The first 200 lines.
...آنچه گذشت
محافظت از کشور
شامل نگه داشتن اسرار .پيش خودمون ميشه آقاي رئيس جمهور
رئيس جمهور يه توطئه رو کشف کرده
.که حدود يه دهه ست داره انجام ميشه
چندتا زنداني هستن؟ - .97تا -
چرا اونا رو نگه داشتيم؟ - .اونا يه برنامه ي مخفي دارن -
...مردي که از اين خبر داره - ."شان واکر" -
.داره دنبال نامزدش ميگرده
.فکر ميکنم اونا ميخوان بکشنش
.شان"، خواهش ميکنم بيا و منو پيدا کن"
سوفيا"، رهبر اون عده اي" مرموز که زنداني شده ن
.سکوت کرده است
.دارم بهت يه پيشنهاد ميدم
،من نميتونم از اين اتفاق دفاع بکنم
.ولي به آدمام هم خيانت نميکنم
بعد از اينکه، هواپيمايي که ....قرار بود رئيس جمهور رو بکشه
به طور ناگهاني از ميامي ...به آريزونا ميره
.اونا مردن قربان .همشون مردن
مرگ اونا ميتونه ي نتيجه ي
اون چيزي باشه که منتقلشون کرده به اينجا، نه؟
بيش از 200 مسافر مرده
.اتفاق عجيبي براشون افتاد
من...من به يه سري از افراد !اين پايين نياز دارم، همين الان
.اتفاق هم اکنون شروع ميشود
.خيلي خب
!سرتو بدزد
.من ديگه هيچ کسي رو نميبينم .ولي اين هيچ معني خاصي نداره
.فقط برون - کجا؟ -
.هر جايي که غير از اينجا باشه
.دوست پسرش فرار کرده
.من با "واکر" وقت گذروندم
اون نبايد براي تو يا "اسميت" دردسري .بوده باشه
.آره، خب، حالا که بوده
ولي بر اساس اون چيزي که ،ما فکر ميکنيم به "اف.بي.آي" گفته باشه
واضحه که سعي ميکنه تمام .اين داستان رو سرِ هم بکنه
.بهتره دختره رو از اونجا ببري
چيکار داري ميکني؟ - .اين ماشين اوناست -
.همون تيراندازها
شايد يه چيزي باشه .که بهمون بگه اونا کيَن
.لعنتي .هيچي نيست
.خب، ولي لااقلش اينه که حالا ديگه حرفمو باور ميکني
.تا يه جاهايي آره
اين يارو چيکار داره ميکنه؟ - چي؟ -
اين يارو رو ميبيني؟
ميبيني چقدر سريع داره ميره؟ - .آره، آره، ميبينمش -
.خودشه. برو. تند تر برو - چي؟ -
.فقط تند تر برو
.خيلي خب، داره ميرسه
.بیشتر گاز بده - .دارم همين کار رو ميکنم -
منتظر چي هستي؟
!بهش شليک کن .نميتونم. نميتونم
.از اين فاصله نميتونم
خب، پس چيکار کنيم؟
،باشه، باشه .فقط يهو ترمز کن
گفتي ترمز کنم؟ - .آره -
.بعدش بپيچ راست .خواهش ميکنم. بهم اعتماد کن
.باشه - !الان -
زديش؟ مطمئني؟ - .برو -
!برو
.حله
،خيلي خب من "جي.پي.اس" ماشين رو قطع کردم
.که نتونن ردمون رو بگيرن
.خب، به هر حال ديگه کلاً نميتونن ازش استفاده کنن
.من 4 سال با اون آدما کار کردم
.روز و شب
.من آدمايي که اين کار رو کردن ميخوام
.ميخوام که تاوان کارشون رو بدن
هر چيزي که ميدوني .بهم ميگي
ميفهمي؟
.منم داشتم سعي ميکردم همين کار رو بکنم
،پس بگو چطوري اين حرومزاده ها رو پيدا کنم؟
...خب
.آره .از طريق اون
.همون زني که "ليلا" رو گروگان گرفته
."ويکي رابرتز"
.يا اينکه اسم واقعيش هر چي که هست
.اينا اسامي مستعاري هستن که من پيدا کردم
فقط بايد به اين اميدوار باشيم که هنوزم
.لااقل يکي از اونا رو استفاده ميکنه
.خيلي خب. خيلي خب ...من يه چندتا تلفن ميزنم
.نه، نميتوني .نميتوني
ديدي که وقتي به يکي زنگي ميزني و درباره من ميگي
.چه اتفاقي افتاد
.نه، آدمايي هستن که بهشون اعتماد دارم
.همسر سابقم تو قوه قضاييه کار ميکنه
به شماره ملي و تاريخ تولدا دسترسي داره؟
.آره
.پس ميتونه به اون منابع اطلاعاتي وصلمون کنه
ببين، تو خوش شانس بودي، خيلي خب؟
...ولي تو .آموزشي نديدي
...تو فقط .نميتوني کاري بکني
.من تونستم زندگي تو رو نجات بدم .اونم دو بار
،گوش کن ليلا" يه جايي اون بيرونه"
.و منتظر منه
.و منم نميخوام نا اميدش کنم
« پنج سال قبل »
آماده اي؟ - .آره -
.خيلي خب - ."شان" -
.بله - .با من بيا -
.تو با من بيا .نميتونم بليط هواپيما رو جور کنم
و اينم نميذارم که .براي منم يکي بگيري
.تا اونجا با ماشين ميريم
ميدوني اين کار
