The first 200 lines.
چرا ادامه نمیدی؟
.چی کار میکنی؟ نزدیک بود ها
.داشتم فکر میکردم
.خب غیرمنتظره و بی موقع بود
چندتا موضوع هست که .باید سر این میز مطرح کنم
.تنها مسئله مهمی که روی میزه لای پاهای منه
زیرکانه بود ولی قبل از اینکه بیای داشتم به این فکر میکردم
کل هفته رو اومدی اینجا تا برات بخورم و منم انجامش دادم
.ولی ازم دوری هم میکنی
.گمون نکنم اینطوری باشه
زندگی زناشوییمون داره به کجا میره؟
چی چی مون؟ - .زندگی زناشوییمون -
قراره همین جور تو این اتاق زندونی بمونم؟
!بله - بله؟ -
سوالت رو پرسیدی و جوابش رو هم گرفتی
.از مکالمهمون لذت بردم .بیا دوباره شروع کنیم
.از زمانبندی دقیقت لذت بردم
ولی به عنوان مثال وقتی پاول به دنیا بیاد چی؟
من نمیتونم وقتی بچهم آزادانه توی دربار میگرده، زندانی باشم
چطور این رو برای پاول توضیح میدی؟
.هنوز درست بهش فکر نکردم
ولی بی شک بعدا یه جواب .عالی و زیرکانه به دهنم میرسه
اغلب موقع فرجلیسی بهتر فکر میکنم و برای همین هم جواب زیرکانهای به ذهنم میرسه
.من که راضی(ارضا) نشدم
.منم همین طور
.ولی ممکنه بشم
اگه تسلیم اشتیاق وحشیانهت بشی و از صمیم قلب عشقت رو بهم اعتراف کنی
بیشتر ارضا نمیشی تا اینکه با اون کلیتوریس کوچولوت ور برم؟
کلیتوریس کوچولو؟
.البته
.من دوستت دارم، تو هم دوستم داری .پیشنهاد میکنم عشقت رو بهم اعتراف کنی
.پیتر من بهت علاقه دارم
.میبینم که بازم میخوای من رو به بازی بگیری
این یه خصوصیت بدجنسیه که ازش استقبال نمیکنم اگرچه عموما استقبال میکنم
و کسل کنندهست چون میتونستیم بیشتر خوش بگذرونیم
و کلی زنا کنیم و حال کنیم
و درحالی که توی وان نشستیم با پام .انگشتت میکنم، انگور شکلاتی بخوریم
واقعا میخوای به تظاهر کردن ادامه بدی؟
.شاید گفتنش اشتباه بود
،این چیزیه که تو و بدنت میخواین پس چطور ممکنه اشتباه باشه؟
.مشکل ذهنته
نمیخوام جر و بحث کنم ولی .میخوام کاری کنم خودت تسلیم بشی
.حقیقت رو بگو
.تو من رو دوست نداری
.فکر میکنی داری ولی نداری
.میدونم تو دلم چی میگذره. من دوستت دارم
!اینقدر این رو نگو
.قلبت یه قلب نرمال نیست
.تو توانایی عشق ورزیدن رو نداری
.عشق حقیقی رو نه
،از خودگذشتگی به خاطر دیگری .مهربانی، کنجکاوی، صمیمیت رو نداری
تو من رو دوست داری و !منم دوستت دارم. حقیقت اینه
.من دوستت ندارم
هرگز اونجوری که میخوای .دوستت نخواهم داشت
.تو لئو رو کشتی
تو یه آدم خشنی که لهجه فرانسویت وحشتناکه
و درسته که خوب کسم رو میخوری و به بچهی به دنبا نیومدهت اهمیت میدی
.ولی بازم یه روانی دمدمی مزاجی
من بهت علاقه دارم و .برای همینه که هنوز زندهای
.کاری نکن مجبور بشم کاری کنم که نمیخوام
.ببخشید که تند حرف میزنم
،بیا اینا رو فراموش کنیم !طبق توافقنامه پیش بریم و منو ارضا کن
