The first 200 lines.
هدف من اينکه زنده بمونم ونميخوام بميريم
چه چيزي ارزش مردن داره؟
غواصي کردن به يک غار ارزش از دست دادن زندگي داره؟
براي همه زمانش ميرسه
من هرکاري بتونم ميکنم تا اون پايين نميرم
IN ASSOCIATION WITH FUGLENE
A JUAN REINA FILM
DIVING INTO THE UNKNOWN
مردم اغلب ميپرسند چه چيزي شما رو به اين پايين ميکشونه
into places hostile to human beings."
تکنولوژي هاي مدرني رو به ما مي دهند تا شانس کاوش داشته باشيم
هر جايي روي زمين و يا در اعماق دريا
without going there yourself.
تنها جايي که تکنولوژي نتونسته پيشرفت کنه غار هستند
بعضي از غار ها خشک زير اب ها هستن
براي من غار ها داري جلوه ويژه هستن که من از ديدن اونها لذت ميبرم
سکوت اونجا باعث يک احساس قوي براي من ميشه
شما در اطراف خود دنبال سکوت مطلق هستيد
براي پيدا کردن مکان هاي جديد با غواصي کرد
به نظر من اينطوري ممکنه اشنا مياد
که اينطوري شما مجبور ميشد که در برخي از موارد خاص به غواصي در مکان مختلف بريد
که هيچکس قبل شما انجام نداده
اين يک اساس فوق العاده است
در زماني که هيچ کس نمي داند که چه چيزي در اون گوشه هاست.
اين واقعيته اين حسه اکتشافه
غواصي هايي که ما انجام ميديم به صورت بلقوه اي خطرناکه
هميشه خطرناکه بوده
اما غواصي کار هر کسي نيست
اين درسته غواص ها همکار هم هستن
هيچ وقت نبايد دست کم بگيريشون
اين مهمه که گروه غواصي کنيد
ما به نوعي برادر بوديم
در غواصي
بايد بين شما اعتماد وجود داشته بشاه
تيم غواصي ما در اطراف معدن اوجامو
من خيلي ها رو اونجا ميديم بيشتر جديد بودن
ما در بسياري از سفر با هم بوديم
عاشق سفر کردن و غواصي بوديم
ما ساخته شده بوديم براي غواصي
حسي خوبي به من مياد سفر کردن با اونها
و گذراندن تعطيلات با هم
اين واسه ما سرگرم کننده بود
اما هيج جيزي انداره اون کار براي مهم نبود
اين شگفت انگيزه جاهايي رو ببيني که هيچ کس نديده
براي انجام دادن اين کار ها نياز به افرادي خاص داره.
It's a very hands on type of group.
ما به نروژ رفتيم
که از قسمت هاي عميق و مسير ها فيلم برداري کينم
چونکه هيچ کس از اونجا فيلم برداري نکرده بود
ما برنامه هاي زيادي براي غواصي داشيتم
کار ما شده بود غواصي و دوباره غواصي
......
تيم اول شامل جري وپتي بود
کارشون اين بود يه يخ ها رو سوارخ کند
تيم دوم من بودم کايت سو جري و کي
کار من اين بود در تا اونجا سعود کنيم
تجيزات در دسته دوم بود
من هي کار با اره شروع کن همستر
The mood was laid back, everyone was laughing.
با هم خوش رفتا بوديم
ايجا يه خورده لرزش وجود داره
فکر ميکردم همه چيز خوب پيش ميره
من و جري سوراخ اماده کرده بوديم
وقتي که تيم 2 به ما گفت تجهيزات اماده بودن
سوارخ بازه ميتونيد بريد
بهتره شروع کنيم
به چي فکر ميکني هيچي بايد بريم يا اينجا وايسيم
موافقم
بيين کي اينجاست غواص بزرگ همستر موش بزرگ
سوارخ ببين
لعنتي اينجا خاليه
ايا دو تا مخزن اکسيژن برداشتي
و دوتا ارگون اره
حله
فکر ميکني به موقعه به شما برسيم
خوب اره اگه مشکلي پيش نياد
نه براي امروز نه فردا و
بايد يه کپسول اکسيژن اضافه ببريم باشه انجامش بده
تيم 1 وارد اب شديم مي توني شروع کني
و ما به چپ رفتيم و بعد از دو ساعت
بعد از سختي زياد ما با يه چالش جدي مواجه شديم
اما انجامش داديم و من گفتم که غواصي بيشتري بکينم
همه اون روز غواصي کردن
اما نبايد اين اتفاق انجام ميشد ديگه داشت خطر ناک ميشد
وقتي به گذشته نگاه ميکنم شايد ميتونستيم شرايط عوض کينم
اما حادثه در يک دوره بسيار کوتاه از زمان اتفاق افتاد .
در اون لحضه ميتوسنيم کاري کنم
اما شرايط اسون نبود
شروع غواصي براي تيم 1 خوب بود
وقتي که قبول کردن به عميق ترين بخش بريم
به يک تو.نل که در عمق 110 متري بود رسيدند
پتي اول رفت و پشت سرش جري
تجهيزات در در تونل کار گذاشتيم
اين شروع بيساري از مشکلات بود
پتي زنده نمود هر چند که تلاشم کردم
ما به عميق ترين بخش غار رسيده بوديم وشروع کرديم
من از طريق اون رفتم
من نور که از لباس جري ميمود ديدم
او واسم مثل يک علامت شده بودم تا اخرش رفتم
متوجه شدم که گرفتار شده
او رو ديدم که عصبي شده
اگه همشه در اعماق باشي اين مشکل پيش مياد
من مدام بهش ميگفتم که اروم باشه
او به من يه مخزن داد تا پشتم بزارم
در برخي نقطه نظرات او هيچي در دهانش نبود
He was changing the regulator... the mouthpiece.
