Sex Education

Sex Education

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

Sex Education S03E08 1080p NF WEBRip x265 10bit HDR DDP5 1-AGLET
Sex Education S03E08 720p NF WEBRip DDP5 1 x264-MIXED
Sex Education S03E08 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
Sex Education S03E08 1080p NF WEBRip DDP5 1 x264-AGLET
Sex Education S03E08 1080p NF WEB-DL DDP5 1 H 264-JETIX
Sex Education S03E08 720p NF WEBRip x264-GalaxyTV
Sex Education S03E08 WEBRip x264-ION10
Sex Education S03E08 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Sex Education S03E08 1080p WEB H264-PECULATE
A Commentary by NegarFD
🔴 30nama | Negar FD 🔴

Tags

webrip
web
BRip
1080
x265
HD
x264
720p
720
HEVC
Web-DL
web-dl
WEB-DL
2CH
Published on: 2021-09-17
Downloads: 69
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫تنگ‌تر

‫سلام

‫-سلام ‫-چی شده؟

‫خونریزی کرد

‫هنوز تو اتاق جراحیه و بچه حالش ‫خوبه ولی هنوز خودش رو ندیدم.

‫-میرم بازم چای بگیرم. یه کم دیگه می‌بینمت. ‫-باشه

‫حالش خوبه؟

‫اوضاع تو خونه یه کم ناجوره

‫من و مامانم دعوا کردیم

‫راجع به چی؟

‫همه‌چیز

‫و هیچ‌چیز.

‫سعی کرد راجع به میو ازم بپرسه

‫و منم بهش گفتم هرکاری ‫که انجام میده گند می‌زنه.

‫خیلی بد بودم و الان من...

‫فقط آرزو می‌کنم بتونم ‫همه‌چیز رو ازش بهش بگم.

‫مامانت...

‫خوب میشه.

‫اگه خوب نشه چی؟

‫اون جین میلبورنه

‫باید خوب بشه.

‫بیا اینجا

‫مایکل؟

‫باید بری

‫مجبورم؟

‫به آدام بگیم؟

‫مایکل

‫ما داریم طلاق می‌گیریم

‫این شرایط همه‌ش گیج کننده‌ست.

‫شاید بعدا بتونی بیای به ‫آپارتمانم و منم آشپزی می‌کنم

‫می‌تونیم اون موقع راجع به همه‌چیز صحبت کنیم

‫باشه

‫باشه

‫ اریک: لطفا باهام حرف بزن.

‫ باشه.

‫بین تو و آدام اتفاقی افتاده؟

‫اوتیس قرار نیست الان راجع به ‫مشکلات رابطه‌ی من صحبت کنیم.

‫لطفا

‫فقط حواسم رو پرت کن

‫یکی دیگه رو تو نیجریه بوسیدم

‫به آدام گفتم. فکر کنم رابطه‌مون تمومه.

‫می‌خواستم به تو هم بگم

‫ول من فقط... خیلی خجالت‌زده ‫بودم، نمی‌دونستم چطور.

‫-می‌خوای که رابطه‌تون تموم شه؟ ‫-نمی‌دونم.

‫حس می‌کنم آدم بدیم. حتی ‫نمی‌دونم چرا انجامش دادم. فقط...

‫باعث شد خیلی احساس آزادی کنم.

‫تو آدم بدی نیستی.

‫-حال مامانم خوبه؟ ‫-زیادی زوده برای گفتنش.

‫ولی به زودی اطلاعات ‫بیشتری براتون به دست میاریم.

‫دوست دارین خواهرتون رو ببینین؟

‫می‌تونیم بچه رو ببینیم

‫من اینجا می‌مونم... اگه ‫خبری راجع به مادرت داشتن.

‫سلام، بچه‌ها.

‫عجب

‫-اگه می‌خوای می‌‌تونی دریچه رو باز کنی. ‫-آره؟

‫-آره. ‫-می‌تونم بهش دست بزنم؟

‫آره می‌تونی بهش دست بزنی، خیلی آروم...

