The first 200 lines.
« عشاق »
، مادريد .سال هايِ دهه يِ 1950
.قدم رو
!ايست !به راست ، راست
.پاکو» ، يه پيام واست آوردم»
چي شده؟
«همراه ما و «تريني .بيا به جايي که دوچرخه ها هستن
دوباره؟
الان؟
، راحت باش ، مرد .راحت باش
.«صبح بخير ، «پاکو
.«روز بخير ، «پاکو - .روز بخير ، خانم -
ميخوام فردا صبحِ زود .همسرم رو تا ايستگاه همراهي کني
منتظرِ چند تا از .دوستان هستيم
.امر ، امرِ شماست ، قربان
.بذار ببينم
چرا دوباره دوچرخه قرض کردي؟
به بچه ها .قولِ شون رو داده بودم
بله ، شدي .نوکرِ دَرِ خونه يِ باباشون
!کافيه
اين جور کارها .وظيفه يِ تو نيست
!باشه ، حالا اَخم نکن
پاکو» ، «پاکيتو» ، اگه رفتارت خوب باشه» .واست آب نبات چوبي مي خرم
تويِ روستا چکاره بودي؟
.از گله مراقبت مي کردم
از ميش ها؟
يه گاوِ نر داشتم .که عاشقِ هم بوديم
خوب ببينم ، واسه عشق بازي کجا مي رفتين؟ چراگاه؟
بچه ها کجا هستن؟
.همين اطراف
اگه بخواي اينجا تويِ مادريد بموني .نياز به شغل داري
واسه همينه که خيلي از همقطارهام .قصد دارن مجدداً تويِ ارتش نام نويسي کنن
!اوه ، نه !تو يکي اين کار رو نکن
من همچين کاري نميکنم. فقط آدم هايِ عاطل و باطل هستن .که همه چيز رو رها مي کنن تا به خرجِ ديگران زندگي کنن
با کار کردن ميتونيم .درآمد و عايدي داشته باشيم
آره ، اما نفرت دارم از اينکه .تويِ يه کارخونه از دود و دَم خفه بشم
من يکي که از پونزده سالگي .خدمتکار بوده ام و ميدونم اونقدرها هم بَد نيست
من مبلغِ 19 هزار پزوتا .پس انداز کرده ام
لازم نيست ، من خودم .خرجِ هر دو نفرمون رو ميدم
، هر جايي که بشه کار ميکنم ، تمام وقت .و هر چي دربيارم رو پس انداز مي کنم
اينطوري درآمد خواهيم داشت .و کم کم پيشرفت ميکنيم
آهاي عروس و داماد ، يه کمي هم .به فکرِ ما باشين
الان ديگه وقتِ .ته بندي شده
حداقل واسه مون .يه کم بادام زميني بخرين
.يا کاکائو يا يه چيز ديگه
، «يالا ، «پاکو .فقط يه امروزه
.و شاه بلوطِ خشک شده
، آره ، روز 8 دسامبره .روزي مثلِ همه يِ روزها
من که با اين بوزينه ها .حتي قوم و خويش هم نيستم
.من تافي ميخوام
.من هم بادام زميني
بادام زميني .واسه همه
واسه غذا چکار ميکني؟
.خودم از پَسش برميام
بيا ، يه اتاق واسه اجاره .پيدا کردم
به شرطي که .نزديک باشه
.آره ، نزديکه
.ظاهراً که خوبه
هفته اي هم يک بار .لباس چرک هات رو بيار خودم ميشورم
.يادم مي مونه ، زن
.خوبه
.پس به اميد ديدار
.به اميد ديدار
ببخشيد. شنيدم شما .اتاق واسه اجاره دارين
داريد؟
خوشتون مياد؟
.مطمئن نيستم
چرا؟
قيمتش چقدره؟
.هفته اي 60 پزوتا
بايد پيش پرداخت بدم؟
.بله ، اگه ممکنه ... صبحانه هم مجانيه
.اما بايد خودتون درست کنيد
شما مدت طولاني اي اينجا مي مونيد؟
.هنوز نمي دونم
اگه به چيزي احتياج داشتيد .صدام بزنيد
.متشکرم
بچه هم داره؟
تا اونجايي که .مي دونم نه
تمام بعد از ظهر رو .خوابيدم
تمامِ کاري که کردي همين بود؟
خوابيدن؟
.به تو هم فکر کردم
مي شه بدونم چه فکري درباره يِ من مي کردي؟
... خوب
خوب" چي؟" يادت نمياد ، نيست؟
!چقدر تو دروغگو هستي
!کافيه! تمومش کن !احمق نباش
مي خواي بدوني چه فکري راجع بهت مي کردم؟
!فکرايِ کثيف مي کردي ، مطمئنم
تويِ گوشت بگم؟ ... گوش کن
!نه
، در خدمت هستم .جناب سرگرد
، «راحت باش ، «پاکو .راحت باش
تو الان ديگه .تويِ نظام نيستي
عصرتون بخير باشه .جناب سرگرد
بطري باز کن رو ميدي به من؟
