The first 200 lines.
اسم من آلیسه
من برای شرکت آمبرلا کار میکردم
بزرگترین و قدرتمندترین نهاد تجاری در کل جهان
من مدیر امنیتی بودم
توی یه تاسیسات مخفی و پیشرفته به اسم "هایو" (کندو)
یه آزمایشگاه زیرزمینی غولآسا که داشت روی نمونههای آزمایشی
سلاحهای ویروسی کار میکرد
اما یه اتفاقی افتاد
ویروس پخش شد و همه مردن
مشکل اینجا بود که
مرده باقی نموندن
ویروس "تی" دوباره بدنشون رو به حرکت درآورد
اما من زنده موندم. خودم و یه نفر دیگه
یه فعال محیط زیست به اسم مَت
وقتی اومدیم بیرون، دانشمندای آمبرلا دستگیرمون کردن
من و مت از هم جدا شدیم
اون داره جهش پیدا میکنه. میخوامش برای "پروژه نمسیس"
مَت
ببرینش به تاسیسات شهر راکون
و تیم رو جمع کنین
داریم "هایو" رو دوباره باز میکنیم
میخوام بدونم اون پایین چه اتفاقی افتاده
فکر میکردیم از اون کابوس جون سالم به در بردیم
اما اشتباه میکردیم
شما دارین شبکه ۷ راکون رو تماشا میکنین
و حالا آخرین اخبار هواشناسی با تری مورالس
ساعت ۶:۱۰ صبحه و همین الان دمای هوا رسیده به
درجه خیرهکننده، چون این موج گرمای بیسابقه همچنان ادامه داره ۹۲
آسمون شهر راکون صافه و یه نسیم ملایم از سمت غرب میوزه
و یه مژده ویژه فقط برای شما، میزان گردههای گیاهی ۷ دهمه
که یه رکورد کاهشی برای این موقع از ساله
خبر خوب برای تمام کسایی که تب یونجه یا آسم دارن
در کل، به نظر میرسه یه روز قشنگ دیگه در پیش داریم
با ما باشین. بعد از آگهی
میریم سراغ پاتوقهای محبوبتون برای تعطیلات
تیم پیشرو، حرکت کنین
قربان
گندش بزنن
ببخشید خانوم، یه اتفاقی افتاده
ببخشید آقا، یه اتفاقی افتاده
اوضاع چقدر خرابه؟
باید با ما بیاین. من باید دخترمو بردارم
ترتیبش داده شده قربان. وایسین. دارین چیکار میکنین؟
ببینین، شما متوجه نیستین. اون الان دیگه رفته مدرسه
اینجا یو-گاما ۷. تخلیه کامل شد
اما همین الان تماسمون با گاما ۱۲ قطع شد
واحد ۱۲، درخواست پشتیبانی فوری در شهرداری
هنوز هیچ توضیحی برای این موجِ قتلهای مرموز وجود نداره
که کل شهر رو فرا گرفته
یه زنجیره جنایت مرگبار که تمومی نداره
پشتیبانی، همین الان به نیروی کمکی نیاز داریم
دقیقاً همونطوری که ولنتاین بهمون گفت
تمام نیروهای پلیسی که در حال استراحتن
موظفن فوراً خودشون رو برای اعزام معرفی کنن
بیاین کمک، این یارو دیوونه شده
ولنتاینه. شلیک نکنین
ولنتاین! اینا آلوده شدن
یکی این سلیطه زشت رو از روی من برداره
بهت گفتم، سرشون رو هدف بگیر
توروخدا، یکی بگیرش
نه، نه! شلیک نکن! نکن
من دارم از شهر میرم. به تو هم پیشنهاد میکنم همین کارو بکنی
همه دارن شهر رو ترک میکنن
گزارشهایی رسیده که شرکت آمبرلا
نگهبانهای مسلح و نفربر اعزام کرده
با نظم حرکت کنین
به سمت ایستهای بازرسی امنیتی
شهر کاملاً محاصره شده، قربان
نیروهای ما تمام خروجیها رو بستن
تنها راه خروج از روی این پُله
تمام شهروندان باید اسکن شبکیه چشم انجام بدن
قربان! بهتره یه نگاهی به این بندازین
اعضای خانواده باید با هم از ایستهای بازرسی رد بشن
لطفاً با نظم حرکت کنین. ندویین
این پاکه. بذارین رد شه. بعدی
هل ندین لطفاً. توی صف بمونین
میشه چندتا نیروی کمکی بفرستین اینجا؟
هلیکوپتر دلتا، دستورات جدید
مستقیماً برین سمت پل "ریوِنز گیت"
نیروی کمکی فوراً نیازه
مفهومه مرکز. داریم میآیم
بگیرش
نه، نه، نه! برو اونور
گمشو! نه! وایسا! وایسا! برو اونور
نه! برو عقب
غیرنظامی تو خطر افتاده. ساعت سه. برو پایین
نمیتونم. ما دستور داریم
نه! برین عقب! نه
