برسونید

گوشت بیشتری رو می‌تونن برای تغذیه‌ی خودشون تأمین کنن

وایستا. فقط گوشت نیست؟

اون یه لاشه‌ی گوزنه. خودتون باید آماده‌اش کنید

اون این کارو نمی‌کنه. واقعاً؟

باید پوستش رو بکنید؟

فکر کنم رز از سر ناامیدی، این کارو می‌کنه

اون نه. آره، می‌کنه

نه، نمی‌کنه. منظورم اینه که، اون ناامیده

مثلاً، حال بهم‌زنه، و اون نمی‌خواد این کارو بکنه

ولی می‌دونه چون متخصص تغذیه‌ست

که اون چربی، پروتئین و کالری فراهم می‌کنه

نقشه‌ای از محل لاشه به شما نشان داده خواهد شد

۳۰ ثانیه فرصت دارید که نقشه را به خاطر بسپارید

۳۰ ثانیه؟ – ...قبل از اینکه مجبور باشید نقشه را بکشید

نقشه‌ی خودتون رو که بازمانده‌هاتون

برای پیدا کردن گوزن ازش استفاده می‌کنن

وقتی نقشه‌تون کامل شد، وارد اتاق تدارکات می‌شید

و یه قوطی ضد خرس برای نگهداری گوشت گوزن برمی‌دارید

و چاقویی رو انتخاب می‌کنید که بازمانده‌تون ازش استفاده می‌کنه

برای جدا کردن گوشت از لاشه

۳۰ ثانیه‌ی شما از الان شروع می‌شه

کجاست-- اوه

خدای من، زمان داره می‌گذره، همه!

گوزن افتاده اونجاست. وایستا، وایستا، وایستا

کنار دریاچه‌ست. آخره؟

جیک دقیقاً همونجاست، از اون طرف... اوه

وقتی توی کوهستان مشغول شکاریم

Extracted subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left