The first 178 lines.
تقدیم به تمام پارسیزبانان
گمشو میکشمت
احمق دست به من نزن
دراگان مُرده، نفهمها میفهمین یا نه؟
جادوگر آشغال - خفه شو -
وقتی ترسیدی، یه نقطه رو ثابت نگاه کن
این میشه لنگرت
این جواب نمیده
یه چیزی فکر کنین. بوریس اینو خواسته
مقاومت درونی در برابر انگیزه درونیه
میگفتم یه سیخ با خودم بیارم تا بره تو لپش
وقتی ترس سراغت اومد تمرکزتو از دست نده
روی نفس کشیدنت تمرکز کن
آماده باشین الان میرسیم
NESTED با افتخار تقدیم میکند
.::: مترجم مرتضی راکی :::. کانال تلگرام : @nestedsub
از وقتی بیدار شدم فشار روز رو حس میکردم
حتی اگه مشکل مهدکودک امیلی رو حل کرده بودم
و تونی آماده تحویل بود
هنوزم نمیتونستم شور و اشتیاق نیکول رو خاموش کنم
و سختترین امتحانم هنوز جلو روم بود
این واقعاً غیرممکن بود
اگه یه بوریس زنده بخواد یه دراگان زنده ببینه
در حالی که اون دراگان مرده بود
برای حل یه غیرممکن
یه نقشه ریسکدار کشیده بودم
ممکن بود جواب بده
ولی ممکن هم بود تا آخر روز جنازهام پیدا بشه
چون نمیخواستم خونه بمونم و همه چی رو با نفس کشیدن آروم کنم
تصمیم گرفتم با کارای کوچیک حواسمو پرت کنم
اول از همه میخواستم برم دفتر جدید وکالتمو تحویل بگیرم
که تو همون ساختمون مهدکودک امیلی بود
اینکه ساختمون، مال موکلم بود
و اینکه اون موکل مرده بود دو تا نکته مثبت بودن
مثل این حقیقت
که مهدکودک قرار بود کمک کنه مشکل نیکول رو حل کنم
من یه قرارداد اولیه نوشتم
بین دراگان و خودم
با شرایط خیلی خوب
آدرس جدیدمو به کانون وکلا دادم
بیمه مسئولیت گرفتم
یه حساب بانکی برای دفتر وکالتم باز کردم و به این ترتیب مستقل شدم
کاملاً مستقل رفتم خرید
آخرین وسیلهای که نیاز داشتم رو، خریدم
تا بوریس امشب منو نکشه
پست صوتی کلاوس مولر لطفاً بعد از بوق پیام بذارید
آرامتر
بیشتر
بیشتر
اینجا
اُم، امروز مولر رو دیدی؟
یه جوری رفته
خونه والدین اگنیشکا
آره، میدونم. اینجا چی کار میکنیم؟
ما کار نداریم. تو داری
الان میری اون طرف خیابون
زنگ میزنی به، پدر زن آیندهات
و ازش میخوای که دست اگنیشکا رو بده بهت، فهمیدی؟
چرا؟
اول اینکه چون دوسش داری، فهمیدی؟
دوم اینکه مردهای متاهل، طبق آمار
کمتر درگیر کارای جنایی میشن
و سوم اینکه چون ما اینطوری میخوایم
یه چیزی هم برات دارم برات
برای پدر و مادر اگنیشکا
صبر کن، یه ماشینی داره میاد
هنوز یه کم فاصله داره
آره، درسته
درد دو نوعه
یه درد از زخم
و یه درد از کندن زخم
زخم رو دیگه نمیشه برگردوند
ولی اگه بتونیم از کندن زخم جلوگیری کنیم
زخم خیلی سریعتر خوب میشه
واقعا وقتش بود که
از کندن زخم دیگه جلوگیری کنیم
مرسی که اومدی
خواهش میکنم
هر وقت بخوای
...گوش کن، نیکول من، اه
آره، میخواستم یه کم باهات راحت صحبت کنم
چون فکر میکنم الان داری خیلی اشتباه میکنی
آها؟
این چیه؟
این یه کمربنده
این رو غواصامون تو دریاچه جلو ویلا پیدا کردن
هیچ زنگزدگی نداره
