The first 156 lines.
AnimWorld Presents
Anime Khor & Bloodrose
Translated by:
Anime Khor & Bloodrose
هشدار: این انیمه دارای صحنههای خشونتآمیز و .جنسی بوده و برای افراد زیر 13 سال توصیه نمیشه
...خب، حالا... چیزی که نظرمو جلب کرده
.اینه
ممکنه شئای برای پرستش باشه؟
...فکر کنم بهتر باشه بهش دست نزنیم
.موافقم، ولی باید بررسیش کنیم
.آماده بشید
گابلینها؟
این دیگه چیه؟
.فکر کنم این خونهی گابلینهاست
.اونجا رو ببینین! همون قایقیه که اون روز دیدیم
.شاید گابلینها از این طریق اومدن اینجا
.پس این باید یه شئ باستانی با توانایی ساخت دروازه باشه
...یه آینهی جادویی که میتونه افسون فراموش شده رو اجرا کنه
.تصورشم نمیتونم بکنم چقدر ارزشمنده
...پس یکی با این گابلینها رو احضار کرده
.بعد بهشون سلاح داده و گذاشته اینجا زندگی کنن...
.و اون مخلوق رو برای محافظت از آینه گذاشته
چیکار کنیم، گابلینکش سان؟
.پس گابلینها بودن
.مطمئنم که اون انفجار کل اینجا رو لرزونده
.اگه گابلینها از اینجا وارد و خارج میشن، نمیتونیم بیخیال بشیم
.پس میخوان پسش بگیرن
!ولمون کن
!از من بکشین بیرون
...گابلینکش سان
...چی
چی توی جیبم دارم؟
.نگران نباش
.مشکلی نیست
اونجا و برگشت دوباره
میتونی؟
.معلومه
.نگران خودت باش. حواست باشه دوباره به دیوار کتلت نشی
.همچین قصدی ندارم
.گابلینکش دونو، آمادهسازی تموم شد
...گرچه یه جورایی بالبداهه است
همین کافیه. اوضاع اونجا چطوره؟
.بله، منم آمادهم
خوبه. چند تا افسون برات مونده؟
.امم... فقط یکی مونده
.نگهش دار. توی وقت مناسب ازش استفاده کن
.بله
.من دو تا دارم
،اگه دیگه جنگجوی دندوناژدهایی احضار نکنم میشه سه تا
.ولی فکر نکنم بخوای نگهش دارم
.درسته. یه سپر بهش بده تا از دختره محافظت کنه
.متوجه شدم
میخوای من به آینه برسم؟
.آره
.منم احتمالا دو تا دارم
.نگهشون دار. برگ برندهمون میشن
.پس گمونم کمکت میکنم تا وقت مناسبش برسه
...خیلی خوششانسیم
.خوشبختانه سه تا افسونگر داریم
.عجب، پس درازگوشم میتونه به وقتش بچهبازی رو کنار بذاره
!خیلی بیادبی! من کی بچهبازی در آوردم
خب، من چیکار کنم؟
.بکششون داخل و بکششون
.هرقدر تونستی بکش داخل
...حس میکنم داری ازم زیادی کار میکشی، ولی
.باشه
.انجامش میدم
.حداقل دیگه لازم نیست بادقت هدف بگیری
.یک
!ریشترلش! هرچی خواستی پرت کن !بهتره تا میتونیم ازشون کم کنیم
.برنامه همینه
.اینم دو
.سه
.هشت
!تعدادشون خیلی زیاده
.گذاشتیم زیادی رد بشن
!از راست دارن میان
!بسپرش به خودم
!سه تا از چپ! چهار تا از راست
.باشه، باشه
!وای، چه بامزه است این
واقعا؟
.با تعریفتون مفتخرم کردین
...ولی
این آینه چطور متصل شده؟
،ای برونتوسوروس مغرور و عجیب
!قدرت دهها هزار نفر را به من عطا کن
!بزرگه داره میاد
.من میرم سراغش
.از سنگر دور نشو
.باشه
!نوزده! بیست
!بیست و یک
!آره! اورکبولگ، تیر برسون
.بده بهش
!به روی چشم
.بگیرش
.خودشه
!مواظب باش
پولکی، هنوز تموم نشده؟
...فقط یکم دیگه
.منم کمک میکنم
.ممنونم
بازم وقت بیشتری میخواین؟
.لعنت به زور زیادت
!اورکبولگ
.عمدا داره میکشونتش وسط گلهی گابلینها
.از دست تو آخر شاخ در میارم
هی، درازگوش، نمیتونی بیشتر بزنیشون؟
!خفه! پس برام تیرهای بهتری بیار
چرا سنگ پرت نمیکنی؟
!عمرا
!فقط یکم دیگه
!گابلینکش سان
!آینه رو برگردونین و برین زیرش
!متوجه شدم
!داره میاد
!یه بزرگشو بزن! بالا
!بالا؟ به روی چشم
!وقت کاره، گنومها
!دانههای شن را بغلطانین تا تبدیل به سنگ بشن
!اورکبولگ، اینجا
.ممنون
!گابلینکش سان
!نور میخوایم
.بله
،ای مادر زمین مهربان، لطفاً رحمت ببخش
!گمگشته در تاریکی را، با نور مقدس
!انفجار سنگ
!بیارش پایین
!سبدها رو بچرخونین، گنومها! بچرخونین و بچرخونین و ول کنین
...حالا
!کنترل سقوط
.شد پنجاه و سه...
از دست تو... چی توی مغزت میگذشت، اورکبولگ؟
...ترسیدم
ترسیدی؟ فقط همین؟
.چطور بگم... فکر کنم دیگه دارم عادت میکنم
.خدایا... خداروشکر که آینهی دروازهای رو بالای سرمون داشتیم
.خوشبختانه بیشتر ضربهها رو جذب کرد، ولی خیلی سنگین بود
.خب، اینبار بیشتر کارها رو تو کردی، پولکی
.ولی یکم دلم به حال اونوریها سوخت
شاید قدیمها ملت با اینها سفر میکردن، ها، ریشتراش؟
.علاقهای ندارم
.خیلی شانس آوردیم که زیر شهر نبودیم
.اگه زیر شهر بودیم، یه نقشهی دیگه میکشیدم
.هوی
چیه؟
.از هیچ آتیش، آب، سم و انفجاری استفاده نکردم
...اورکبولگ
چیه؟
گابلینکش سان؟
.خوشحالم که سالمین
.اومدم چیزی ازت بپرسم
بله، چی هست؟
.اگه بتونم، خوشحال میشم جواب بدم
No comments yet. Be the first to leave one.