The first 200 lines.
به یاد آبجی محبوبه روحش شاد
مدیر سایت : نوید مرادی
"این مردم شال حریر منو بردند"
"این مردم شال حریر منو بردند"
چیکار میکنی؟
این یکی خوبه. من برش میدارم
معامله ست دیگه
بازی رو ادامه بده
سلام
چطوری؟
میرم داخل و میام
میخوای با من بیای؟ نه -
نگران نباش پسرم ایدز نداری. من اینجام به عنوان دکتر
ما داروی پنی سیلین داریم امکان نداره ایدز بگیری
برو..برو. من باهاتم نگران نباش
شما چی؟ دو ماهه بارداری؟ بیا سقط کن
پنجاه روپیه بهم بده نمیتونم تخفیف بدم بهت
برو دختر
برو گمشو. مفت کار نمیکنم سلام -
برو یکی دیگه رو پیدا کن
پولت هم مال خودت
بیا این پول برای امشب
برو هواش رو داشته باش
رُزی! من میرم
چیه؟ کمیسیون من چی شد؟ -
!مامان. اسماعیل اومده
باز سروکله اش پیدا شد؟ .روزی نیست که نیاد
"به حرف من گوش نکن" "برو از پلیس بپرس"
"به حرف من گوش نکن" "برو از پلیس بپرس"
.با من بیا
تو مجانی کار میکنی؟ !بیا پس
چقدر میخوای؟
پول بده اول یک پیک به من بده -
پول بده
!برو. برو اینجا نایست
بیا بخر. بخر و برو
بیا
هروقت کمیسیون منو دادی میتونی از اینجا بری
چی میخوای بگی؟ به من بگو
بیا از من بخر
بیا دیگه
آبیرامی... ابیرامی چیکار میکنی؟ -
برو بیرون از ماشین برو گمشو
با من ازدواج کن من خوشبختت میکنم
ای عوضی برو گمشو زندگیت همینه -
تو چرا داری میسوزی آخه؟
همیشه فکر و خیال میکنی
هیچکس نمیتونه جلوی حقیقت رو بگیره
این کیه؟
از ته قلبم میگم
!برید کنار! برید کنار کتکش نزن
برو کنار. اون مریض روانیه کتکش نزن
برو کنار ببینم. جلو نیا ببرش اون گوشه
چی شده؟ گونا. چرا اومدی اینجا؟ -
ببرش اون سمت حرف نزن -
حرکت کنین
برید کنار چی شد؟ -
چرا به من گوش نمیدی؟ چی شده؟ -
مگه باهات چیکار کرده که اینجوری بهش لگد میزنی؟
برو گمشو
درد نداره
پس واسه همینه مردم بهت !میگن دیوانه
!سلامتی جسمی ات خوبه برگرد خونه بگو من مرخصت کردم
اگه دوباره این کارا رو بکنی چی؟
آبیرامی.. آبیرامی... آبیرامی
چته آخه؟
چرا مرغت یک پا داره آخه؟
نمیخواد اشاره کنی دستت رو بیار پایین
تو یک انسان هستی یک انسان معمولی. حقیقت همینه
فهمیدی؟ توانایی پرواز کردن نداری
اینجا رو ببین وقتی ولش میکنم... میفته پایین
این تویی. متوجه شدی؟
آفرین! خیلی خوبه که میتونی اینجوری درک کنی
ولی آیا این کار عملیه؟
چرا ازدواج نمیکنی؟ با کی؟ -
رزی! اسمش رزی بود دیگه؟
مگه مغز خر خوردم؟ نخیر -
با رزی ازدواج کن
نه چرا؟ -
آخه اون که آبیرامی نیست
این آبیرامی کیه؟ نشونم بده
نامه. باید براش نامه بنویسم و بهش بگم بیاد پیشم
چجوری براش نامه مینویسی وقتی اصلا نمیدونی کی هست؟
وقتی اومد نامه رو بهش میدم. نمیشه؟ باید نامه بنویسم براش
بسیارخب
!بنویس
مسخره میکنی منو؟
اره دارم مسخره ات میکنم
تو 100 آهنگ برای آبیرامی حفظ کردی درسته؟
ولی چرا نوشتن رو یاد نمیگیری؟
چون آبیرامی توی قلبمه نامه ها بیرون از قلبم
بسیارخب
بگو من مینویسم چی باید بنویسم؟
میشه راه برم و بگم؟ باشه -
این جسم همچون چیز بی مصرفی ست" "که توسط پدر و مادر ساخته شده
"دختر باهوش. این جسم بی مصرفِ"
"چرا بودا حکیم و شیدا شد؟"
"چون جسم مانند نیشکر دور ریخته میشه"
دختر باهوش! این جسم مثل نیشکر" "از بین میره
این خاکی ست که اسمش رو بدن" "گذاشتن در زندگی
این خاک در کدام رودخانه ی" "گنگ شسته خواهد شد؟
این جسم همچون چیز بی مصرفی ست" "که توسط پدر و مادر ساخته شده
"دختر باهوش. این جسم بی مصرفِ"
ما به این دنیا اومدیم" "تا بازی کنیم
باید گناهان زندگی رو کنار بگذاریم" "و زندگی کنیم
به مردی که میدود و بازی میکند" "تگاه کنیم گناه کردیم
"چه کسی فرار کرد و گفت من بازی نمی کنم؟"
"میمون ذهنت تمام روز بازی میکنه"
"اون تو رو کنترل میکنه" "برای همین بهش گوش میدی"
"بدون اینکه ذهنت ضعیف بشه" "و معرفتت از بین بره"
"جهل و نادانی ات از بین خواهد رفت"
