The first 33 lines.
من اندی کوهن هستم، و اینا داستان های واقعی از دفترچه خاطرات منه.
۱۹ نوامبر سال ۲۰۱۹.
اگه لیستی از افرادی تهیه میکردید که نمیخواید جلوی اونا بگوزید،
اینا کسایی هستن که ممکنه توش باشن...
رئیستون...
ملکه انگلستان...
یه پسر جذاب که سعی میکنی باهاش لاس بزنی
دیشب، من یکی رو به اون لیست اضافه کردم...
و این اتفاق در مقابل چهار دوربین و یه تماشاگر افتاد.
من میلرزم وقتی فاش میکنم که در فاصله دو قدمی...
از بزرگ ترین خواننده در کل دنیا گوزیدم...
سلین دیون.
باور کنید یا نه، در بیش از ده سال میزبانی برنامهم،
میتونم با یه دست دفعاتی رو که جلوی مهمون گوزیدم بشمرم.
اولین بار در طول برنامه "خانم های خانه دار واقعی بِوِرلی هیلز"
اولین حضور یولاندا حدید توی کلاب هاوس بود.
و یادمه فکر میکردم اون دقیقاً اشتباه ترین خانم خانه دار بود که بخوام جلوی اون بگوزم.
خیلی تمیز و لیموییه.
ولی اتفاق افتاد و من هیچ وقت به کسی نگفتم...
اگرچه ممکنه متوجه شده باشه.
من همیشه خیلی هیجان زده میشم...
وقتی یه ستاره بزرگ برای اولین بار به کلاب هاوس میاد.
و حتماً خیلی توی خودم جمع کرده بودم،
وقتی سلین دیون وارد استودیوی کوچیکم شد،
در حالی که سر تا پا جین پوشیده بود و عشق و حرکات دست تند و تیز رو به نمایش میذاشت.
چون میدونستم که برنامه قرار بود با خوندن شعرهای بازنویسی شده توسط من برای آهنگ تایتانیک شروع بشه،
جلوی خانمی که اون رو بی نقص شب به شب میخونه.
میدونم این یه داستان گوزیدنه،
ولی دمم گرم که واقعاً شلوارم رو خیس نکردم وقتی بزرگ ترین آهنگ رو جلوی بزرگ ترین خواننده خوندم...
ولی لحظه ای بود که با خوشحالی بدون شلوار خیس گذشت.
و تا زمانی که برای اولین تبلیغ رفتیم و آرایشگر فوق العاده جذابش برای یه دستکاری اومد،
احساس کردم که ما بهترین های به هم وصلیم.
قبل از شروع بهم گفته بودن که اون دریایی از کلماته.
No comments yet. Be the first to leave one.