Boku no Hero Academia - Fourth Season

Boku no Hero Academia - Fourth Season

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Boku No Hero Academia S04 Complete
A Commentary by Dogtor
srt فصل چهار کامل | نسخه

Tags

other
Published on: 2020-04-29
Downloads: 126
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

حتی اگه «کوسه» نداشته باشم هم می تونم قهرمان شم؟

.می‌تونی قهرمان بشی

...کوسه‌ی من، قدرتِ انتقالِ قدرت

.و بعدش هم، نوبت توئه

،در این جامعه‌ی اَبَرانسانی، حدود هشتاد درصد مردم جهان

.با قدرت‌های ویژه‌ای به نام «کوسه» متولد شدند

کوسه

برای مبارزه با تبه‌کارهایی که کوسه‌هاشون رو ،برای ارتکاب جرم به‌کار می‌گیرن

دشمن‌ها

تبه‌کارها

.حرفه‌ای به نام «قهرمانی» به وجود اومد

،و من، میدوریا ایزوکو، آرزو دارم «قهرمان» بشم

و در دبیرستان پرآوازه‌ی یو.ای شرکت کردم

،تا بتونم باز هم به دنبال آرزوم بدوم

پابه‌پای دوستانی که .برای همین هدف تلاش می‌کنن

در مقابل تمام سختی‌ها ایستادگی می‌کنیم ...و با لبخندی بر لب مردم رو نجات می‌دیم

!تا اینطوری به بزرگترین قهرمان‌ها تبدیل بشیم

...بله، اینجا

!آکادمی قهرمانی منه ...

AnimWorld Presents

Sarrow

&

HodaArian

:ترجمان و زیرنویس

Forums‏.‏Animworld‏.‏Net

!ضعیفه

!به این خاطر بود که پشتش زوری نذاشتم

...ایالات متحده‌ی

!مشت کوبنده ...

!تبه‌کاره دیگه تکون نمی‌خوره

!آلمایت برد

!آلمایت

!با ژست پیروزیش وایستاده

...باورم نمیشه که این آخرین مبارزه‌ش بوده

.نشین پِیِ زل‌زدن به اون !بردار فایل‌هات رو راست‌وریس کن

!چشم

خبرگزاری جوکو

.نام قهرمانی: آلمایت

،اون و دیوید شیلد نابغه با هم همکار بودن

.و در سطح جهانی درخشیدن

،بعد از اینکه به ژاپن برگشت ،دفتر خودش رو تأسیس کرد

...و شد قهرمان شماره یک و مظهر صلحِ یکه‌تاز و بی‌همتا

!د این که نشد

با این مقاله‌های گل‌وبلبل و بی‌مزه !که کسی روزنامه‌ی ما رو نمی‌خره

باید خبرایی رو منتشر کنیم !که تا حالا هیچ احدی ندیده باشه

همین الانش هم جزء آخرین نفرهایی هستیم .که مطلب ویژه درباره‌ی بازنشستگی آلمایت کار کردیم

شرکت ج

شرکت الف

شرکت ب

آخه آشناهای آلمایت همه دهنشون قرصه ...اصلاً چیزی درز نمیدن

وظیفه‌ی شماست که یه ریشی بجنبونین .و خبر رو گیر بیارین

از آخرین تبه‌کاری که آلمایت باهاش مبارزه کرده، چیا داری؟

.پلیس اونا رو توی دسته‌ی اطلاعات فوق‌محرمانه گذاشته

...فقط می‌دونم که طرف مغز متفکر لیگ تبه‌کاران بوده

نمیشه که همین‌جا بشینی تا خبر‌ و داستان زندگیش بیفته توی دامنت !باید بری دنبالشون

...ای بابا

سردبیر که کُفری میشه .قیافه‌ش خراب میشه

حیفِ چهره‌ی به این قشنگیت نیست؟

روزنامه‌نگار مستقل

تانـــئـــو تــوکـودا

!به‌به! تانه‌چان! مشتاق دیدار

...سردبیر

...خبر دست‌اول دارم

.نفر بعدی... تویی

فکر می‌کنین منظورش از این حرف چی بوده؟

.منظورش این بوده که مغز متفکرتون رو شکست دادم، بعد میام دنبال تو

به عبارتی داره به تبه‌کارهای دیگه هشدار میده، نه؟

فکر نمی‌کنی لحنش واسه هشدار یه‌مقدار لطیفه؟

«!نفر بعد میام توی وامونده رو می‌گیرم»