‫سلام.

‫-من اوتیسم. ‫-آره.

‫اولا، تو...

‫صبح به خیر

‫صبح به خیر

‫-یه لیوان چای برات آوردم. ‫-اوه ممنونم.

‫خوشحال به نظر میای

‫ربطی به اوتیس داره؟

‫ببین خودت رو! نمی‌تونی لبخند نزنی!

‫می‌دونی که، نمی‌خوام کس ‫دیگه‌ای این اتاق رو داشته باشه

‫مجانیه، اگر دوسش داری.

‫السی عاشق اینه که اینجا باشی

‫خیلی دوست دارم بمونم.

‫مجبورم اون چرت و پرتا رو روی دیوار نگه دارم؟

‫نه، می‌تونی هرچی می‌خوای ‫رو دیوار داشته باشی.

‫باشه، خوبه.

‫ اوتیس: مامانم تو بیمارستانه، دارن عملش می‌کنن.

‫ اوه خدای من. ‫ حالت خوبه؟

‫ آره، هنوز منتظرم.

‫ بیام اونجا؟

‫ اریک اینجاست، هرموقع چیز ‫بیشتری فهمیدم بهت پیام می‌دم.

‫ من خواهر دارم!

‫-میو! ‫-صبح به خیر!

‫صبح... اوه خدای من... صبح به خیر!

‫اوه خدای من

‫ تبریک می‌گم، اونقدرا هم بد نیستن.

‫امروز قراره چی کار کنیم؟

‫آدام؟

‫اوه فقط میرم چندتا چیز ‫برای جین میلبرن بردارم

‫این چیه؟

‫من.. امشب دارم با مادام ‫تو مسابقه شرکت می‌کنم.

‫فکر نمی‌کردم بخوای بیای

‫البته که می‌خوام اونجا باشم!

‫دوستت اریک هم میاد؟

‫اوه نه... دعوا کردیم.

‫اوه

‫متاسفم این رو می‌شنوم.

‫ای کاش بهم می‌گفتی راجع به این

‫مردم دوست دارن ازشون بخوای به جاهای ‫مختلف بیان، باعث میشه حس کنن اهمیت میدی.

‫دفعه‌ی بعد می‌پرسم.

‫-می‌رم بدوم. ‫-باشه.

‫هی مامان

‫همیشه می‌دونستی که لزبینی؟

‫چرا؟

‫اوه فقط تا حالا ازت نپرسیده بودم. اشکالی ‫نداره اگر نمی‌خوای جواب بدی، من...

‫نه نه نه

‫راستش تا زمانی که با مادرت آشنا ‫نشدم از اون بخش وجودم خبر نداشتم.

‫پس بیشتر راجع به اون آدمه؟

‫خب، فکر می‌کنم داشتم انکار می‌کردم

‫برای یه مدت طولانی.

‫شرم زیادی داشتم.

‫یعنی، همیشه می‌دونستم اون احساسات ‫اونجان، فقط"واقعا" نمی‌دونستم.

‫معنی میده؟

‫آره

‫آره، فکر کنم.

‫متاسفم که احساس شرم می‌کردی مامان.

‫می‌خواستی چیزی بهم بگی؟

‫قرار نیست بهت بگم همجنسگرام

‫-خب... ‫-ولی مرسی.

‫راستش، میشه منم باهات بیام بدویم؟

‫-بله. ‫-آره.

‫اگه یادت بیاد کفش ورزشیت رو کجا گذاشتی.

‫-زودباش پس ‫-خیلی‌خب

‫اوه لباس پوشیدی

‫می‌خوای برسونمت مدرسه؟

‫اسم انتخاب کردین؟

‫نه

‫نتونستیم به تفاهم برسیم.

‫-اسم اولا رو تو انتخاب کردی؟ ‫-نه.

‫مادرش کرد.

‫خیلی بدشانسیه اگه مادرم بمیره.

‫چون زن تو هم مرد، یعنی نفرین شدی.