میدونستم بی رحمی که از این خصوصیتت .هم خوشم میاد ولی نمیدونستم سنگدلی
امروز سرم شلوغه. ارضام میکنی یا نه؟
.نه
.پس میتونی بری
.دیگه به خدماتت نیاز ندارم
و منم دیگه خدمت رسانی .نمیکنم. از زندان من گمشو بیرون
!اینجا کاخ منه
و میخوام قبل از اینکه از .اتاق برم خودارضایی کنم
از اتاق برو بیرون. یا .میدم بِکشن ببرنت بیرون
خب من نگران پاولم که .همچین مادر سنگدلی داره
!باورم نمیشه. واقعا داری اون کار رو میکنی
!محشر بود
«کــبـیــر» «یک داستان هر از گاه واقعی»
«یـک شوخـی سـاده»
.ببخشید. تو هوش و هواس واسه آدم نمیذاری
نه بابا؟ - .همیشه همینطور بودی -
،و با این حال قبلا هر وقت وارد اتاقی میشدم .تو منو نمیدیدی
.آخه قبلا برده بودی
نمیخواستم با مطرح کردنش باعث بشم خجالت بکشی
ولی باور کن که من میدیدمت
.هر بار میدیدمت
میشه لطفا توپم رو پس بدی؟
.به نظر بی رحمانهست
مگه اینکه معنیش این باشه که این بازیای نیست که سرگرمش بشی
این فقط یه بازیه که سرگرمش .بودم تا اینکه سر و کله تو پیدا شد
دنبالم راه نیفتی بیای خونهم چون در قفل نیست
.و میخوام برم و لخت روی تختم دراز بکشم
.باشه
چای میخورین؟
!معلومه که نه! ممنون
چشم بند داشت؟
.ببخشید
.دیگه تو فازش نیستم
.باشه
مطمئنی؟
...میتونم یه کم حرفهای اغواکننده بزنم و
...نه. من فقط...من .یادم افتاد باید یه کاری بکنم
.باشه
.باشه برای یه وقت دیگه - .آره -
.واقعا باشه برای یه وقت دیگه
.چقدر سریع
.انتظار بیشتری ازش داشتم
.باید برم قدم بزنم
.خدایا
.به نظر خوب میشه فهمید چه جور آدمهایین
.به نظرم فاجعهست
بهترین کار اینه که قبل از اینکه کف دستشون برینن
.و توش دنبال کرم بگردن، رومون رو بگردونیم
و ما اونا رو جزو اشراف کردیم؟
.بله. پیتر کبیر این ایده رو مطرح کرد
نگران بود پیدایش طبقه بازرگانان
.و جیبهای پر از طلاشون دردسرساز بشه
.به نظر اقدام زیرکانهایه
.و برای دولت هم سودآوره
اونا پنج میلیون روبل .میپردازن تا جزو اشراف بشن
.میشه روی سر خر تاج گذاشت ولی باز هم خره
الیزابت، تو یه آدم خودبزرگ بینی؟
البته که تمام انسانها برابرند
ولی به این معنی نیست که مجبورم .نظرم رو راجع به آدمها عوض کنم
!وای - !دخترها -
.واقعا متاسفم
اونا زیادی کیک خوردن
.و همینطور گویا با شما مشکل هم دارن
چی؟
دخترها، حرف حسابتون چیه؟
اگه بگیم، شلاق میخوریم؟
،نه. نه شلاق میخورین .نه تیربارون میشین و نه شکنجه میشین
کی مردم این رو میفهمن؟
روسو میگه انسان ذاتا پاکه و این ذات طبیعی ماست
به جاش ما جامعهای بر پایه .سرکوب و شر ایجاد کردیم
شما قرار بود روسیه رو مطابق دیدگاه روسو درست کنید، مگه نه؟
.دارم همین کار رو میکنم
.به نظر اینطور نیست
.به نظر که مشغول این کار نیستید
!نادیا
