English Teacher

English Teacher

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

English Teacher S02E09 Lock In 720p DSNP WEB-DL DDP5 1 H 264-FLUX
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 9 English Teacher 2024 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-24
Downloads: 12
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

باشه، بچه‌ها. آروم بگیرید.

آقای مارکز مثل همیشه دقیقه ۹۰ رسید.

باشه، حالا که حرف از سر وقته، پیتزاها ساعت ۹ شب اینجا هستن.

و برای شب‌نشینی، ساعت ۱۱ شب چراغ‌ها خاموش! هووو!

ساعت ۱۱ شب؟ برای اژدهایان موریسون-هنسلی؟

این دیوانگیه. من میگم نیمه‌شب!

عمراً! نیمه‌شب! نیمه‌شب!

نیمه‌شب! نیمه‌شب! نیمه‌شب! نیمه‌شب! نیمه‌شب!

فقط بذارین نیمه‌شب باشه. همیشه نیمه‌شب بوده.

آره، خب معلومه رفیق. این تازه بخشی از ماجراست. ببین.

باشه. باشه. تو بردی. پس نیمه‌شب.

من انجامش دادم!

و اگه چک‌لیست بازی جست‌وجوگریِ شب‌نشینی بزرگ رو ندارین...

...من همینجا اضافه دارم.

خیلی خب، پس بیاین خوشی رو تو اوجش نگه داریم.

و شوخی‌های دستی و بی‌مزه رو به حداقل برسونیم.

و این کفش مال هر کیه، بهش پس بدین.

راستش، من هر دوتاش رو می‌خوام، لطفاً.

واقعاً؟ اوه، لعنتی.

نمی‌دونم مردم چطوری این کارو می‌کنن. چه‌کارو؟

مثلاً اینقدر دیر بیدار بمونن. من ساعت پنج بیدار شدم که برم باری.

بدن من ساعت ۹ شب دیگه کلاً از کار می‌افته.

مالکوم داره پیام میده. مالکوم... نمی‌تونم. الان نمی‌تونم.

این اواخر همش می‌خواد مکالمه‌های طولانی درباره رابطه‌مون داشته باشه.

من فردا باهاش حرف می‌زنم.

خیلی خب. بیاید در مورد جوایز دستاوردهای تحصیلی ۲۰۲۵ رای بدیم.

ریک، این کارو بذاریم برای دوشنبه.

نه، گرنت این کار رو به من محرمانه سپرده، پس انجامش می‌دیم.

ضمن اینکه، حداکثر ده دقیقه طول می‌کشه. این درست نیست.

همه معلم‌های مختلف انتخاب‌های نهاییشون رو اعلام کردن.

فقط باید تاییدش کنیم و تمام، کارمون تمومه.

اوه، عاشقشم. مثل یه جلسه محرمانه است. در رو ببندین! پرده‌ها رو بکشین پایین!

من دارم سعی می‌کنم خوش بگذرونم.

آره، دارم خوش می‌گذرونم.

باشه، بدینوسیله و بلافاصله این جلسه رو رسماً آغاز می‌کنم.

اولین مورد، جایزه اسپانیایی.

ولی اگه... صبر کنین. ما این جوایز رو به بهترین دانش‌آموزا میدیم، درسته؟

بله، تعریف جایزه همینه دیگه.

آره، باشه رفیق. ولی تو چند سال گذشته

در مورد این جوایز خیلی پسرفت داشتیم.

مثلاً تری تراتمن، اون از قبل مطمئنه که جایزه انگلیسی و فیزیک رو می‌گیره.

ولی آیا جایزه تاریخ رو هم لیاقت داره؟ آره، داره.

ولی قضیه اینه، ما باید بدیمش به دومین دانش‌آموز برتر تاریخ.

که همه احساس کنن سهیم هستن.

آره، ولی تری تراتمن نابغه بود.

تری تراتمن یه اسم ساختگی بود که فقط برای مثال استفاده کردم.

اوه، لعنتی.

منظورم شایسته‌سالاریه.

ما موافقیم. من موافقم. شایسته‌سالاری. همه باهات موافقیم.

ادامه بده ریک. بریم.

باشه. اولین مورد، جایزه اسپانیایی.

با میانگین ۹۴.۵، نامزد برتر ماریا گونزالس هست. کیا موافقن؟

خوبه. موافقم. موافقم. آره، بهش بدین.

خب، صبر کن، صبر کن. ببین، من این دختر رو می‌شناسم، باشه. پدر و مادرش رو می‌شناسم.

ما همه... اونا مکزیکی-آمریکایی هستن.

اوه، حالا از مکزیکی-آمریکایی استفاده می‌کنه؟ مشکلی نیست که اون مکزیکی-آمریکاییه.

مسئله این نیست. می‌دونیم که مشکلی نداره.

خود من هم همینطورم. آیا باید بهش جایزه بدیم...

...برای چیزی که از بچگی بلد بوده؟

این مثل این می‌مونه که به تو بابت نق‌زدن جایزه بدیم.

تو داری بلافاصله قانون شایسته‌سالاری خودت رو زیر پا می‌ذاری.