.می‌تونست همچین چیزی بگه

منظورت رو قشنگ بگو ببینم چیه؟

،چهار ماه پیش

موقعی که آلمایت یهویی شد ،«معلم دبیرستان «یو.ای

.داشته به آخر خط دوران قهرمانیش می‌رسیده

:و پیامی هم که به جا گذاشته اینه «.نفر بعدی تویی»

که یعنی...؟

.آفرین

...آلمایت داره بین دانش‌آموزای یو.ای

.دنبال کسی از نسل بعد می‌گرده که جاش رو بگیره ...

،یا نه، به حرف‌های آخرش که نگاه می‌کنم

.به این نتیجه می‌رسم که همین الان فردی رو که می‌خواد، پیدا کرده...

و تو هم یه حدس‌هایی می‌زنی که طرف کیه، نه؟

.اولش فکر کردم توگاتا کونه که یکی از بزرگان سه‌گانه‌ی یو.ایه

.توگاتا مرتب هم به دفتر «سِر شب‌چشم»، همکار سابق آلمایت، سر می‌زنه

!پس خودِ خودشه دیگه

ولی خب این‌طور که پیداست .آلمایت و سِر شب‌چشم از هم جدا شدن

.منم هیچ اطلاعاتی مبنی بر اینکه این دو تا هنوز با هم در ارتباطن، ندارم

ممکنه در خفا بوده باشه؟

.امکانش هست، ولی من به احتمالات دیگه هم فکر می‌کنم

شنیدم آلمایت برای آموزش کلاس اول اِی یو.‌ای .کارگاه فوق‌العاده گذاشته

...کلاسِ اول اِی جانشین آلمایت بین اوناست...؟

.به‌نظر من که این‌طوره

،ولی یو.ای از وقتی که لیگ تبه‌کاران دو بار بهش حمله کرده .سیستم حفاظت و امنیتش رو سفت‌وسخت‌تر کرده

روزنامه‌نگار مستقلی مثل من ...برای گرفتنِ مجوز خیلی به دردسر میوفته

.خیلی خب

.خب، ما از سمت خودمون برات ردیفش می‌کنیم

...ولی

.به روی چشم. خبر دست‌اول رو فقط توی روزنامه‌ی شما منتشر می‌کنم

.فقط لطفاً سر کیسه رو شل کنین

خبر دست‌اول از کلاس اول اِی یو.ای

از روزنامه؟

خنثی‌سازی

آیــزاوا شـــوتا

کوسه:

قهرمان حرفه‌ای

.آره. یکی از روزنامه‌ها می‌خواد درباره‌تون مقاله‌ای بنویسه

عالیه، مگه نه دکو کون؟

...آ... آره

!...چه‌قدر نزدیک اومده

آدم یه‌کم خجالتش میشه، نه؟

چرا خجالتش بشه؟

جشنواره‌ی ورزشی توی کل کشور پخش شد، مگه نه؟

!مینا چان! توی روزنامه میریم !باید خوشگل بیفتیم

!راست میگی

...هاگاکوره، تو که لازم نیست کار خاصی بکنی

.زیاد هیجان‌زده نشین

مقاله‌شون قراره درباره‌ی زندگی در خوابگاهی باشه که .تازه بهش نقل‌مکان کردین

مدیر فکر می‌کنن خوبه که والدین و سرپرست‌هاتون

...بدونن دارین با خوبی‌وخوشی توی خوابگاه زندگی می‌کنین

...به خاطر همین اجازه‌ی مخصوصی دادن. برای همین

به‌نظرت خبرنگار زن می‌فرستن؟ خبرنگار زن، فکر کن؟

!گوینده‌ی خبری زن

.گفت از طرف روزنامه‌ست

گوینده‌ی زن

...پر و پاچه

،اگه قشنگ فکر کنی، «گوینده» بر وزن «قلمبه» هم هست ...قلمبه هم که با ممه میاد، ممه‌ی قلمبه

