The first 200 lines.
روزی روزگاری، سه راهزن خشن
در جنگل بکر پرسه میزدند
با اینکه خشن بودند
راهزنهای خیلی کاربلدی نبودند
تا اینکه یک روز بختشان برگشت
سرنوشت ندا داد
قدرتهای شگفتانگیزی عطا شد
به این رذلهای لایق
قدرتهایی که مثل شبنم صبحگاهی محو میشدند
بدون همنشینی صمیمی
این بخشنده را «قلب جنگل» نامیدند
جادوگران سبز هر چی میخواستند، داشتند
اما یک روز
از ترس اینکه دوباره قلب رو از دست بدهند
جادوگران سبز به دامش انداختند
تا منبع جادویشان رو راز نگه دارند
با مجازات مرگ
چه خبره؟ اون چیه؟
قبلاً چیزی شبیه به اون دیدی؟
چی شده؟
من مکان رو پس میگیرم
چی؟
من فقط داشتم از این مراسم خیریه استفاده میکردم
تا دوباره وارد زندگی مارشال لی بشم
اگه اون کنار بکشه، منم کنار میکشم
اما، نمیخوای اون موفـ
اگه به هر طریقی موفق بشه
مارشال یه سری بصیرت تجاری ارزشمند به دست میاره
یه مکان دیگه پیدا میکنم
و مراسم خیریه قراره یه موفقیت بزرگ باشه
تو یه احمقی، کمپبل
این رویداد بیاهمیته
من لازم دارم که همگرایی امشب اتفاق بیفته
بایبای
لعنتی
من میتونم تو کمتر از یه روز یه مکان جدید پیدا کنم
چیه، برنامهریزی رویداد سختتر از یک بار نجات دادن دنیاست؟
اول باید به فلیکس زنگ بزنم
کیک، میتونم از گوشیت استفاده کنم؟
اوه، اون داره زنگ میزنه
چه موقع مناسبی
فیونا
نمیدونم امشب میتونم به رویداد برسم یا نه
لطفاً منو بکش
رفیق، من هنوز تو کنسرت لیمونکارپم
نمیذارن برم
هی! دیجی هاتمن
یلوسویتس آهنگای رقصدارتر میخواد
صبر کن. الان میام
ممنون، فیونا
اون گوشی از کجا اومد؟ بده
لطفاً عجله کن
اول فقط باید دیجی فلیم رو نجات بدیم
بعدش یه مکان جدید پیدا میکنم
من برای هر چیزی آمادهام
همینه که میگم
شاید این یه نشونهست که باید بیخیال بشیم
کیک، داری به من تیکه مینداوزی؟
فقط دارم میگم
شاید بهتر باشه اینجا یه کم واقعبین باشیم
ما داریم یه جایی پیش میریم
کیک، الان برمیگردم
مراسم خیریه رو راه بنداز
فیونا
آه، لعنتی
آروم آروم جلو برو
فقط آروم باش و اجازه بده نیروهای نامرئی به... چوب
آخ
این احمقانهست
باید جنگل رو به قسمتهای شبکهای تقسیم کنیم
و یه جستجوی کامل انجام بدیم
باید به کائنات اعتماد کنی
این تنها راهیه که بفهمیم چی داره اذیتش میکنه
اشکال نداره، پیبی
ما داریم... ما داریم کار درست رو انجام میدیم
چی؟
ما کجاییم؟
شما شیلاها در تالار قضاوت هستید
شما به یک جرم کیهانی جدی متهم شدید
قاتل
اوه، بدو
بعد هانا به فی گفت که حتی تلاش کردنش هم دیوونگیه
و حالا فی ناپدید شده
خب، اگه نقشههای فی دیوونهوارن که چی؟
حداقل داره تلاش میکنه
میدونی، نقشه اون اونقدرها هم دیوونهوار نیست
احتمالاً میتونم از پسش بربیام
عزیزم، فیونا هر جا که باشه
میدونم میتونه از خودش مراقبت کنه
ما داریم شب پسرونه رو راه میاندازیم
خدایا، چقدر جذابی
کیکی اون پول رو برات گیر میاره
ما هیچ کمکی از هانا نمیخوایم
اون دیگه کنار کشیده