نمی‌دونم. کاملاً اشتباه نمی‌گه. ممنون گون.

نه، اون کاملاً اشتباه می‌گه.

مارکی، داری رو مخ میری. دقیقاً داری مثل اِوَن رفتار می‌کنی.

اولاً، من می‌تونم خیلی بیشتر از این رو مخ باشم.

این حرفی که شماها الان دارین می‌گین؟ که من رو مخم؟ من رو مخ نیستم.

رفیق، تو رو مخی.

گوش کن، دوستت دارم، ولی بذار سریع یه نکته رو بگم.

اینکه یه دختر مکزیکی جایزه اسپانیایی رو ببره تقلب نیست،

ولی قطعاً یه برتری ناعادلانه‌ست.

گون، داری رو مخ میری. تو هم مثل اِوَن رفتار می‌کنی.

جایزه رو بدین

به ماریا گونزالس، لطفاً.

من رای مخالف می‌دم. زنان سفیدپوست، مگه نه؟

هی. آقای مارکز، میشه ازتون یه عکس بگیریم؟

برای بازی جست‌وجوگریه. باشه.

خب، شما بدون من ادامه بدین.

نه، این کار تخلفه.

این دیگه چیه؟ باشه، یه نمره منفی برای تخلف.

من می‌خوام اونا با من عکس بگیرن.

من هنوز فکر می‌کنم باید جایزه رو به کس دیگه‌ای بدیم.

تو بودی که گفتی امسال همه چیز حول شایسته‌سالاریه.

انتظار نداشتم اینقدر زود یه مورد خاص پیش بیاد.

لعنتی. چه چوب خوبیه، رفیق.

چوب ماهونه. اوه خدای من. مثل فیلم ۱۲ مرد خشمگین شده.

فقط چهار نفر هستیم.

یک، دو، سه، بگو سیب. اوه خدای من.

این دیگه چه کوفتیه؟

باشه، جایزه اسپانیایی برای فلانی. من رای مثبت میدم.

دیدین... شما الان اون رو دیدین؟ چی رو دیدم؟

اون دو تا دختر؟ اونا وقتی عکس گرفتی، یه حرکت زننده جلوی دوربین کردن.

فلش دوربین روشن بود؟ نه، نه. نه، نه.

اونا حرکت زننده کردن. اونا جلوی دوربین حرکت زننده کردن.

نه. دارم خواب می‌بینم؟

شماها اون رو دیدین؟ خواهش می‌کنم.

درسته؟ صبر کنین، بذارین دوباره این لیست رو چک کنم.

شاید من چیزی اینجا گذاشتم که اشتباه برداشت شده.

صبر کنین! ما وسط رای‌گیری هستیم. همه موافقین، بگین آری.

آری. آری.

مخالف. نه.

ای بابا. بن‌بست. باشه، امم

بیاید فعلاً اینو بذاریم کنار و آخر سر دوباره برگردیم سراغش.

صبر کن، این خیلی عجیبه. منظورت چیه؟

تو این مسابقه، آیتم عکس گرفتن از معلم نیست.

باشه. اوه، لعنتی.

این یه مسابقه پیدا کردن اشیای غیررسمیه.

باشه. مورد بعدی، جایزه فیزیک.

فکر نمی‌کنم متوجه باشی این چقدر جدیه.

یادتون میاد سیدار پارک یه مسابقه غیررسمی برگزار کرد؟

اون قضیه رو شنیدم. اونا تو اون لیست‌ها کارهای دیوونه‌وار می‌کنن.

مثلاً پنج تا دانش‌آموز درست قبل از فارغ‌التحصیلی تعلیق شدن.

شاید معلم‌ها هم اخراج بشن.

اونا که مسابقه غیررسمی راه ننداختن.

تو چقدر به دانش‌آموزا بدبینی!

می‌تونم ثابتش کنم. توی مسابقات غیررسمی که من شنیدم،

یه چیزی هست که اونا همیشه انجام میدن.

یعنی، راستش ما که نمی‌دونیم این

ربطی به اون مسابقه غیررسمی...

آخه مرد! دیگه چه مدرکی می‌خوای؟

راستش من فکر می‌کنم این می‌تونه هر چیزی باشه.

هر وقت یه مسابقه کثیف هست، این قطعا بالای لیست قرار داره.

مثلاً، می‌فهمم اگه این کارو با زمین تیم حریف بکنن،

ولی انجامش دادن با زمین خودتون جنونه.

این فاجعه‌ست. ایوان، بیخیال. حق با توئه.

اوه! چی؟ چی؟ کجا میریم؟

باید بریم پشت بوم، یالا. پشت بوم؟ برای چی؟

و من میرم در موردش اطلاعات جمع کنم.

صبر کنید. وایسا. بچه‌ها، باید هوشمندانه عمل کنیم و اولویت‌هامون رو یادمون باشه.

چی؟ جایزه فیزیک.

این چه مزخ... نه. صبر کن، نه. من باید برم از این سر دربیارم.

بیاید همینجا انجامش بدیم. نه، صبر کن.

جایزه فیزیک جالبه. چطور جالبه؟ بگو.

