The first 200 lines.
زیرنویس از عرفان
وای. چقدر خوشگله
نقاشی هم قشنگه
ممنون
حتماً حالت بهتره داری اینجا کار هنری میکنی
آره، گمونم
...خب
قابلت رو نداشت
نه، همچین خبری هم نیست
قرصهای مسخرهـت رو نخوردم
.باشه، دختر خشن پس میشه پسشون بگیرم؟
از شرشون خلاص شدم
آره، خلاص شدی. درست انداختی تو گلوی سکسیـت
هی، دَدی. بارب میخواد تو رو ببینه
خیلیخب، ممنون، عزیزم
سلام، بارب
سلام، لمب چاپ
امروزم نور اذیتـت میکنه؟
تابلوئه - صحیح. میخواستم بدونی برام مهمه -
اوه، میدونم برات اهمیت داره
رفیق خودمی
درسته. هوات رو دارم
خب. موشها. خیلی خندهدار بود
ممنون. مرسی
وای خدای من. حاضر بودم هر چیزی بدم
تا قیافهی رو صورت ابلهانهی اون گاوها رو ببینم
!سورپرایز، حرومیها !موش به جونتون افتاده
سر این یکی واقعاً رو دست خودت بلند شدی
حرکت خفنی بود، نه؟
نه. یعنی، بنظرم واقعاً دست بقیه رو از پشت بستی
.حس خوبی نسبت بهش ندارم نمیدونم بعدش چی میشه
و بعضی اوقات، نمیدونم چرا دور و بر خودم نگهـت میدارم
من رو دور و برت نگه میداری تا مجبور نباشی نگران جزئیات باشی
بهم اعتماد داشته باش، خب؟
کتیِ وراج حواس ،نگهبانها رو پرت کرد
موشها آزاد شدن و بم، پول
،بخاطر موشها
اون شرکتیها فکر میکنن که بند سی تنبل و کثیف بودن
برای همین رئیس زندان الان مجبوره پنیر رو بهمون بده
آدمهای ما کارهای خوب رو خواهند داشت
یه هفته گذشته، دختر کوچولو
شغلی دیدی بهمون برسه؟ چون مطمئنم صدای هو کردن نشنیدم
دیروز یه کُس فسقلي من رو " جیگر" صدا زد
جیگر کوفتی؟
.قابل قبول نیست داری کنترل رو از دست میدی
کنترل رو از دست نمیدم
میدونی وقتی همهی اینا به نتیجه برسه اونا کی رو حتی بیشتر دوست دارن؟
رفیقشون، بارب؟
آره، خانم خانما. تو
و کی از همه بیشتر دوست داره؟ ببین
.راحتتر از این نمیشه پول درآورد اون رو ببین
فقط همین رو میخواد؟
.البته که نه مردها همیشه بیشتر میخوان
ولی اون بستگی به خودت داره
،اگه میخوای بیشتر دربیاری بیشتر انجام میدی
اگه نه که، نوشیدنی و غذا میخوري لاس میزنی و میرقصی و میری خونه
سلام - سلام -
خوش میگذره؟
خودت چی فکر میکنی؟ بیا
آره
جون
جدی میگم، چیزیت نمیشه
خب، همهشون دلال موادن؟
فکر میکنی تمام لاتینتبارهای پولدار صورت زخمی هستن؟
تاجر هستن
از اون یکی پودر سفید که آمریکاییها بهش اعتیاد دارن پول در میارن
آلخاندرو رو اون طرف میبینی؟
مالک چند تا کشتزار نیشکر توی برزیلـه
چند ماهه که ونسا فقط ،با اون وقت میگذرونه
و الانشم به قدری پول درآورده که کل سال تحصیلی رو کار نکنه
تو چی میخونی؟
علم دامپزشکی
چقدر میشه، مثلاً 300 هزار دلار تا وقتی که تمومش کنی؟
چند تا گربه رو باید عقیم کنی تا پولش دربیاد؟
خیلی گربه
درسته؟
یا اینکه میتونی با یه مرد پولدار حشری بگردی
یه نفر
بیا
اگه نمیخوای صبر کنی در زدن چه فایدهای داره؟
چطور این اتفاق افتاد؟
« گریس گروسر جیرههای زندانیان را میفروشد »
منظورت اینه که موشها ،چطور به انبار پنیر نفوذ کردن
یا چطور اون موش رو توی اون لباس کوچولو موچولوی نارنجی کردن؟
توی تمام محمولهها فضلهی موش بود
تنها کاری که باید میکردی اطمینان از یه فضای کاری بهداشتی قابل قبول بود
مسئولیت اینجا با توئه
...ممکنه - اخراج بشم؟ -
میخوای اخراجم کنی؟ زودباش
به زبون بیار
درسته
،اگه میخواستی اخراجم کنی تا الان اخراجم کرده بودی
شرط میبندم از اوناشی که وقتی وقتشه رابطهشون رو با یکی بهم بزنن
یه پیغامِ سریع میفرستن
که احتمالاً تنها نقطهی مشترکی ...که با هم داریم باشه، به غیر از
میدونی
...خب
کمک من رو میخوای، مگه نه؟
سهام اِمسیسی بخاطر شورش و تعقیب زندانی فراری به شدت داره افت میکنه
و حالا داریم گریس رو از دست میدیم
اون معاملهی پنیر داشت هزینهی جا دادن یک چهارم زندانیهامون رو جبران میکرد
،متأسفم
ولی اونا مسائل مربوط به بخش روابط عمومی و بودجه هستن، مستقیماً در حوزهی شرکت
من خیلی رده پایینتر هستم
...میدونی، با همهی
نقصهای شخصیتیـش، حداقل جو" حاضر بود باهام همکاری کنه "