و همونیه که تو ویدیو از پارکینگ اتوبان شناسایی شد
روی شلوار دراگان - هوم -
یعنی همونه؟
همونه
نیکول، این که چیز عادیایه
و حالا میخوایم بگیم که این رو تصادفی تو دریاچه پیدا کردیم
جایی که انگشت قطع شده پیدا شده؟
جایی که دراگان خونه داره
و جایی که تو هفته پیش با دخترت بودی
واسه همینه که میخوام باهات حرف بزنم، نیکول
ولی نه به عنوان وکیل دراگان
بلکه به عنوان یه دوست قدیمی که برات مهمه
این چه معنی میده؟ - میبینی؟ همین رو میگم -
این بیاعتمادی مداوم
الان همه جا داری خیانت میبینی
و من فکر میکنم
شاید این به من مربوط بشه
شاید به ما؟
داستان قدیمیمون؟
بیورن، خواهش میکنم
اینقدر خودتو مهم نگیر
هوم
دلم میخواست
ولی وقتی تو دختر من رو در غیاب من بازجویی میکنی
باید این موضوع رو خیلی جدی بگیرم
نه فقط چون داری چندتا مرز رو رد میکنی
که خودتم میدونی
بلکه چون بیشتر از همه نگران توام
منظورم اینه، واقعا فکر میکنی
من در حضور دخترم موکلمو کشتم؟
فکر میکنی؟
من اینطور نگفتم
آره، پس چی؟
یعنی غواصا کل دریاچه رو گشتن
تا آخرش یه کمربند از تولید انبوه پیدا کنن؟
آره، بیورن، اینو میگن کار پلیس
خب، من پلیس نیستم
ولی به نظر نمیاد خیلی عاقلانه باشه
که همه منابع تو رو برای یه مدرک ضعیف مصرف کنی
چرا میخوای یه پرونده بسازی که اصلا وجود نداره؟
هوم؟
چرا زندگی رو اینقدر سختش میکنی؟
دراگان سرگوییچ
گم شده
و متاسفانه نمیتونم بگم کجاست چون خودم نمیدونم
ولی چیزی که میدونم اینه که چه احساسی داره
وقتی همه چی از کنترلت خارج میشه
فشار کار، رئیسها
همینطور استرس خونه واقعا سخت میشه، میدونم
آره، آدمو پاره میکنه
و من یه مادر تنها نیستم
این چیه؟
این یعنی بچهت میتونه بره مهدکودک
همینجا توی ساختمونه
من یه توصیه خوب برات انجام دادم
میدونی که نمیتونم قبولش کنم
میتونی، نیکول
اگه بتونی دیگه همه چی رو منفی نبینی
بیا، لطفا اینو یه کم فکر کن
.::: مترجم مرتضی راکی :::. کانال تلگرام : @nestedsub
سلام، کاترینا
سلام، بیورن خب، چه خبر؟
هی، خوبه
دارم دفتر جدیدمو مرتب میکنم
تو چطور؟
...هممم
من کارو گرفتم
نه؟ - آره -
جدی؟ خیلی خوشحالم. عالیه
برای همین خواستم باهات حرف بزنم
میخوان که هفتهی آینده شروع کنم
میدونن که واقعا حق ندارن همچین چیزی بخوان
ولی این خیلی برای اونها و من مهمه
آره، ولی... این مشکلی نیست
ما هفتهی آینده کودکستانو نیاز داریم
ولی مطمئنم که داریمش
و چطور میشه آشناش کرد؟
آه، باشه
باشه ولی این کارو من میتونم انجام بدم
این کارو میکنی؟ - آره -
امیدوارم هفتهی آینده برای من آرومتر بشه
مرسی
قبلا اصلا وقتشو نداشتی
کاترینا بیراه نمیگفت
با تکوظیفه بودن تونستم اول به مشکلات شخصی
و بعد به مشکلات کاری رسیدگی کنم
متاسفانه الان با مشکلات کاری بودم
که خیلی زود میتونستن شخصی بشن
خواه ناخواه
میام پایین
میکشمت همهتون رو میکشم
No comments yet. Be the first to leave one.