چقدر طول ميکشه؟
.16ساعت - .خيلي خب -
خب پس دقيقاً سرِ شام .روز شکرگذاري ميرسيم اونجا
.آم...واي
چيه؟ درباه منه؟
.نه، نه، نه، نه. خدايا، نه .تو...تو عالي اي
...آم - پس چي؟ -
.آم...خيلي خب
واقعاً؟ - .آره -
.بيا، آه، بيا انجامش بديم
.خيلي خب - .باشه -
.شام روز شکرگذاري
ميشه يه تو سري بهش بزني؟
.مرسي - .آه، راديوي دوست داشتني -
.پله .پله
.سه تا ديگه مونده
.آبجو براي من
ميشه فقط اين کار رو انجام بديم؟
.متأسفانه، دستشويي خرابه
.بنابراين بايد از اين استفاده کني
.لعنتي
."نگران نباش "ليلا
.چيزيت نميشه
،اگه درست رفتار کني
.هيچ اتفاقي برات نميفته
.ميذاريم بري
.ميري سراغ زندگيت
.بچه هاي قد و نيم قد بزرگ ميکني .هر چي که دلت بخواد
.و تمام اين چيزا رو فراموش ميکني
حرفمو باور ميکني؟
سرت رو تکون بده که .بدونم حرفمو باور ميکني
.خوبه .خوشحالم اين گفتگوي کوچيک رو با هم داشتيم
.اوه، بيخيال واقعاً دوباره داري مشروب ميخوري؟
.آخريش رو شکوندم - آره، خب که چي؟ -
.پس رو زمين نذارش
،در ضمن .به هر حال ديگه نبايد مشروب بخوري
.بايد هوشيار باشي
واسه چي؟ .فقط منتظر دستوريم ديگه
.اون تا دو ساعت ديگه مُرده
« ساختمان قرنطينه ي بيولوژيکي » « فِر فاکس، وي.اي »
« دَن تيلور، صندلي "10-سي"، افسر هوايي » - .فهميده بودم که يه مشکلي پيش اومده -
،چراغ کمربند ايمني روشن بود .ولي به هر حال يکي از مسافرا بلند شده
« کارلا گارسيا، صندلي 20-اي » - .من کجام؟ گرسنمه -
.هيچ غذايي براي خوردن نداشتم
« آماندا گيبسون، صندلي 24-بي » - من داشتم ميرفتم برزيل -
و آخرين چيزي که يادم مياد
.اينه که از فرودگاه ميامي بلند شدم
« دنيل چاو، صندلي 5-اس » - .من...من...من نميدونم چي شد -
داشتم سعي ميکردم .که بفهمم چه اتفاقي افتاد
چرا...چرا شما بهم نميگيد که چه اتفاقي افتاده؟
« جکي گرانداس، صندلي 39-سي » - ،يادم مياد چشمام رو بستن -
.خدا خدا کردم که سالم برسم
.و بعدش چشمامو باز کردم و اينجا بودم
.من مامانمو ميخوام
.من براي اين دولت لعنتي کار ميکنم
ازتون انتظار دارم که بهم بگي
!اينجا تو اين جهنم درّه چه خبره
.هيچ کس حتي بهم نميگه من کجام خيلي خب؟
اين...اين بنظرتون عادي مياد؟
.هيچي معلوم و واضح نبوده
چرا نميتونم هيچي رو درباره اين اتفاق به ياد بيارم؟
.من نميفهمم
من اين آدما رو ديدم .و اونا مرده بودن
ما از اشعه هاي با فرکانس بالا براي کالبد شکافي اونا
.استفاده کرديم
،و حالا هم داريم نتايجش رو ميبينيم
ميتونيم ببينم شواهدي هستن
.که فعاليت "ميتوکاندريال" در اونا ديده ميشه
يعني داريد ميگي اونا هنوز زنده بودن
و شما اينو نميدونستين؟
دارم ميگم که نشانه ي و علائم .حياتيِ اونا نفهته بودن
،قلبشون نميزد ،نبض نداشتن، فاليت مغزي نداشتن
...ولي يه چيزي يه فعاليتي تو بدنشون
.هنوز ادامه داشته
يعني چي؟
،در حال حاظر قربان .فقط ميتونم حدس بزنم
ما نميدونيم چه اتفاقي براي اونا افتاده
.و اونا نميتونن بهمون بگن
تمام مسافرا فقط يادشونه .که از فرودگاه ميامي بلند شدن
.خيلي خب. ممنونم دکتر - .ممنون دکتر -
چرا؟ اين کار رو ميکنن؟
اينه که اونا رو بطور نمايشي بکنش که بعدش بهمون برشون گردونن؟
.شايد ميخوان قدرتشون رو نشون بدن
.اينکه بخوان بهمون نشون بدن چه کار ميتونن انجام بدن
که چي بشه؟
.يه لحظه منو ببخشيد
چي شده؟
،آقاي معاون رئيس جمهور
،"خلبان اون هواپيما، "مايکل بيوکانان .بهوش اومده
.خوبه .ميخوام باهاش حرف بزنم
.يه مشکلي هست
،"رئيس دفتر، "استرلينگ .داره باهاش صحبت ميکنه
بيوکانان" ميتونه کليد اين ماجرا باشه" که بهمون بگه کي پشت اين قضيه بوده
.که ميخواست رئيس جمهور رو بکشه
استرلينگ" آخرين نفريه که ميخوايم" .باهاش دراينباره حرف بزنه
آقاي بيوکانان"، ما ميدونيم که شما وارد" ،اون هواپيما شدين
No comments yet. Be the first to leave one.