خب، برای اولین بار تو ده سال یه دانش‌آموز دختر اون بالا هست...

...برای جایزه فیزیک.

می‌دونی چی می‌تونه اون معما رو حل کنه؟ فیزیک واقعی.

اون بالاست یا پایینه؟ کجاست؟

خب، از نظر فنی یه دانش‌آموز پسر هست که ۰.۲۵ امتیاز ازش بالاتره.

پس عملاً مساویه.

ولی اینکه یه دختر جایزه فیزیک رو ببره، می‌تونه...

...انگیزه بزرگی برای طرح حمایت از زنان تو رشته‌های مهندسی و علوم باشه.

گوئن، یه کم کمک لطفا؟

نه. من فقط چون اون یه زنه، رای مثبت نمیدم.

ما گفتیم رای‌گیری بر اساس شایستگی، پس نه. نه.

من رای مثبت میدم. فکر می‌کنم برای یه دختر خوبه که اینو بگیره. آره.

بله. بن‌بست. مساوی. مساویه. آخر سر دوباره به این برمی‌گردیم.

باشه، پس مورد بعدی جایزه حسابانه.

بیا تو، شاید بعداً به جایزه حسابان فکر کنیم.

بچه‌ها! من بدین وسیله پیشنهاد می‌کنم یه ده دقیقه استراحت کنیم، و اینو به رای می‌ذارم.

پس، من بدین وسیله... بیا اینجا!

پسرهای نوجوان عاشق پشت بومن. نمی‌دونم چیه، ولی تضمینیه.

آره، وقتی بچه بودم همیشه می‌خواستم برم پشت بوم، ولی هیچ وقت نرفتم.

چرا نه؟

نمی‌دونم. مردم می‌گفتن خیلی خطرناکه.

آره. خب، یعنی، حدس می‌زنم اون هم بخشی از جذابیتشه.

آره.

شخصاً، من میام اینجا تا فکر کنم. حالا که صحبتش شد، یه سوال ازت دارم.

حتماً، بگو.

کجا کلیسا میری؟

امم...

نمیرم. یعنی هیچ وقت؟ این برام دیوونه‌کننده‌ست، مرد.

حتی نمی‌دونستم این کار مجازه. پس یکشنبه‌ها چیکار می‌کنی؟

یکشنبه‌ها، فقط دارم سعی می‌کنم از رفتن به برانچ فرار کنم.

و این تمام روز رو می‌گیره؟ این تمام روزت رو میگیره؟

برانچ مثل کلیساست توی جامعه همجنسگراها.

و من به اون کلیسا هم نمیرم.

وای، مرد.

بفرمایید. نگاه کن. همین‌جا.

هی! هی! نه، امشب نه بچه‌ها. عقب عقب برید. بیپ، بیپ، بیپ.

مراقب باشید وقتی از پله‌ها میاید پایین! اوه، لعنتی.

خیلی خب، پشت بوم پاکسازی شد. محیط امن شد. برگردیم سر کارمون.

خدایا. اون چیه؟

مسابقه غیررسمیه. خیلی بدتر از چیزیه که تصور می‌کردم.

اونو از کجا آوردی؟ چرا برات مهمه که از کجا آوردمش؟

مهم‌تر اینه که "میلک‌دادینگ" چیه؟

نمی‌خوای بدونی، رد. "میلک‌دادینگ" چیه؟

نمی‌خوای بدونی، کینگ. بیا، اینو بده به من، بذار ببینم.

خیلی بده.

"با کسی که سال اول دبیرستان ازش بیشتر از همه متنفر بودی لب بگیر." یه جورایی بانمکه.

"یه ارلن مایر از آزمایشگاه علوم بردار و تبدیلش کن به بونگ."

یعنی، این خودش یه هنره.

باشه، شماها واقعاً اینو جدی نمی‌گیرید.

اینو می‌بینی؟ "تو یه عکس با معلم، سینه هاتو نشون بده."

امم... حدس بزن کدوم معلم رو مجبور کردن این کارو بکنه؟

حتی نمی‌خوام وارد مسائل جنسی اون لیست بشم.

ما کمک لازم داریم. من باید کمک بگیرم.

اینو نگاه کن، "وسطی‌ترین توالت ایستاده تو دستشویی پسرونه پایین رو لیس بزن."

این شیطانیه.

و بازم میگم، نمی‌خوای بدونی این چیه.

ولی اینجاست، سیاه و سفید.

"میلک‌داد شو." "میلک‌دادینگ" چیه؟

باشه. تو به ما بگو.

چرا من باید بدونم؟ بابا بیخیال.

مردهای همجنسگرا... مردهای همجنسگرا...

تو رختخواب هزار تا کار احمقانه می‌کنن، درسته؟

نه "میلک‌دادینگ".

باشه. پس حتی شماها هم یه جایی خط قرمز دارید.

خیلی ممنون. لطفاً عجله کنید. آره.

اون کیه؟ با کی داشتی تلفنی صحبت می‌کردی؟

خوشت نمیاد.

خدا رو شکر که اینجایی، شارون!

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left