بذارین آزادانه حرفش رو بزنه .چون هدف این مدرسه همینه
آزادانه صحبت کردن؟ حمایت از ایدهها؟
.بله - .ولی فقط در حد حرفه -
احیانا شما مثل یه پدر مستی نیستین که توی مهمونی نشسته
و به آدمها میگه دنیا باید چطور تغییر کنه ولی هیچ کاری نمیکنه
جز اینکه آخرشب با همون ایدههای تعفن آور و بیهوده پس میفته؟
.وای خدایا - عجب نحوه بیانی داری -
شما هم همینطور ملکه ولی به .نظر ما که فقط همین رو دارین
.درسته
!وای - !دخترها -
.برید اونجا وایسین و به آثار هنری خیره بشین
.شرمنده
.آخ! بچه لگد زد
.تو هم بهش لگد بزن
.شوخی بدی بود
.امروز از همه طرف داره بهم حمله میشه
.امیدوار بودم ببینمت
.اینم از طرح پیشنهادی کاهش تعرفه دانمارک
فعلا وقتی برای دنیای شگفت انگیز کاهش تعرفهها نداریم
بذارش برای وقتی که مُردیم که ممکنه .زودتر از چیزی باشه که تصور میکنیم
به ترتیب بودن ولی ...شماره گذاری نشده بودن پس
!امروز
الان چی گفتم؟
.فریاد زدی «امروز» اگرچه من همینجا جلوتم
...و یه کم کیک روی
.امروز! امروز باید یه کار مفید کنیم
.لیستمون رو نگاه کن ارلو
.اهداف بزرگ ما
ما به یه دلیلی این کشور رو تحت .کنترل در آوردیم پس باید یه کاری کنیم
.میخوای حسابی سر و صدا کنی
.بردهها رو آزاد کنید
.وای. این جزو سختترین کارهاست
ما بردههای امپراتوری روسیه رو یه جا آزاد میکنیم
در یک لحظه 58 میلیون نفر از .قید مالکیت و بردگی رها میشن
.صبح مهمی در پیش داریم
و همینطور جنگ داخلیای که پیش خواهد اومد
.داری اغراق میکنی
این کار باعث فروپاشی سیستم اقتصادی روسیه میشه
معمولا یکهو از خواب پا .نمیشن همچین تصمیمی بگیرن
.ولی اگه میشد چقدر هیجان انگیز میشد
اشتیاق و بینش شما به همراه مصلحت اندیشی و شناخت من از روسیه، ما رو به اینجا رسوند
.میتونه به قیمت همه چیز تموم بشه
من به اینجا نرسیدم که ذره ذره .جلو برم و یه مدت بعد هم بمیرم
و دنبال اینم نیستم برای اعمال .اصلاحات اساسی از همه اجازه بگیرم
بذار طرحهامون رو تکمیل کنم. التماست میکنم
قبل از اینکه بخوای چیزی .بکاری باید زمین رو شخم بزنی
.خیلی خب. باشه
من رو احضار کردی؟
.عجب کسخلی بودم
چطور مگه؟
اون من رو دوست نداره، هرگز نخواهد داشت و بزرگترین کشفم این بود که
.منم دوستش ندارم
!هورا - .سعی کردم عوض بشم -
.اونم وقتی که بی عیب و نقصی - !دقیقا -
اگه بحث عشقه که چرا باید عوض بشم؟ باید همین جوری که هستم، دوست داشته بشم
اون مثل مادرته. باهات بدجنسی میکنه .و تو عشق و محبتت رو حروم کردی
خب، کون لقش. وقتشه نابودش .کنیم و به زندگیمون برسیم
.عاشق این حرفهاتم
تو این مدتی که ولم کردی تا سرعقل بیام مشغول چه کاری بودی؟
.کار خاصی نمیکردم
!نگهبانها
.یه کم کرپ میخوام و... یه چیز شیرین
.روز بخیر
No comments yet. Be the first to leave one.