The first 200 lines.
جنگ جهانی دوم، در پنجمین سال خود بسیار پرآشوب بود
ماشین جنگ آلمان ها تحت کنترل هیتلر و حزب نازی
بیش از نیمی از اروپا را از پا در آورده بود
از سواحل اقیانوس اطلس در فرانسه تا رشته کوه های اورال در روسیه
هاینریش هیملر، سردسته گردان مسلحی بود Waffen-SS ملقب به
کسی که مسئول جنایات وحشیانه ای علیه بشریت گشت
Waffen SS گردان به شدت بیرحم بود و نازی ها آموزش دیده بودند
که در خط مقدم در ردیف ارتشی منظم بجنگند
بسیاری از آنها جزو افسران نازی نبودند
و از رفتار غیرانسانی ارتش اس اس به غیر نظامیان، متنفر بودند
در نتیجه رابطه میان این دو گروه اغلب خصمانه بود
SS هیملر همچنین یک موسسه علمی ساختگی را تحت نظارت داشت
«به نام « آننربه اندیشکده مطالعاتی رایش آلمان
که به پژوهش در زمینه باستان شناسی و فرهنگ نژاد آریایی اختصاص داشت
یک بخش ویژه که مسئول پژوهش
در زمینه بکارگیری نیروهای مخفی
.برای رایش سوم بود
تا سال 1944 در اروپا ورق برگشت
ارتش آلمان که به طور کامل از رومانی عقب نشینی کرده بود
جلوتر از صفوف عظیم ارتش سرخ روسیه را دنبال می کند
رومانی، سال 1944
با الهام از رویدادهای واقعی
جوخه اعدام روسی
سه ثانیه
بیاین امیدوار باشیم اون حرومزاده های اس اسی رو اعدام کنن
اونا هنوز سربازهای آلمانی اند
دعا کن
زناکار لعنتی
دعا کن
دعا کن
دعا کن، لعنتی
حرومزاده
نَدل
تراملر
آروم باش، آروم باش
تراملر
فشار بده باید جاش رو فشار بدیم
باید اینجا رو فشار بدیم
مورفین
نه، نه، نه
حرومزاده رو دیده؟ NKVD هیچکدومتون
من دلم میخواد آدمی رو ببینم که از کاری که میکنه خوشحاله
حقشون بود SS اون آشغالای
هیچ کس نباید اونطوری کشته بشه حتی یک حیوان
نگران نباش، دیتر
هیچ فشنگ روسی نمیتونه به جمجمه تو فرو بره
خیلی ضخیمه
و اگه رفت به مغزش نمیرسه
اونا افتضاح کوچیکن
شاید مجبور بشی از فشنگ 88 میلیمتری استفاده کنی
...تجهیزات
هواپیمای دشمن
داره دوباره بر میگرده
سرگرد فلیشر رو ندیدی؟
سرگرد
کلنل شوآب مایلند با شما ملاقات کنند، قربان
فورا، قربان
افتضاح به نظر میای، کلنل
از هر نظر، کورت
من الان مرده ام
بدنم، با این حال، هنوز واقعیت رو درک میکنه
شما رو جایگزین نمی کنن؟
کسی برای جایگزینی من نیست
عقب نشینی کرده ؟ HQ ستاد فرماندهی نیروهای متفقین در شمال اروپا :HQ
یه حمله داره شروع میشه
اگه خوش شانس باشیم همین روزها خواهد بود
این البته فقط یک احتیاط هست
اونقدر که من مطمئنم خط مقدم ما متوقفش می کنه
سرگرد «متزگر» رو میشناسی؟
آقایون، لطفا بنشینید
تو امروز یکی از افرادت رو از دست دادی
تراملر
افسوس
همه ما باید خودمون رو فدا کنیم برای یه هدف والا
کدوم هدف والا؟
ازت میخوام یه مأموریت رو فرماندهی کنی
که از این قراره ... اه
یکمی خارج از معموله
با جنگل «هوویا ایچیو» (رومانی) آشنا هستی؟
یه کمی
چی راجع بهش میدونی؟
اینکه پشت خط دشمنه
در نتیجه یه نقشه جایگزین فرار داره
که به خوبی طرح شده
و البته یه سری داستان ها
داستان ها؟
تو که از ارواح نمیترسی
میترسی، سرگرد؟
زنده ها بیشتر منو میترسونن
تو میری به اون جنگل، سرگرد
و یک غیر نظامی رو اسکورت خواهید کرد
در واقع، یه دانشمند رو
به چه منظور؟
تو این غیرنظامی رو به یه جای بخصوص توی جنگل میرسونی
بعد به سمت خطوط ما برمیگردی
این شخص باید صحیح و سالم دوباره برگرده
روشنه؟
نیست، خودتون گفتید
یه حمله همین روزا داره شکل میگیره
کلنل از شما سئوال واضحی پرسید سرگرد
و چطور این خودکشیه
