The first 200 lines.
ترجمه از سینا thunderstruck
.اولین روز بیکاری
!بیشتر شبیه بیکاری و خوشگذرونیه
!میخوام بمیرم
!بهترین روز عمرمه
.آخخ
.پارک هیجان بلادهیون. چه خاطرههایی ازش دارم
!خدای من، بین
نزدیک بود اونجا رو بترکونم
ولی بعدش سوار چرخ و فلکش شدم
«و بعد فکر کردم، «گرفتم. این حال میده
.چیزی میخوای؟ یجورایی درگیرم اینجا
.به نظر که درگیر نمیای
.به نظر میاد داری گروه قدیمیتو تو اینستا میپایی
.خیلی سالم نیست .عواقب خوبی نداره
باورت میشه اونا منو قال گذاشتن؟
.من یه اشتباه کوچیک کردم و اونا... در رفتن
.بعد از تموم کارایی که براشون کردم
آمم. میتونستی کارشون رو بسازی؟
.نه، خیلی به این چیزا علاقهای ندارم
من میتونم کارشون رو بسازم؟
!نه. آخخ انگار جفتمون باید
.آخر هفته رو تنها بگذرونیم
.نه، من به خونه ساحلی بلک مانتا میرم
.میخواد شونه خوک بکشه
من... تو دعوت نشدی؟
آمم، شاید، پوشه هرزنامتو چک کردی؟
.فکر نمیکنم اون جواب بده
.سلام، منِ عاقل
.اون علامت خنده هم یکم سخت بود
.آره، خیلی دربارش مطمئن نبودم
رفیقات کجان؟
.شوخی میکنم، میدونم ولت کردن
چی؟ الآن فقط از گوشی اومدی بیرون تا برینی روم؟
.من اینجام تا کمکت کنم
ببین، یه چند تا رابطه مهم رو خراب کردی
ولی هنوز کسی هست که
.همیشه تو رو توی هر شرایطی دوست خواهد داشت
.کسی که همیشه کاری میکنه تا بهت آرامش بده
.اون حتی جواب پیامهام رو هم نمیده
.مطمئنم که آیوی دلش نمیخواد منو ببینه
.من درباره آیوی حرف نمیزدم
.سلام، مامان
.سلام! بیدار شدی، خوابآلو
.احتمالاً همون سؤال همیشگی رو داری
من کجام؟
.دقیقاً
من کجام؟ با من چیکار میکنی؟
چرا تو اینقدر خوشتیپی؟
.میدونی، فقط سر به سرت میزارم
آمم، ولی واقعاً
.من جواب هیچکدوم از اون سؤالهارو ندارم
.من فقط یه چاقوکش پایین رتبهام
.هی! یه فکری دارم
چرا نمیزاری من برم؟
راستشو بگم، تو فکرش بودم
.ولی به این کار نیاز دارم
.راستش من یه مربی مهدکودکم
در کنارش چاقوکشی میکنم تا دو قرون .اضافی برای وسایل هنری در بیارم
میدونی چیه، اگه بزاری من برم
.دو برابر چیزی که درمیاری رو میدم
.منظورم اینه، برات کاغذ رنگی میخرم
...مثلاً، اون ماژیکهای رنگی
.آه، خدا، چقدر خوبی تو
ولی اگه این کارو میکردم، سه تا ستاره از .نقد قالتاقیم کم میشد
میگن این تنها چیزیه که نیاز داری
.ولی وقتی زیر چهار بشی، کارت تمومه
.خیلهخب،من از اینجا فرار میکنم
پس اگه تو اون کسی نباشی که آزادم میکنه
.باید اول تو رو بکُشم
اووه، یخورده ترسناک تر شد، مگه نه؟
خب، حقیقتاً، توی دو روز
...دِرو میکنیمت، پس
.اوه. وای خدا. باید اینو جواب بدم
.یکی از والدین از مدرسهاس
.سلام، خانوم کیرشن
آمم، کندال کوچولو
یه جُک مثبت ۱۸ رو توی .وقت استراحت گفت
خب، این
«یه سیبزمینی به اونیکی سیبزمینی چی گفت؟ آیداهو» .بود
.اوه، خدا، نگه دار، صبر کن
«.نه، یادم رفت بگم «یکی از سیب زمینیا جندهاس
.اوه، خدای من
هی! خب، به کمکت نیاز دارم، باشه؟
...برو فرنک رو پیدا کن
.و بهش بگو هارلی رو خبر کنه تا منو نجات بده...
