The first 200 lines.
: ارائه ای مشترک از TvCenter | TvWorld
...آنچه گذشت
بابا بهش عفو مشروط خورده
قرار بود تا 5 سال دیگه آزاد نشه
اون آزاد شده ، ری
اگه بذاری به خونواده ـمون نزدیک بشه
تمام زحماتی که تا حالا کشیدیم
به بــاد میره
اون مرده رفیق
فکر می کنی تو اولین نفری هستی
که سر و کارم باهاش بوده و با یه جسد تو رختخوابش، بیدار شده؟
یارو یه فیلم 200 میلیون دلاری درباره
علاقه جنسی به جنس مخالف داره که تا یه ماه دیگه میاد بیرون
حالا احمق میره یه دو جنسه رو تو بلوار سان ست بلند می کنه
یه راه نجات برات دارم
من کشـتمش؟
چی شـده بانچـی؟
از اون موقعی که برگشته
حسابی ذهنت رو مسموم کرده
بی اشتهایی جنسـی پیدا کردم
داری سر به سرم میذاری
چه عضلات خوبی داری
داری بهـش خیانت می کنی
نمی تونی از تخت اون بپـری تو تخت مـن
من عاشق توئم
رابطه ی ما تموم شده ـست
دوست دختر بابا کلاودت رو یادت ـه؟
اونا از همدیگه یه بچـه داشتن اسمش دریل ـه
کاری کن بهت افتخار کنم
ببینم تو یه داناوان هستی یا نه؟
البته که یه داناوان ـم
پس، به اونی که ناامیدت می کنه اهمیتی نـده
برات نیم میلیون دلار دزدیدم
ری میگه کلی پول از سـالی دزدیدی
اگـه بخاطر ما نبود تا الان مـرده بودی
چـی بهش گفتی؟ - یادم نمیاد -
باید یادت بیاد
نمی تونم
من تومور مغـزی دارم
من همونی ـم که از زندانت درآوُردت
ازم چـی می خوای؟
همه ـشون رو می خوام...و همین طور پسـرت رِی رو هم می خوام
توی احـمق زدی یه مامور اف بی ای رو کُشتی
باید بکـشیمش
کیه کـه بیشتر از ما ازش متنفره؟
ریـموند - سـالی -
می خوام پدرم رو بکـشی
تا وقتی منو نکــنی از اینجا نمیـرم
همین الان بـرو آپارتمانم
یه دختر اونجاست که دستش رو به جا حوله ای دست بند زده
پسرت دعوا کرده
اسمت چیـه؟ - مـاروین گـی واشنگتن -
میخوام سکس داشته باشم
تعجـب ـه که تونستم بکـنمت
اصلا تو تـایپ من نیستی
زانـو بزن خانومم
همه چـی خیلی سریع تموم میشه
هر چیزی بخوای واست میخرم
چیزی که میخوامُ نمی تونی بهم بدی
امتحانم کن - صداقت احساسی -
ای وای بر مـن
از قـایق پیاده شـو
من مأمور اف بی آی ـم
پس منم تحت تعقیب اف بی آی ـم
پس برو درت رو بذار
پـدر دنـی
همین جاست ، تـو لس آنجلس ـه خودم دیدمش
همونی بودش که از بانچی سوء استفاده کرد؟
فقط بانچـی نبود
بهت گفتم چه اتفاقی بین من و اون مرد ـه افتاد
بهم گفتی دروغ گو و کلی کتکم زدی
از زمانی که ده ساله ـم بود تـو دیگه واسه ـم مردی
اتفاقی بود
کمک کنید
بانچی بهش شلیک کرد
اونا خبر ندارن ، مگه نه؟
گفتم خفه شو
من تو رو دوست داشتم
ری داناوان
ترجمه و تنظیم : رضــــا و محـــمد 'KingSlayer & Achillies'
من میرم یه خورده آب تنی کنم
میـکی
برگرد تو تخـت
خیـلی خوردی
نگران اونـش نباش
سلام میـکی
به مکـزیک خوش اومدی
دریای زیـبا
خورشـید زیـبا
خانومای زیـبا
بـیا میـکی
بیا با هم شنـا کنیم
دارم خسته میشم
اوه ، نــه میکـی
تو دریانـورد نستی
تو یه ناخدایی
من ناخدا ـم؟
بـیا
بیا جـای عمیق تـر
بیا جای عمیق تـر میـکی
میکـی
میــکی
