American Horror Story

American Horror Story

Download Farsi Persian Subtitle

Season 6

Release info

American Horror Story S06E02 WEB-DL
A Commentary by ImLoSeR
►► 9MOViE1.iN | Ki@rash

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
Published on: 2016-09-24
Downloads: 35
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

هیچ‌وقت به این فکر نکرده بودم که

.چه چیزهایی می‌تونه تو طبیعتِ وحشی وجود داشته‌باشه

.که تو تاریکی قایم شده‌ان

الو؟

فکر می‌کردم دارم خواب می‌بینم

می‌بینیش؟

فکر نمی‌کردم دیگه بدتر از این بشه

!هِی

من ملکه‌ی همه‌ی کندوهای زنبور عسل هستم

من آتیش روی همه‌ی تپه‌ها هستم

من سپر محافظ روی سر هر نفری هستم

من نیزه‌ی هر جنگی هستم

کسی که هم درخت و هم

.آذرخش بهش حمله می‌کنن

هیچ وقت به این فکر نکرده بودم که چی می‌تونه تو طبیعت وحشی وجود داشته‌باشه

...که تو تاریکی پنهان شدند، یا

.یا به چه قیمتی می‌تونم زنده بمونم

این فراری رو تو جنگل همراه با

.وسایل دزدیده شده از انبار، پیدا کردیم

عدالت برای خیانت اون مجازات تعیین کرده

،برای کسی که یه دیوِ از هم گسیخته‌ست

،که تو مُرداب و منجلاب فاسد شده

.و به اندازه‌ی روحِ فاسدش، کثیف ــه

!حرف بزن، خوک، حرف بزن

شروع کنین تا روحش از گناه پاک بشه

!بگیرینش

لی اون رو به بیمارستان رسونده بود

،و وقتی «شلبی» به‌ هوش اومد

...بکُلی داستان عجیب و غریب درباره‌ی

.یه مراسم قربانی‌کردن انسان، به پلیس‌ها گفته بود

پلیس‌ها یه نفر رو فرستادن اونجا که

موضوع رو بررسی کنه ولی .هیچی نتونسته بود پیدا کنه

همچنین پلیس‌ها به پرستارها گفته بودن که

از خونش آزمایش بگیرن و .ببینن اگه «شلبی» تحت تأثیر مواد مخدر بوده باشه

مواد توهم‌زا

ولی خون اون پاک بود

از خرس‌عروسکی‌م خوشم میاد

باید برای مراقبت ازت دربرابر

.هرچیزی که اونجا بوده، کنارت می‌بودم

معذرت می‌خوام

ولی الان پیشتم و

.یه جای دیگه برای زندگی پیدا می‌کنیم

بهت قول می‌دم

نه

فکر می‌کنم یکی از مردهای کوهستان بود

همه‌ی ماجرا مثل یک حقه‌ی دقیق بود

اونا می‌خوان ما رو بترسونن تا از اونجا بریم، مت

به من نگاه کن

نمی‌تونیم این اجازه رو بهشون بدیم

نمی‌تونیم از اونجا بریم

نه وقتی که هر قرونی که داشتیم رو خرج خریدن اون خونه کردیم

،اگه اون مبارزه‌ای بود که اونا می‌خواستن

.مبارزه‌ای بود که نصیبشون می‌شد

کیارش عباسی و حسین گنجی ImLoSeR & Kiarash_TopHero

حالا که به گذشته فکر می‌کنم، می‌فهمم که چرا دادگاه

.به «میسن» حضانت کامل رو داد

آخه کدوم مادری این کاری که

من انجام دادم رو تو اون زمان انجام می‌داد؟

،بابت این کار خیلی خجلت‌زده هستم .بخاطر انجام اون کار از خودم متنفرم

نمی‌خواستم که بیارمش تو اون خونه

نه با وجود اون اتفاق‌هایی که اون جا رخ می‌داد

مامان گفته بود که یه خونه‌ی روستایی ــه

پس جوجه‌ها و خوک‌هاش و این جور چیزا کجا هستن؟

زودباش، عزیزم

ولی من واقعاً داشتم تلاش می‌کردم که ،دوباره با «فلورا» ارتباط برقرار کنم

،دوباره اعتمادش رو بدست بیارم

.از اون رابطه‌های مخصوص مادر-دختری

خداحافظ، بابایی

،می‌گفتم اگه «فلورا» رو داخل خونه نگه دارم

.و چشمم بهش باشه، مشکلی پیش نمیاد

!خوب اومد

هِی، گشنته؟

بسیار خب

الان برمی‌گردم

،شما می‌تونین دختر من رو هرجایی ببرین

.و اون زودی با اونجا مثل خونه خودش اُخت می‌گیره

اون هر جایی رو تبدیل به خونه خودش می‌کنه

اون (زن) به ما آسیب می‌زنه؟

عزیزم؟

اگه من عروسکم رو بهت بدم، اون بی‌خیال این کارش می‌شه؟

هی، عزیزم

با کی داری صحبت می‌کنی؟

«پریسیلا»