‫-نمی‌دونم چرا این رو گفتم. ‫-اشکالی نداره.

‫چون ترسیدی.

‫منم ترسیدم.

‫اگر اتفاقی برای مامانم بیوفته ‫نمی‌خوام با پدرم زندگی کنم.

‫اوتیس

‫می‌دونم که پدرت نیستم

‫ولی قرار نیست جایی برم.

‫-خونه‌ی درختی رو تموم نکردی. ‫-آره.

‫دیگه خیلی وقتی نمونده...

‫با اومدن این کوچولو.

‫خبری از دوست‌دخترم نیست؟

‫دلیل خونریزی رو پیدا کردن

‫ولی هنوز دارن عملش می‌کنن.

‫حالش خوب میشه.

‫-سلام ایمی ‫-سلام خانم گراف

‫اوه صبر کن، هنوز می‌تونم اینطور ‫صداتون کنم؟ شنیدم دارین طلاق می‌گیرین.

‫اوه، همون مورین خوبه.

‫برای ملاقاتم با دکتر میلبرن ‫اومدم ولی کسی خونه نیست.

‫اوه زایمانش شروع شد، فقط ‫اومدم چندتا چیز براش بردارم.

‫اوه خدای من مورین عزیزم! این خیلی بزرگه!

‫اوه آره مامان نتونست امروز مراقب بز باشه

‫-میشه برم دستشوئی؟ ‫-اره البته

‫از پیپی دارم می‌میرم. خیلی ‫مضطربم. فکر کنم خیلی شل باشه.

‫اوه

‫می‌دونی فکر کنم یه بار یه آدم فضایی دیدم.

‫اون موقعی که دانشجوی پرستاری ‫بودم و داشتم از بار برمی‌گشتم.

‫یهو یه نور خیلی روشن و سبز توی آسمون دیدم

‫هی نزدیکتر می‌شد و می‌تونستم حس کنم موهای دستم و پشت گردنم سیخ شدن.

‫و بعد یهو... ناپدید شد.

‫مست بودی مامان؟

‫هیچ نظری ندارم که چی بود.

‫شاید بهتر باشه هنوزم باید به ‫اون مناسبت هشتم بری عزیزم...

‫یعنی، تو که نمی‌دونی

‫فکر می‌کنم وقتشه از ‫فاز آدم فضاییم بیام بیرون

‫ولی ممنون.

‫میشه اونارو برام بندازی دور؟

‫دیگه نیازشون ندارم.

‫-بعد مدرسه می‌بینمت. ‫-باشه، خدافظ.

‫-بای ‫-بای

‫-بای ‫-بای

‫بای بای

‫اوه

‫خانم

‫-بله ‫-به حرفتون گوش کردم

‫راجع به اینکه همه تو یه چیزی خوبن.

‫صبر کن، این امشبه؟

‫باشه، تمام سعیم رو می‌کنم بیام.

‫-اوه سلام. ‫-سلام.

‫زود برگشتی.

‫آره زنگ زدن گفتن می‌تونم برگردم، پس...

‫چطوری؟

‫اریک یه نفر دیگه رو بوسید.

‫احتمالا خوشحالی از شنیدنش.

‫راستش نیستم.

‫آره، حس گندی داره.

‫ازش متنفرم، که خیلی رو مخه چون عاشقشم.

‫می‌شناسم حسش رو، آره.

‫این چیه؟

‫ تو یه مسابقه‌ای شرکت کردم که توش سگا ‫از حلقه‌‌های کوچیک می‌پرن و این داستانا.

‫این خیلی احمقانه‌ست مرد

‫لطف داری

‫چه خبر شده؟

‫رفته! دفترش خالیه!

‫پشمام!

‫-اوه خدای من! ‫-باورم نمیشه!

‫-معلوم شد چرا گذاشتن برگردم! ‫-رفته!

‫فضولی ممنوع!

‫-قیافه‌ت! چی شده!؟ ‫-هوپ رفته.

‫-ها؟ ‫-آره.

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left