او رو ديدم که داشت اب مصرف ميکرد
من سعي کردم که بهش کمک کنم
اما به هيچ وج کار نميکرد
به تدريج حرکت نميکرد
جري مرده بود
در حالي اونجا بودم که داشتم براي بيرون رفتن تلاش ميکردم
فهميدم که نميشه کاري کرد
همچنين سرعت نفس کشيدنم هم زياد شده بود
مجبور بودم براي اورم کردن خودم به چيزي فکر کنم
اولين چيزي فکردم اين بودم که تيم بعدي کي مياد
و کي اين گذر گاه مسدود ميشه
فکر ميکردم که همشون به دام افتادن
به سختي چيزي رو از حادثه يادم مياد
چيزي از اين حادثه تو حافظه ام نبود
فقط چندتا عکس از اون جا يادمه
ناگهان يوسيم کي ديدم
معلوم بود که مشکله داره
او سعي ميکرد من رو صدا کنه
فهميدم که يه چيزي مشکل داره
همش تو چند دقيقه اتفاق افتاد
بعدش ديدم که يوسيم کي
مرده بود ....
با عجله رفتم ببنيم چه کاري ميشه کرد
.........
بعد فهمديم که مرده هاي بيشتري بود
منظورم جري Jari Huotarinen بود
بعدش ديدم Huotarinen Vesa Rantanen
که تلاش ميکردن براي بيرون رفتن
جري به صورت بدي گير افتاده بود
تصميم گرفتم که برگردم
چون مطمئن نبودم ويسا بتون از اونجا بياد
نميدم چه چيزي باعث اين اتفاق شد
نمي دونستم که پاتريک هم گير افتاده يا نه؟
با اينکه مسير روشن بود
متر زير دريا
ميتوستم صداي بوق تجهيزات بشنوم تهجيزات جري منظورشه
جري تو اون جاي تنگ مرده بود
فکر بعدي من حرکت کردن رو به جلو بود
بايد ميفهميدم جري چطوري از اين پشت حرکت کرده
ميدونستم اگه به اطراف نگاه کنم
....
غواصي ديگه بيش 10 ساغت طول کشيده بود
من واقعا نميدونستم
که چه جوري خودم نجات دادم
خانوادام سوالشون اينکه چرا يا چطور
من ميخواستم يه خروجي پيدا کنم
دو مرد فنلاندي در يک حادثه غواصي در شما نروژ جان خود رو ازدست دادند
سه تا ديگه از دوستام هم مجروح شدند
اون حادثه در يک غار زير اب اتفاق افتاد
در نزديکي شهر Mo i Rana
در کوهستان کوچکي که داخلش يه درياچه کوچک بود که مردان فنلاندي غواصي غم انگيز خود رو شروع کردن
پليس ميگفت که غواص ها در عمق 130 متري
و نيرو هاي امداد در محل حادثه مستقر شدن
در حال حاضر غواصي در اين منطقه ممنوعه
غم بزرگي بود يک تراژدي بزرگتر
باعث تأسف که ديگه در بين ما نيستند
فکر کردن به نبودن اون ها خيلي سخته
به ياد داشته باشيم زمان زيادي گذشته
در تمام سفر ها وغواصي ها ما در کنار يک ديگر بوديم
من به يک قدرت بالاتر ايمان ندارم
اما در مکان خاص همه در خاطرات ما هستند
زيرنويس:اميد رضا ghost گروه هنر ايرانيان
پليس نروژ اون غار بسته @Iraniandub
در حال حاضر ما داريم يک عمليات
ولي هنوز خطر وجود داره
بعد از ارزيابي ما به اين نتيجه رسديم که يه عميلات براي در اوردن اجسدا انجام بديم
در حال حاظر درسترسي به غار ممکنه نيست
اين تصميم رئيس پليس بوده
شما فقط يک قرباني پيدا کرديد ممکنه که بقيه اجساد در اعماق باشند
ما دسترسي به بخشي از غار نداريم
چون که توسط قرباني اول مسدود شده
بنابراين برگشت رو غير ممکنه ميکنه
فرستادن يه گروه ديگه از غواص يه نوغه ريسکه
بايد غواص هاي بيشتري بفرستيم ولي خطر ناکه
اين بيش از حد خطر ناکه
اين ارزش از دست دادن زندگي رو نداره
پس عمليات لغو شد
ما نميتونيم اون رو اونجا تنها بزاريم
من چطوري پيش خانواد ام برم وقتي دوستام اونجا هستن
فکر کنم اونجا براشون قبرشون شده
نمي تونم در اين باره فکر کنم
به سختي خوايم برد
من دائما داشتم به اين فکر ميکردم که چگونه اين اتفاق افتاد
و چگونه بودن دوستام برم خونه
احساس ميکنم بايد کارمون انجام ميداديم ميرفتيم خونه
ما تيم و تجهيزات کامل براي انجام دادن کار داريم
اين ظلمه اگه انجامش نديم
اگه کسي راضي نشه براي اين عمليات
پس خودمون انجام ميديم ولي اين غير قانويه
ما بايد ريسک قبول کنيم چون کار ما غير قانونيه
اما هيچ چاره اي نيست
ما نمي تونيم بچه هار و تو غار تنها بزاريم
در مرحله اول هر کسي ديدم مياريم بالا
اماده ايم براي يک غواصي طولاني
No comments yet. Be the first to leave one.