The first 200 lines.
ترجمه از سینا thunderstruck
اوه، سلام ندیدم اینجایید
من لکس لوثر هستم
و اینجام تا یخورده درباره
سپاه نابودی براتون بگم
س.ن، یه جامعه حامی
از ابرشرورهای با استعداده
که خودشون رو فدای بد تر کردن دنیا کردن
ما پشت بعضی از شیطانی ترین توطئههای
قرن بیست و یکم بودیم
هی، بلکمانتا
چی گفتی؟
اتاق بغلی منتظر استخدام جدیدن؟
انگار بهتره زود بری اونجا
و حواستون باشه شما بچههای بد رفتار خوبی داشته باشید
!هی، اون تویی
به بلکمانتا چی گفتی
که اینقدر عصبانی شد؟
چیز نژادپرستانهای نبود
بچهها، خودتونو جمع کنید
...ما داریم عضو
سپاه نابودی میشین
به خونه خوشاومدی هارلی
و این همه وقتیه که داریم
و عذرخواهی من به خاطر بین
که میخواست یکم شعبدهبازی کنه
قرار بود تماشایی بشه
من دوست دارم چیزی بگم
!وای، خدای من
وقتی شنیدم، هارلی کوئین رو راه میدیم
...فکر کردم
هیچکس لیاقت همچین فرصتی رو
بیشتر از اون نداره
اوه، این بابا - ببخشید -
ولی اون چند بار نمیخواست تو رو بکُشه؟
میدونم، میدونم
چند بار میخواستم بکُشمت
ولی صادقانه بگم، هارلی
بدون تویی که داری میکُشیش
...عجب
اینو قبلاً هم دیدم
مثل اون وقتیه که دوستدختر سابقم، ساندرا بهم زنگ زد
بعد از این که ۱۰ کیلو کم کردم
وقتی ۱۳۰۰ بودم چه گوری بودی، ساندرا؟
چه گوری بودی؟
اونموقع عشق میخواستم
بهمون قول بده که ما رو جنیفر انیستون نمیکنی
فقط برای همبازی بیقرار برد پیت
آن-هلینا یو-لی
وای، برای حضم خیلی زیاده
!رفقا، رفقا، بیخیال یکم بهم اعتبار بدید
جوکر چند تا چیز خوب دربارم بگه
باعث نمیشه که به چشم دیگهای ببینمش، باشه؟
یه کارت انتخاب کن
وقتی نظرم رفت رو یچی، دیگه تغییر نمیکنه
به جهنم، انگار اونا سه تا ماشین شک الکتریکی توی آرکهام ترکوندن
تا به من برسن
دیگه از دادن فرصت به اون دلقک خسته شدم
این کارتته
سه دله؟
نه - !ریدم توش -
خیلهخب، ببین. میدونم که آخرین باری که حرف زدیم
خیلی... تخمی بود
ولی، میدونی، فکر میکنم یه فرصتی داریم تا از نو شروع کنیم
همم
باشه. میتونیم از همم شروع کنیم
همچنین، مشخصاً میخوام عذرخواهی کنم
برای اینکه گفتم، تو بهم حسودیت میشه
...و اینکه هیچ دوستی نداری و
.خیلهخب، ممنون چیزی که گفتیو یادم نمیره
میدونم که فقط میخواستی ازم مراقبت کنی ...و
گوش کن، منم میخوام همین کارو برای تو بکنم، باشه؟
فقط به خاطر اینکه من بار بقیه رو به دوش کش
...سپاه نابودی هستم
اونجا رو از کون گاییدم
آره، حتماً ...حالا گوش کن
من اونجا کار میکنم
و امیدوارم روی دوستیمون تأثیر نزاره
من بدون تو میمُردم
مثلاً، خیلی
باهاش مخالفتی ندارم
...یعنی، خوشحالم که نمُردی، ولی
...نمیدونم، فقط
یجوری بود انگار خیلی آماده ول کردن من بودی
.هیچوقت این کارو نمیکردم
همیشه کنارتم
همیشه چیزایی که میخوای بپوکونی
رو میپوکونم، آیو
وایسا، اون نگاهو میشناسم
چیزی هست که میخوای بپوکونی؟
بیخیال، آیو، باید یچیزی باشه که بخوای بپوکونیش
یه چیزی... یه چیزی هست درواقع داشتم روش کار میکردم
میدونستم! میخوای یه کار شیطانی بکنی
!عالیه
آره. میدونی، منظورم اینه اگه هنوزم جنگیدن برای محافظت
از طبیعت رو شیطانی به شمار میاریم
پس حتماً