!بهتره فکر انجام این کارها از سرتون نگذره

.این کارها لازم نیست آیزاوا سنسی

می‌خواستم از وضعیت عادی بچه‌های یو.ای .توی خوابگاه گزارش تهیه کنم

...توکودا سان، من که هنوز بهتون نگفته بودم تشریف بیارین تو

.به من گفتن از هشت صبح تا شش عصر می‌تونم اینجا باشم

.الان هم وقتم شروع شده

.سلام بچه‌ها. توکودا هستم، خبرنگار

.ممنونم که امروز تحملم می‌کنین

!خوش‌وقتیم

.لازم نیست کار خاصی بکنین

فقط به دوربین نشون بدین .که زندگی عادی‌تون چطوریه

،ممکنه هر چند‌وقت‌یه‌بار سؤالی هم ازتون بکنم .برای اون موقع هم روی کمکتون حساب می‌کنم

!چه خوش‌تیپ و خوش‌خنده‌ست

آخرش هم زن نبود، هان؟

حالا چیکار کنم؟

،خوش‌جلوه‌بودنه و هزار دردسر .چه کنم که سوژه‌ی محشری برای عکس‌هام

.تو دیگه کی هستی آئویاما

،حتماً مدیر بهتون گفته

،ولی منم محض احتیاط میگم .لطفاً توی گزارش من دخالت نکنین

...می‌خوام- .متوجهم -

.چیزی لازم داشتین، بهم بگین

.چیزی که لازم نداریم

تک‌تک بچه‌های کلاس اولِ اِی واسه خودشون یه‌پا نامزد خوش‌آتیه برای قهرمان‌شدنن، نه؟

،ایدا، مشکلی پیش اومد، فی‌الفور بهم خبر میدی

جا افتاد؟

!به روی چشم

من، ایدا تنیا، نماینده‌ی کلاس اولِ اِی ...وظیفه‌ی خودم رو کامل

...خیلی خب، پس... آممم

معمولاً توی این ساعت چیکارا می‌کنین؟

!صبحانه می‌خوریم

.لازم نیست این‌قدر نگران و معذب باشین

...حساب کنین من اینجا نیستم

،این خبرنگاره یه فکرایی توی سرش داره

.ولی بوی خلافکارها رو نمیده

.حالا می‌ذارم هر کار دلش می‌خواد بکنه

.کسی که روی صندلی شماره ۱ می‌شینه: آئویاما یوگا

آئــــویــــــامـــا

یـــــــــــوگا

صندلی شماره یک

کوسه‌ش بهش این توانایی رو میده .که از شکمش لیزر پرتاب کنه

صندلی شماره دو

آشــیـــدو

میــــنــا

.شماره‌ی دو: آشیدو مینا

با کوسه‌ش می‌تونه اسید پنهان بدنش رو تراوش کنه .و باهاش همه‌چیز رو ذوب کنه

صندلی شماره سه

آســـویی

ســــویو

.شمار‌ه‌ی سه: آسویی سویو

.کوسه‌ش بهش ویژگی‌های قورباغه رو میده

.شماره‌ی چهار: ایدا تنیا

.پسرِ دوم خاندانِ قهرمان ایدا

ایـــدا

تـــــنیا

صندلی شماره چهار

.کوسه‌ش بهش این توانایی رو میده که سریع حرکت کنه

صندلی شماره پنج

اوچاکــــو

اوراراکــــا

.شماره‌ی پنج: اوراراکا اوچاکو

کوسه‌ش بهش این توانایی رو میده که با لمس هر چیز .اون رو بی‌وزن کنه

صندلی ششم

اوجیــــرو

ماشیـــــرو

.شماره‌ی شش: اوجیرو ماشیرو

کوسه‌ش دُمشه که می‌تونه هر طور می‌خواد مهارش کنه .و مثل دست و پاش باهاش کار کنه

در حال شارژ

دنکــــی

کامیناری

صندلی هفتم

.شماره‌ی هفت: کامیناری دنکی

کوسه‌ش باعث میشه که بتونه .الکتریسیته رو درون بدنش ذخیره کنه و تخلیه‌ش کنه

صندلی هشتم

کیریشیما

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left