الانه که بکشنش! همین الان برو پایین
اون یه غیرنظامیه. ما دستور داریم
گور بابای دستور
نیکولای، طناب رو برام ببند
برین عقب! نه
صبر کنین! صبر کنین
حالا
برو پایین! همین الان برو پایین
هی. هی، حالت خوبه؟
از لبه بیا اینور. بیا سمت من
همهچی روبراهه. نه، نیست
دیدم وقتی آدم گاز گرفته میشه چه بلایی سرش میآد
میتونیم کمکت کنیم. دیگه راه برگشتی نیست
نه
حرکت کن! پیتون
پیتون! ولنتاین. هی. هی ولنتاین
برین کنار! پلیس! برین کنار! هی، بذارین رد شه
هی، خوشحالم اینجایی. به کمکت نیاز داریم
قلبش ضعیفه. ازش دور شین
همگی برین عقب
بابا! ازش دور شین
اون دختر رو ازش دور کنین! آروم باش، هواتو دارم
دورش کنین! از روش بلندش کنین! آروم باش، بیا
بابا! آروم باش، گرفتمت
بلندش کنین! از روی من بلندش کنین
برین کنار! برین عقب
رسیدن اینجا. رسیدن به دروازه
تو چرا هنوز اینجایی؟ وقتی فرصت داشتی باید میرفتی
اینا مردمِ خودمونن، جیل
ببندینشون. قربان؟
دروازهها رو پلمب کنین
آدمای ما هنوز اون بیرونن. فقط انجامش بده
وای خدای من. دارن دروازهها رو میبندن
اینجا منطقه قرنطینه مخاطرات زیستیه
به دلیل خطر سرایت، اجازه خروج از شهر رو ندارین
اینجا چه خبره لعنتی؟
تمام اقدامات لازم داره انجام میشه
اوضاع تحت کنترله
لطفاً به خونههاتون برگردین
نمیذاریم قسر در برین
بذارین بریم بیرون
ثانیه وقت دارین که برگردین ۵
و به داخل شهر برگردین
انجامش بده
اجازه استفاده از مهمات جنگی صادر شده
پنج
نمیتونن به مردم شلیک کنن! چهار
شلیک نمیکنن
سه
هی، برشون گردون عقب! دو
حرکت کنین! یک
همگی متفرق بشین
۰۱ جوخههای کیلو و رومئو، قرار ملاقات در بخش
و در برابر دشمن ایمنسازی کنین
نارنجک! نارنجک
جوخههای ۳ تا ۷ در حال عقبنشینی کامل هستن
نه قربان. اقدامات سرکوب شکست خورده. نمیتونیم مهارش کنیم
آلودگی سریعتر از چیزی که هر کسی فکرشو میکرد داره پخش میشه
دکتر اشفورد
نباید توی هلیکوپتر باشین؟ من نمیآم
به من دستور داده شده شما و بقیه دانشمندا رو از منطقه خطر خارج کنم
شما برای آمبرلا مهمتر از اون هستین که جونتون به خطر بیفته
بدون دخترم هیچ جا نمیآم
واقعاً متاسفم. اما شهر پلمب شده
ممکنه از اون تصادف جون سالم به در برده باشه، اما هیچجا پیداش نکردیم
حتی اگه زنده هم باشه، نمیتونم بذارم بیاد بیرون. نه الان
خطر سرایت خیلی زیاده. باید درک کنین
تو کاری که باید رو انجام بده
من همینجا میمونم
باید یه نفر زنده مونده باشه
بیا دیگه
مَت
ببرینش به تاسیسات شهر راکون
میخوام قرنطینه بشه. تحت نظر بگیرینش
برای آزمایش آمادهاش کنین
دوزش رو ببرین بالا
فقط انجامش بده
برید داخل
بریم یه جای امن پناه بگیریم
باید برین بیرون
اینجا خونه منه. من اینجا قایم میشم
فکر کنم واسه همهمون جا باشه. به من نگو چیکار
خیلی خب، آروم باش. اسلحه رو بذار زمین
اسلحه رو بذار زمین
و تو، یه خورده آروم باش
خب، پلیس شهر راکون
نظری نداره که اون موجودات چی هستن؟
اون چیه دستت؟
جایزه امی منه
البته اگه بتونیم از اینجا زنده بریم بیرون
حالت خوبه؟
داری چیکار میکنی؟
چی شده؟
خواهرمه. حالش خوب نیست
شاید بتونم کمک کنم. نه
از سر راهم برو کنار
فقط برین بیرون
داری بهش غذا میدی؟ تو مریضی
فقط دست از سرمون بردارین
نه
من دارم از اینجا میرم. هی
هی! هی، نه
وای خدای من
هی، کمکمون کنین! زود باش
بندازش اون تو! بندازش اون تو
اون دیگه چه کوفتی بود؟
اونجا
یا خدا
اون دیگه چه موجودِ لعنتیایه؟ هی، داری چیکار میکنی؟
برگرد اینجا
پیتون
تری
No comments yet. Be the first to leave one.