توی کارخانه-گُل-سازی-هنری جدیدمون توی گاتهام
ما ماشینهایی میسازیم تا پیشرفت
شهر زیبامون رو دچار انقلاب میکنند
توی آسفالت کردن راه بهمون بپیوندید
به سمت گاتهامی بهتر
میخوام خرابش کنم
اووه، هنوزم آتیشت داغه، آیو
برق میزنی
توی خراب کردن اون کارخونه روی من حساب کن
جداً؟ عالیه
خیلهخب. بیا شب جمعه همو ببینیم و نقشه رو مرور کنیم
نه، نه، نه، نه بسپارش به من
سپاه یه کارت شرکتی بهم داده
و گفتن که میتونم توی هر وعدهای که
درباره کارهای شیطانی حرف میزنم خرجش کنم
...آره، یه بار دیگه بگم، این فقط داریم گیاههارو نجات میدیم
...درواقع کار شیطانیای انجام نمیدیم
میدونی که؟
ممنون، هارلز
یه چیز کوچولو اضافه کردیم که فکر کردیم شاید خوشت بیاد
!خوشگله
چند شونهاست؟ - وای خدا -
اون زیر ملافهاست !کسخل خشک
!وای، خدای من
چه با فکر
...ماهونی رو گرفتید، بلوط، کاج
و... فقط یه صندلی
بقیه ما قراره کجا بشینیم؟
برای همتون دفترهای خصوصی داریم
دستیار رایزن فرهنگیم
استبان، شما رو میبره
هی، سلام، استبان
و ممکنه از کدوم شهر غریب
از اسپانیا اومدی؟
اسمم استیوه و از تولسا میام
نمیدونم چرا آقای لوثر اونجوری صدام میزنه
ولی همیشه کارش همینه
دنبالم بیاید
خیلهخب بیخیال
میدونم دارم کجا میرم
یادمه دفتر قدیمیم کجا بود
آره، اون پر شده
یچیز دیگه برات داریم
چرا دکمه پایین آسانسور رو زدی؟
و اینم از این
نه، نه،. نه، نه من اینجا رو میشناسم
اینجا جاییه که آدمکشها و نوکرا رو نگه میدارن
درسته. مثل شما
ما آدمکش نیستیم
ما نوکر نیستیم
ما قدرت داریم
!راست میگه، من بازیگرم
تو بازیگر نیسته
تو فقط یه تپه بزرگ از گِلی
که میتونی به هر شکلی که بخوای در بیای
اون یه مرد نیم کوسه-نیم آدمه
و من یه تلپاتم
ما قدرتهای راستکی داریم
آه، آروم باش، دکتر کیرخور
این جاییه که باید باشید، و خوش شانسید
به هرچی که میخواید دست بزنید همشون خرابن
آدمکشا، شما با منید
!عمراً اگه باشیم
ما برای هارلی کار میکنیم
و حالا، برای من هم
برای یه مأموریت خیلی مهم اسمتون رو رد کردم
یه رزی ززی برای بنگ آوردم
!بین
میدونی که بینه
هر روز میام اینجا، تاد
دهه هشتادیای لعنتی
!حالا هرچی، بنگ
پس ما تاد رو بعد از ناهار میترکونیم
زیاد نخورید کسل میشید
ولی اینقدری بخورید که غش نکنید
چون من اسنکهای خوبی نمیارم
خیابون با رزی ززی میره بالا
و از بلک مانتا بابت پیراشکیا ممنون
!فقط کشمشهای دارچینی هست
!میدونی که از کشمش متنفرم
صبر کن! همه چی اینجا هست
خب، هارلی
هر هفته ما ملاقات میکنیم، تا ایدههای شیطانیمون رو بسنجیم
اینجا جاییه که تأیید برای استفاده از
منابع سپاه رو میگیریم
مثل ماشینهای فرار و آدمکشها
و مواد منفسره
نمیدونم مواد منفسره چه کوفتیه بین
ولی منفجره داریم
پس این جاییه که جواب های خلاقانه برای ایدهها بگیریم
دقیقاً
این رو از جوری که توی پیکسار کار میکنن اسکی رفتیم
ای کاش یه فیلم دیگه از «آپ» میساختن
نمیتونن
داستان آخر اولی تموم شد
مگر اینکه
پسره، توی دنباله پیرمرد باشه
!این باحاله
ایده خوبی بود
میشه مضخرفات رو بس کنید لطفاً؟
کی میخواد شروع کنه؟ - خیلهخب -
من میخوام یه برج بزرگ بسازم
که کلهام روش باشه
No comments yet. Be the first to leave one.