The first 200 lines.
*
ت*
ترج*
ترجم*
ترجمه*
ترجمه ا*
ترجمه اخ*
ترجمه اخت*
ترجمه اختص*
ترجمه اختصا*
ترجمه اختصاص*
ترجمه اختصاصی*
ترجمه اختصاصی پ*
ترجمه اختصاصی پر*
ترجمه اختصاصی پرو*
ترجمه اختصاصی پروم*
ترجمه اختصاصی پرومو*
ترجمه اختصاصی پروموو*
ترجمه اختصاصی پرومووی*
ترجمه اختصاصی پروموویز*
*ترجمه اختصاصی پروموویز*
سال نوی خونه ی سیگنال
میخوای باهم بریم؟
آره- جی هیون اینجا قدم بزرگی برداشت-
درسته
بریم یوت بخریم- من-
من از اینکه اول با گاهون رفتی قهوه بخوری ناراحت شدم
اون موقع فک کردم بهم حتی فکرم نمیکنی
جی هیون تغییر کرده- دستت درد نکنه-
یکم بدم بهت بخوری؟
به طرز عجیبی همش لبخند میزنم
داره اعتراف میکنه
اولین لرزش قلب این براشون معنی بزرگی داره
این کاریه که من میکنم- از من رو خندون تره-
ادمه؟- اره-
منم- درسته-
ارزوی این وو اینه که دوست دختر داشته باشه
اومده بیرون؟- نرو تو-
در همین زمان کیم کانگ یول پسری که تازه ظاهر میشه و همه چیز رو تغییر میده
این وری بریم؟- کدومتونید؟-
کدومتون شیره
من کیم کانگ یول هستم
ادم قوی ای که در قرار اول به همه تنش وارد کرد
براشون مثل یه تهدیده
اخ
ای
فک کنم اشپزیش خوب باشه- اره واقعا خوشمزست-
و سیگنالی که رفته رفته پیچیده تر میشه
کیم کانگ یول باعث ایجاد چه تغییراتی خواهد شد؟
امروز در خانه ی سیگنال چه تغییراتی رخ خواهد داد؟
مشورت هیجان انگیز چهارشنبه شب
برنامه ی حدس عشقی که دارای جالب ترین اتفاقات شک بر انداز در جهانه
برنامه ی استنتاج خط عشقی هارت سیگنال
ما شش تا پیش بینی کننده ی تیز هوش داریم اینجا جمع شدیم تا خط عشقیشون رو پیشبینی کنن
خوشبختم
هی تکرارش میکنیم
من واسه امروز بد به دلم افتاده
یکم از همین لحظه لذت ببریم- اره-
من خیلی به خودم افتخار میکنم- بایدم لذت ببری-
خب هفته ی پیش با ورود کیم کانگ یول توی خونه ی سیگنال تنش خیلی بزرگی ایجاد شد
بیرون که بودن مثل شیر شاه بود
ولی خونه مثل بچه شیره توی شیرشاه بود- درسته-
خیلی جذبه داشت
اینکه سریع میرفت رو مبل دراز میکشید- اون بامزه بود-
مسواکشو نیاورده بود نوت بوکشم نیاورده بود
از وسایل بقیه استفاده میکرد- درسته-
توی اولین دیدار ادمای عادی باهم معمولا کسی که تازه اومده احساس معذب بودن میکنه
ولی چیزی که ما دیدیم این بود که
این وو معذب شده بود
تو دلش میگفت این یارو کیه دیگه- دقیقا-
عین این که انگار صاحب خونه سر زده اومده
معذب شدن- متشنج شده بودن-
و این وو کسیه که بین دو تا دختر گیر کرده
دوباره احساس شکستن میکنه
ولی به نظرتون با اومدن پسره جدید
اگه اون بخواد با جی هیون باشه این وو دچار تغییر نمیشه؟
احساساتش ممکنه تقویت بشن- موافقم-
با دیدن رفتار کانگ یول این وو ممکنه بتونه بفهمه
احساسات خودش چطورین
...چطوریه که حسادت
حسادت میتونه تو همه چی تغییر ایجاد کنه درسته؟- دقیقا-
رفتار جی هیون تغییر خواهد کرد
امروز خیلی ویدئو هست که باید ببینیم
چون هفته ی گذشته
جی هیون شجاعتش رو جمع کرد و خواست باهم برن سر کار
از این وو- درسته-
یقینا توی قلبش یکم احساس درد کرده
ولی بازم رفت بهش گفت بیا با یه ماشین بریم پارک جی هیون شجاع میشه و ازش میخواد از یه ماشین استفاده کنن
الان ما فعلا
نمیدونیم اونا به کی پیام فرستاده بودن- نه نمیدونیم-
با حسی که داریم هم نمیدونیم؟- به نظرم نمیدونیم-
نمیشه؟- قطعی نمیشه-
فقط باید پیشبینی کنیم
اگر جی هیون میدونست
شک نکنید نمیرفت تو اتاق این وو دنبالش یعنی اگر پارک جی هیون میدونست درخواست کارپول نمیداد
اره اره
کانگ یول جی هیون رو انتخاب کرد ولی
ولی اون حس کرده که جی هیون
یه حسایی به این وو داره
پس احتمالا سرعتش رو میبره بالا
واقعا؟- به نظرم سریع پیشرفت میکنه-
چون دیر بهشون پیوسته- امیدوارم همینطوری باشه-
اره- باید دنبالش بره تا به دستش بیاره-