یه توپ آبی بزرگ و نمیدونم چی چی دیگه
اونا لیاقت اینو دارن
دادگاه شروع شد
در حین انجام وظایفش
جغد کیهانی بیرحمانه تعقیب شد
و توسط این دو فرد منحصر به فرد به قتل رسید
یه خبر ناشناس از یه شاهد جذاب بهمون رسید
مجازات
یه ابدیت تو گرداب درد
همین الان اعتراف کن، منم کمش میکنم به هزارتا
به نظر منصفانه میاد
ما به خاطر من اینجاییم. یالا، یالا، یالا
بیگناهم
من مثلاً پنج قسمت "دادگاه شب" رو دیدم
از پسش برمیام
شاهد رو به جایگاه احضار میکنم
اوه
و تو بدن خودم هم همینطور
اگه میشه برامون تعریف کن
چی تو شب مورد نظر دیدی
خب، همونطور که سرکار قاضی میدونید
خوابهای مرگ بیشتر کار پریزموئه
آره. ولی کمی کنجکاوی دارم
پر از فلفل هالوپینوئه ولی اونقدر تند نیست
هفت تا هشت از ده
یالا، یالا
اون جغد خنگ کجاست؟
یه فاخته. باحال
اعتراض دارم
اسکراب باهاش مشکل شخصی داره
پریزمو، آرزوساز رو احضار کنین
اون به نفعم شهادت میده
هوم
بابای قلابیمو صدا کنین
پریزمو
چی... چی داره میشه؟
فکر میکردم جیک بهترینمه
ولی تو همیشه کنارم بودی، هوتس
متاسفم که قدرتو ندونستم
وای خدای من، چقدر غمانگیزه
اِم
شهادت شهود تقریباً هفتاد درصد مواقع اشتباهه
عالیجناب، من برای یک نمایش درخواست کریستالمو دارم
اجازه میدم
خون کیهانی رو دستشونه
این مدرکه
کار کثیفیه
ما... ما فقط میخواستیم حرف بزنیم
جغد کیهانی رو از کشتن فین منصرف کنیم
حالا که رفته، بهتره
کلاً ایده سرنوشت مزخرفه
کثیف! نظم
یک بار دیگه داد و بیداد کنی، دهنتو میبندن
دادستان با غرور اعلام پایان کرد
عوضی
تمپو
ها؟
میو! این دیگه چه کوفتیه
هاها! خفهش کن
برو گم شو، پاپ کاپ
بعد از آخرین نفوذ، امنیتمون رو بردیم بالا
این دیوانههای ماورایی شکستناپذیرن
نه
برو بیرون. برو بیرون. برو بیرون
هی
چه بساطی
چیکار میکنی؟
خبرو پخش کنین، شب پسرونه دوباره راه افتاد
تو لمونکاربز
یالا! اوه، مرد. یالا
کارمو ول کردم تا دیجی فلیم رو ببینم
مهمونی هنوز پابرجاست! دنبالمون بیاین
همه کجا میرن؟
فیونا، اون لعنتی
داریم فرار میکنیم
رو سه
سه
چی فکر میکنی؟ مستقیم بریم سراغ حکم؟
عالیجناب کروی
من میخوام از شاهد بازپرسی کنم
نوبت شماست
اسکراب دقیقاً بهمون بگو چی دیدی
دیدم که جسد رو دور مینداختین
پس داری میگی که در واقع
شاهد لحظه مرگ نبودی؟
من
خب، شاید نه
خیلی مطمئن به نظر نمیرسه
یه نفر جغد کیهانی رو کشته و تو هم با جسد برخورد کردی
خودت بفهم دیگه
یا، اگه فرض کنیم
جغد کیهانی به ما حمله کرد
دفاع از خود بود
پیشقدم شدن به جغد کیهانی نمیاد
گفت همه ما رو با خوابهای مرگ نابود میکنه
با یه اسلحه
فین این کارو کرده
به اون گربه غذا بدین، احمقها
ممنون
هی
شیرینی دابل فاج ندارید؟
متاسفم. دیگه میرم
سیمون، وایسا
فهمیدم مامانم چیکار کرده. با دیمن و اون اتفاقا
آره، خب
من هیچوقت نمیخواستم بین یه مادر و پسرش قرار بگیرم
No comments yet. Be the first to leave one.