من تو یه جای خیلی تاریک ـم میـکی
و تـو منو فرستادی اینجا
تقصـیر من نبود
کار سـالی بود
من خیلـی تنهام
هـی بریـجت اینجارو نگاه کن
تعداد بازدیده کننده هاش 8 میلیون ـه
خب این 8 میلیون رو الان بدست نیاورده که
این تعداد کل بیننده های کلیپ ـشه
حالا چـرا اینقدر عوضی بازی درمیاری؟
چه اهمیتی داره کـی اینقدر بازدید کننده داشته؟
اون معروف ـه و دوست پسر تو هم بوده
اون دوست پسرم نبـوده
پس چی ـت بوده؟
تموم وقت باهاش حال و حول می کردی
نخیر اینطوری نبود ببین ، خاموشش کن
نمی خوام صداشُ بشنوم ، فهمیدی؟
چیکار داری می کنی؟
هــی ماروین ، سـی مانی ـم
گوشی ـمو بده
شمـا دو تا دارین سـر چی دعوا می کنین؟
بریـجت داره عوضی بازی درمیاره
هـی - تمومش کن -
ممنون بـیل ، من الان بیرون ساختمان فـدرال تو وسـت وود هستم
که امروز تا ساعاتی دیگه کنفرانس مطبوعاتی
....برای افشای جزئیـاتی که
من و باباتون یه کاری داریم
در مورد قـتل یکی از افراد تحت تعقیب در آمریکاست
به شکل عجیبی ، پاتریک سـالی سولیوان رو دو هفته پیـش
...سالـیوان متهم به - از اتوبوس جا نمونی یه وقت -
من بچه ها رو می رسونم مـدرسه
اونجـا می بینمت
می خوای وقـت بـذاری؟
میام اونجا
قول میدم
یالا ، بزن بریم
جـدا؟
هـیس
داری خوب میـرونی
اینقدر پاتُ رو نذار رو تـرمز
تـو و مامان کجا می خواین قایمکی برین؟
جلسـه مشاوره
چشات به جـاده باشه خواهشا
ببخشید
چـرا؟
با هم مشـکل دارن
یادت نیست یه مدت تو هتل بودیم؟
مشکلی نداریم
تـو...رانندگیت رو بکن ، خب؟
بهتره در مورد من و مامانت صحبت نکنیم
# هیچ وقت بابام رو نشناخـتم #
# بخاطر همین مغـزم پـر آت و آشغاله #
# وارد دنیای تاریکی شـدم #
# همه کاکاسـیاه ها می خوان منو بکـشن #
کــانر؟
چیـه؟ - خـفه شو -
سال خیلی بدی واسه ـمون بود
پدرش از زندان آزاد شـد
و ری رو بهـم ریخت
و تموم سال رو داشتن با هم می جنگیدن
ولـی خب الان دیگه رفته ، درسته ری؟
دیگه رفته
اگـه می خواین پیشرفتی داشته باشین
گمون کنم بهتر باشه که هردوتون
از جانـب خودتون حـرف بزنین
باشـه؟
کی می خواد اول شروع کنه؟
خـب میکی رو مـن آوُردم پیش خودمون
من اجازه دادم بیاد خونه ـمون
تو زندان که بود بدون اینکه ری خبر داشته باشه
براش نـامه نوشتم
اینکار اصلا درستی نبود
و بعـدش گذاشتم بچه هارو ببینه
از صداقت ـت ممنونم ابــی
ری؟ - بلـه؟ -
گمـونم باید در مورد خشونت ـت صحبت کنیم ری
بچه هات دیدن که بابا بزرگ ـشون با اسلحه زدی
حالا شده "بابابـزرگ"؟
متأسفم که همچین اتفاقیُ دیدن
اونا دیدنت که دوست پسـر بریجـت رو به زور با خود کشوندی بـردی
دیدنت که تو ساحل اونم غرق در خون
بیهوش شـدی
نمی دونستن چـه اتفاقی برات افتاده
فکر می کردن بابایی مرده
می دونی به آدم چه احساسی دست میده؟
بـله
بلـه می دونم
ری میشـه یه قراری با هم بذاریم؟
چطوره دیگه جلوی بچه ها خشونت به خرج نـدی؟
دیگه خون جلوی چشاشون نمیاری؟
موافق هستی؟
حتما
عاقلانه ـست
من خونواده ـم رو دوست دارم ، می دونی؟
پـس
شرمنده
من باید بـرم
بـاشه
No comments yet. Be the first to leave one.