Release info

Extract From Subidx
A Commentary by tabdilsubidx
Extract From Subidx

Tags

other
Published on: 2014-09-14
Downloads: 48
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

سلام اي دوستان ، منم راوي داستان

ميگم قصه اي شيرين قصه از عشقي ديرين

بياين ، بياين اي دوستان تا بشنوين اين داستان

يه داستاني که تو اون ناممکن ميشه ممکن

راجا ميرسه به راني و پير هم به جواني

دانشمندي بود اسمش " خورانا

کمي حواس پرت ، کمي هم دانا

با بيست و پنج سال جستجو کشف کرد يه نوعي دارو

يافتم سونيتا، يافتم

فقط يه قطره از اين ، آدمو 25 سال جونتر ميکنه

خودتون ببينين فرمول عجيب اين مردک چه ميکنه با اين اردک

فقط با يه قطره ي کوچيک

اين بيچاره شد تخم اردک

دستيابي به اين فرمول محتاج دو چيز بود

اول سونيا که ميدونست جاي صندوق دوم طوطي ، که ميدونست رمز صندوق

اين طوطي اسباب بازي خورانا رو ميکرد راضي

کاراشو يادش مي آورد بي کلک و دغلبازي

خورانا ميخواست اين فرمول رو به دولت هند هديه بده

ولي منشي خيانتکارش سونيا رفت پيش برادر دوقلوش ، دون خلافکار

چي؟ اوهوي پسر ، بلجيت

بلجيت پسر بزرگ دون ، يه خلافکار طماع بود

پدرجان ، من مدتهاست که منتظر چنين روزي ام

حالا مي بيني ميلياردر که هيچي ، تيلياردر ميشيم

خفه...اگه تمام ثروت دنيا رو هم به من بدن

حاضر نيستم اون فرمول رو به کسي بدم

من ميخوام خودم از اين فرمول استفاده کنم و جوون بشم

اين خريتيه پدر

خر باباته

بابا ، صبح بخير بابا

با اين آشنا بشين " ساني " دومين آقازاده ي دون

توي خونه ي يک شمال هندي ، يک بچه ي جنوبي!

امروز قراره ، عشق من ، زندگي من " تانيا " اجرا کنه

براي همين ، امروز دارم زود ميرم دانشگاه بابا

برام دعا کن

بجاي اين غلطا ، لهجه تو درست کن

دون هميشه شک داشت

که ساني نميتونه پسر اون باشه

وقتي زن دومش داشت مي مرد بهش گفت...

که اين پسر ما نيست بلکه تاج گلي يه که همسايه مون " سوبرامانيوم " رو سرم گذاشته

بگذريم ، بلجيت طماع به پدر خودش خيانت کرد

و فرمول رو به يه باند چيني فروخت

اونا سه روز بهش مهلت دادن که فرمول رو بهشون بده

حالا اين فرمول و دغلبازي ها رو ميذاريم اين ور

و ميريم سراغ قصه ي عاشقانه مون اون ور

قهرمان قصه ي ما درس ميخوند تو دانشگاه کار ميکرد تو همونجا...تو بوفه ي دانشگاه

اسم اون کارن بود اما پسري ساده و تنها

نداشت هيچ کسي رو اونجا

به جز صاحبکارش مورگان اين بود خانواده ي اون

اينا رو ببر بيرون سر ميز شماره ي چهار واسه اون دختر چاقه

اين ساندويچ...اين شيريني ، اينم همبرگر

چقدر ميخوره اين چاقالو

اگه مردم اينقدر نخورن ، که ما درآمدي نداريم مورگان

درست ميگي ، اين صداقتت هميشه کار دستت ميده

خوش تيپ ترين پسر دانشگاه کيه؟ - ساني

خوشگلترين دختر دانشگاه کيه؟ - تانيا

بچه ي جنوبي ، شده دردسر باباي شمالي

هي ساني ، برنامه ي تانيا داره شروع ميشه زودباش بريم ، زود باش

نه...احمق ، يواشتر بگو

وگرنه همه ميشنون و ميرن ديدن برنامه ي تانيا

ديدي؟

زود باشين پسرا...بريم برنامه رو ببينيم

نه تنها ساني ، بلکه همه ي پسراي دانشگاه براش مي مردن

کارن ته دلش اونو دوست داشت

تو نميخواي بري برنامه ي تانيا رو ببيني؟

نه

تو از تانيا خوشت مياد ، نه؟

آره - بريم

يه کم فکر کن مورگان...من کجا؟ اون کجا؟

من اينجا توي اين بوفه ي کوچيک کار ميکنم

اما اون...همه ي دانشگاه ديوونه ي اون

اون حتي اسم منو نميدونه

چطور بايد بدونه؟ وقتي يکبار هم با هم ملاقات نکردين ، از کجا بايد اسم تو يدونه؟

بيا بريم - نه مورگان

بيا ديگه - مورگان

" تويي ، تويي ، تويي...تويي ، فقط تويي "

