The first 200 lines.
میتونیم اینجا قایم بشیم
مطمئنی خالیه؟
آره. "رز" داره اینو میفروشه
صفر، دو، یک، پنج
تولد بابامه
بیا این خیابونو چک کنیم خیلی دور نرفتن
لعنتی
زودباش - برو -
چیزی اینجا نیست
ایوان رو نگاه کن
این یکیو من میگردم
تو ساختمون بعدی رو چک کن
باشه خوبه
من از پشت میرم
خب
حتماً سمت باریکه رفتن
بریم - بیا بریم طبقه بالا -
عجله کنین، از این طرف
باورم نمیشه داداشمه
حتماً رفتن سمت باریکه
بیا از خیابون بنکس رود بریم
واو
خوشکله، نه؟ - آره -
...میدونستی ان دوتا ستارهی آخر
تو دب اصغر
به سمت ستارهی شمالی هستن - ستارهی شمالی؟ -
آره
نقطهی مرکزیه
همه چی دور اون میچرخه
...هیش
چیزی نیست، چیزی نیست
چیزی نیست
چیزی نیست. من پیشتم
میشه دوباره پایان خوششو برام بگی؟
آره
فردا گروهو رو تو اسکله میبینیم
آره
با یه قایق برای فرار اونجان
بعدش میریم مکزیک - آره -
تو میشی یه مربی ماهیگیری
حق با توئه
منم یه ساندویچی میزنم
و یه خونه روی ساحل میگیریم
و یه سگ و یه قایق
یه "پوگ" دیگه درست میکنیم
و همه چی درست میشه
حتماً تا الان گرفتنش
نه، اگه گرفته بودنش هنوز گشت نمیزدن
امیدواریم
میدونی، ما هم تو اون ماشین بودیم
احتمالاً دنبال ما هم هستن
خب حالا که فراری شدیم باید به جان بی هم کمک کنیم
قبل اونا پیداش کنیم؟
پوپ؟ - برای قایق بنزین میارم -
هی. خیلی مراقب باش
خب؟
ساعت سه روی اسکله میبینمتون دیر نکنین
مشکلت چیه؟
مشکلی ینست قربان، فقط کارمو میکنم
ببین، ببخشید که احساساتت رو جریحه دار کردم
چی فرمودی؟ - نمیخواستم اینطوری بشه -
ببخشید، صداتو نمیشنوم. چی گفتی؟
پوپ، جدی دارم میگم
میخوام باهات صحبت کنم
این دیگه کیه؟
مراقب سرتون باشین، ملخ روشنه - مرسی -
قربان، مامور ویلیام هستم
از آشناییتون خوشحالم - حالتون چطوره؟ -
چه خبر؟ - سلامتی -
مامور ویژه براچر، از اس بی آی
بابت کلانتر پیترکین متاسفم
ممنونم. خانم خاصی بود
من کلانتر ویکتور شوپ هستم معاون پلامب
سلام
ببینید، فقط میخوام بهتون خبر بدم
ما نیومدیم چوب لای چرخ پلیس محلی بندازیم
....ولی از دید من به موقعیت
یه مظنون به قتل فراری داریم
و تمام جمعیت جزیره تا دستگیری اون در خطر هستن
باید تمام سواحل رو ببنیدم
از بالا به پایین شروع میکنیم محله به محله ادامه میدیم
بریم تو کارش - !بجنبین -
میدونم که جان بی دستگیر میشه ...پیداش میکنن
و همه چیزو بهشون میگه - باشه. بگیرنش -
میشه حرف تو در برابر اون
بله هیمنطوره - باشه، پس اون پلیسای قبل چی که ساکتشون کردم؟ -
اونایی که میخواستن ازت اخازی کنن؟ - آره -
اونا با هیچکی صحبت نمیکنن
بعلاوه، دفاع از خود که جرم نیست
کاری که باهاشون کردم، جرم بود باور کن
خیلی بیگدار به آب دادم
سارا اون بیرونه مطمئنم تا الان رفته پاسگاه
...اگه سارا به پلیس میگفت
به نظرت تا الان نمیومدن اینجا؟
باشه - خب؟ چیزی نیست -
چرا نمیفهمی، همهی اینا تقصیر منه
ریف داره دیوونه میشه، خب؟ - میدونم -
کاری که کرد، به خاطر من بود - نه -
وارد. منو نگاه کن
تو هیچ تقصیری نداری
برای کاری که ریف کرد - لعنتی، رز -
من قبولش میکنم
نه - همهش رو -
و نمیدونم چطوری درستش کنم
دیگه چارهای ندارم