ینی اگر کانگ یول بیست سوالی بازی میکرد
از اونایی بود که اول جواب میدادن یا اخر؟
به نظرم جوابم اگه میدونست اول جواب نمیداد- درسته-
باهاش حال میکرد- اره-
به نظرم اگر میگفت یه چیزی که اینجاست میگفت من؟
فک کنم اگر من تو اون شرایط بودم جواب میدادم نه خیرم
درستم جواب میداد من میگفتم نه- این دو تا چون باهم نمیسازن خیلی ادمو به خنده میندازن-
ببخشید اینو میگم ولی اخه کفش یکی از پاهاش رو دراورده
و هی داره با جورابش به من میزنه- ینی این یه سیگناله؟-
خیلی شکه شدم
ما از وقتی بچه بودیم راجب شیر بهمون گفتن
شیر ها معمولا شکارشون رو زیرنظر میگیرن
قبل از اینکه بپرن بگیرن بخورنش- اره-
شیره الان در مرحله ی زیر نظر گرفتنه؟- به نظرم مرحله ی زیر نظر گرفتن رو رد کرده-
به همین زودی تو یه روز؟
کانگ یول الان امادست که وارد عمل بشه
به نظر من دیگه بیشتر از این تو اون خونه- زندگی مصالمت امیز نخواهیم داشت درسته-
بیاید باهم نگاه کنیم تو خونه ی سیگنال چی میشه
از اینکه اومدیم بیرون
خیلی خوشحالم همش دلم میخواست قهوه بخورم
تو چی
من فکر میکردم تو حتی به من فکر هم نمیکنی
هاه؟
من ناراحت بودم
که اول با گاهون رفتی قهوه خوردی
وقت شام
کی میخواد با من بخوره؟- من-
بیا
پارک جی هیون به این وو و گاهون توجه نشون میده
سریع میخوای غذا بخوری؟
اره، بشقاب ها پایینن
گفتن خودشون میارنشون؟- اره-
خستم
زمان خیلی زیادی گذشته
واسه ما- اره-
اره هیچی نشده یه هفته شده
زمان زیادی گذشته و توش اتفاقات زیادی هم افتاده- درسته-
من جدا خیلی تو زندگیم ظرف شستم
همین کارا رو کردی کارمند نمونه شدی دیگه
دفتر خاطرات سیگنال
دوست ندارم یه طوری بشه که تا تهش مجبور بشم
به اونی که ازش خوشم اومده فقط نگاه کنم
درسته. باید خیلی سخت باشه
انگار همش تنهایی داری میجنگی- درسته-
خیلی سخته
به نظر میاد از یکی خوشت اومده
اره
فک کنم یکی هست
ولی ینی خیلی سریعه؟
ولی عموما کسی که احساسی بهش دست میده
فکر میکنی چرا میگن تو نگاه اول عاشق شدن
چون خیلی سریعه
به نظرت اگه واسش توضیح بدی این باعث نمیشه
اون طرفم کمتر گیج شه و کارشو بهتر انجام بده؟
از اون شب های عمیقی که کسی خوابش نمیبره
بعدا حرف میزنیم- باشه-
میتونی بیای تو- ببخشید-
موهام ریخته بهم
شبی که کلی فکر تو سرت داری
فردا صبح میخوای بری سر کار؟- اره-
میام دنبالت دو نفری که قول کارپول میدن به هم
پس من باید اول بیام بیرون دو نفری که قول کارپول میدن به هم
...خدافظ فردا- فردا صبح دیگه-
میبینمت- باشه ممنون-
شما یک کوپن قرار دارید، کسی که میخواید رو انتخاب کنید و باهاش سر قرار برید
قسمت 7 صدای شیر
کانگ یول بیداره- اره-
خیلی زود میره بیرون
سر کار رفتن کانگ یول
بالاخره کارپول
این وو- بله-
امروز با جی هیون با یه ماشین میرید؟- ها؟-
چرا- بستگی داره کی میاد-
اها اینطوره- اگر تا 8 و 10 دیقه نیاد بیرون من باید برم-
فک کنم الان میاد بیرون- خب-
ولی من امروز یه چیزی هست باید بهش بگم- خب-
اشکال نداره من برسونمش؟
این کارو میکنی؟- اگه قول اینا ندادی بهش-
نه، فک کنم الانم بتونی بهش بگی- عه؟-
عه پس همچین شرایطی هم ممکنه پیش بیاد
دفعه ی پیش خودشو زد به ندونستن- اره یه بار همچین شرایطی رو داشت-
دیگه بیشتر از این جلوی خودشو نمیگیره
سلام- سلام-
همین الان باید بری؟- اره-
باید برم- کجا میری؟-
...هه هوا- ایستگاه هه هوا؟-
احیانا من اگه صبونه نخورمم اشکال نداره
برسونمت؟
ولی اخه دیروز این وو گفت میرسونتم
اها قول داده بودید- اره-
باشه پس میبینمت
خوشبگذره- باشه خدافظ-
انگار داره مشروب میخوره- وان شات-
کسی که من براش پیام فرستادم هانگیول بود
جدا؟- اره-
نمیدونستی- نه-
لابد چون این رو شنیده بوده درخواست هان گیول رو رد کرده
No comments yet. Be the first to leave one.