"به عنوان یک پدر میگم"
این جسم همچون چیز بی مصرفی ست" "که توسط پدر و مادر ساخته شده
"دختر باهوش. این جسم بی مصرفِ"
"چرا بودا حکیم و شیدا شد؟"
"چون جسم مانند نیشکر دور ریخته میشه"
دختر باهوش! این جسم مثل نیشکر" "از بین میره
خانم؟ بهش شوک دادین؟ -
شوک ندادن. فقط آمپول زدن دکتر میخواد شما رو ببینه
آبیرامی عشقم !هی رزی
بعد از دیدن پسرمون میای اینجا؟
باهاش ازدواج میکنی؟ روزی که ماه کامل بود باهاش ازدواج کن. شگون داره
!ساکت شو. همش تقصیر توئه اینقدر هی گفتی عروسی دیوانه اش کردی
ماه کامل شد یعنی چی؟ دیگه باهاش از عروسی حرف نزن
اگر من باهاش حرف نزنم کی حرف بزنه؟
من تنها مرد تامیل اینجا هستم بقیه که تلوگو صحبت میکنن
توام به تامیل بودنت افتخار کن
برو بابا وایسا رزی -
اون بالاخره ازدواج میکنه مادر گفت اسمش آبیرامی هست
من ازش پرسیدم اسمش چیه !گفت سوبایی آبیرامی
اون گفت گونا بالاخره ازدواج میکنه این معجزه و نور نیست؟
!در شب ماه کامل اون ازدواج میکنه !یک ازدواج با عظمت
یک لحظه صبر کن. من گردنبند ازدواج هم دارم. برکت الهه ست
رفتی؟ اگه بری ازدواج نمیکنی
باشه نفرینت میکنم بختت بسته میشه
چی جواب بدم؟
هرچی میخوای بنویس. ولی وقتی گونا رو فرستادم باید مواظبش باشی
اون پیرمرد خیلی مزاحمش میشه کاری از منم برنمیاد
تا حالا مریضی مثل اون پیرمرد ندیدم ...ولی اونطور که گونا می گفت
!فکر کنم اوضاعش خرابه
همگی ساکت باشید لطفا
گوش کنین یک لحظه
فقط دو روپیه ست بیا بخر و ببر -
تو رقاص جدیدی؟
تازه اومدی؟ چی؟ -
میگم جدیدی؟ اره -
این قیمتش چنده؟ ده روپیه -
این چی؟
این؟ 50 روپیه
این چی؟
واقعا حقم بود
مگه هرجایی چشمت رفت پاهات هم باید همون سمت بره؟
راه دلت کدومه؟
کاسی! یکی رو 120 بده
کجا میری؟ گوش بده
آنومار کیه؟ برگ پان داری؟ -
من آنومار نیستم اسمم آنومانت هست
ناراحت نشو من جیبم پره
کارتُ راه بندازم چی به من میرسه؟
پولشو بهت میدم دیگه تو خیابون لنگ کفشم نعمته
هی کاسی 120 تا بزن برو بابا -
چیه؟ تو چرا عصبانی میشی؟
تا حالا شده هر روز با پای خمیده کار دیگران رو راه بندازی؟
کی قراره قفل رو باز کنه؟
من کسی که بتونه قفل رو باز کنه، گم کردم
به من همه چی رو یاد داد بعدش رفت تیمارستان بستری شد
خوبه. ادامه بده حرفت رو
ببین چجوری از تیمارستان میارمش بیرون و کارو تموم میکنم
اگه نکردم مرد نیستم
اسماعیل تویی؟ اونی مَرده که بدهیش رو صاف کنه -
!وای از این زنا
اسماعیل خیلی درد داره ولم کن
اسماعیل دیگه پول ندارم اینم واسه خرجی ام نگه داشته بودم
گوش کن من همه ی پول رو .دادم به زن داداشم
دادی زن داداشت؟
ساتی با مردانش اومده و میخواد تو از اون خونه بری
اگر نری باید 15 هزار روپیه در ماه اجاره بدی
اون اومده؟ چهارساله دارم ازش فرار میکنم
تو که نمیتونی چنین پولی بدی پس قطعا باید از خونه بری
اگر به من کمیسیون میدادی باهاش حرف میزدم
حالا چه نفعی برای من داره؟ ...چون از ایالت کمیسیون گرفتم
باید بری از اونجا
اینو نه مانونمانی هم بگو
هی مانونمانی! همه ی وسایلت رو می ندازم وسط کوچه
قبل از این بیاد. بذار خودم همه ی وسایل رو پرت میکنم
ولم کنین بذارین بمیرم
مامان زن داداش چی شده؟ -
میخواستی چی بشه؟ باید تو کوچه خیابون بخوابیم -
سرنوشت. همیشه پیشونیمون سیاه بوده
به کسی که انگلیسی حرف بزنه پول بیشتری میدن
ما توانایی پرداخت نداریم چجوری ماهی 15 هزارتا بدیم؟
برو دیگه.. برو خوش باش بذار به حال خودم بمیرم
مامان ما هیچ جا نمیریم آروم باش لطفا
زن داداش! من تا تونستم برای تو جنگیدم باهاش
منو عصبانی نکن نزنش مامان -
رزی؟ چرا نمیری یک جور دیگه ای باهاش حرف بزنی؟
برو گمشو! اون فقط پول میخواد
اصلا عوض نشده
خدایا! گناه من چیه؟ شوهرم که آدم درست و حسابی نبود
الانم از پسر شانس نیاوردم
No comments yet. Be the first to leave one.