خب، آره، من وارد سپاه نابودی شدم
و دومین چیزی که یادمه اینه که .اون دیگه نمیخواد دوستم باشه
.خب، هروقت بخوای من توی گروهت هستم، عزیزم
میدونی، بعضی وقتا
.وقتی بیشتر از ۱۲ تا قلم دارم هم میرم تو خط سریع
.آو، این واقعاً بدیت رو نشون میده مامان
گوش کن، میدونی، میدونم که چند ماه بهت ...زنگ نزدم
.سی و شش ماه
درسته. آره. میدونی
من فقط... توی رابطهام با جوکر فرو رفته بودم
.و بعدش هم بهم زدنم با جوکر
.آره، اونو تو برنامه هاوی دیدم، خدا رحمتش کنه
به هر حال. ببخشید. نباید .ارتباطمو باهاتون قطع میکردم
.دلم برات تنگ شده بود، مامان
خب، اگه بیشتر این دور و بر بودی .اینقدر دلت برام تنگ نمیشد
شاید بتونی برگردی، دوباره یه روانشناس بشی؟
شاید اون زندگی خلافکاری رو بزاری برای آخر هفتهها؟
.مامان! مامان، سپاه نابودی که یه کار آخر هفتهای نیست
.باشه. خب، اینم یه گزینهاس
.از گزینههایی که تنها مادرت هم خیلی دوستش داره
.خوشحالم که خونهای
تو... این جایزه رو نگه داشتی؟
میدونستم ازمون میخوای که بندازیمش دور
.ولی من نتونستم انجامش بدم
.هنوزم خیلی بهت افتخار میکنم .حتی بعد از اتفاقی که افتاد
،نفر بعدی در زمین تمرین
.هارلین کوئینزل
.خیله خب، این خودشه، بابا ،اگه این رقص رو خوب بدم
.قهرمان، قهرمان ملی میشم
شاید برم المپیک
یه عالمه اسپانسر پیدا کنم
.شاید اولین رئیس جمهور زن بشم
...عالیه، عالیه. خب، آمم
.ازت میخوام یه شیرجه بزنی
چی؟ - .من یه عالمه پول به دلالم بدهکارم -
.من بر علیه تو شرط بستم
.تو معروف ترینی
.پس، اگه تو ببازی، من همه ۹ تا انگشتمو نگه میدارم
.ولی این رویای منه
.تو رویا های دیگهای هم داری .بیخیال، این کارو برام بکن
.اجرای وصف نشدنی توسط کوئینزل
.یعنی، مطمئنم که اون برنده اس
.داری منو میکُشی، هارلین
.اوه! یه اشتباه مرگبار
.اوه. ممنون عزیزم، ممنون
.تو جونم رو نجات دادی
همچنین، بیا روراست باشیم
.به هر حال هیچوقت یه زن رئیس جمهور نمیشه
.ازت متنفرم
!میخوام بکُشمت
.اون بدترین روز عمرم بود
.آخخ، خوشحالم اون حرومزاده داره تو زندون میپوسه
.سلام، عزیزم
.اون بیرون اومد، ما هم یجورایی برگشتیم پیش هم
!چرا؟ اون تمام قولهایی که تو عمرش داده بود رو شکست
و براش هم عذرخواهی کرد
!و یه عالمه قول جدید داد
.به علاوه، این دستبند خوشگل رو توی زندان برام درست کرده
.تا پنجاه متر زیر آب دووم میاره
ملت تو لیگ بسکتبال زنان گند میزنن
.ولی من یه اصلاحطلبم
.اصلاً دلم نمیخواد این پرتابهارو ببینم
.یه پاس پرشیِ موج دار بده ببینم
.اینه که دوسش دارم
!من بیشتر تو فاز اصولم
.نپر وسط حرفم
.تو یه گل قاصدکی. من یه گیاه بالغم
...چی؟ آیو توی
یه زندان خیلی امنیتیه؟...
...آیوی گیر افتاده
...تو کارخونه پلنتواید
...و از من میخواد تا هارلی رو پیدا کنم
...توی بنسونهارست
تا نجاتش بده؟
من زیادی چِتم یا
الآن واقعاً دوتا گیاه دارن باهم حرف میزنن؟
.چز، باید منو تا بروکلین برسونی
عزیزم، یه خبرچین همین الآن بهم گفت که
.دندونپزشک سر خیابون تازه طلاق گرفته
.قد بلند ترین یهودی که تا حالا دیدم .میتونم بهش معرفیت کنم
.نه، مامان میشه نخود فرنگی رو بهم بدی؟
.کنار اون عوضیان
.اوه، هارلین، بیخیال! باهام حرف بزن
.یه روز نگذشته که از کاری که کردم پشیمون نباشم
آه، چطور یه هفته بعد از مسابقه با
پول اضافی یه ماشین خریدی؟
.باشه، از اون پشیمون نشدم
.ولی در کل، یه عالمه پشیمونی بود
.الآن دیگه عوض شدم
.ها؟ از اون موقع یه بار هم شرط نبستم
آه، پس چرا فرستادنت زندان؟
.آه، همون همیشگی
.یه ایرلندی رو تا سرحد مرگ کتک زدم .هیچ ربطی به قماربازی نداشت
.ایرلندیها یه تهدیدن .اونا موش دوست دارن، عزیزم
.اون موشه
.تو یه ذره هم عوض نشدی
اگه میدونستم تو اینجایی .هیچوقت برنمیگشتم خونه
.فقط میخوام پیش کسایی باشم که دوستم دارن
...مثل مامان، مامانبزرگ، بری
آوو، هارلین، خیلی متأسفم برای کاری .که کردم
امیدوارم منو ببخشی
.چون هیچوقت قادر نیستم خودم رو ببخشم
چی میگی، عزیزم؟
.خوشگله
.کون لقت
.حداقل یه گفتگویی رو داریم شروع میکنیم
.اینم خودش یه شروعه
بیا فقط یه شام خوب داشته باشیم، ها؟
.مامان بزرگ خیلی از دیدنت خوشحاله
.راست میگه
نمیدونم عمرم به چند تا دیگه .از این شامها قد بده
منظورت چیه، مامان بزرگ؟
.خب، هفته پیش رفتم دکتر
.سرطان مغز دارم
No comments yet. Be the first to leave one.