باشه، پس بیا بریم از اینجا زود باش. میتونیم بریم کارائیب
میتونیم بریم. باهاما. طلا اونجاست بیا از اینجا بریم
میتونیم بریم "ناسو" باید فرار کنیم چرا مجبوریم
الانم نمیتونم فرار کنم - بیا بریم -
اگه برم یعنی من مقصرم بدون سارا هم نمیتونم برم
من دختر کوچولوم رو تنها نمیذارم، خب؟ عمراً
نه. همینه وارد
خدای من، همیشه میشی پدر نگران، نه؟
من پدر نگرانم. نگران دخترمم - آره، دخترت گم شده -
...با یه فراریه الان و
اگه ازم سوال بپرسن چی باید بگم
اگه گفتن باید بگی فقط میدونم دخترم گم شده
و باید برش گردونی
متقاعدشون کن
عزیزم باید این کارو بکنی، متقاعدشون کن
برمیگردم
جرت میدم مرد
بهت گفته بودم
گفتم، مگه نگفتم؟ ها؟
گفتم میکشمت
بهت هشدار دادم
باشه
لعنتی بجنب
هی، گوش کن. من درستش میکنم
خب؟ هر روز همین کارو مکینم
چیزی نیست، نه؟
همه چی حله
آره. چیزی نیست
خدای من
...هر اطلاعاتی
...بهشون میگم تو ایستگاه
بله خانم - از تمومش فیلم بگیر -
در حال حاظر اطلاعاتی نداریم بهتون بدیم
گوش کنید همه
برای تفتیش تموم خونههای خالی حکم داریم
روی پلها برای محدودیت عبور و مرور بازرسی داریم
و گشت ساحلی آبهار و تحت نظر داره
یک طوفان در راهه
ولی از واحدهای توی دریا خواستیم در پستشون بمونن
تا بتونیم جزیره رو کامل بگردیم
مظنون یک مرد 16 ساله سفیدپوسته، احتمالا مسلح
آخرین بار در قسمت جنوب غربی جزیره دیده شده
...بله
هی، خانم - ببخشید -
فقط پرسنل میتونن برن
اینا برای جانبی ئه؟
دستور مقامات اینه ساکنین تو خونه بمونن
و هر چیز مشکوکی رو به نیروی پلیس گزارش بدن
اون مسلح نیست قول میدم مسلح و خطرناک نیست
یه گزراش مینویسیم
میخوام با یه رده بالا صحبت کنم - صبر کنید -
دنبال آدم بیگناهی هیستن
آروم باش خانم
میخوام با یکی صحبت کنم
باهام بیاین - نه -
نه. چرا نمیفهمین
بذار برم - باید آروم باشین -
ببخشید. آقایی که از پلیس ایالتی اومدین
سلام، اسم من سارا کامرون ـه - ببخشید. ایشون گوش نمیکنن -
من با کلانتر پیترکین رو اون باند بودم میدونم چه اتفاقی افتاد
منم اونجا بودم - آروم باشین -
خواهش میکنم! میخوام صحبت کنم
لطفاً - باشه . باشه، قربان -
مرسی - اشکالی نداره -
چه کمکی از من برمیاد خانم - ببخشد -
اینجایی؟
خدای من. همه جا رو دنبالت بودم عزیزم
نه نه - باید ازاینجا بریم. آقایون کار دارن -
خیلی معذرت میخوام - نه -
جان بی به پیترکین شلیک نکرد - سارا -
مطمئن باشید حقیقت نداره من به کلانتری منطقه گزارش کردم
دخترم اونجا نبود، نمیدونه چی میگه - نه -
نه. دروغ میگه
هرچی میگه دروغه
باشه
باشه
پس کی این کارو کرد، سارا؟
کی کلانتر پیترکین رو کشت؟
ریف
ریف - خدای من -
براردم ریف به کلانتر پیترکین شلیک کرد
من دیدمش. اسلحه دست اون بود - اون اصلاٌ خونه بود -
همسرم میتونه شهادت بده
معذرت خواهی میکنم - نه -
نه نه - عزیزم. بسه لطفاً. بسه -
چت شده تو؟
از کی داشتی به ما دروغ میگفتی؟
تو کی هستی؟
سرکار، میتونم یه لحظه باهاتون خصوصی صحبت کنم؟
عه... افرادم مراقب شما هستن
خب؟ - نه -
!نه. نرو. گوش کن - برمیگردم -
!هرچی که میگه دروغه! دروغگو
بسه - !نه -
ولم کن
No comments yet. Be the first to leave one.