The first 200 lines.
آره
درست شد
داداش مونا
داداش مونا چه جلوهاي داره
آدم بايد اينطور زندگي کنه
در غير اينصورت زندگي چيزي جز جهنم نيست
وکيل کيه؟
راماکانت پانديت
سلام خاله
خب, موضوع اينه که شما ديگه خانواده اون پسر رو نخواهيد ديد
...مادر به
مادر به خطا
اگه دفعه بعد مونا بره هونه و شما نباشيد چي؟
اين يه ريسکه
و اگه دفعه بعد داداش مونا بياد اينجا و زنده برنگرده چي؟
اين هم يه ريسکه داداش کالين
براي من کار ميکني؟
ممکن نيست شما دو نفر پسر من باشيد
ميخوام شما کسب و کار معامله اسلحه رو گسترش بدين
دستتون بازه
با اينا هر چقدر ميتونيد کسب درآمد کنيد, شروع کنيد
...اما يادتون باشه
که بايد اسلحهها رو در حال شليک نگه داريد
توي ميرزاپور خون و خونريزي شده
شهر رو تميز کنيد
راتي شانکار هميشه حملههاي کوچيک رو برنامه ريزي ميکنه
اما الان افتاده دنبال مونا و بعدش هم من
ج, چ ,ج, چ...ايا
اگه شما مدرسه ميرفتيد آدم درست و حسابياي ميشديد
من هيچ قسمتي از اين کسب و کار رو نميخوام
من ميرزاپور رو ميخوام, شاراد
شما که جانپور رو داريد
اين کافي نيست؟
ميرزاپور تاج اتار پرادش شرقي هستش که تو بهش فرمانروايي ميکني
پول من کجاست تريپاتي؟
انتخابات نزديک ـه
من مقدار زيادي "ابريشم" ميخوام
داره...تموم ميشه
نه
هميشه من رو مثل يه هرزه در حال نفس نفس زدن ول ميکني ميري
داداش کالين هيچوقت انقدر دووم نمياره
اين برادر زاده ي مقبوله, بابر
پيش خودتون نگهش داريد و راه و روش کار رو بهش ياد بدين
اگه کاري بهت واگذار شد با وفاداري انجامش بده
پسر تو يه احمق ـه
اينکه اون يه احمق ـه مهم نيست
مهم اينه که اون پسر منه
...با سخاوتمندي به کمپين کمک کن
بعد از پيروزي, کاري ميکنم وزيرکل ميرزاپور رو دو دستي تقديم تو بکنه
پول بيشتري ميخوام
اگه الان ازم حمايت کني کمکت ميکنم کسب و کارت رو گسترش بدي
شما کي وزير ارشد ميشيد؟
من وزيرکل بشم, تو ديگه نميرقصي؟
ما وديعهاي رو براي يه آپارتمان گذاشتيم
به اسم شما و باباست
داداش مونا يه روز ارباب ميرزاپور خواهد شد
و عروسش به شهر فرمانروايي خواهد کرد
برنامه چيه قربان؟
بايد نابودشون کنيم سينها
با اونا شروع کنيد
يه روز با دستهاي خودم برات چايي درست ميکنم
مراقب هستي ديگه, نه؟
با خودم مراقب تو هم خواهم بود عزيزم
مادر به خطا هي-
سوئيتي عشق منه
چي ميخواييد؟ اين چيه؟-
هي, چي کار ميکني؟
ماشين رو نگه دار وگرنه شليک ميکنم
تو دوست مني ديگه؟ نه؟
دوست تولد کنندهت اومده بود من رو بکشه
به نظر من بايد ديمپي رو براي درس خوندن به لاکنو بفرستيم
ميرزاپور ديگه امن نيست
...چي
گوش کن, چند روزي يه گوشه قايم شيد
بيرون از ميرزاپور
به به
فکر کنم شلوارم رو کثيف کردم
داداش, يه مشتري ديگه دارم
به من ملحق شو
با هم به ميرزاپور فرمانروايي ميکنيم
...آدمهاي من
بدون اجازه من هيچ کاري نميکنن
...ببين داداش
توي اون لحظه حس کردم کار خوبيه
