The first 185 lines.
!امتیازات مدیریت !احضار دستیار
تاهارا ایسامی
!تاهارا ایسامی، خودت رو در مقابل من نمایان کن
...ها؟ این که رئیسه
اِه! اینجا کجاست؟
نابغه
تاهارا ایسامی
...آره، خودِ تاهاراست
کونای هاکوتو
.خوشحالم که اومدی، تاهارا
.بهتره بریم یه جای بهتر با هم حرف بزنیم
...با... باشه
رقص کلاهبردار و گرفتن سکۀ طلای بزرگ
اینجا یه منطقۀ جدید تو بازی بی پایانه؟
.می بینم مثل همیشه تا تونستی، پاش پول ریختی
...خب، بذار همین اول کار بهت بگم
.این دنیایی نیست که امپراتوری بزرگ توش بود
ها؟
خب بعدش؟
یه دنیای فانتزیۀ مثل همونایی که تو دوران بچگی توی انیمه ها دیدم؟
،ساده بخوام بگم .یه چیزی تو همین مایه ها
شرط می بندم مغز تاهارا ...با سرعت باور نکردنی
با بررسی ایده ها و نظریات مختلف .درحال تحلیل شرایطه
خب، این رو خوب میدونم که .اهل همچین شوخی هایی نیستی
.درضمن، یو هم اینجاست
!ها!؟ همون زنیکۀ دیوونه !شوخی نکن
.میخوام با یو همکاری کنی
چیزی که انداختی دست راستت بود؟ یا دست چپ ـت؟
...هر دو تاشون... فکر کنم
...اِوا چقدر حریصی
.ولی امروز بهت یه سرویس ویژه میدم
.ای وای! ببخشید
به نظر میاد چپ و راست رو .اشتباهی سر جاشون گذاشتم
!وایسا ببینم !این کارت اصلاً خنده دار نیست
...درسته که خوشکله ولی خیلی ترسناکه
اصلاً چرا اینجوری طراحیش کردم؟
هی رئیس، میتونم یه سؤالی بپرسم؟
چیه؟
اینجا واقعاً دنیایی ـه که امپراتوری بزرگ توش نیست؟
!آره، بدون شک
اگه اینجا دنیایی ـه که ...امپراتوری بزرگ توش نیست
.چیزی نداره که بتونه خوشحالم کنه
...درضمن اینم بگو که بدونم
میخوای توی این دنیا چیکار کنی؟
.فعلاً که کار چندانی نمیتونم کنم
ولی میخوام مسیری کاملاً متفاوت .با امپراتوری بزرگ رو پیش بگیرم
...جدی؟ حالا هرچی
اگه تو نبودی من و مانامی .گوشۀ خیابون جون داده بودیم
مانامی، خواهر کوچیکتر تاهاراست ...که به شدت عاشقشه
!اونی چان
!مانامی
!اونی چان
!مانامی
!اونی چان
!مانامی
خب، حالا چه برنامه ای داری؟
.فعلاً میخوام با پیشرفت این روستای فقیر شروع کنیم
،تا حالا هم بیمارستان صحرایی .اقامتگاه و چشمۀ آب گرم رو احداث کردم
،میخوام که روستا رو پیشرفت بدی ...بهشون آموزش بدی و باهاشون تمرین کنی
،یه تجارت سودآور راه بندازی ...مشکلات رو مدیریت کنی
،با نجیب زاده ها مذاکره کنی ...مراقب بچه ها باشی و دیگه
!چه خبره !من که مثل آئویی یه گربۀ رباتی نیستم، ها
!تو یه نابغه ای، مطمئنم که میتونی
!من این رو دارم میگم پس شکی نیست
چی شد؟
!انگار بدنم رو برق گرفت این دیگه چی بود؟
حالت خوب نیست؟ .برو پیش یو معاینه ـت کنه
...بی خیال شو بابا .اگه برم پیشش بدنم رو تیکه تیکه میکنه
!دُم در آوردی تاهارا
Gah!
کیرینو یو
...خانـــوم ...آه، نه! اینکه یوئه
.مترجم: کلمۀ "زن دیوانه" رو جوری بیان کرد که مثل "خانم" شنیده میشه
.مشتاق دیدار، تاهارا
تورون
آکو
لونا الگانت
مائو ساما، اون آقاهه، کیه؟
.شبیه آدمای منحرفه
تو هم یکی از زیردستای ارباب شیاطینی، مگه نه؟
.چه رنگ خوشکلی .از اون آدمای مهربونه
.نسبت به بنده لطف دارید
خیلی خب، الان تنها چیزی که مونده .مقدمات استقبال از مادامه
صاحب فروشگاه ناندن ماندن
میشه بگی این چه جور وسیلۀ جادویی ـه؟
.هنوز واسه هیجان زده شدن زوده
!این میتونه دو نوع آهنگ پخش کنه
اینم یکی دیگه از محصولات اونور آبه، درسته؟
.همینطوره
تو کشور من، توی شب های زمستون ...با گوش دان به این آهنگ، شراب می نوشن
.و اینجوری به خودشون آرامش میدن
!این واقعاً یه شاهکاره
فکرشم نمیکردم بدون نوازنده ...و ابزار موسیقی
بتونیم به این راحتی !از موسیقی لذت ببریم
برای مراسمات و جشن های بزرگ نجیب زاده ها .مشخصاً به اونا نیازه
ولی برای خلوت شخصی ...و یا مراسمات کوچیک
.بدون شک این یک انتخاب هوشمندانه خواهد بود
.درضمن، حمل کردنش هم راحته
خیلی جالب نیست با یه گروه ارکست .اینور و اونور رفت
خب؟ حالا ارزش این محصول چقدره؟
ترجیح میدم این بار شما ارزش .این محصول رو مشخص کنید