" اين نگاه از تو برداشته نميشه " " اين عمر به تنهايي نميگذره "

" محبوبم ، تپش قلب من تويي "

" ميخوام با تو بخونم ، برقصم " " با تو باشم ، تا ابد "

" در پلک هام تويي ، تويي "

" در روياهام تويي ، تويي "

" توي چشمام چهره ي توئه "

" تويي ، تويي ، تويي...تويي ، فقط تويي "

" روي لب هام تويي ، تويي "

" توي حرفام تويي ، تويي "

" افکارم از تو لبريز شده "

" نفس هام بوي خوش تو رو ميده "

شرکت " کيلر جين " جايزه ي امسال رو تقديم ميکنه به خواننده ي جوان " تانيا مول چانداني "

حضار محترم ، لطفا تشويفش کنين

بگير...بگيرش - عينک مو بده

عينکم...يکي به من کمک کنه اينا عينک مو نميدن

ولش کن...دست از سرش بردار

اين چه کاريه دارين ميکنين؟

داريم"' دست رشته " بازي ميکنيم تو هم مياي بازي؟

اذيت کردن بقيه کار درستي نيست

به تو چه؟ تو داداش اين ديوونه اي؟

بگو ساندويچي

اين ديوونه برادرته؟

اين ديوونه برادرته؟

اين برادر منه

آبجي...آبجي ، اين عينک مو گرفته بود

اين مو فرفري سبيل گنده عينک مو به زور گرفت ، اين بدجنسه

اين خوبه

تانيا! معذرت ، من نميدونستم اين برادر توئه

هزار تا معذرت

برادر زن...بيا ، اينم عينک

خفه شو ، گورت رو گم کن

ولي تانيا... - گفتم از اينجا برو

خيلي خب ، بعدا مي بينمت ، بريم پسرا اون واقعا دوستم داره

تو چطوري از خونه اومدي بيرون؟

از پنجره ي پشتي...نتونستم دوچرخه مو پيدا کنم واسه همين

واي " گولو " ، چندبار بايد بهت بگم

تنها از خونه بيرون نيا

ببخشين آبجي - خيلي خب

زود باش...از کارن تشکر کن

متشکرم کارن

تو...اسم منو ميدوني؟

اسم؟ من حتي ميدونم که توي امتحانات ترم اول دير رسيدي

شوخي کردم ، من ميدونم که تو بورسيه اي و...

همزمان با تحصيل تو بوفه ي دانشگاه کار ميکني

دوستي شروع شد اينجوري کارن نداشت طاقت دوري

تولد رو بهونه کرد اونو دعوت به خونه کرد

تانيا دعوت اونو براي شام قبول کرد

گفت مياد

غذاي خوشمزه درست کرد شمعهاي زيبا روشن کرد و به انتظار نشست

تانيا رفت يک شلوار و پيراهن خريد

تا به عنوان هديه ي تولد به کارن بده

چيزي نمونده بود که دوتا دل به هم برسن

که سر و کله ي آدم بدهاي قصه شروع شد

از اونطرف ، دانشمند ما فرمولشو گذاشت توي يک صندوق ، درشو قفل کرد

و رمزشو به طوطي گفت

بلجيت رفت پيش عمو...بدزده فرمول رو از او

اما خوراناي زرنگ با حيله و با نيرنگ صندوق رو داد ، طوطي را برد

بلجيت خنگ کلک خورد و سونيا تا صندوق رو ديد عقل و هوش از سرش پريد

داد زده طوطي رفته کجا؟ رمز اينو برده زِ ما

بلجيت تا اينو فهميد با عجله زود دويد

درو باز کن ، درو باز کن

هي ، تو توي ماشين من چيکار ميکني؟ تو کي هستي؟ از ماشين من بيا بيرون...از ماشينم بيا بيرون

دخترم ، گوش کن...

