The first 58 lines.
«« بيتوته در خـلـنــگزار »»
!هي
!گزارشتو ميدنها
اي احمق! داري پيشِ خودت چه فکري ميکُني؟
!عجلهکُن !داريم حرکت ميکُنيمها
!ديگه بايد راهبيفتيم
واسه چه غلطي داري فسفس ميکُني؟
.من همينجا ميمونم، بچهها
.«الان ديگه راهميفتيم، «آلن .بيا
.من چرخدندههام شُلکردن .شما ميتونين برين
.خداحافظ
،تو رو خدا شما اينجا چي ميخواي، آقا؟
مگه نميبايست سوارِ قطار باشي؟
.نُچ! خيال دارم بمونم
لابد عقلتو .از دست دادي
،شما رو به مسيح قسم آخه اينجا چي ميخواي؟
قصد دارم .يه مدت بمونم
.ولي گزارشتو ميدن
.کاريش نميشه کرد
.اسمم «کوئيست»ـه
از اون شغل .منصرف شدم
اگه دلشون ميخواد .ميتونن گزارششکُنن
!ولي يا عيسي مسيح خودت متوجهي داري چکار ميکُني؟
داري آيندهيِ خودتو .نابود ميکُني
بله، يه ترمزچيِ قطار ميتونه .هرچيزي که دلش بخواد بشه
.حتي رئيسِ ايستگاه راهآهن .البته به شرطي که بدونه چطور رفتار کُنه
نه اينکه همينطوري !کارشو ولکُنه
،شايد از دولت خسته شدي قبول؛
... ولي اگه گزارشتو بدن
ميشه بيزحمت يه ليوان آب بخورم؟
مجبوري از ملاقه .استفاده کُني
چه گياههايِ زيبايي .اينجا دارين، خانم
و چه بچههايِ .تپلمپل و خوشگلي
.روزِ داغيـه
احتمالاً يه بارونِ رگباري .در راه داريم
!گرمـه
چرا اينجا از قطار پياده شدي؟
.اصلاً کارِ درستي نيست .قطعاً خودتم اينو تأييد ميکُني
مثلاً اگه من همينطوري ترکِ پُست کُنم اونوقت چي ميشه؟
!احتمالاً دنيا به آخر ميرسه - ولي آخه اينجا؟ -
چرا اينجا؟ - .خُب، اينجا خيلي زيباست -
.اينجا هيچي وجود نداره .نه جادهاي، نه هيچي
!صحيح
.ناکجاآباديه واسه زندگي - .نه -
اگه از دستِ دولت ... خسته شدي
،ميتونستي استعفاء بدي .مثلِ بقيهيِ آدمهايي که اين کارو ميکُنن
يا نکُنه برنامهات اينه که تويِ معدنِ سنگ واسه شغل درخواست بدي؟
.سه کيلومتريِ اينجاست
اينجا هميشه اينقدر زيباست؟
زيبا؟
اينجا يه جهنمدرهيِ .پُر از مگسه
ميشه لطفاً يه ملاقه آب بخورم؟
،اون بيرون حمومِ آفتاب ميگرفتي، درسته؟
... خُب
خيلي حيف ميشه اگه هيچکس الان از اين هوايِ زيبا لذت نبره، مگه نه؟
بهگمونم رفته بودي معدنِ سنگ دنبالِ شغل، آره؟
فعلاً که در حدِ .يه ايدهست
استنبرگ» خيلي مرتفعه؟»
No comments yet. Be the first to leave one.