ای بابا! بین این همه وسیله میخواد ارزش همچین چیز فوق العاده ای رو مشخص کنم؟
اگه یه قیمت کم روش بذارم !ممکنه برای همیشه بی خیال من بشه
حتماً در کشور شما قیمت خیلی بالایی داره، درسته؟
خب وقتی صحبت از ارزش ...محصولات هنری از این قبیل میشه
بسته به سلیقه و زیبا شناسی مشتری .ارزش کاملاً متفاوتی خواهد داشت
!درست حدس زدم، میخواد امتحانم کنه
صادقانه بخوام بگم، وقتی که این محصول رو ...برای فروش به من نشون دادید
حتی نتونستم تصور کنم که .ارزشش چقدر میتونه باشه
هوم... پس در این حد براش ارزش قائلید، ها؟
!بله همینطوره
پیدا کردن مشتری برای .همچین وسیلۀ اسرار آمیزی، خیلی زمان نمی بره
...که اینطور
در این صورت، به نظر شما توی یه مزایده کمترین قیمت برای این محصول چقدره؟
!وقتش رسید
...میخواد من رو امتحان کنه
اگه قضاوت اشتباهی بدم، کونای ساما .این محصول رو می بره به یه فروشگاه دیگه
....اینجوری فقط یه محصول از دست نمیدم
بلکه تمام اجناسی که .در آینده میاره هم از دست میدم
اگه من باشم با 15 سکۀ طلای بزرگ .مزایده رو شروع میکنم
کسی که توانایی خریدش رو نداره .هیچ جایگاهی در اون مزایده نخواهد داشت
،معلومه که حرفه ای ـه .ارزش معامله کردن با من رو داره
!کونای ساما، خیلی خوش آمدید
بینگو
!دخترا، شما هم خوش آمد بگید
!خیلی خوش آمدید
،آقا، از هر کدوم از این لباسا 20 تا میخوام میتونی برام آماده ـشون کنی؟
.یه لحظه اجازه بدید
...دوختن تاکسیدو کار چندان سختی نیست
.ولی این یه لباس تنگ و مخصوص زن هاست
!چه طراحی جذاب و تحریک کننده ای داره
کی تونسته همچین جوراب هایی رو بدوزه!؟ !یا خدا
بله، بدون هیچ مشکلی .میتونم براتون آماده ـش کنم
خیلی هم خوب
!ولی لازمه این کار خیلی زود انجام بشه
وقتی که آماده شدن !سریع اونا رو به روستای رابی بفرستید
متوجه ام که میخواید زود به دستتون برسه .ولی دوختن اینا کمی زمان می بره
واسه این سرعتی که مد نظرمه .پول خوبی هم در نظر گرفتم
.ببین، این فقط پیش پرداخته
اگه سفارش رو سریع تحویل بدی .دو سکه دیگه هم میدم
میتونی؟ !بگو که میتونی
!میتونم! با تمام سرعت !بدون لحظه ای معطلی تحویلشون میدم
.عالیه
.پس همین حالا کارت رو شروع کن
!دخترا، وقت جنگه !عجله کنید
!چشم
!ممنون از شما
...نون، شیر، سبزیجات، گوشت و تخم مرغ
خوبه، الان دیگه تمام مواد غذایی مورد نیاز .به موقع به روستای رابی میرسه
با اینکه این همه خرج کردم .ولی هنوزم سه سکۀ طلای بزرگ برام باقی مونده
مطمئناً با این مقدار میتونم .چند وقتی امورات رو بگذرونم
.آماده سازی مقدمات تمام شد
کیریسامه زرو
این حس رو چطور میتونم توصیف کنم؟
،اگه کونای مثل زندگی با خانواده باشه .زرو مثل زندگیِ زمانِ مجردی ـه
،حالا که به گذشته فکر میکنم .می بینم تو بازی خیلی ازش استفاده کردم
.حتی میشه گفت 10 سالی با هم همراه بودیم
...با این احساس هیجان که از عمق وجودش میاد
!قدرتمندها رو له و ضعفا رو نجات میده
مهم نیست چه دشمنی مقابلش باشه !همیشه جلوش می ایسته
!مثل میل شدید قهرمان بودن در درون هر مرده
...حقیقتش این .نه، به نظر میاد من همون اژدها هستم
...بدنم به لرزه افتاده
!هرچی مقابلم قرار بگیره شوتش میکنم !من قویترینم
!خوب نگاه کن، امپراتوری بزرگ لعنتی
.باید یاد بگیرم چطور به خواست خودم برگردم
نام: تاهارا ایسامی نژاد: انسان جنسیت: مرد سن: 31 سال قد 182 سانتیمتر
نام: فرمانده سامبو نژاد: انسان جنسیت: مرد سن: ؟ قد: ؟
مومو
!بچه ها
کیون
!بیاید ناهار بخوریم، پیون
!خیلی خوشمزه است - !خیلی خوبه -
!به نظر خوشمزه است
!کیون، بیا بریم تجدید قوا کنیم، اوسا
!فکر خوبیه! بریم، پیون
!وقت آبـتنی کردنه
!یه کم آب بدید به من
!تو آب غرقت میکنم، کاری تا بگی غلط کردم
واقعاً خوشحالم که میتونیم بعد از کار !عرقمون رو بشوریم، پیون
از طرفی استفاده از حمام و کف زا !مثل اینه که توی بهشتیم
چشمۀ آب گرم
.خیلی خب، چیزایی که باید بهتون میگفتم رو گفتم
.تنها چیزی که باقی می مونه، عملی کردنشونه
!شروع کنید
No comments yet. Be the first to leave one.