این باید یه مشارکت باشه
آره. دو نکته روی این موضوع بگم
اول، جو حاضر بود هر کاری بکنه تا دامنـت رو از پات دراره
و دوم، اون مشارکت توی ،یه شورش به خاتمه رسید
که در جریانـش جو وانمود میکرد تو یه زندانی فدرال با مشکل روانی هستی
پس دقیقاً یه الگو برای همکاری ثمربخش نیست
باشه
پس لااقل میشه اینجا بشینم و فکرهامون رو روی هم بذاریم؟ با صدای بلند؟
واقعاً نظرم مهم نیست، ها؟ - نه -
ولی نون پانرا سفارش میدم
و اگه میخوای کنترلی روی جریاناتی ،که در ردهی پایین میافته داشته باشی
شاید بتونی بهم کمک کنی فکر کنم
گلوتن و لبنیات نمیخورم
خیلیخب، بنظر میاد بعدی توئی، عزیزم
واقعاً رو هر کدوم از ما دو دقیقه و نیم وقت میذاره
.اوه، من منتظر نیستم فقط دارم تو رو همراهی میکنم
اوه، چه خوب - همم -
ولی سلامتی واژنت برات مهم نیست؟
چون میدونم برای خودم که مهمه
همهش رو دارم برای دکتر چن نگه میدارم
راستش، فکر کردم دکتر مَوت بود که بهش علاقه داشتی
ولی اگه تو کف این ...دکتر چِن هستی
دکتر چن یه واژهی ملایمتر نیست
دکتر چن یه زنِ ریزقامت آسیایی با دکترا ،از دانشگاه هاپکینزه که بیمه لازم نداره
ولی یه بخش کامل چای گیاهی توی اتاق انتظارش داره
ظرف 9 ماهِ دیگه که آزاد شدم میرم میبینمش
همونقدری که زمان میبره یه آدم جدید رشد کنه
آزاد شدن قطعاً حس دوباره بدنیا اومدن رو داره
آره، وقتی حداقل شیرخوارگاه شایدم کودکستانی باشی
احتمالاً من هنوز اینجا باشم
این که هیچی نیست
یه چشم به هم زدنه
پس میگی دکتر چونهـم رو بالا نگه دارم؟
اوهوم
و دکتر دهنـت رو خندان
خب، حداقل این رنگ بهت میاد
ممنون
شک دارم با مردم فلوریدا حال کنم
ولی اگه هیچوقت دیگه مجبور نباشم رنگ خاکی بپوشم هیچ مشکلی ندارم
اوضاعت روبراهه؟
آه، راستش نه
عزیزم، بخش فوقامنیتی اینجا رو قدر کلوچهفروشی کلیسا ترسناک میکنه
آره، خب، دیدم چند تا زنیکه سر دسر لیمویی به جون هم افتادن
فلوریدا، ها؟
نسبتاً بیدردسر، ولی همینطور تقریباً قدر یه ظرف خالی کسلکننده
یه بار یه زن رو تماشا کردم که 40 دقیقه داشت یه عنکبوت رو تماشا میکرد
عجب
فکر کن واسه زنه که تو رو تماشا میکرده
داری زنه رو تماشا میکنی که عنکبوته رو تماشا میکرده چطور بوده
مثل بهترین راز میمونه
،انگار هر جا رفتی
یه بچه گربهی ریزه میزه توی جیب لباست داشتی
و هیچ کس خبر نداشته
،میتونستی با خودت تو اتوبوس ببریش میتونستی با خودت به سینما ببریش
و هر جا رفتی همراهت بوده
،ولی اگه در موردش حرف میزدی اون موقع مردم میفهمیدن
و دیگه راز نیست - آره. درسته -
و همیشه مردم به خانمهای حامله تخفیف میدن
و میذارن برن اولِ صف
شاید تو هم بتونی قدرتهات رو امتحان کنی
کاملاً حق با توئه
سلام. آه، من باردارم
،برام سؤال بود میتونم برم جلوی شما؟
آره، حتماً. بفرما
صبر کن. کی گفته میتونی جلو بزنی، عروسک؟
اوه، من یه راز دارم
من حاملهام
در حقیقت من دو نفرم - آره. منم آدم پیچیدهای هستم -
اوه، بیخیال، بذار بره
!یه بچه تو جمع هست برین کنار، بذارین رد بشه
مخصوصاً تو
!بزن بریم، پیشی
خب چطور الان این کار منه؟
ترفیع گرفتم - به چی؟ -
که دیگه اینکارو نکنم
تبریک میگم، الان رئیس سرگرمی هستی
اینم یونیفورمت
...چی
اولین کار، باید کتی وراج رو جایگزین کنی
از اونجایی که با خودش رو به مُردن زدن به انفرادی فوقامنیتی رسید
اون الکی بود؟
...رفیق
صبر کن. وایسا ببینم
این برنامه رادیویی مسخره چه ربطی به سرگرمی داره؟
اگه این کار حساب نمیشه و تنبیه هم نیست، سرگرمیـه
اوه، و برنامه باید آگاهیدهنده و آموزنده ترتیب داده بشه
اینم یه لیست از موضوعات قابل قبول
افتضاحـه
گرچه شاید فرصتهای بیشتری در امتیازات زندانی فانتزی پیدا کنم
میدونی پيشنويس زندانی فانتزي چیه؟ یه حراج بَرده
خب... ما کسی رو برده نمیکنیم
اِمسیسی میکنه، ولی اینجوری نیست که شخصاً برامون هیچ کاری کنن
راجع بهش فکر کن
بر اساس مهارتها و خصوصیتهای خاص روی مردم قیمت میذاری و خرید و فروش میکنی
No comments yet. Be the first to leave one.