دوستمــه

شنیده بودم که این جور اتفاق‌ها برای بچه‌های طلاق زیاد پیش میاد

اونا شروع می‌کنن از خودشون یه چیزهایی رو درآوردن

یه جور برون‌ریزی

این اتفاق باعث شد بخاطر کاری که باهاش کردم خیلی ناراحت بشم

خب تو و «پریسیلا» راجع به چی داشتین صحبت می‌کردین؟

یا این یه راز ــه؟

،اون می‌خواد برام یه کلاه دخترونه درست کنه

.درست مثل مال خودش اگه بهش کمک کنیم

اوه. یه کلاه دخترونه

کمکش کنیم که چیکار کنه؟

که جلوش رو بگیره

جلو چی رو بگیره؟

اون گفت که از این همه خون و خونریزی خسته شده

همینجا بمون

خواهرت پیش خودش چی فکر می‌کنه؟

می‌خواد بچه‌ش رو ببینه

میسن رو که می‌شناسی خودت

نمی‌خواد بهونه دست «میسن» بده که دخترش رو ازش بگیره

خواهرت فکر می‌کنه من یه احمقِ دروغگو ام

اون می‌دونه که تو الان فشار زیادی روته

اون می‌دونه که من دروغ نمی‌گم

وقتی که اون افراد اومدن تو خونه و

و اون چیزها رو نصب کردند، خواهرتم .پیش من تو زیرزمین بود

می‌دونم

موافقم. ما پس‌انداز کل زندگی‌مون رو

به خاطر این احمق‌ها از دست نمی‌دیم

مبارزه می‌کنیم

حداقل تا زمانی که بتونم بفروشیمش

هِی

مطمئنی که همین رو می‌خوای؟

شاید انتخاب دیگه‌ای نداشته باشیم

شب بخیر

یه کم احساس گناه کردم

،مت می‌دونست که من اونجا خوشحال نیستم

و می‌دونستم که «لی» فکر می‌کنه من .از خودم این داستان‌ها رو می‌سازم

اینجوری باورش راحت‌تر بود

منظورم اینه که... اگه می‌خواستی جور دیگه‌ش فکر می‌کردی خیلی ترسناک می‌شد

،یه کسانی نمی‌خواستن که ما تو اون خونه باشیم

و می‌خواستن مطمئن بشن که ما می‌ریم و

.و هیچ وقت دیگه برنمی‌گردیم

شلبی؟

شلبی، داری چیکار می‌کنی؟

یکی بیرون ــه

چی؟ - آره، من دارم میرم بیرون -

دیوونه شدی؟ - نه. دیوونه نیستم، دیگه اعصاب ندارم -

این دفعه دیگه نمی‌شینم و خودم رو ازشون قایم کنم

شِلبی

من هیچی نمی‌بینم - هش،شش -

چی شنیدی؟ - گوش کن -

آهای؟

!کی اونجاس؟

!خودتو نشون بده

شل

!شلبی

فقط می‌خواستم تموم بشه

می‌خواستم بدونن که ،نمی‌تونن من رو بترسونن

.که ما نمی‌ترسیم

لعنتی

مت؟ مت؟

مت؟

شلبی؟

لعنتی

!شلبی

شما همیشه می‌شنوین که ...کسانی تو جنگل گم می‌شن، ولی You hear about people getting lost in the woods, but...

.این سریع‌ترین زمانی بود که می‌تونست اتفاق بیفته...

مت؟

مت؟

شلبی؟

هی. حالت خوبه؟

نه

اون یه چیزی بیشتر از سوختن یه صلیب تو علفزارهات بود

حالت خوبه؟

یه چیز شیطانی پشتش بود

مت به پلیس زنگ زد و ما یه راست اونا رو به محل حادثه بردیم

این دفعه، پلیس‌ها باید دیگه حرفمون رو باور می‌کردن

اگه آتش به جاهای دیگه سرایت می‌کرد، چی؟

اگه خونه‌مون طعمه حریق می‌شد، چی؟

اصلاً خیالتون هم بود؟

هی، ما واحد رو می‌فرستیم اینجا تا

رد «اسماعیل پولک» و .پسراش رو بگیرن و پیداشون کنن

به محض اینکه پیداشون کنیم، برای .بازجویی به اداره پلیس می‌بریمشون

بازجویی؟

این بهترین کاری ـه که از دستتون برمیاد؟

به محض اینکه بیان بیرون، دوباره برمی‌گردن

کی می‌دونه دفعه بعد چه کاری می‌خوان انجام بدن؟

هیچی نمی‌تونه ما رو از انتقام‌جویی اونا مصون بداره

اگه دوباره بذارین این افراد بیان سراغ ما، مجبور می‌شیم

.همه چی رو برملا کنیم

اوه، من یه ماشین گشتی تو راه ورودی خونه می‌ذارم

24ساعته تحت مراقبت خواهید بود تا

.بفهمیم که قضیه چیه

شلبی افسارگسیخته بود

من تقریباً برای اون پلیس

.احساس شرمندگی کردم

ولی گشت 24 ساعته پلیس باید خیلی زودتر از این انجام می‌شد

احساس کردیم که بالاخره می‌تونیم آروم بشیم و یه کم بخوابیم

الو؟

خواهش می‌کنم

کیه؟

دارن بهم آسیب می‌زنن - الو؟ -

چرا اجازه می‌دی اونا بهم آسیب بزنن؟

الو؟

نه. نه

نه

نمی‌خوامش

خواهش می‌کنم بس کن

داروهات رو مصرف می‌کنی و حرف نمی‌زنی

این کارا دیگه چیه؟

مشکل چیه؟

مارگارت داروهاشو مصرف نمی‌کنه

شما کی هستین؟

راست می‌گه، مارگارت؟

باعث می‌شه مریض بشم

حاضرجوابی کرد؟

آره

بهت هشدار داده شده بود

More Farsi Persian subtitles for American Horror Story

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left