.بله ، قربان .همين الساعه
ماچ و بوسه ، هان ...؟
راستي شغل پيدا کردي؟
، نه هنوز .جناب سرگرد
منتظرِ چي هستي؟
اين اطراف دارن .ساختمون مي سازن
.احتياج به کارگر دارن
.يه آگهيِ خيلي بزرگ هم زدن
برادر زنم بهشون .مصالح مي فروشه
اسمِ سرپرستِ کارگاهِ شون .آرتورو واسکز»ه»
بهش بگو .از طرفِ من اومدي
بهش بگو .باهام تماس بگيره
.چشم ، جناب سرگرد
يادت هست هميشه .چي بهت مي گفتم
مزد آن گرفت جانِ برادر .که کار کرد
.بله ، جناب سرگرد
.خوب ، خداحافظ بچه ها
بفرمائيد کارِ تون رو .ادامه بديد
، شبِ تون خوش .جناب سرگرد
... اين يارو که خودش
، با کار کردن .سرگرد نشده
ولي عوضش .توصيه خوبي که بهت کرد
، عوضِ اينکه وقتت رو با مهمل بافتن تلف کني .برو اونجا ببين چه خبره
حرفي که گفتم .مهمل نبود
چرا اينقدر بي ميل و .بداخلاق هستي ، زن
بذار يه چيزي .تويِ گوشت بگم
!بي شرم و حيا
!نميخوام بخورمت که
!هي
يه لحظه بيا اينجا .جايِ من بايست تا برگردم
اوضاعت چطوره؟
.بدک نيست
قبلاً تويِ روستا شغلت چي بود؟
به پدرم تويِ مزارع .کمک مي کردم
گمون نکنم واسه اين کار .ساخته شده باشي
واقعاً هم که !همينطوره
دستمزدم رو از کي بگيرم؟
از اون کارمندي .که تويِ دفتره
.«سلام ، «ماريا
.«سلام ، «پاکو
با «لوئيسا» کار داري؟
کليدم رو .فراموش کردم
.زودي بر مي گرده
.منتظر مي مونم
.صبور باش - .عصرت بخير باشه -
... نتايجِ ليگِ فوتبال
تريني»؟»
، تريني» نه» .«لوئيسا»
.اسمِ من «لوئيسا»ست
رختخوابِ خودِ آدم ، از اينجا دنج تر و گرم و نرم تر نيست؟
آخه کليدم رو .فراموش کردم
، اگه دوباره همچين اتفاقي افتاد .يه کليد تويِ "بار" سَرِ کوچه هست
.ديگه اتفاق نمي افته
.شب بخير
.شب بخير
با يه نوشيدنيِ کوچولو چطوري؟
.نمي خوام زحمتتون بدم
در هر حال ، من که خودم .قصدِ نوشيدن دارم
.بشين
اينها ديگه .آخري هاش هستن
ببخشيد؟
.جام ها رو ميگم
، قبلاً شش تا داشتم .اما الان فقط همين دو تا باقيمونده
، نه جامي ، نه کنياکي ... نه چيزي ، نه چيزي
.فقط همين مارک رو داريم
.از اين مارک خوشم نمياد
.من هم همينطور
ولي چيز ديگه اي هم .وجود نداره
!من هم هستم ها؟
من رو به جا آوردي؟
تريني» اسمِ» .دوست دخترمه
منظورتون چي بود؟
منظورم اين بود که اينقدر حواس پرت هستي .که انگار کشتي هات غرق شده
.روزِ بَدي داشتم
.خوب من هم همينطور
شيريني ... مي خواي؟
.نه ، نه. ممنونم
شک دارم شام خورده باشي؟
.به شام نيازي ندارم
!شاد باش ، مرد
نگاه کن ، من بر حسبِ تجربه متوجه شده ام اگه آدم دلش بخواد .روزهايِ بَد هم مي تونن تبديل بشن به روزهايِ خوب
چطوري؟
من هميشه آخرِ روزهايي که واسم بَد سپري شده .يه کارِ ديوانه وار انجام ميدم که تويِ حالتِ نرمال نميتونستم
، خوب ، مثلاً من اگه ميخواستم چه کارِ ديوانه واري مي تونستم بکنم؟
... تو نه ، ما
فعلاً گورت رو .«گُم کن ، «پِپيتو
سرنوشت تو رو .فرستاد به اين خونه
.بکنش داخل
.اجازه بده
.تو خيلي ناشي هستي
واسه ناهار چي درست کردي ، «تريني»؟
، تاس کباب ، خانم .مثلِ هر پنجشنبه
.واي ، پنجشنبه
!چقدر زمان سريع ميگذره
اگه منويِ غذا رو ... جلوم نگذاري
هيچوقت متوجه نمي شم .امروز چه روزيه
!آخ ، سَرَم
برم يکي دو تا .قرصِ آسپيرين بخورم
... «بانو «اِلويرا
به مشورتِ تون .احتياج دارم
.حتماً
الان يک هفته ميگذره .از آخرين باري که از «پاکو» خبر داشتم
من بايست چکار کنم؟
No comments yet. Be the first to leave one.