The first 35 lines.
زمان داره می گذره وقتی هنوز سر شبه
روشنایی روز داره جاهای دور رو فرامی گیره
مکان ها
چشم ها ورم کرده دنبال خورشید می گردند
اغوش بهشت برا ما بازه و ما می گیم تعطیله
تعطیلات
تو بهم یک رویایی رو می دی که
می خوام داشته باشمش
می خوام داشته باشمش
بالای تپه ها و اون دور دورا
میلیون ها مایل دورتر از لس انجلس
فقط یه جای دوری با تو
می دونم که ما باید از اینجا بزنیم بیرون
یه جایی که هیچ کس مارو نشناسه
ما زندگی مونو از نو می سازیم
فقط منو یه جایی ببر
منو یه جایی ببر
یه جای دوری با تو
فقط منو یه جایی ببر
فقط منو یه جایی ببر
هر جای دوری با تو
خوشی یکم خوشی
خیلی کم فرا می گیره فرا می گیره منو منو منو
اوه خوشی یکم خوشی
خیلی کم فرا می گیره فرامی گیره فرامی گیره منو منو منو منو
حقیقت اشکار می شه وقتی ما داریم دروغ می گیم
توی شغولی دنبال یک رابطه می گردیم با تظاهرکننده ها
تظاهرکننده ها
رازهای تو تنها چیزیه که من الان می خوام
خوبی و بدی کنار هم ان
چون من می تونم تحملش کنم می تونم تحملش کنم
تو به من رویایی رو می دی که من می خوام
داشته باشمش داشته باشمش
بالای تپه ها و اون دور دورا
میلیون مایل دورتر از لس انجلس
No comments yet. Be the first to leave one.