The first 200 lines.
تيم ترجمه و ساب EXOLegend تقديم ميکند exolovers3 EXOLOVERA
غذا خوردي؟
اين حرف منه
هيون چول
بيا
طلاق بگيريم
و
از اول شروع كنيم
براي من هم سخت بود ولي
مي خوام كه
بذارم الآن بره
مي خوام كه از نو شروع كنم
...نه با هيون چولي
كه مي شناختم،ولي با تو
ميخواي قدم بزني؟
قسمت شانزدهم علت حقيقت
اين بزرگه
مسخره اس اصن همچين چيزي کجا بوده؟
جدي ميگم
تو يه نهنگ رو ديدي
توي يه برکه بيرون از همه جا؟
درسته واقعا ديدم
ميبينم که کانگ هو تخيلات وحشاينشو
از تو به ارث برده
اون خاطره ي
حافظه ي هيون چوله آشپزه؟
يا شايد
يه درياچه تو حومه ي شهر بوده
يادم مياد پا برهنه بودم
تو دستم يه تيركمون پچه گونه داشتم
شك دارم كه بانكدار هيون چول
يه تيركمون بچه گونه داشته باشه،پس
اون بايد هميشه درس مي خوند تا اول شه
يكم بهم زمان بده
هنوز چيزي هست كه بايد درستش كنم
تصادف ماشينم
بايد حقيقت رو روشن كنم
منظورت چيه؟
بعدا بهت مي گم
پس
بيا فعلا روي طلاق تمرکز کنيم
باشه؟
در مورد چيزي كنجكاوم
احساساتت
به من مال
هيون چوله بانكداره
يا هيون چوله آشپز؟
كدوم رو ترجيح ميدي؟
...اميدواري که
من دوست دارم چون خاطراتم از تو
يخ زدن
در زماني كه هـيون چول قديمي صادقانه تو رو دوست داشت؟
يا
اميدواري كه
هيون چولي كه الآن هستم دوست داشته باشه؟
تو انتخاب كن
تو هميشه سوال مي پرسي ولي هيچ وقت جواب نمي دي
منتظرم بمون
من اون سايت رو ترك كردم
اون آشغالا رو ديگه باور نمي كنم
فقط مي خوام الان سخت درس بخونم
و به يه دانشكده خوب برم مثل پدرم كه رفت
اين چيزيه كه مي خوام انجام بدم
منو باور نمي كني؟
يا اينو نمي خواي؟
شايد
من حتي قبل از تو مي دونستم
اون مرد پدرم نبود
من فقط
اون احساس رو داشتم
اون خيلي متفاوت بود
جي سو
الان چيكار کنم؟
وقتي مردم مي ميرن،اونا يه قبر مي گيرن
ولي پدر من
يكي هم نداره
چرا خدايان انقدر بدن؟
...بيا
پدرمون رو باهم شريك شيم
بيا اينو انجام بديم
پدرم رو
با تو و خواهرت
شريک ميشم
ولي مامانم نه
تنها زن بابام مامانمه
خيلي اسون بود
بله،دكتر
..بله. پسرم از وقتي که.
داروهايي که شما براش درست کردين رو ميخوره خيلي بهتر شده
بنابراين مي خوام بهش
يه جعبه ي مشابه ديگه بدم
لطفا دو برابر بيضه ي ببر
به اين جعبه ي جديد اضافه كنيد
بله،بله،ممنون
فقط راجع به هيون چول فکر ميکني
در مورد يه عشق بدون تلافي حرف مي زنين
نمي توني نصفه اون عشق رو به من بدي؟
نمي خواي بري سره كار؟ چي گفته بودم؟
بهت گفتم سخت كار كن
مامان،چند روز قبل
اون بونگسئون دونگ خانومه بيمه گر
و يه مرد جوان به رستوران اومدن
يه مرد جوان؟
بله.اون خيلي جذاب بود كلا اون مي تونه
تو يه گروه آيدول پسر باشه
فكر مي كنم من بايد
با اون خانوم بيمه گر ملاقات كنم
و چيكار كني؟ دوباره برقصي؟
مامان - سلام -
خسته مي شي مي خواي من كمك كنم؟
تو چت شده؟
خوب رفتار كردن تموم كن،و مثل خودت رفتار كن
مامان.با بابا دارم ميرم اسكيت بازي
خوش به حالت
خوش بگذره
اما بابا خيلي از روش هايي كه عادت داشت رو عوض كرده
اون اونقدر نمي خوره يا اونقدر شوخي نميکنه
همونجوري که عادت داشت
تشويقش کن باشه؟
باشه
خوشحالم که با کانگ هو صميمي شدي
ممنون
راستش جيسو هم با ما مياد
حالش خوبه؟
آره خوبه
بريم بابا
باشه
منم ميخوام برم چرا فقط اونو ميبري؟
تو نميتوني اسکيت کني
اوپا هم نميتونه
تو هم ميخواي بياي؟
نه امروز کلاس جبراني داره توي مدرسه
نميشه برو داخل
ميتونه يه روز رو نره نذار از دستش بده
بابا
هي اومدي
سلام - هي التماس ميکرد -
دارم ولت ميکنم
خداي من
واقعا که
حالت خوبه مي هو؟ آسيب ديدي؟ ها؟
الان خوبي؟ بريم
مي هو دائم التماس ميکرد براي همين آوردمش
جيسو مشکلي نيست؟
بله
ولي اون کيه؟
منو همينجا پياده کن
خواهش ميکنم پيادم کن
نه ميرسونمت خونه
لازم نيست. اينجا پياده ميشم
جيسو
به پدرت گوش کن
چيشده؟
چيه؟
اتفاقي افتاده؟
به من نگاه کن.زودباش چيه؟
چيشده؟
چيشده؟
مابايد همديگرو ببينيم
ايناهاش - ممنون -
خوشمزه بنظر مياد - من بايد برم -
يه مقدار کار پيش اومد
بخورين بابا زودي برميگرده
من به اينکه چطور به ميهو توضيح بدم فکر ميکنم
من هم همينکارو ميکنم
فقط يه لحظه
مادر جيسو ازم خواست تا اينارو بدم
به تو
اون گفت که هيچوقت برات لباساي خوشکل نگرفته
دوست دارم که هممون واسه حل کردن اين مشکل عاقلانه رفتار کنيم
اتفاقي فراتر از منطق برامون افتاده
ما نميتونيم باهم ديگه منطقي رفتار کنيم
يخورده زمان ميبره
من اينو درموردت دوس دارم
تو گرم و عاقل هستي
تو همش حرف ميزني
آقاي سونگ هيون چول
چرا دخترمو اذيت ميکني؟
شما اونو ذوق زده کردين که با پدرش وقت بگذرونه
چطور جرات ميکني با اون خانواده
ناديده بگيريش؟
خب
من برنامه داشتم که فقط جيسو و کانگ هو رو ببرم
ولي مي هو يدفعه اي خواست که بياد
خب مادرشم اون رو آورد
هيون چول
چطور جوري رفتار ميکني انگار که عادلي؟
بهانه تحويل من نده
ببين آقاي سونگ هيون چول
ميدوني الان تو چه موقعيتي هستي؟
ميدونم
سخته
و دردناک - يه دليل بهم بده -
اين موقعيت منه
والان تو
فقط داري از خيانت لذت ميبري
تو قانوني و ماهرانه
وآزار دهنده داري خيانت ميکني
چطور جرات ميکني دخترمو اذيت کني؟
ميخواي که دوباره بميري؟
No comments yet. Be the first to leave one.