ناگهان چشم خورانا به کاغذي خورد که از کيف تانيا بيرون افتاده بود

وقتي نزديکتر رفت

يه کارت شناسايي ديد که اسم تانيا روش نوشته شده بود

تانيا کمي که جلوتر رفت ، ناگهان پشيمون شد

و احساس کرد که شايد اون مرد واقعا به کمک احتياج داشته

با اين فکر ، دور زد و به اونجا برگشت

و ناگهان صحنه اي ديد ، که باعث وحشتش شد

بلجيت که تانيا رو ديد

از ته دل آهي کشيد...اين ديگه از کجا رسيد؟

صحنه ي جرم و قتل رو ديد

نرفته تا پيش پليس ، بايد حساب شو رسيد

کارت رو تو دست عمو ديد يه فکري به ذهنش رسيد

اين تانيا هر کي باشه طوطي يه الان باهاشه

مي کشم امشب هر دو رو

اوني که برده طوطي رو ، و اوني که ديده جرم مو

من اون طوطي رو ميخوام ، پيداش کنين

با ديدن عکس تانيا به اين فکر افتاد که...

اون دختري که صحنه ي قتل رو ديده و اوني که طوطي پيش شه يکي هستند

تانيا رفت به اداره ي پليس

ولي ديد که اونا قبل از اون اومدن اونجا

تانيا حرفاي بازپرس و بلجيت را شنيد

و با خودش فکر کرد همين امشب بايد خونه رو ترک کنه

کارن خسته شد از انتظار

تانيا نيومد سرِ قرار

کارن نگران شد و به خونه ي تانيا رفت تا ببينه موضوع چيه

بي خبر بودن کارن از ماجراي قتل باعث شد که...

اون نتونه تانيا رو تو خونه ش ملاقات کنه

تانيا دست برادرش گولو رو گرفت و در تاريکي شب فرار کرد

اون ، عشق پر شور و بي غل و غش کارن رو ناتمام گذاشت

از اون شب به بعد کارن براي پيدا کردن تانيا همه جا رو زير پا گذاشت

اما اون مثل يک قطره آب شده و رفته بود تو زمين

اين طوري بود که بين دو عاشق جدايي افتاد

آيا اونا بازم همديگه رو خواهند ديد؟ شما ببينين

چي شد؟ گاو صندوق باز شد يا نه؟

سه سال گذشت ولي اينا نتونستن رمز گاو صندوق رو پيدا کنن

ميوه اي به اين خوشمزگي جلومونه ولي نمي تونيم بخوريمش

اوهوي بلجيت

چرا وايستادي ، منو نگاه ميکني؟

برو ، برو اون طوطي رو پيدا کن و بيار

شما سه ساله دنبال طوطي مي گردين

يه ذره هم دنبال تانياي من بگردين مگه نوه نميخواين ، بابا؟

برو گمشو احمق

برين ، گورتونو گم کنين تا طوطي رو نياوردين جلوي من ظاهر نشين

حالا مي بينم کي دير ميکنه - باشه ، باشه

اين ديگه چيه؟ - صورت حساب قبل از غذا؟

ببخشين ، اين ساندويچ مال شما اين صورت حساب مال من

صورت حساب رو نبين ، غذا رو ببين چي کار داري ميکني؟

به جاي ساندويچ ، صورت حساب ميدي

به جاي صورت حساب ، ساندويچ مي فهمي چي کار ميکني؟

ببخشين مورگان ، يه کم حواسم پرت شد

يه کم؟ تو سه ساله که حواست پرته

از عشق تانيا مثل مجنون شدي

ببين تو جوني ، خوش تيپي

به هر دختري پيشنهاد ازدواج بدي با دل و جون قبول ميکنه

من هيچ کسي رو مثل تانيا نديدم

منم عاشقي مثل تو نديدم

بيا اين صورت حساب رو بگير ببر سر اون يکي ميز

ببخشيد - بله

ببخشيد اگه اشتباه نکنم ، شما تو دانشگاه مرکزي درس مي خوندين - بله

تو...کارن - بله

بازم شروع شد سه ساله کارش شده همين

هر کي مياد ازش سراغ تانيا رو مي گيره

Deewane Huye Paagal subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left