باید همچین مأموریت احمقانه ای رو انجام بدم؟
لازمه بهت یادآوری کنم که ایشون هستن؟ SS یه سرگرد
!و باید بهش احترام بذاری
- پروفسور کاپل از آننربه، قربان
آننربه؟
بله، بله، بسیار خب اون (مرد) رو نشونم بده
اون یه خانم هست، قربان
پروفسور کاپل
منو ببخشید، انتظار یه آقا رو داشتم
طبیعیه، کلنل
متأسفم که مأیوستون کردم
اجازه بدید سرگرد «متزگر» رو بهتون معرفی کنم
مطمئن باشید از جانب من چیزی برای مأیوس شدن نیست، پروفسور
حضور شما در این ماجراجویی کوچیک
باعث میشه کمتر کسل کننده باشه
و سرگرد فلیشر
این همون غیر نظامیه؟
تو از من میخوای این زن
رو 20 مایل پشت جبهه دشمن اسکورت کنم؟
تو اصلا میدونی اگه روسها
دستشون بهش برسه باهاش چیکار می کنن؟
تو دستوراتت رو داری، سرگرد
این دیوانگیه
... کلنل
من به خودم اجازه نمیدم وظیفه ت رو بهت خاطرنشان کنم
اما
برای کمتر از این هم مردانی رو به دار آویخته ام
من گمان می کردم تو فقط بچه ها رو دار میزنی، سرگرد
تو خیلی خوش شانس بودی که این یدفعه رو خیانت کنی و در بری
اینکه جلوی کار آدمکشهات رو گرفتی این خیانت نیست؟
داری فرمانده هات رو زیر سئوال می بری؟
آقایون، لطفا
ما نباید سرگرد رو برای پاسداری از مأموریتش
زیر سوال ببریم
با احترام، پروفسور شما نمیتونید در این مورد تصمیم بگیرید
سرگرد
لطفا اینو بخونید
امضا رو ملاحظه کردید
فرمانده رایش، هاینریش هیملر ... سرگرد متزگر
یعنی اینکه به تصمیم من بستگی داره
و بله ما در تلاش هایمان موفق خواهیم شد
اینطور نیست، سرگرد متزگر؟
طبعا، پروفسور
سرگرد متزگر همراه ما خواهد بود
به منظور اطمینان از اینکه همه چیز به آرومی پیش بره
کلنل، چه کسی فرمانده این مأموریته؟
تا وقتی که دستورات رو دنبال کنی
تو هستی، سرگرد
و دستوراتت این هست که
منو ببری به جایی که میخوام برم و برگردونی
در غیر اینصورت من مطمئن هستم سرگرد متزگر
.خرسند خواهد شد که این مسئولیت رو بپذیره
و با توجه به امضا روی اون تیکه کاغذ
مطمئنم همه ی ما از عواقب قصور اون آگاهیم
یکم استراحت کنین، پروفسور
طلوع آفتاب راه می افتیم
جنگل هوویا ایچیو
کل این مأموریت دیوانگیه
ما نباید زنها رو ببریم پشت جبهه دشمن
این روسها نیستن که باید نگرانشون باشیم
نه حداقل توی این سفر
درباره چی داری حرف میزنی؟
هیچی
یه دسته چترباز
توی این به اصطلاح "هیچی" ناپدید نشدند؟
مسخرست همچین اتفاقی نیفتاده
چی اتفاق نیفتاده؟
سال 42 بود
بیخیال، نیک
یک دسته چترباز شبانه
تو جنگل هوویا ایچیو فرود اومدن
جنگل، توی شب؟
تعجبی نداره ناپدید بشن
ببین، خلبان به گا رفت
مفقود شد
اونها رو قبل از موقعیت پیش بینی شده زدند
فقط یکی از اونا تا حالا دوبار دیده شده، یک گروهبان
سر بقیه شون چی اومد؟
گروهبانه
دیگه نمی تونست صحبت کنه
به شدت پیر شده بود
هنوز همون یونیفرم تنش بود
اما در عرض سه روز هشتاد ساله شده بود
حس می کنم منم هشتاد سالم شده
که یه همچین داستان احمقانه ای رو دارم گوش میدم
جنگل تسخیر شده ست
الان دیگه دیوونگیه
شاید نه زیاد
سرخپوست های آمریکای شمالی به ارواح جنگل اعتقاد دارن
ارواح جنگل خوب و بد دارن، درسته رالف؟
دقیقا، اونها شکل آدمای پشمالوی کوچولو رو به خودشون میگیرن
معمولا به طور ذاتی خوبن
اما بعضی وقتها به طرفت سنگ پرتاب می کنن
شاید مریضن
گمونم تو فکر کردی خیلی بامزه ای
اگه جنگل تسخیر شده ست
ما با شخص مناسبی داریم میریم
تو چی فکر میکنی، کارل؟
زنه، یه دانشمنده
No comments yet. Be the first to leave one.