به خاطر همين انجامش دادم
بيشتر از اين ناراحتي که توليدکننده اومده بود پدرت رو بکشه؟
يا از اين ناراحتي که موفق به اين کار نشد؟
من ميرزاپور رو ميخوام شاراد
وقتي گودو و بالو بهمون ملحق شدن
گفتن که يا با هم ميان يا اصلا نميان
و وقتي هم برن با هم ميرن
حالا رقص نابودي شروع ميشه
من درباره تو و راجا ميدونم
فقط تخم تريپاتي داخل تو ريخته خواهد شد
وقتشه شريک جرمت مجازات بشه
ببرش
...آکاندايي که ملاقاتش کردي
يه تاجر بود
و من يه آدم گندهم
شبنم
اينجايي؟
هي, عموي احمق
بفرماييد يه کم استراحت کنيد
وگرنه کاري ميکنم براي هميشه به آرامش برسيد
مونا
اين مراسم دختر منه
به من که دعوتنامه ندادين
مادر به خطا
گودو
آقاي رئيس جمهور بلد نيست چطور با اسلحه شليک کنه؟
گمشو ببينم
من حاملهام
گودو
مونا, مونا, مونا
مونا, بابلو نه...خواهش ميکنم
حالا چشمهاتون باز شد؟
اين رو ببينيد
...آره داداش گودو
"فصل دوم"
کثافت
ميکُشمت
ميکُشمت حرومزاده
مادر به خطا
من نميميرم
من نميميرم
هر چقدر ميخواي شليک کن
من نميميرم
هر چقدر هم سقوط کنم
نميميرم
من نميميرم
مادر به خطا
داداش مونا
داداش مونا
اين داداش کالين ـه
مادر به خطا, نابودت ميکنم
...همه شما مادر به خطاها رو نابود ميکنم
داداش مونا
...مادر اون
مادربزرگ شماست
درسته بائوجي؟
درسته؟
گودو
چه اتفاقي براي گودو افتاد بابا؟
پسرم, خوب شو
بعدا صحبت ميکنيم
امروز بعد از چندين روز
به هوش اومدي
مقبول
چه اتفاقي براي گودو افتاد؟
ماشين ـش رو توي جنگل پيدا کرديم
کاملا سوخته بود
اونجا حيوانات وحشي زيادي هست
نميتونيم چيزي بگيم
آدمهام دارن دنبالش ميگردن
بينا کجاست؟
اون هنوز هم مريض ـه داداش
دارو خورده و خوابيده
يه نفر قرص ميندازه تا به هوش بياد
يه نفر ديگه قرص ميندازه تا بخوابه
عجب خونه عجيبي ـه
نگران نباش آکاندا
اگه حال عروسمون بده بذار استراحت کنه
براي اولين بار کار به اين مهمي بهم دادين بابا
...و من کارت خوب بود-
آره اما کار رو تموم نکردم
ميخواستم کاري کنم بهم افتخار کنيد
اگه کاري رو انجام بدي که خانواده ميخواد
بيشتر باعث افتخار خانواده ميشي
اين کار رو ميکنم بائوجي
حتما اين کار رو ميکنم
حالا ديگه حتي مرگ هم من رو نميترسونه
مقبول
يه پيشکش به معبد وينديواسيني بفرست
اون ديگه از مرگ نميترسه
خواهر به خطا
بائوجي
هي, تو وايسا اينجا
چه اتفاقي براي پانکاج افتاد؟
پانکاج زنده نموند داداش
گلوله خورده بود توي سينهش
و تو زنده موندي؟
گلوله فقط بدن من رو سوزونده بود و رفته بود
بشمارشون
بله داداش
يک
دو
سه
چهار
مادر به خطا, بعدي رو نشمار
اون مقعدم ـه
داداش, من احمق نيستم
خيلي خوب ميدونم مقعد کدومه
خيلي در اين باره تهديدم کردين
داداش...پنج تا
پنج تا جاي گلوله
اما باز هم نمُردم
من يه چيزي تو مايههاي قهرمانهاي فيلمهاي هندي هستم
هيچکس نميتونه من رو بکشه
...من
فناناپذيرم
No comments yet. Be the first to leave one.